بیانیه جبهه ملی ایران-اروپا ؛ بَدان را ز بَد دست کوته کنیم …


هموطنان گرامی،
کشور عزیز ما ایران که سالهاست از استبداد داخلی رنج می برد، اکنون در تهدیدِ نیروهایِ مداخله جویِ خارجی نیز قرار گرفته است.
در پیِ انتخابات اخیر ایالات متّحده آمریکا و تغییرات پیش آمده، احتمال دست زدن ریاست جمهوریِ جدید آمریکا به یک ماجراجوییِ سیاسی – نظامی به بهانه “حفظ منافع ملی آمریکا” در جهت مداخله نظامی در ایران روز بروز بیشتر می شود. این امر در نگرانی افکار عمومی و نخبگان آمریکایی هم به وضوح قابلِ مشاهده است.

در ایران نیز دولت آقای روحانی در تمامیِ تلاشها به منظور عادی سازیِ امور در معیشت مردم و در بازگرداندن وضعیت عادی برای زندگی در کشور، اعم از تلاشهایِ داخلی و یا خارجی بدلیل کارشکنی هایِ فرماندهان سپاه پاسداران و حمایت خامنه ای از آنان، ناکام مانده است.

کارشکنی مداوم نیروهایِ امنیتیِ مورد حمایت سپاه پاسداران علیه دولت روحانی و علیه حقوق شهروندی مردم برخلاف قانون اساسیِ کشور، آشکار است. قوه قضاییه حکومتی، که همیشه منشأ فساد و سرکوب مردم و نخبگانِ آزادیخواه بوده است، به حمایت تمام عیار از سپاه پاسداران در هماهنگی با رهبری «انجام وظیفه» می کند.

اخلال نیروهایِ بالادست تر از دولت که در حمایتِ شخص علی خامنه ای می باشند، اصلاحات سیاسی و یا اقتصادی به منظور برون رفت کشور از این وضعیّت بحرانی، دولت روحانی و مردم را سخت زیر فشار قرار داده اند.

فرماندهان سپاه پاسداران که در مداومت بخشیدن به شرایط جنگ سرد با آمریکاییان ذی نفع اند، با تسلط به حجم قابل توجهی از منابع مالی، نظامی و با پشتیبانیِ قضایی و حمایت های سیاسیِ رهبری، به عاملی خطرناک برایِ مردم و اراده ملّی در جهت تغییر این وضعِ رقتبار بدل گشته اند. انواع قانونگریزیِ آنان حتا در چارچوب قانون اساسیِ جمهوریِ اسلامی که مصداق بارز یک حکومت دینی است، به یک مانع جدی برایِ برون رفت مردم و دولت از این بن بست تاریخی تبدیل شده است. اقداماتِ تحریک آمیز سپاه قدس وابسته به رهبری در منطقه نیز به ایران هراسی دامن می زند.

موافقتنامه برجام با تمامیِ کاستی ها که دست آورد دولت روحانی در دور نگهداشتنِ کشور از یک جنگ خانمان برانداز برایِ مردم ایران تلقی می شد، شکننده گشته است. دولت روحانی نه در مبارزه با فساد توان عبور از موانع کارگذاشته شدهِ توسط سپاه و رهبری را دارد و نه در مدیریتِ سیاستی واحد برای وزارت خارجه.

اعتراضات کارگری در پیِ عدم دریافت حقوق و بسته شدن کارخانجات، رشد می یابد. افزایش مدام خیلِ بیکاران از حد گذشته و بزرگترین معضل اقتصادی وآسیب اجتماعی کشورگردیده است.

درجه خشونتِ قوه قضاییه و نیروهایِ امنیتی که همگی وابسته به سپاه پاسداران هستند، به حدی رسیده است که علیه کارگرانِ معترض به وضع خود، با شلاق زدن کارگران برخورد می کنند، اقدامی که در تاریخ جمهوریِ اسلامی بی سابقه است.

همه این اخبار و این اوضاعِ بغایت آشفته اجتماعی، چنانچه به عواقبِ ناشی از جنگ مستقیم و یا نیابتی با نیرویی خارجی پیوند زده شود، خطر ناپایداری و فروپاشی بنیادهایِ جامعه را درپی خواهد داشت.

از سویی دیگر سیاستهایِ تحریک آمیز منطقه ایِ سپاه پاسداران و موضوعاتِ مربوط به برجام و آزمایش موشکهایِ بالستیک، برخی از محافل جمهوری اسلامی را نگران کرده، که آیا بهتر نیست که سپاه پاسداران و رهبر قصد آزمودنِ قدرت و ظرفیتِ متقابل ماشین نظامیِ آمریکا را نداشته باشند، زیرا از ایجاد ایران هراسی در میان کشورهایِ کوچک منطقه و تحریک نیروهایِ آمریکایی، حکومت خامنه ای در ایران نفعی نخواهد بُرد و بی‌شک تحمل تمامیِ صدمات جانی و مالی پدید آمده در صورت شکلگیریِ یک فاجعه، به دوشِ ملت ایران و بویژه اقشار زحمتکش و محروم جامعه خواهد بود.

شواهد حکایت دارد که ریاست جمهوریِ جدید در کاخ سفید دارایِ رویه ای بهنجار نیست و به هیچ عنوان آن صبوریِ اوباما را نمی توان در تصمیم گیری هایِ سرنوشت ساز، در ترامپ مشاهده کرد، گرچه با اتخاذ سیاستهای تحریک آمیز ایران در منطقه هر جناح دیگری نیز که در کاخ سفید سکنا گزیند، آنچنانکه در دولت صبور اوباما نیز دیده شد، در صورت لزوم، به رُخ کشیدن “گزینه نظامی روی میز” مسبوق به سابقه خواهد بود.

با باز کردن دفتر ناتو در کویت و قصد تشکیل یک ائتلاف نظامی شبیه ناتو در منطقه و از کشورهای عرب خلیج فارس و با مشارکت اسرائیل، ما امیدواریم که دولت جدید آمریکا به بهانه‌های گوناگون دنبال بهره برداری از وضع آشفته درونیِ ایران نبوده و با ورود به سیاستی ماجراجویانه قصد محک زدن مردم ایران را در همبستگی و اتفاق نظر داشتن در حفظ تمامیّت ارضیِ” خود، نداشته باشد!

بدون شک داشتن رابطه با تمامیِ کشورهایِ جهان از جمله با آمریکا همراه با احترام متقابل و بر اساس منافع ملی حق و خواست مشروع مردم ایران است، که متاسفانه تصمیم گیری در این مورد سالیانِ سال است در سایه یک دیکتاتوریِ خشونتگرا منحصر به خواست رهبری در ایران شده است. رهبر خودکامه ای که نه تنها از هیچ سازوکار دموکراتیک استفاده نمی کند، بلکه هر نوع اعتراض به این انتصاب و یا به سیاستهایِ وی، پاسخی قهرآمیز است. بدینسان ملت ایران هیچ مسئولیتی در قبال نابخردی و ماجراجوییِ خطرناک این به اصطلاح رهبر و همراهانش را ندارد.

اختلاف داشتن دولتها با یکدیگر با سبقه ای تاریخی و یا با ظهور مشکلی جدید و انجام هرنوع چانه زنی بر رویِ موارد اختلاف امری معمول در تعاملات سیاسی می باشد، اما آنچه نگران کننده است، نمایندگی یک شخص دیکتاتور و خودکامه با سبقه ای جنایتکار و ماجراجو در عرصه بین المللی از طرف ملتی صلح جو می باشد، که بر اساس این خودکامگی مردمی را به خسارات ناشی از یک جنگ ناخواسته و غیر ضروری فرو برد، همانند آنچه در ادامه دادن جنگ با عراق در گذشته روی داده است. فرصت طلبان حکومتی در ایران بسیار می کوشند، میهن ما را همیشه در بحران ماندگار سازند، چراکه در این زمینگیر شدن مردم و کشور، آنان همواره ذی نفع بوده و هستند.

ما امیدواریم که سیاستمداران کاخ سفید با اتخاذ سیاستهایی عقلانی از درگیر شدن در هر نوع منازعه نظامی با قوایِ ایرانی خودداری کنند و تمرکز خود را معطوف به منافع سران سپاه پاسداران کنند تا شاید در کنار زدن رهبر خودکامه و وابستگان فاسد آن، توسط مردم ایران و نیروهایِ به تنگ آمده، راهی برایِ برون رفت از این وضع در درون دستگاه قدرت پدید آید.

پاینده ایران

جبهه ملی ایران– اروپا
دوشنبه، ۲ اسفند ١٣٩۵ – ۲۰ فوریه ٢٠١٧

تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد
بازنشر مقالات با ذكر مأخذ آزاد است