تغییر تاکتیک و آنچه در انتظار است – تحلیلی از ضیاء مصباح


جنــگ تجاری پرســروصدای دونالد ترامپ علیه چین و در مقیاســی کوچکتر باکانادا ، مکزیک، روسیه ، ونزو ئلا ، ترکیه و از همه پر سرو صداتر استفاده امریکا از حربه تحریم اقتصادی در مواجهه با حکومت ایران که تا ۱۳ آبان روز بیاد ماندنی اشغال سفارت آمریکا به نقطه اوج میرسد ، این روزها مورد دقت صاحبنظران و دلسوزان مام میهن میباشد .
مگر اینکه روحانی برآمده از رسالت ملی با اندکی نا فرمانی بر مبنای تعاریف متداول «اختیارات و وظایف روسای جمهور» ومصالح ملی ، با هماهنگی اعلام نشده که خوش باورانه بنظر می آید ، در مسیر بتاریخ پیوستن در سفر قریب الوقوع خود به نیویورک ، دست به کاری زند که غصه برآمده از شعارهای مکرر بی حاصل خانمان برانداز بطول ۴ دهه نظام ، پایان یابد.
امروزه جنگهای اقتصادی جای گزین برخوردهای کلاسیک شده و تئوری پردازان آن «آلفرد تیر ماهان » ژئو استراتژیک آمریکائی در قرن ۱۹ و « نیکلاس نامبرت » میباشند.
«نامبرت » نویسنده کتاب « برنامه ریزی برای جنگ اقتصادی بریتانیا در جنگ جهانی اول » از انتشارات دانشگاه امریکائی هاروارد – از بانیان این روش بشمار میرود.
هر دو ی این اندیشمندان زمان خود – معتقدند:آوردن فشار «روی همه مردم » روح اصلی جنگ مدرن است.
این در گیری بدون تلفات انسانی (هر چند با افت ارزشها و سلامت عمل جامعه، نوعی تلفات اخلاقی – رفتاری که کمتر از نا بودی جان انسانها نیست را در بر دارد) بوسیله قدرتهای بلا منازع دنیا رو بتوسعه نهاده است .
در دنیایــی که هزینه روانی آغاز جنگهای کلا ســیک روز به روز بالاتر میرود – باید پرسید :آیا جنگ اقتصادی موثرتر و کم هزینه تر به حساب نمیآید؟ آیا در دنیای کنونی می توان علیه یک کشور جنگ اقتصادی تمام عیار راه انداخت و در آن پیروز شد؟ آیا جنگ تجاری در دنیای آینده جایگزین جنگ به شیوه کلا سیک میشود؟
جنگ تجار ی همه جانبه را جنگ اقتصادی نامیده و اولین بار در تاریخ این شکل جنگ را بریتانیا در ۱۹۱۴ علیه آلمان شروع کرد.
در بمباران استراتژیک، هدف اصلی نابودی قدرت جنگی یک کشور است. ولی در جنگ اقتصادی، جامعه هدف قرار میگیرد وبا به هم ریختن اقتصاد ملی، مشروعیت حکومت به سرعت پایین می آید و حمایت مردم از دولت شدیدا افت میکند.
جنگ اقتصادی با هدف قرار دادن جامعه، خسارت روانی ایجاد می کند و مشروعیت دولت را پایین میآورد.
در بمباران استراتژیک، غیرنظامیان جزو تلفات جانبی به حساب میآیند اما در جنگ اقتصادی، غیرنظامیان هدف اصلی هستند.
امپراتوری بریتانیا در آغاز جنگ جهانی او ل مهمترین بازیگر سیســتم تجارت بین المللی به حساب میآمد و از دید
«استراتژیستهای انگلیسی» توانایی این را داشت که جلوی دسترسی آلمان را به بازارهای جهانی بگیرد، بطوریکه همزمان دسترسی خودش محدود نشود.
این برآورد استراتژیستها روی چند عامل بنا شده بود. اول اینکه نیروی دریایی بریتانیا قدرتمندترین در دنیا به حساب میآمد و توانایی اعمال کنترل تجارت دریاهای بین المللی را داشــت (در آن زمان تجارت جهانی منحصرا به دریا وابســته بود) دویم ، نیروی دریایی بریتانیا پیچیده ترین شبکه گردآوری اطلاعات اقتصادی و سیاسی را در دنیا داشت و میدانست که چطور باید از این اهرم استفاده کند.
مهمتر از همه اینها، شرکت های انگلیسی زیرساختهای فیزیکی و مجازی سیســتم تجارت جهانی را زیر سلطه خود داشتند و شبکه گسترده کشتیرانی، بیمه، بانک، فروش محصولات و… در لندن کنترل میشــد.
از دید بر نامه ریزان دفاعی بریتانیا، این سلطه به معنای آن بود که این کشور می تواند کنترل انحصاری موثری روی زیرساخت های حیاتی سیستم تجارت جهانی داشته باشد.
هدف جنگ اقتصادی بریتانیا فقط محدود کردن تجارت دریایی دشمن یا حمله به صنایع خاص نبود. زمامداران این کشور می خواستند با اقداماتی گسترده و همزمان، اعتماد به سیستمهای ما لی اقتصاد آلمان را نابود کنند.
بریتانیا نمیخواست فقط عملیات نظامی دشمن را دچار وقفه کند بلکه بی ثبات کردن و بی نظم کردن سیســتمهای اقتصادی غیرنظامی را مدنظر داشت تا هرج و مــرج و هراس را در بین مردم دامــن بزند و در نهایت ناآرامی اجتماعی و شورش سیاسی به وجود آورد.
جنگ اقتصادی با هدف قرار دادن جامعه، خسارت روانی ایجاد می کند و مشروعیت دولت را پایین میآورد و جایگزین بمباران میشود.
ایرادهای تکنیکی هرچند کوچک بشرط همراهی مردم در جنگ اقتصادی میتواند کل ماجرا را به سمت دیگری بکشاند.
در جنگهای اقتصادی انتظار اینستکه صاحبان کسب وکار در وضعیت جنگی ،اخلاقی برخورد کنند و ضمن همکاری با حکومت ، از رو آوردن به بازار سیاه خودداری کنند. در چنین صورتی دولت باکنترل کامل بازار داخلی میتواند روی برنامه های تضعیف کننده تاثیر بگذارد و… .
جنگ داخلی ســوریه « یکی از ویرانگرترین جنگها » میتواند پنجره ای باشد برای آینده در گیری های منطقه فراتر از جنگهای اقتصادی ،همانطور که اخیرا در تهران سران ۳ کشور توافقی مینمایند و بلافاصله در دیداری میان دول روسیه و ترکیه در« سوچی» تفاهمی دیگر که ظریف بناچار میگوید از قبل در جریان جزئیات بوده ایم !! رخ میدهد .
اشاره به سابقه جنگهای اقتصادی که عملا جای گزین در گیری های تسلیحاتی شده لازم مینماید با این تعریف که : یکی از متخصصان امنیتی که سالهاســت برای «درک سرشت در حال تغییر جنگ » وقت صرف کرده «مری کالدور» است.
این استاد دانشگاه انگلیسی با بررسی جنگهای پیچیده بالکان پس از فروپاشی یوگسلا وی در دهه ۱۹۹۰ ایده «جنگهای جدید« را مطرح کرد که به اعتقاد او در جهان پس از جنگ ســرد شاهد چنین جنگ هایی خواهیم بود.
«کالدور » این خصوصیات را برا ی جنگهای جدید برشــمرده که میتوانیم آثار آنها را د ر جنگ های سوریه، سودان، لیبی و عراق ببینیم:به این معنا که:
_ در جنگهای جدید د ولتها و تشکیلات غیردولتی بازیگران اصلی به حساب میآیند.
_ طرفین جنگ ممکن است در طول جنگ، طرف خود را تغییر دهند.
_ معیارهای هویتی مثل قومیت یــا مذهب عامل جنگها خواهد بود نه ایدئولوژی سیاسی.
_طرفین جنگ به کمک ترس و ترور – مردم را کنترل میکنند.
و بالاخره: آنها از طریق غارت و جرایم ساز مان یافته بودجه خود را تامین میکنند و باعث بوجود آمدن نوعی اقتصاد جنگی میشوند و به لحاظ مالی به نفع آنهاست که به خشونت ادامه دهند.
با این تفاصیل حکومت در مانده مسلط برما – فاقد اختیار «که بقولی اختیارات جای دیگرست و مسؤلیتها بر عهده دولت کارپرداز» بوده و چشم بر این واقعیت بسته که جامعه ایران (بعد از ۴ دهه تحمل و اغماض بر عملکردی که به نابودی ارزشها انجامیده)تاب و توان همراهی را از دست داده و با دور زدن حکومت در چنین وضعیت حساسی – در پی آنند که از افت بیشتر سرمایه های اندک و نقدینگی خود ممانعت نمایند که ماجرای رو آوری به ارز و انبار کردن کالا ،نمونه بارز آنست – آنچنانکه بخردی میگفت چگونه میتوان پذیرفت که مردم یک کشور با حجم کلانی بسوی خرید پول خارجی هجوم ببرند.
این پیش آمد تاسف بار که شاید امید فرجی از آن برآید،ناشی از تصورات شعار گونه نظامی است که حد اقل کارآمدی خود را حتی در میان دلواپسان خودی نیز از دست داده است و چندنهاد، سازمان و شرکت بزرگ و تاثیرگذار وابسته که بخش عظیمی از فعالیت اقتصادی را تحت پوشش خود داشتند با همه تذکرات فاقد اثر بخشی بنظر میرسد.
تبلیغات وسیع گستاخانه که مبارزه دوران حکومت ملی شادروان دکتر مصدق را از لحاظ ایستادگی در مقابل دولت متخاصم انگلیس نمونه میاورند و شرایط را با آن دوران مقایسه مینمایند حدیث دیگری دارد.
بصراحت میتوان اذعان نمود در کمتر از ۵ ماه پس از ترک برجام بوسیله ترامپ ، تشت کارنامه نظام اسلامی در تمامی زمینه ها با آنهمه ادعا ، با سرو صدای مهیبی از بام بنا شده بر جهل ،ناتوانی ، فساد و سوء نیت اوفتاده است.
در دوران تحریم دولت پیشین امریکا ، شرکتها ی وابسته به جریان حکومت داد و ستد با موسسات نا شناخته ای را آغاز کردند که در کشورهای مختلف پایگاه داشتند وبا دور زدن تحریمها به بازار جنس رساندند و در ان موقعیت نیز منافع فردی را برمنافع کشور ترجیح دادند -که امثال زنجانی ها و خاوری ها را محصول داد که با تصمیم قاطعانه آقای ترامپ ،روی آوری به اینگونه فر مولها در این وادی ، غیر ممکن بنظر میرسد .
درج نوشته اخیر روزنامه فرانسوی « لوموند» به ا ین امیداست که تجدید نظر ی بایسته در روش حکومت ایران در رابطه با حفظ منافع ملی ایرانیان در گیر روز مره گی ، هر چه زودتر بعمل آید که فردا خیلی دیر است:
🔹 پیش از این، به‌نظر می‌رسید همه چیز بر وفق مراد حکومت پیش می‌رود، اکنون این جماعت در داخل و در خارج کشور در موضع تدافعی قرار گرفته و به هر سو که می‌چرخد با مانع مواجه می‌شود و آشکارا نگران آینده خود حتی در کوتاه مدت است.
🔹سرمایه‌گذاران بزرگ اروپایی ایران را ترک و رئیس‌ ترامپ وعده‌های انتخاباتی خود را عینا اجرا کرد و توافق‌نامه اتمی وین را به رودخانه پوتومک در واشنگتن انداخت ،او از شعار محوری حزب جمهوری خواه ‌تبعیت کرد که طبق آن نظام فعلی ایران مادر تمام مصائب خاورمیانه بوده ، حزب‌الله را تا دندان مسلح کرده و از جمله انبارهایی انباشته از موشکهای تهدید کننده برای اسراییل در اختیار آنها قرار داده ، عراق را بی‌ثبات کرده و یک زرادخانه موشکی برای خود ایجاد کرده است.
🔹ترامپ تحریمها را مجدداً برقرار و در ماه نوامبر تحریمهای دیگری را نیز اعلام میکند.
به شرکتهای اروپایی اخطار شد باید بین بازار ایران و بازار ایالات متحده یکی را انتخاب کنند، وضعیت اقتصادی این کشور مستمراً رو به وخامت می‌رود.
از ماه آوریل تا کنون برابری ریال به حدود یک چهارم رسیده و سقوط بیشتری خواهد داشت ضمن اینکه اعتراضات اقتصادی و سیاسی بالا گرفته است.
«سخت سران» رژیم، بر محور رهبری و سپاه پاسداران که خود به یک قدرت اقتصادی و نظامی بزرگ تبدیل شده ، سعی جدی در به حاشیه راندن روحانی دارند .
🔹پروسه طولانی و پر فراز و نشیب تشکیل دولت جدید در بغداد، مخالفتهای فزاینده با مداخله رژیم ایران در امور داخلی عراق را حتی در بین شیعیان عراقی که کنسول گری این کشور را در بصره را به آتش کشیده‌اند، نشان می‌دهد.
🔹 اسرائیلیها در برابر تهدیدهای رژیم پشتیبانی محکم به نام روسیه پیدا کرده‌اند و روسها رژیم ایران را قانع کرده‌اند که از فاصله ۸۵ کیلومتری «مرز» با اسراییل فراتر نروند.
🔹واشنگتن بدون قید و شرط مذاکره با رژیم تهران را اعلام و می‌گوید می‌توان درباره توافق وین دوباره به مذاکره پرداخت و لغو تحریمها و زراد خانه موشکی را مد نظر قرار داد ه و می‌خواهد به این ترتیب «دالان» شیعه را بر چیند.
🔹از نظر برخی ناظران، حکومت طبعاً چنین مذاکره‌ای را رد خواهد کرد ، گروهی دیگر، مانند «دنیس راس دیپلمات پیشین آمریکایی » میگویند رژیم ایران در لحظه‌ای که روحیه بازاری و معامله‌گر آن برای ادامه حضور بر مسند قدرت ،بر اراده سلطه بر منطقه بچربد، ممکن است راه سازش را برگزیند .

  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin       
تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد