حمايت گسترده روشنفكران و انديشمندان، محمد مجتهد شبستری، مصطفي ملكيان، بابك احمدی از حسن روحانی: رای به روحانی در دفاع از عقلانيت


در روزهاي اخير شاهد انتشار بيانيه‌ها، اعلاميه‌ها و اظهارنظرهاي گوناگوني از سوي طيف وسيعي از روشنفكران، اهالي فرهنگ و پژوهشگران و محققان حوزه‌هاي گوناگون علوم انساني در حمايت از دولت تدبير و اميد هستيم: نامه‌هايي با عنوان پژوهشگران علوم اجتماعي، اصحاب علوم تربيتي، محققان و اساتيد فلسفه و… برخي از اين محققان نيز به تنهايي متن‌هايي نوشته‌اند يا در اظهارنظرهاي تصويري يا صوتي دلايل خود را براي راي دادن به حسن روحاني بيان كرده‌اند، در اين فهرست‌هاي متنوع و متكثر به اسامي چهره‌هايي چون محمد مجتهد شبستري، مصطفي ملكيان، بابك احمدي، حسين معصومي همداني، شاپور اعتماد، نصرالله پورجوادي، خشايار ديهيمي، نجفقلي حبيبي، پرويز ضياء شهابي، بيژن عبدالكريمي و… برمي‌خوريم. در ادامه بخش‌هايي از پيام‌هاي سه تن از اين چهره‌هاي برجسته كه در آن دليل حمايت خود را از روحاني بيان كرده‌اند، مي‌خوانيم.

محمد مجتهد شبستري: با راي دادن به ادامه دولت روحاني نگذاريم كشور ما به گذشته برگردد

«گريختن از عقلانيت سياسي، جامعه ايراني را چنان با انواع بيماري‌هاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي درگير كرده كه امروز همگان فرياد برآورده‌اند اين بيماري‌هاي مهلك را هر چه سريع‌تر بايد درمان كرد. درمان اساسي اين بيماري‌هاي مهلك جز با اِعمال عقلانيت سياسي و كنار گذاشتن شعارهاي توخالي و گاهي خطرآفرين ممكن نيست. محورهاي اساسي اين درمان، حرمت‌گذاري به حقوق بشر، خروج از انزواي سياسي و همكاري موفق با جامعه جهاني و فراهم ساختن عوامل رشد اقتصادي، سياسي و فرهنگي (توسعه پايدار انساني) است. دولت حسن روحاني چهار سال است با روي آوردن به عقلانيت سياسي و مديريتي، در حدود امكانات و مقدورات خود، درمان اين بيماري‌هاي مهلك را آغاز كرده است. اگر اين درمان قطع و بار ديگر شعارهاي فريبنده و گريز از عقلانيت بر قوه مجريه حاكم شود، در آينده نزديك بيماري‌هاي موجود ما قطعا درمان‌ناپذير خواهند شد و هم ما و هم نسل آينده ما در آتش آن خواهيم سوخت. هموطنان عزيز! مساله امروز ما انتخاب اين فرد يا آن فرد نيست. مساله امروز ما اين است كه آيا به ادامه عقلانيت و ادامه درمان بيماري‌هاي مهلك كه به آن مبتلا شده‌ايم راي دهيم يا با بي‌تفاوت بودن و راي ندادن ميدان را به كساني واگذار كنيم كه شعار مي‌دهند. فكر مي‌كنم وظيفه اخلاقي ما امروز اين است كه با راي دادن به ادامه دولت روحاني نگذاريم كشور ما به گذشته برگردد.»

مصطفي ملكيان: شك ندارم به روحاني راي خواهم داد

چون روزهاي انتخابات رياست جمهور نزديك است با اينكه همه دوستان باخبرند ذاتا از مسائل سياسي گريزانم، ولي احساس تكليف اخلاقي مي‌كنم كه در وضع كنوني، بدون شك و شبهه در انتخابات پيش رو شركت خواهم كرد و هميشه هم گفته‌ام كه هيچ راهي براي دموكراتيك شدن يك كشور وجود ندارد كه هم مصلحت‌انديشانه‌تر و هم اخلاقي‌تر از شركت در انتخابات باشد. پنج راه بيشتر وجود ندارد و همه اين راه‌ها از راه پنجم به لحاظ مصلحت‌انديشانه و اخلاقي فرودست‌ترند. بالاخره يا بايد انقلاب كرد، يا بايد شورش‌ها و مركزگريزي‌هاي داخلي يا مداخلات خارجي داشت يا در انتخابات شركت كرد. در ميان اين پنج راه، تنها راهي كه هم مصلحت‌انديشانه و هم قويا اخلاقي‌تر است، يعني انسان در حين انجام دادن آن نبايد هيچ كار غيراخلاقي انجام دهد انتخابات است و حال اينكه هر كدام از راه‌هاي ديگر كم يا بيش كارهاي غيراخلاقي در حين آن صورت مي‌گيرد. بگذريم از اينكه مصلحت‌انديشانه هم نيستند. بنابراين، من در انتخابات شركت مي‌كنم و باور به جد دارم كه بايد شركت كرد زيرا يگانه راه در اختيار ما و البته مصلحت‌انديشانه و اخلاقي است و راه‌هاي ديگر همگي منفور و مردودند. در اوضاع و احوال كنوني با وجود همه كمبودها و نارسايي‌ها كه دولت آقاي روحاني داشته، من شك ندارم كه به آقاي روحاني راي خواهم داد با اينكه از دولت آقاي روحاني همه بسيار بيشتر از اين انتظار داشتند.
بابك احمدي: به احترام منشور حقوق شهروندي به آقاي روحاني راي مي‌دهم

براي شركت در انتخابات رياست‌جمهوري و راي‌ دادن به آقاي روحاني دلايلي دارم. مي‌‏بينم چرخ‌‏هاي اقتصاد كشور به گردش درآمده و به‌‌ويژه در يك سال گذشته
در حال خروج از وضعيت ركود هستيم. آغاز راه است، اما به راه افتاده‌‏ايم. مي‌بينم براي روحاني و دولت او روشن است كه بايد موانع را از سر راه سرمايه‌گذاري خارجي برداشت و با حضور فعال در عرصه ‏اقتصاد بين‌المللي و بازار جهاني، توسعه مداوم اقتصادي را تضمين كرد كه به معناي بهبود زندگي كارگران و زحمت‏كشان است. مي‌‏بينم با تدبير، خطر جنگ و مصيبت از سر مردم دور شده، بسياري از تحريم‌ها حذف شده و حتي مسوول سياست خارجي اتحاديه‏ اروپا به ترامپ مي‌‏فهماند كه ايران به تعهدهاي خود پايبند مانده است. مي‌‏بينم برابري جنسيتي براي دولت روحاني فقط يك شعار نيست، بلكه يك باور است. مي‌بينم دست‏كم در حوزه انتشار كتاب از شدت نظارت سليقه‌اي و تنگ‌‏نظري‌ها كاسته شده، هرچند هنوز راه درازي تا برقراري آزادي بيان در گستره‌هاي ديگر (دانشگاه‌ها و هنرهاي تئاتر، سينما، موسيقي و…) باقي مانده است. اين‌همه دلايلي بسنده براي خواست تداوم كار دولت فعلي است، خاصه كه رقيبان روحاني در اين انتخابات با گفته‌هاي‌شان تصوري هراس‌‌آور از آينده‏ ما ترسيم مي‌كنند و ما هم خاطراتي هراس‌‌آور از گذشته داريم. جز اينها دليل اصلي من براي راي‌دادن به روحاني، تدوين و انتشار منشور حقوق شهروندي از سوي دولت اوست. ممكن است كه مواد اين منشور در آينده ‏نزديك، مبناي تدوين قوانين نشوند يا ممكن است چنان‌كه يك مخالف سرسخت روحاني به نگارنده گفته، با پايان كار دولت او، اين منشور به دست فراموشي سپرده شود. اينها همه ممكن است، اما انتشار منشور از يك نظر رويدادي تاريخي است، زيرا نشان مي‌دهد كه در فاصله سال‌هاي ١٣٩٢ تا ١٣٩٦ دولتي در ايران بر سر كار بوده كه چنين درك روشن و دموكراتيكي از رابطه‏ دولت با جامعه مدني داشته است. به احترام اين منشور و با سربلندي، جمعه آينده، بيست‌ونهم ارديبهشت ٩٦ به آقاي روحاني راي مي‌دهم.

http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=75363

 

  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin        نسخه چاپی نسخه چاپی
تنها مطالب و مقالاتي که با نام جبهه ملي ايران - ارو‌پا درج ميشود نظرات گردانندگان سايت ميباشد