مجید رفیع‌زاده: روابط اقتصادی ایران با سوریه;; فریدون خاوند: سرنوشت میلیاردها دلار ایران در سوریه


مجید رفیع‌زاده: روابط اقتصادی ایران با سوریه

در خصوص ارتباط ژئوپلتیک، استراتژیک و نظامی سوریه و ایران با یکدیگر تحلیل‌های بسیار زیادی صورت گرفته است. با این حال تغییرات روابط اقتصادی میان تهران و دمشق کمتر مورد توجه تحلیلگران سیاسی، اندیشمندان و رسانه‌ها قرار داشته است. این در حالیست که تغییر روابط اقتصادی دو کشور می‌تواند اثرات درازمدتی بر نفوذ اقتصادی و ژئوپلتیک ایران در منطقه داشته باشد.

کمک‌های مالی، تسلیحاتی و نظامی و نیز کمک‌های ایران به سوریه در قالب انرژی و سرمایه‌گذاری بیشتر در شکل خطوط اعتباری و وام بوده‌اند. اما اگر دولت علوی سوریه از روی کار کنار رود سوریه چگونه این وام‌ها و اعتبارات را پرداخت خواهد کرد؟ برنامه تهران، برنامه‌ای درازمدت است که تضمین می‌کند چه رژیم اسد روی کار بماند و چه از قدرت کنار برود این وام‌ها به نحوی بازپرداخت خواهند شد. این وضعیت را می‌توانیم با برنامه اقتصادی ایران در عراق پس از حمله ایالات متحده آمریکا قیاس کنیم.

تفاوت اساسی اما اینجاست که ایران در حال حاضر در حال خرید زمین در سوریه است. برخی ساکنان سوریه خبر داده‌اند که در برخی نقاط، ایران کل یک محله را خریداری کرده است. چنین وضعیتی در درازمدت به قدرتمندی و نفوذ ایران در سوریه حتی در صورت کنار رفتن اسد از قدرت منجر خواهد شد.

تفاوت اساسی دیگر اینجاست که سرمایه‌گذاری در سوریه فقط به واسط اسد انجام نمی‌شود. ایران برخی سرمایه‌گذاری‌هایش را به واسطه گروهک‌های شیعی مستقر در سوریه انجام می‌دهد. حتی به فرض پایان جنگ ایران همچنان از نظر اقتصادی تنها بازیگر عمده در سوریه خواهد بود. دولت سوریه که در نتیجه تحریم‌های بین‌المللی ایزوله شده است بیش از پیش به ایران وابسته است. به عبارت بهتر، ایران متضمن حیات اقتصادی سوریه است. بعد از آغاز بحران در سوریه، میزان تجارت آزاد با تهران افزایش داشته و هزینه‌های گمرکی کاهشی ۶۰ درصدی به نفع تهران را شاهد بوده‌اند.

به‌عنوان مثال، علیرغم تحریم‌های بین‌المللی علیه سوریه، فروش نفت خام ایران به این کشور در ماه مارس ۲۰۱۵ رکورد ۱۲۵ هزار بشکه در روز را پشت سر گذاشت. این میزان احتمالا با برداشته شدن تحریم‌ها علیه ایران باز هم شاهد افزایش خواهد بود. از سوی دیگر، اخیرا ایران و سوریه توافقنامه‌های متعددی را در زمینه سرمایه‌گذاری در حوزه نفت، برق، انرژی و دیگر حوزه‌های صنعتی به امضا رسانده‌اند. این دو کشور همچنین در خصوص شیوه‌های افزایش همکاری‌ها به گفت‌وگو نشسته‌اند. پیش از برداشته شدن تحریم‌ها میزان تجارت و سرمایه‌گذاری ایران در روسیه برابر با بیش از ۹ میلیارد دلار در سال بود. به‌نظر می‌رسد پس از امضای برجام این میزان به ۱۵ الی ۲۰ میلیارد دلار در سال افزایش یابد. تجارت غیر تسلیحاتی ایران با سوریه هنوز یک‌پنجم میزان تجارت آن با عراق است که به دلیل درگیر بودن سوریه در بحران جای بحث دارد.

پیش از آغاز بحران در سوریه روابط تجاری و سرمایه‌گذاری بین تهران و دمشق پایاپای بود چرا که هر دو کشور در موضع قدرتی برابر با یکدیگر قرار داشتند. اما بعد از قیام در سوریه، بر خلاف تصور عامه، موضع اقتصادی ایران نسبت به سوریه، میزان سرمایه‌گذاری آن در این کشور و تجارت تهران با دمشق افزایش چشمگیری را شاهد بود که به وابستگی بیش از پیش سوریه به ایران و غرض آن نسبت بدین کشور انجامید.

امضای برجام هم بی‌تردید به افزایش قدرت اقتصادی ایران کمک کرد. برجام هم توانست نفوذ اقتصادی ایران در سوریه را افزایش دهد و هم برای رژیم اسد سودآور باشد. به‌نظر می‌رسد سرمایه‌گذاری‌های بزرگ‌تر و پروژه‌های زیربنایی عمده‌تری نسبت به قبل در دستور کار قرار گرفته باشند.

تقریبا هر سال ایران در حال امضای یک قرارداد جدید برای گشایش خط اعتباری برای سوریه است. این قرارداد‌ها می‌توانند سطح تجارت سالانه بین دو کشور را به ۵ میلیارد دلار برسانند. علاء الدین بروجردی پیش از این گفته بود که توافقنامه‌های جدید پاسخی دندانشکن به ایالات متحده آمریکا و متحدان غربی آن است که در تلاشند ساختار سیاسی دولت سوریه را تغییر دهند. ایران همچنین به دلیل کاهش تجارت سوریه با ترکیه و دیگر بازیگران منطقه‌ای هم اکنون نقش غالب در اقتصاد سوریه را دارد.

حتی در طول جنگ داخلی در سوریه نیز بر خلاف انتظار نفوذ اقتصادی ایران بر سوریه افزایش یافته است. در دراز مدت، چه جنگ سوریه با حضور اسد و چه بی‌حضور وی به پایان برید ایران همچنان پررنگ‌ترین نقش اقتصادی و ژئوپلتیک در سوریه را بازی خواهد کرد. این مساله چنین ایجاب می‌کند که به دلیل آنچه گفته شد، ایران نتواند پذیرای هیچ برنامه صلحی باشد که به کنار رفتن علویان از قدرت منجر شود.


فریدون خاوند: سرنوشت میلیاردها دلار ایران در سوریه
 اتهام وارد آمده بر نظام دمشق در زمینه به کار گرفتن بمب شیمیایی علیه روستای خان شیخون در استان ادلب سوریه، و واکنش موشکی ایالات متحده آمریکا، دگرگونی‌های تازه‌ای را در منطقه خاورمیانه به وجود آورده و، در همان حال، نشانه چرخشی بزرگ در سیاست خارجی دونالد ترامپ در رابطه با این منطقه وجهان ارزیابی شده است.

در این جا سخن بر سر تحلیل این رویداد و پیآمد‌های ژئوپولیتیک آن نیست. هدف بررسی وابستگی روز افزون اقتصادی است که میان ایران و سوریه به وجود آمده و یا، به عبارت دقیق تر، سرمایه گذاری کلان نظام جمهوری اسلامی در کشوری است که از لحاظ «ریسک پذیری» در بالاترین سطوح جهانی قرار دارد و تحولات اخیر نیز مخاطرات آنرا شدت بخشیده است.

بحران خونین سوریه زمانی پایان خواهد گرفت، هر چند کسی نمی داند نظام آتی سیاسی این کشور چه ویژگی هایی خواهد داشت و شکلبندی آن از لحاظ سرزمینی چگونه تحول خواهد یافت. به رغم همه این مجهولات، چنین پیدا است که بقای نظام بعثی کنونی به رهبری بشار اسد اگر غیر ممکن نباشد، دستکم بسیار بعید است. دوام دیکتاتور دمشق بر کرسی قدرت از آنرو نامحتمل تر از پیش به نظر میرسد که قدرت‌های غربی و به ویژه آمریکا، پس از یک دوره کوتاه تردید در مورد امکان حفظ بشار اسد تا پایان کار «داعش»، بار دیگر به مخالفتی بنیادی علیه او، حتی سرسختانه تر از گذشته، روی آورده اند.

از دو پشتیبان اصلی نظام دمشق که روسیه و ایران باشند، بسیار بعید به نظر میرسد که اولی حاضر بشود آینده روابط خود با غرب را تمام و کمال به سرنوشت بشار اسد گره بزند. سناریوی محتمل تر، چانه زنی مسکو بر سر اینده نظام سیاسی در دمشق و استفاده از این حربه در گفتگو‌های آتی بر سر سوریه با آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها است. شاید بتوان گفت که مسکو تلاش خواهد کرد در ازای «عبور از اسد»، امتیاز هایی را در دیگر عرصه‌های استراتژیک مورد نظر خود دریافت کند.

در عوض جمهوری اسلامی ایران همچنان به سیاست «مرغ یک پا دارد» ادامه میدهد و همه منافع خود را در ارتباط تنگاتنگ با بقای رییس یک نظام بعثی موروثی به قمار گذاشته است. در ورای پیآمد‌های عظیم ژئوپولیتیک این گزینش به ویژه از لحاظ موقعیت ایران در منطقه خاورمیانه، ابعاد اقتصادی این قمار بزرگ را نباید نادیده گرفت. در حالی که هیچ بازیگر اقتصادی چه در منطقه و چه در جهان حاضر به ایفای نقش در سوریه نیست، جمهوری اسلامی میلیارد‌ها دلار را به صورت کمک مالی و یا سرمایه گذاری به این کشور سرازیر کرده است.

در این جا به نقل از شماری از رسانه‌های خارجی ( از جمله «لوموند» و «رویترز») و داخلی، به مواردی از کمک‌های مالی ایران به سوریه و نیز سرمایه گذاری‌های عظیم بخش‌های دولتی و شبه دولتی جمهوری اسلامی در این کشور اشاره میکنیم :

– از سال ۲۰۱۳ به این طرف، بانک مرکزی جمهوری اسلامی چند خط اعتباری به ارزش پنج میلیارد و ششصد میلیون دلار در اختیار همتای سوری خود قرار داده که عمدتا برای واردات نفت ایران از سوی نظام دمشق مورد استفاده قرار میگیرد. این خطوط اعتباری به دولت سوریه اجازه میدهد سقوط صادرات نفتی خود را، در پی تحریم این صادرات از سوی اتحادیه اروپا و افتادن میدان‌های نفتی کشور به دست مخالفان، جبران کند.

– سایت «ایران خود رو» در سوریه زیر عنوان «سیامکو»، تولید محصولات تازه‌ای از جمله دنا، رانا و سورن را آغاز کرده است. این سایت قرار بود در سال ۱۳۹۵ هزار واحد و در سال ۱۳۹۶ دو هزار واحد خود رو وارد بازار سوریه کند. این گزارش از سوی مسئولان ارشد «ایران خود رو» اعلام شده و نویسنده این یاد داشت از تحقق یا عدم تحقق آن خبری ندارد.

– در اوایل سال گذشته میلادی، عماد خمیس نخست وزیر سوریه در جریان دیدار رسمی خود از تهران اعلام کرد سومین جواز تلفن موبایل در این کشور به یک کنسرسیوم ایرانی با شرکت گروه «توسعه اقتصاد مبین» متعلق به سپاه پاسداران داده شده است. روزنامه فرانسوی «لوموند» در این زمینه می نویسد در سال ۲۰۱۰ میلادی گروه «توسعه اقتصاد مبین» در مناقصه‌ای برای دریافت این مجوز شرکت کرده بود، ولی به دلیل ناتوانی از رقابت با شرکت فرانسوی «اورانژ» و شرکت اماراتی «اتصالات» کنار گذاشته شد.

این به آن معنا است که دریافت بعدی مجوز تلفن موبایل در سوریه از سوی گروه وابسته به سپاه پاسداران ناشی از شرایط اسفبار این کشور در پی وقوع جنگ داخلی، و کنار کشیدن دیگر نیرو‌های رقیب بوده است.

– دولت جمهوری اسلامی از سوی شماری از سازمان‌های مخالف بشار اسد متهم است که در رابطه با سوریه یک نظام ارباب و رعیتی را به وجود آورده است، شبیه روابطی که قدرت‌های مسلط غربی با مستعمرات پیشین خود بر قرار میکنند، یا بلایی که خود سوریه در دوران تسلطش بر لبنان بر این کشور وارد آورد. «لوموند» می نویسد که در ماه ژانویه ۲۰۱۷، جمهوری اسلامی بر معادن «شرکیه»، که مهم‌ترین معادن فسفات سوریه است، و نیز بر ۶۰۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی این کشور چنگ انداخت.

بدین سان در سایه جنگ مخوف داخلی در سوریه، و مشارکت فعالانه جمهوری اسلامی در آن، نوعی روابط اقتصادی میان تهران و دمشق شکل میگیرد که به هیچ وجه به سود منافع پایدار ایران در منطقه نیست. گسترش مناسبات بازرگانی و سرمایه گذاری، اگر در چارچوب یک همکاری سازنده میان کشور‌های خاورمیانه انجام بگیرد، یک فرصت بزرگ برای توسعه مشترک و همگرایی منطقه‌ای است. یک ایران مجهز به اقتصاد پویا بدون تردید بخش مهمی از بازار‌های خود را در کشور‌های پیرامون خواهد یافت. ولی آنچه امروز در روابط ایران و سوریه میگذرد، هیچ شباهتی به همگرایی ندارد، و حتی به عنوان یک خاطره بسیار تلخ در تاریخ روابط دو کشور به ثبت خواهد رسید.

تکرار میکنیم که روابط اقتصادی کنونی میان تهران و دمشق تنها در پیوند نزدیک با پشتیبانی همه جانبه جمهوری اسلامی از خانواده اسد شکل گرفته و به همین سبب همانقدر متزلزل است که بقای بشار بر کرسی قدرت. بدون تغییر قدرت در دمشق، خروج از بحران خونین سوریه به احتمال قریب به یقین غیر ممکن خواهد بود. آیا درست است که میلیارد‌ها دلار سرمایه گذاری ایران در سوریه با چنین آینده بی‌فرجامی گره بخورد؟

سرمایه گذاری‌های ایران در سوریه نیز احتمال بسیار زیاد به سرنوشت مبالغ کلانی دچار خواهند شد که در دوران احمدی نژاد، به صورت کمک یا وام‌های ارزان و به گونه‌ای بی‌هدف، در اختیار کشور هایی قرار گرفتند که اسامی بعضی از آنها را بخش بسیار بزرگی از مردم ایران نشنیده اند: کمک ۳۳۰ میلیون دلاری به پاکستان، وام یک میلیارد و نیم دلاری با بهره پایین به سریلانکا، کمک ۳۵۰ میلیون دلاری برای ساخت بندر گاه در نیکاراگوئه، ساخت درمانگاه در بولیوی، ساخت فرودگاه در کشور صد هزار نفری سن ونسان در کاراییب، یا خانه سازی در ونزوئلا و کمک‌ها و وام‌های پرداخت شده به زیمبابوه، تانزانیا، گامبیا.بخش بسیار بزرگی از این وام‌ها دود شدند و به هوا رفتند، از جمله مطالبات از بعضی کشور‌های فقیر آفریقا و آمریکای لاتین که نفت از ایران گرفتند و پولش را پس ندادند.

iranefarda

  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin        نسخه چاپی نسخه چاپی
تنها مطالب و مقالاتي که با نام جبهه ملي ايران - ارو‌پا درج ميشود نظرات گردانندگان سايت ميباشد