سخنی با هموطنان- ضیاء مصباح، جبهه ملی ایران- تهران


با توجه به ضرورت و نگرانی از تشدید نابودی معیارها و افت اخلاق و بتبع آن انحطاط جبران ناپذیر در تمامی شئون و تضعیف فرهنگ رفتاری به دلیل کاهش ارزش پول ملی که خواهی نخواهی ملاک اداره زندگی شرافتمندانه در تمامی جوامع بشمار میرود
از سویی دیگر بیان دیدگاههای هیجانی وتکراری برای آتش به اختیاران درمقبره اقای خمینی وابعاد مختلف آن که دربسیاری موارد نگران کننده بنظر میرسد این نوشتار تنظیم گردیده است
در سالگرد فوت « اثر گذاری در تاریخ معاصر منطقه » هستیم که آمدن یا اقتدار اورا چه به تصمیمات « نشست گواد لپ » مربوط بدانیم یا تقویت باورهای دینی که «پهلوی دوم » بر توسعه ان کوشید تا به نظر خود استحکامی بر پایه های سلطنت ایجاد نماید
از همه مهمتر ساده اندیشی ملت نسبتا مرفه ایران در سال ۵۷ با القاء داعیه تمدن بزرگ با تامین غیر قابل انکار نیازهای اولیه که ضرورت آزادی ها را مطرح ساخت و دلایل دیگری که طی این سالیان بدفعات به نقد در آ مده
در هر صورت عمق فاجعه از جهات بسیار ی رخ نموده و در هر کوی و برزن شاهد التهاب و خواب نا خوش مردمان به دلیل دغدغه فردایشان میباشیم که میگویند : « به حاکمی گزارش دادند مردم از حکومت ناراضی اند – فر مان داد بسرعت مالیات را بالا برده بر نرخ نان بیفزایید » که موثر افتاد و غم نان مانع هر گونه اعتراضی شد
* تقارن شبهای احیاء با سالگرد وفات و حضور هزاران نفری پیروان ولایت و آ نانکه خود را در زیر این پرچم به دلایل مادی و نیازهای زندگی البته با ارزشهای خود قرار داده اند ،
* ایجاد این باور که تامین اینده ، اخذ مدرک تحصیلی دانشگاهی ، اشتغال و تصدی منصب های اداری ، ارتقاء شغلی ، تامین آتیه و….موکول به الحاق به جرگه خودی هاست و ادله ا ی از این دست که خیر دنیا و اخرت تا مرز سر سپردگی و تسلیم محض و اینکه خواست خداوند ،
* تعین عمر مانده رژیم اسراییل ، نابودی امریکای جهانخوارو دشمن ستیزی که تشویق پرچم سوزی و ادامه شعار را به جای شعوربه ارمغان آورده و…… روز گار تلخ کنونی را ایجاد و با دو برابر شدن ارزش دلار و تورم در همین حدود با همه انکار – نیازمندی اکثریت گرفتار معاش را به گوش و چشم ها رسانده است
* ترک برجام و عواقب در پیش ، به بیکاری بیشتر و سر سپردگی محض می انجامد که در این میان طرح «حفظ منافع ملی » چایی نمی یابد و اگر مطرح شود « این باور ارزشمند » را گرفتاران روز مره گی به « سخره میگیرند » و …..که یکی از اهداف روحانیت است که « ملی گرایی » را پیوسته محکوم مینماید
* فراهم سازی نیازهای اولیه زندگی که دولت روحانی تورم اردیبهشت ماه را معادل ۸در صد به جای بیش از ۵۰ در صد اعلام نمود – به در آمدی حداقل ۲ برابر آغاز سال – نیاز دارد تا به انحراف ، کم کاری ، کار شکنی ، تخریب ، کم فروشی ، تشنج در درون خانواده ها ، جدایی ها ، محاکمات ، اعتیاد و سر گردانی و… نینجامد
*تمدید عملی مهلت اروپا با همه اخطارها با سپری شدن زمان تعین شده ، از منظر اقتصاد بیمار در شرف موت ، به فروش ارز « ناشی از فروش ذخایر ملی » در بازار آزاد پلیسی با قیمتی حدود ۷هزار تومان وچاپ بدون پشتوانه « کاغذی در حکم وجه رایج » با گستاخی تمام ، منتهی شده است .
*اعلام همسویی اصلاح طلبان با اصول گراها ،همراهی و همگامی اهالی محراب و منبر با انان ، ابراز نگرانی دست اندر کاران ریز و درشت متنعم از بیت المال ، هم گویی وهم صدایی ائمه جماعت و مداحان در این روزها و شبها ، عقب نشینی های موردی در دیدارها ی خصوصی و اجازه نقد تقریبا صریح و عدم تقبل مسیولیتهای انتصابات متوالی خود ،
*هشدار سپاه البته در رده سرداران نگران درجات اعطایی و امتیازات ، بازی وزراء و پیش بینی روزگار قابل گمان با هوشیاری فرصت طلبانه ای که دارند و هر لحظه به رنگی در می ایند ، همرنگ شدن مجلسیان و عرصه نسبتا فراخی که مطبوعات یافته اند که به اشاره و التیماتومی بند است تا آش و کاسه همان باشد و ادامه سلطه
* در این وضعیت تریبون به دستها « حکومت مسلط و مقتدر امریکا » را باهمه امکانات علمی ، نظامی ، بانکی و…..محکوم به استفاده از « زر و زور و تزویر » مینمایند ، در حالیکه نظام در « درون کشور » به همه این ابزارمزین و با « تمهیدات مختلف » با ملت همان میکند که بزعم اقایان امریکا با کشورهای جهان سوم …که باید اصطلاح « واعظ غیر متعظ » را بکار برد
* از ۲۸ مرداد و کودتا علیه دولت ملی «شادروان دکتر مصدق » هجوم ارازل و اوباش را جماعت مدعی اسلام خواهی در آستین گشاد وبلند خود دارند و با هشیاری «در غفلت مردم حتی در حد خواص » چنین روزگاری را پیش بینی میکردند که آنان را نادان میدانستیم ! و این برنامه از دوران بنی صدر معمول ومتداول شده و متاسفانه موثر اوفتاده است .
* آری این شرایط دست آورد سکوت و تکیه بر خود رایی و حفاظت از منافع فردیست که « منیت » را ارجح دانسته و « ما » را بسیارضعیف و ناتوان که چنین مباد …..
در حالیکه « من در ما » میباشد و« مایی در من » نیست و سرنوشت فعلی دست آورد این روش
* در عرصه اجتماع هشیار و ساکت این روزگار ، لازمست با تدبیر و همراهی که تمرین خوبی در این زمان داشته ا یم از پذیرش جهل و ظلم بکاهیم
*برمبنای همین قانون اساسی با همه ایرادات در آرامترین شرایط با حداقل خسارت به دست آوردهای مادی حاصل کوشش همه زحمتکشان ایرانی در تمامی نقاط کشورمان ، باید بر رفراندم و « جای گزینی قوانینی که هر چیزرا در جای خودقرار دهد » فرا تر از سهم خود کوشش کنیم که : مفهوم راستی و درستی است و اگر تحولی را طالبیم که به سوریه شدن نینجامد – راه کاری شدنی
* بر متولیان معدود پرهیز کارو دلسوز ی که ملی می اندیشند ولی گرفتار همراهانی کژ پندار و فرصت طلب شده اند ، ضروری است واقعیتها را قوی تر منعکس نمایند و میدانیم از این عملکرد و محصول متحیر مانده و در تصویر شرایط بعیان میگویند « سیستم راه را گم کرده در شعارهای بدون شعور متوالی مانده ، راههای مفر را بسته و بغلط برادامه این وضعیت اصرار میورزد » و چون به خلوت میرسد انکار دیگر میکند
این بخردان بایستی مسئولانه با هشدار جدی به « سر در برف فرو کرد گان » که بر ماندگاری بیشتر در این وضعیت تاکید دارند ، با رفع نگرانی آنان در صورت برکناری ، بسهم خود امکان تغییر آرام را فراهم نمایند تا فرصت های مانده از دست نرفته به هرج و مرج بیشتر در تمامی ابعاد نینجامد

  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin       
تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد