دکتر جلال پورالعجل- اگر رهبری امروز شربت گوارای اصلاحات ساختار سیاسی کشور و بازنگری قانون اساسی را ننوشد فردا باید جامی تلختر از قطعنامه ۵۹۸ را سر بکشد؛ البته اگر چنین فرصتی دست بدهد!


شرایط داخلی و خارجی کشور به قدری بحرانی و نابسامان است که هیچ انسان خردمندی آن را منطقی و عقلایی نمی‌داند. کشورهایی که روزگاری در مقابل عظمت ملت ایران سر تعظیم فرود می‌آوردند امروز به ناکارامدی و فساد جمهوری اسلامی پوزخند می‌زنند. جای بسی شرمساری است که کشوری با این همه ثروت و منابع طبیعی، مردمش در فقر و بیکاری و نکبت دست و پا بزنند و نظام بعد از گذشت این همه سال هنوز از مهیا نمودن یک زندگی ساده و شرافتمند برای شهروندانش عاجز و ناتوان باشد و چقدر چندش آور و تأسفبار است که چهلمین سال تأسیس نظامی به این ناکارامدی جشن گرفته می‌شود و به آن مباهات می‌شود!

امروز همه یک صدا دولت روحانی را به عنوان مقصر و مسبب اصلی همه مشکلات کشور معرفی می‌کنند.

سؤال این است که آیا همه مشکلات امروز کشور مربوط به این دولت است یا این که زخم کهنه چهل ساله‌ که امروز دهان باز نموده و بوی تعفن آن مردم را منزجر و کلافه نموده به عملکرد حکومت مربوط است.

تردیدی نیست که مشکلات امروز کشور بیش از آنکه منشأ خارجی داشته باشد ریشه در ناکارامدی نظام دارد و ماحصل جنگ پنهان دو دولت موازی است. در دی ماه سال ۹۶ اعتراضاتی را در مشهد سازماندهی نمودند تا دولت روحانی را به زانو درآورند ولی خیلی زود این اعتراضات دامن‌گیر کل نظام شد. اندکی بعد در اواخر سال ۹۶ جهش ناگهانی قیمت سکه و ارز و تورم افسارگسیخته استارت خورد در حالی که هنوز نه امریکا از برجام خارج شده بود و نه تحریم‌ها آغاز شده بودند! اینها اولین علائم شروع جنگ تمام عیار قدرت در سایه برعلیه دولت مستقر بود.

دولت در سایه می‌خواهد تصمیم بگیرد و دستور بدهد ولی پاسخگو نباشد و انتظار دارد که دولت مستقر هم تابع دستورات باشد و هم مسئول و پاسخگوی همه چیز! افسوس که قربانی اصلی این کارزار قدرت مردم نجیبی هستند که سالیان متمادی حسرت یک زندگی ساده و شرافتمند بر دلشان مانده است.

از بدو تأسیس نظام تاکنون همواره بین نهادهای قدرت اصطکاک وجود داشته ، از اختلاف نظر رئیس جمهور و نخست وزیر در دهه ۶۰ گرفته تا اصطکاک رهبری با رؤسای جمهور که همواره گلایه رؤسای جمهور را در پی داشته است.

در جمهوری اسلامی، قدرت رئیس جمهور با پشتوانه ۲۳ میلیون برای ممانعت از فیلترینگ تلگرام از قدرت یک بازپرس رسانه‌ی متصل به شالوده قدرت هم کمتر است.

رئیس جمهور حتی برای حضور در مجلس و پاسخگویی به نمایندگان باید بر اساس منویات رهبری سخن بگوید!

رئیس جمهور قرار بود سه وزیر زن را وارد کابینه کند ولی بعداً در اظهاراتی عجیب گفت: “خیلی دلم می‌خواست در دولت دوازدهم سه زن را به عنوان وزیر معرفی کنم، … که نشد”!

واقعاً از چنین رئیس جمهوری با این مقدار اختیارات چه انتظاری می‌توان داشت؟

تصمیمات مهم و اساسی کشور در جای دیگری اتخاذ می‌شوند و رئیس جمهور فقط یک مقام سمبلیک است که نقش ضربه‌گیر نظام را بازی می‌کند تا مردم عقده‌های ناتوانی و ناکارامدی نظام را روی او خالی کنند و تصمیم‌گیران اصلی از گزند نقادان در امان بمانند.

حال و روز مجلس هم که قرار بود در رأس امور باشد تعریفی ندارد. نمایندگان مجلس حتی برای تصویت لایحه بودجه هم استقلال ندارند و باید تابع منویات رهبری باشند!

اختصاص ۱.۵ میلیارد یورو از محل صندوق توسعه ملی برای تقویت بنیه دفاعی با یک کلیک رئیس مجلس به تصویب رسید چون دستور بود.

برجام که بعد از قطعنامه ۵۹۸ بزرگترین و مهمترین معاهده بین المللی بود در ظرف کمتر از ۲۰ دقیقه تصویب شد چون تصمیم نظام بود. ولی لوایح چهارگانه اِف اِی تی اِف با وجود تصویب نمایندگان مجلس بین شورای نگهبان و مجمع تشخیص پاس کاری می‌شود چون هنوز کارت سبز نظام را دریافت نکرده است!

مجلس در حقیقت کالایی است که جمهوری اسلامی برای جور نمودن ویترین دموکراسی به نمایش گذاشته است.

اینان در اجرای عدالت و مبارزه با فساد ناکارامدودر تحقق مردمسالاری دینی و محو استبداد و خودکامگی ناکارامد تر ،

در شکوفایی شجره طیبه آزادی ودر تحقق آرمانهای انقلاب و دفاع از مستضعفین نیز

قانون اساسی که قرار بود میثاق ملی برای تحقق آرمان‌های انقلاب باشد امروز به بزرگترین سد تحقق همان آرمان‌ها تبدیل شده است.

مشکلات امروز کشور حاصل ناکارامدی نظام سیاسی کشور است. رؤسای جمهور و نمایندگان مجلس هم محصولات همین نظام ناکارامدند. همه مسئولین نظام به اندازه قدرتی که در اختیار دارند در این ناکارامدی سهیم و دخیلند. علاوه بر مسئولین نظام، آحاد مردم هم که سکوت اختیار کرده‌اند و چهل سالگی نظام را جشن گرفتند در این ناکارامدی سهیم‌اند

چه باید کرد؟🔹 علیرغم آنچه گفته شد، اکنون زمان شکوه و گلایه نیست. اتهام زنی و مقصر شمردن این و آن گرهی از مشکلات کشور باز نمی‌کند. همه ما باید متحد شویم و یک صدا تغییر ساختار سیاسی کشور و اصلاح بنیادین قانون اساسی را فریاد بکشیم تا شاید پایانی باشد بر این بیراهه نافرجام. این مسئولیت و رسالت تاریخی است که بر عهده همه ماست.

تنها راه نجات کشور انجام اصلاحات اساسی در ساختار سیاسی و بازنگری قانون اساسی است.

انقلاب دوباره چاره کار نیست. اگر انقلاب نتیجه مطلوب داشت اکنون چنین سرنوشتی نمی‌داشتیم.

ما باید از انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی درس بگیریم و اشتباه تلخ گذشتگان را تکرار نکنیم.

هر نظام سیاسی معایب و محاسنی دارد. انقلاب تمام دستاوردهای مطلوب و نامطلوب نظام سیاسی را ویران می‌کند. ما باید با صدای بلند فریاد بزنیم که ما با انقلاب مخالفیم. ما با خشونت مخالفیم. ما خواستار اصلاح نظام سیاسی کشور از طریق صندوق رأی هستیم.

اگر مسئولین نظام این مطالبه عمومی را نادیده انگارند بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی مردم حق دارند تا فریاد اعتراض خود را به صورت مسالمت‌آمیز و بدون خشونت به صورت راه‌پیمایی اعتراضی اعلام نمایند.

هیچ کس نمی‌تواند این حق قانونی را از مردم سلب نماید. اعتراضات گسترده و مسالمت‌آمیز قادر است مسئولین نظام را به نرمش قهرمانانه وادار نماید و اراده و خواست ملت را به کرسی بنشاند.

مردم باید هوشیار باشند که اگر اعتراضات به خشونت کشیده شود عقیم خواهد ماند.

تا زمانی که اعتراضات مسالمت آمیز باشد از پشتوانه اصل ۲۷ قانون اساسی برخوردار است و حاکمیت نمی‌تواند مانع آن شود.

بعید نیست دشمنان ملت در صفوف مردم نفوذ کنند و دست به اغتشاش و خشونت بزنند. اینها کسانی هستند که می‌خواهند با هر دسیسه‌ای که شده اعتراضات قانونی مردم را به خشونت بکشند تا دست حاکمیت را برای سرکوب باز کنند.

چقدر ساده‌لوحانه و عوامفریبانه است که راه‌پیمایی ۲۲ بهمن به مثابه رفراندم تلقی شود. همانند آن است که فقط موافقان در همه‌پرسی

شرکت داده شوند و بعد ادعا شود که مردم به نظام رأی مثبت داده‌اند!

باید به مخالفین و معترضین هم بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی اجازه راه‌پیمایی داده شود تا مشخص شود کسانی که با ساختار کنونی جمهوری اسلامی مخالفند چه نسبتی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند.

به کسانی هم که برای تصاحب قدرت از هیچ جنایتی فروگذار نکردند و سالها بر ارکان قدرت چنبره زده‌اند هم امیدی نیست.

این کشور فقط با دستان مردم و با همفکری و همراهی صاحبان فکر و اندیشه که هیچ چشم داشتی جز سربلندی و آبادانی ایران عزیز ندارند ساخته خواهد شد.

کسانی که قلبشان برای ایران عزیز می‌تپد از هر ابزاری که در اختیار دارند استفاده نمایند تا راه برای اصلاحات اساسی در کشور هموار شود و از فرو رفتن کشور در باتلاق جنگ یا انقلابی دیگر جلوگیری شود.

ما همان رزمندگان و جانبازان و آزادگانی هستیم که در هشت سال جنگ تحمیلی از جان و جوانی خود گذشتیم و جانانه از وجب به وجب خاک این کشور دفاع کردیم.

ما پیرو اسلام راستین و آیین رسول مکرم اسلامیم ولی امروز به این نتیجه رسیده‌ایم که ادغام دین در سیاست از اساس اشتباهی بزرگ بود که بیشترین آسیب را به دین و مروجین دینی زد.

روحانیتی که روزگاری در این سرزمین به عنوان مرجع دین و اسوه اخلاق شاخته می‌شد امروز به منفورترین قشر جامعه تبدیل شده است! ما با دین مخالف نیستیم ولی با ادغام دین در سیاست مخالفیم. ما بر این باوریم که حکومت در چهل سالگی خود به یک خانه تکانی اساسی و بنیادین نیاز دارد تا زنگار جهل و جمود و عقب ماندگی را از چهره این کشور سراسر افتخار بزداید و راه پیشرفت و توسعه را همواره نماید.

در پیام اخیر به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب بر استمرار مسیر نادرست چهل سال گذشته تأکید شده و هیچ نشانی از بازنگری اشتباهات گذشته و اصلاح قانون اساسی که مالامال از تناقض است به چشم نمی‌خورد.

چگونه می‌توان با چنین قانون اساسی ناقصی به توسعه پایدار نائل شد؟ کدام کشوری در دنیا بدون استقرار دموکراسی به توسعه دست یافته که ما دومین آن باشیم؟

این پیام نشان داد که دیدگاه رهبری چقدر از واقعیات جامعه و شرایط میدانی فاصله دارد و چقدر اطلاعات ایشان ناقص و نارساست. صدای اعتراض و نارضایتی مردم این باور را ایجاد مینماید که این صدا، صدای دشمنان و منافقین نیست. این صدای مردمی است که چهل سال است از ناکارامدی و فساد نظام اسلامی به ستوه آمده است.

ادامه روند کنونی نه به نفع کشور و نه به نفع مردم است؛ بلکه صرفاً به نفع کسانی است که بر ارکان قدرت چنبره زده و موجودیت خود را با موجودیت نظام گره زده‌اند.

تلاش این افراد برای حفظ نظام در واقع تلاشی مذبوحانه برای باقیماندن در قدرت است. در حالی که از آرمان‌های انقلاب چیزی باقی نمانده که بقای نظام ضامن آنها باشد.

در طول چهل سال گذشته به خاطر انباشت مطالبات مردمی، پتاسیلی عظیم و نیرومند در جبهه منتقدان و مخالفان پدید آمده که اگر در مسیر اصلاحات و از مجرای صندوق رأی آزاد نشود همانند سیلی بنیانکن کشور را به ورطه نابودی فرو خواهد برد.

استمرار مسیر کنونی جز خسران و عقب‌ماندگی بیشتر حاصلی نخواهد داشت و در نهایت به جنگی از بیرون یا انقلابی از درون منجر خواهد شد. پیکره نیمه جان ایران نه تاب و تحمل جنگی دیگر و نه انقلابی دیگر را دارد.

جنگ یا انقلاب همانند تیر خلاصی است که بر شقیقه این پیکره نیمه جان شلیک شود و کشور را تا سالیان متمادی گرفتار نزاعی خونین و صحنه کشمکش جناح‌های داخلی و قدرت‌های خارجی نماید که هیچ آینده روشنی برای آن متصور نیست.

دفاع از تمامیت ارضی کشور و حفظ امنیت و انسجام وظیفه ملی و تاریخی همه ماست. بدون تردید مسامحه در این امر خسرانی جبران ناپذیر به کشور و مردم وارد خواهد ساخت که مسئولیت آن در درجه اول متوجه شخص مقتدر غیر پاسخگو و در درجه بعد متوجه کسانی خواهد بود که می‌توانند با مشاوره دادن و اطلاع‌رسانی صحیح حکومت را متقاعد نمایند تا دستور اصلاح ساختار سیاسی کشور و بازنگری قانون اساسی را صادر نماید.

شاید این تصمیم قدری دشوار به نظر برسد ونوعی عقبگرد ازشعار‌های انقلاب تلقی شود. ولی فراموش نشود که “شجاعت” که یکی ازصفات رهبری است برای چنین تصمیمات سختی پیش‌بینی شده است.

قرار بود اگر جنگ ۲۰سال هم طول بکشد بایستیم ولی مصلحت اقتضا نمود که جام زهر را بنوشد و مسئولیت آتش بس و پذیرش قطعنامه ۵۹۸را باهمه مصائب آن بپذیرد.

پذیرش قطعنامه نه تنهامورد سرزنش واقع نشد بلکه این نقد را بوجود آورد که چرا این تصمیم زودتر اتخاذ نشد! اکنون شاهد تکرار دوباره تاریخ هستیم وتصمیمی سخت در پیشِ روی .

اگر امروز شربت گوارای اصلاحات ساختار سیاسی وبازنگری قانون اساسی راننوشند فردا باید جامی تلختر از قطعنامه ۵۹۸ را سربکشد ،البته اگر چنین فرصتی دست بدهد! کسانی که امروز دم ازجنگ با امریکا می‌زنند وبرای اسرائیل وکشورهای منطقه خط و نشان می‌کشند همان کسانی هستند که با بی‌تدبیری برادامه جنگ اصرار ورزیدند و درنهایت جام زهر به کام فروکردند!

برای لحظه‌ای تصور کنید که یک روز مجری صداوسیما اعلام کند که می‌خواهد خبری مهمی را مخابره کند ودقایقی بعد مجری اعلام کند که دستور بازنگری قانون اساسی وتغییرساختار سیاسی کشور را صادر نموده وقرار است مجلس مؤسسان به انتخاب مردم تشکیل شود و ظرف ۳تا ۶ماه قانون اساسی مورد بازنگری قرار گیرد.

تصور کنید همین خبر ساده باوجود اینکه در کوتاه مدت ممکن است تغییری درشرایط معیشتی ورفاهی مردم ایجاد نکند اما تا چه حد می‌تواند روح امید ونشاط را در کالبد سرد وبی‌روح جامعه بدمد وجوانان ونسل حاضر را به آینده‌ای روشن امیدوار نماید.

این چیزی نیست که دست یافتنی نباشد. کافی است کسانی که می‌توانند رهبر رامتقاعد ومجاب نمایند، شرایط کشور وانتظارات مردم را برای اوتشریح نمایند. بدون تردید این اقدام ساده می‌تواند به انسجام و وفاق ملی منجر شود.

. دکتر جلال پورالعجل ـ ۸ اسفند ۱۳۹۷

 

تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد
بازنشر مقالات با ذكر مأخذ آزاد است
  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin