تشت نوازی دردستگاه ۱۴ اسپند- اشکان رضوی


۱۴ اسپند هر سال یادآور درگذشت بزرگمرد تاریخ مبارزات معاصر ایران بر علیه استبداد و استعمار است، مردی که استواری گامهایش در راه نیک روزی ملت ایران برای نیل به دموکراسی و آزادی قابل ستایش است و نامش در تاریخ ملت ایران جاودانه گشته است.

دکتر محمد مصدق بی گمان یکی از معدود شخصیت های سیاسی و تاریخی ایران است که همچنان نامش مورد مناقشه بوده و نقش تاثیر گذاری در برون داد های سیاسی دارد. به تعبیری یک جریان سیاسی به نام جبهه ملی بعد از چندین دهه خود را میراث دار مصدق می داند و تلاش دارد تا تمام کُنش های سیاسی اش مصدق محور باشد  و به بیان دیگر خود را مصدقی معرفی می کنند یعنی مصدق در نگاه آنان نقش محوری بازی می  کند، که شوربختانه چنین نگاهی مبدل به یک میراث خواری تاریخی و سیاسی شده وبه هیچ عنوان توان به روز نمایی و پویایی  خود در اتمسفر سیاسی و اجتماعی جامعه را دارا نمی باشند که درصورت آسیب شناسی این مهم عمده دلیل ایستایی نیروهای این نحله ی سیاسی را متوجه خواهیم شد.که باید گفت مصدقی بودن یا مصدق محوری همان واپسگرایی سیاسی است ،در شرایطی که به شخصیت های تاریخی باید به عنوان یک گذاره تاریخی نگریست و از نگاه راهبردی داشتن به آنها دوری جُست.

اما گرفتاری بزرگ تر از آنجا شروع می شود که طیف گسترده ای از جریانهای سیاسی دیگر در تلاش نافرجام برای به چنگ آوردن و در انحصار گرفتن نام مصدق سالهاست عملا خود را در تقابل با نیروهای مصدق محور قرار داده اند و گستره ی جریان هایی که تلاش دارند تا از نام مصدق برای پیش برد اهداف سیاسی و مشروعیت گرفتن از پاکدامنی این مرد بهره برداری اپورتونیست گونه داشته باشند ،ازسازمان تروریستی و ضد میهنی مجاهدین خلق تا طیفی از جریان های سیاسی اصلاح طلب ونواندیشان دینی را در می گیرد که البته این روزها باید اذعان کرد که چشم مان به فدرالیسم خواهان یا همان تجزیه طلبان خجالتی هم روشن شده است.آنانی که اندک باوری که هم به آموزه های میهن دوستانه  و دموکراتیک مصدق بزرگ ندارند.

۱۴ اسپند امسال جامعه ی سیاسی بار دیگر شاهد آن بود که این جریان ها برای عرض اندام در سپهر سیاسی ایران دست به یک پروپاگاندای گسترده حول محور بزرگداشت شادروان دکتر محمد مصدق و حضور بر آرامگاه وی را در دستور کار خود قرار دادند.یک حرکت نمایشی به جهت آنکه خود را اذهان عمومی با ابزار مصدق به نمایش گذاشته و بگویند در تقابل با رژیم حاکم دست به چنین اقدامی زده اند.

مصاحبه های رسانه ای،فراخوان های گسترده و تلاش برای دیده شدن به عنوان جریان های سیاسی تاثیر گذار درجامعه ی ایرانی از آن دست از تلاش های مشمئز کننده و کمدیک بود که در طی این مدت روی داد و شگفت اینکه این جریان ها با همه ی تلاش خود حتا توان به میدان آوردن جوانان به تعداد انگشتان یک دست را هم نداشتند و باید گفت در یک وزن کشی سیاسی عملا دچار شکست فاحش و شرم آوری شدند.

شاید گفته شود که جوانان از تهدید های رژیم و بازداشت شدن هراسیده و حضور نیافتند که پاسخ روشن این است، چگونه این جوانان در نبرد تن به تن در میادین شهر با نیروهای ضد شورش و گشت ارشاد سینه سپر می کنند و نمی هراسند اما از حضور در احمد آباد که کمترین هزینه سیاسی یعنی در نهایت عدم اجازه ورود به قلعه را بهمراه دارد،هراس دارند؟این جوانان همان مبارزینی هستند که ازگاز اشک آور و باتوم و زندان کوچکترین هراسی به خود راه نداده و بارها و بارها نشان دادند که با تمام وجود خود در برابر استبداد خواهند ایستاد.

پس بهانه کردن چنین چیزی عملا دروغ پردازی و توهین به شعور مخاطب سیاسی و ملت ایران است.بی اعتنایی جوانان و کنشگران سیاسی به فراخوان های حزب های دو نفره یک پیام بزرگ داشت و آن اینکه جامعه ی ایرانی به خوبی نسبت به این خیمه شب بازی های سیاسی آگاه بوده و توان درک درست نسبت به رفتار و گفتار اشخاص اپورتونیست را دارد.

درثانی نشان داده شد که مصدق امامزاده ای نیست که با دخیل بستن وبا زیارت رفتنش بتوان مشروعیت گرفت،ملاک مشروعیت سیاسی در نگاه ملت ایران همان راست کرداری و راست گفتاری است که در برپا کنندگان هیاهوی ۱۴ اسپند اساسا وجود نداشته و کارنامه های آنان چنان آلوده به دروغ و سیاه کاری است که هر چه بیشتر فریاد بزنند ملت ایران کمترین توجه را به آنها خواهند داشت. بله ۱۴ اسپند امسال یک نوع وزن کشی سیاسی بود که وزن این مدعیان پر گوی پُرمُدعا به نیکی روشن شد و گزیده تر آن است که در چنین شرایطی این اشخاص به خویشتن خویش رجوع کرده راه درست را درپیش گرفته ودرخلوت گاه های خود سکوت پیشه کنند.

مصدق این شخصیت بزرگ و رهبرمبارزات آزادی خواهانه ی ملت ایران را باید آنگونه که شایسته است پاسداشت،نه آنگونه که ابزار اهداف فرصت طلبان و میراث خوران ایجاب می کند.مصدق سرمایه ی ملت ایران است ،نام مصدق بزرگ را با رفتارو کردارهای فرصت طلبانه آلوده نکنید.

ashkan.rzv@gmail.com

تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد
بازنشر مقالات با ذكر مأخذ آزاد است
  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin