اصلاح طلبان و اینکه چرا سعید حجاریان مرا به یاد فردریک هگل می‌اندازد- سام قندچی


سالهاست بحث شده که مسأله رفرم یا انقلاب نیست بلکه موضوع این است که هدف، ترقی خواهی است یا واپسگرایی و این نکته نه تنها درس انقلاب ارتجاعی سال ۱۳۵۷ ایران بود (۱)، بلکه درس اصلاح طلبی ارتجاعی نیز بود (۲). اما وقتی کسی خود به همه این موضوعات آگاه است، تکلیف چیست؟ ساعتی پیش نظر یک اصلاح طلب را درباره طرح همه پرسی آقای حسن روحانی (۳) می خواندم، منظورم واکنش آقای سعید حجاریان است (۴). واقعاً شاید دقیق ترین تحلیلی است که می شود از همه بحثهای رفراندوم پیدا کرد حتی بهتر از همه آنچه در نوشته های اپوزیسیون خوانده ام و اینکه دقیق تفاوت بحث حقوقی و سیاسی را فهمیده است، و آدم تعجب می کند که چطور در پایان، موضع آقای حجاریان کاملاً منطبق بر موضع حجت الاسلام ابراهیم رییسی است (۵). بیاد فردریک هگل می افتم که برای سالها کتب مفصلی در مورد حرکت روح مطلق نوشت و حتی آن را در جزئیات تاریخ جهان دنبال کرد، با اینحال در پایان سفر وقتی از یونیورسال بر زمین مشخص فرود آمد، رژیم سلطنت مطلقه پروس را بیان همه این جستجوی طولانی خود معرفی کرد؛ آقای حجاریان هم گرد دنیا می چرخد اما دوباره به حکومت ولایت فقیه می رسد که آیت الله خمینی برای او و ما به ارث گذاشته است. برخورد آقای حجاریان به *انقلاب ۲۱ ایران* (۶) که نزدیک به دوماه است آغاز شده از همان ابتدا در دی ماه ۱۳۹۶، ارتجاعی بود (۷). هگل تا آنجا که به یاد دارم هیچگاه به زندان دولت پروس نیافتاده بود اما آقای سعید حجاریان نه تنها به زندان رژیم اسلامی افتاده که وزارت اطلاعاتش را پایه گذاری کرد، بلکه توسط مأموران همان وزارتخانه هدف ترور قرار گرفته است. واقعاً باید گفت که درک اصلاح طلبان ایران خیلی سخت است بویژه وقتی که جنایات ۶۰ و ۶۷ را به یاد آوریم؛ و شاید همان شرکت اصلاح طلبان در آن جنایات (۸) باعث شده که به رغم هدف ترور قرار گرفتن و با خفت به زندان افتادن در دوران جنبش سبز ۸۸، بازهم امثال آقای حجاریان از رژیمی حمایت می کنند که نه تنها مایه سرشکستگی برای ایران و ایرانی است بلکه وجودش مایه ننگ بشریت در قرن بیست و یکم است، رژیمی که میآید قصه مارمولک های حساس به فعالیت اتمی اختراع می کند تا جنایات مأموران امنیتی علیه دکتر کاووس سید امامی را توجیه کند (۹)، همانطور که سالها مأموران امنیتی رژیم دروغ پشت دروغ گفتند، بجای آنکه بگویند که ستار بهشتی را زیر شکنجه کشته اند و بجای دلجویی از خانواده او مادر دلشکسته اش را تا توانستند آزار دادند (۱۰) و هم اکنون نیز سهیل عربی (۱۱) و دهها انسانی را که فقط به جرم حرف زدن در زندان هستند و دارند جان می دهند، آزاد نمی کنند.

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد
بازنشر مقالات با ذكر مأخذ آزاد است
  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin