می کشند، چون می ترسند! به مناسبت اعدام زندانیان سیاسی و تهاجم حکومت به احزاب کرد


یادداشت سیاسی اخبار روز
روز شنبه ۱۷ شهریور همزمان با اجرای حکم اعدام سه نفر از زندانیان سیاسی کرد (رامین حسین پناهی، زانیار و لقمان مرادی)، ستاد مرکزی حزب دمکرات کردستان (حدک) و قرارگاه اعضای حزب دمکرات کردستان ایران (حدکا) در خاک عراق هدف حمله ی موشکی سپاه پاسداران قرار گرفتند. در جریان این حملات بیش از ۱۵ تن از اعضای کمیته مرکزی “حدک” کشته و ۵۰ نفر از جمله مصطفی مولودی، دبیرکل حدک و خالد عزیزی، دبیرکل پیشین این حزب مجروح شده‌اند. این عده درحالی هدف تهاجم نظامی قرار گرفتند که در پلنوم کمیته مرکزی مشغول بحث و گفتگو بودند. پیش از این تهاجم، سپاه پاسداران با یورش به گروهی از اعضای پژاک در مریوان، شش نفر از آنان را کشت و با انتشار یک اطلاعیه اعلام کرد این شش تن را به انتقام درگیری های پیشین با مخالفان در کردستان ایران کشته است.

تهاجم سازمانیافته ی جمهوری اسلامی علیه مخالفان در کردستان ایران محدود به این رویدادها نیست. دو هفته قبل هم بعد از ترور اقبال مرادی فعال حقوق بشر و پدر زانیار مرادی، چهار فعال محیط زیست در جریان آتش سوزی و انفجار در جنگل های مریوان به قتل رسیدند. قتل هایی که پیوسته اتفاق افتاده اما در ماه های اخیر و پس از خیزش دیماه گذشته و تیر امسال، کثرت و کیفیت آن تغییر کرده و جمهوری اسلامی آشکارا می کوشد نشان دهد که احزاب، شخصیت ها و افراد فعال مخالف را هرکجا باشند و به هر شکلی از مبارزه با رژیم مخالفت کنند، با خشونت سرکوب خواهد کرد.

تهاجم نظامی بی سابقه به ستاد احزاب کرد، اعدام زندانیان سیاسی دربند، گسترش بگیر و ببند و ایجاد فضای امنیتی در کشور قرار است این پیام را به اقشار و گروه های معترض، به کارگران، مزدبگیران، معلمان، زنان، فعالان حقوق ملی و جنبش اعتراضی علیه حکومت برساند که یا دست از اعتراض و مبارزه بردارید و یا خو د را برای مشت آهنین و پرداخت هزینه ی سنگین رویارویی با حکومت آماده کنید.
حکومت همزمان قصد دارد نشان دهد در عرصه ی بین المللی و منطقه ای هم از قدرت مانور و توان تعرضی برخوردار است و «مشت آهنین» او می تواند در خارج از مرزهای ایران نیز مخالفان را مورد هدف قرار دهد.

تهاجم به ستاد احزاب کرد مخالف در نوع خود بی سابقه است، این تهاجم در کنار بگیر و ببند فعالان کارگری، امنیتی کردن فضای دانشگاه ها، بازداشت چهره های فعال معلمان و فعالان حقوق زنان، ادامه بلاتکلیفی زندانیان فعال زیست محیطی، دستگیری فعالان حقوق بشر و وکلای آزادیخواه، اعمال فشار بر کانون نویسندگان ایران، گسترش بازداشت های پنهانی مخالفان در پی خیزش دی و تیرماه نشانه ی تحول تازه در مبارزه ی مردم علیه حکومت است. تحول در ناتوانی و سست شدن اقتدار حکومت در کنترل اعتراضات رو به گسترش مردم.

جمهوری اسلامی بعد از تجربه رویدادهای سال ٨٨، که به سستی پایه های آن منجر شد، تلاش کرد در جریان اعتراضات دی ماه سال گذشته و تیرماه سال جاری با حضور نظامی در خیابان ها و نمایش “خویشتنداری” در برابر معترضان، هم از برانگیختن بیشتر خشم مردم خودداری کند و هم اقتدار و توان خود را برای حکومت کردن و کنترل اعتراضات در جامعه به نمایش بگذارد. اما تظاهرات مردم حرکتی گذرا و نمایشی نبود که بعد از یکی دو روز سرد و خاموش شود. زیر فشار اقتصادی و فضای امنیتی حاکم کارد به استخوان مردم رسیده است.

مردم در تظاهرات سرتاسری دی و تیرماه به صراحت به حکومت “نه” گفتند و در شعارهایی که می دادند اعلام کردند که جمهوری اسلامی را نمی خواهند و برای عبور از نظام به خیابان آمده اند؛ آنان مطالباتی دارند که باعث جوشش اعتراضات در جامعه می شود و تا زمانی که این مطالبات برآورده نشود اعتراضات مردم نه تنها از جوشش نمی افتد بلکه به نقطه ی غلیان می رسد. حالا پوسته ی تضاد نمایش توانمندی حکومت و ناتوانی آن در برابر واقعیت اعتراض رو به تعمیق مردم شکافته و جمهوری اسلامی در هراس از رسیدن حرکت اعتراضی مردم به لحظه ی غلیان و عبور از رژیم است که آن “خویشتنداری” توخالی و نمایشی را کنار گذاشته و با تهاجم سازمان یافته به مخالفان و حمله نظامی به ستاد احزاب کُرد مشت آهنین به مردم نشان می دهد و می خواهد در میان مردم رعب و وحشت ایجاد کند. روشی که تاریخ مصرف آن سپری شده و امروز هر کسی که علیه حکومت برخاسته است، چنین اعمالی را پیش از آن که نشانه قدرت حکومت بداند، آن را سست شدن پایه های اقتدار حکومت و محدود شدن توان آن در نمایش خویشتنداری تعبیر می کند.

هر نیرویی که به تهاجم جمهوری اسلامی در چارچوب سرکوب مبارزه ی مردم برای آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی نگاه می کند، واکنش به عمل جنایتکارانه ی حکومت را هم در همان راستا پی می گیرد. از این منظر هر کس که مدعی هواداری از آزادی، دمکراسی، صلح و حقوق بشر است باید تهاجم نظامی به ستاد احزاب کرد، جنگ افروزی و تروریسم حکومتی جمهوری اسلامی را بدون اما و اگر محکوم کند. دفاع از دمکراسی، حقوق بشر و صلح خواهی با توجیه سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی نیز مغایر است.

می توان با مواضع این یا آن نیروی سیاسی کردستان موافق یا مخالف بود. می توان از توسل به حمایت رقبای منطقه ای جمهوری اسلامی مانند عربستان و آمریکا انتقاد کرد. اما هر کس که در مورد قتل اعضای نیروهای سیاسی کرد ایرانی به دست رژیم جمهوری اسلامی سکوت کند، نه تنها برای صلح، که برای حقوق بشر نیز پشیزی ارزش قائل نیست.

رفتار این حکومت با مردم کرد انکار حق آنان است. همانگونه که حقوق سایر ملیت های ایران را برای دستیابی به حقوق ملی انکار می کند. این حکومت حق مردم ایران برای داشتن زندگی شایسته ی انسان را انکار می کند. پاسخ در برابر چنین رفتاری، ادامه حرکتی است که از خیزش دی ماه به راه افتاده و تا رسیدن به هدف آرام نخواهد گرفت. جمهوری اسلامی هربار که دست خود را بالا می برد تا این حرکت را سرکوب کند، لرزش بیشتر این دست را به نمایش می گذارد.

  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin       
تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد