محمد بسته نگار مردی فراموش نشدنی – کورش زعیم


زنده یاد محمد بسته نگار را دورادور از دهه شصت می شناختم، از دهه هفتاد در مراسم و نشست های سیاسی همگانی با هم آشنا شدیم. از اواخر دهه هفتاد تا کنون دوستی و همکاری نزدیک در تلاش برای نزدیکی و همکاری سازمانهای سیاسی ملی در ایران داشتیم. خاطره ای از آن زمان دارم که چگونه این نزدیکی ها بوجود آمد.

در دهه هفتاد که فشار روی سازمانهای ملی برای مدت کوتاهی کمی کاهش یافته بود و ملیون می توانستند دستکم در آرامگاه دکتر محمد مصدق در احمد آباد در روزهای زایش و درگذشت آن مرد بزرگ گرد آیند و سخنرانی کنند؛ در این میان سوء تفاهم های میان جبهه ملی ایران و نهضت آزادی و شورای ملی مذهبی به علت سخنان برخی از آنان و پیشداوری های متقابل رخ داده بود که حتی به آیین های نوروزی یکدیگر هم نمی رفتند. زنده یاد پرویز ورجاوند هم از این ناهماهنگی نیروهای ملی ناراحت بود. من به فکر افتادم که برنامه دید و بازدیدهای نوروزی جبهه ملی و همه سازمانهای ملی دیگر را تهیه و منتشر کنم. من هیچ سازمان ملی را حذف نکردم. کسی که اقدام من را پسندید و تاریخ های برخی سازمانها را به من داد، که هر ساله این کار ادامه یافت، زنده یاد محمد بسته نگار بود. به دکتر ورجاوند پیشنهاد کردم که بیایید این سنت دوری و نفاق را بشکنیم. ما دو سه گروه ملی گرا در جنگل جمهوری اسلامی بجز خودمان کسی را نداریم و باید بخاطر آرمانهایمان اختلاف روش ها و دیدگاههای مذهبی و غیرمذهبی را کنار بگذاریم و همدیگر را تحمل و در مورد رویدادهای مهم هم اندیشی و همکاری کنیم.

به دکتر ورجاوند گفتم اگر مخالف نیستید، من به نمایندگی از جبهه ملی ایران به آیین های نوروزی هر دو حزب نهضت آزادی و شورای ملی مذهبی میروم تا یخ را بشکنم. ایشان موافقت کرد و من این کار را کردم. وقتی دکتر ابراهیم یزدی در مراسم خودشان و مهندس عزت الله سحابی در مراسم خودشان من را دیدند، هر دو با خوشرویی استقبال کردند و کنار هم نشستیم. من دیدگاه خودم را برای هر کدام از ایشان جداگانه شرح دادم که مورد پسند و تاییدشان قرار گرفت. همانجا پیشنهاد من را که برای نشان دادن همبستگی سازمانهای ملی بیانیه های مشترک بدهیم پذیرفتند. من گفتم ما بیانیه را می نویسیم و برای تایید شما میفرستیم و اگر تایید شد فهرست اعضای شما را هم زیر بیانیه می گذاریم.گفتند ما هم بیانیه می نویسیم برایتان میفرستیم. به شوخی گفتم بیانیه شما را من امضاء نمی کنیم چون ادبیات زبانی نیمی از آنرا نمی فهمم!

این همکاری آغاز شد. زنده یاد محمد بسته نگار با وجود اینکه مردی متین و آرام و دوست داشتنی بود مشتاقانه و پر انرژی داوطلب گردآوری فهرست های شورای ملی مذهبی و نهضت آزادی شد. ما در طی نیمه اول دهه ۸۰، چند بیانیه مشترک با امضای ۳۰۰ تا ۷۰۰ تن دادیم. ادوار تحکیم وحدت هم به ما پیوسته بود. شما تصور کنید که نظام مقدس ناگهان با یک همبستگی چند صد نفره از شخصیت های شناخته شده اوپوزیسیون روبرو شده بود!

در تمام این مدت و پس از آن تا زمانی که بیماری و بستری شدن اجازه فعالیت چندانی به او نمیداد، بطور مستمر با شادروان محمد بسته نگار برای حفظ پیوند میان سازمانهای سیاسی ملی و جلوگیری از سوء تفاهم ها در تماس بودم. خوشبختانه همه او را دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند، و این کار را برای ما آسان کرده بود، زیرا کسی حرف یا درخواست او را زمین نمی گذاشت. سختی ها و زندان رفتن های او در نظام گذشته او را آبدیده کرده بود و با همه آرامش و لبخند همیشگی چون کوهی استوار و خم ناشدنی بود. بسته نگار نعمتی بود برای همبستگی نیروهای سیاسی ملی در ایران.

هر چه بگویم نمی توانم ارزش راستین این مرد را برای جامعه فعالان و مبارزان سیاسی کشور ادا کنم. جایش در آینده ایران خالی خواهد بود.

کورش زعیم

یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۷خ

تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد
بازنشر مقالات با ذكر مأخذ آزاد است
  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin