فروغ سمیع نیا: با فشار از پایین، قصد تصویب قانون منع خشونت خانوادگی را داریم


“کارزار منع خشونت خانوادگی” آذر ماه ۱۳۹۵ و در آستانه‌ روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، توسط تعدادی از فعالان حقوق زنان آغاز به کار کرد. این کارزار با هدف حساسیت سازی جامعه نسبت به مسئله خشونت خانوادگی علیه زنان به راه افتاده است و از طریق جمع آوری روایت های زنان خشونت دیده و شاهدان خشونت خانوادگی، و هم چنین جمع آوری نظرات افراد، به ویژه زنان خشونت دیده برای پیش نویس قانونی جهت منع خشونت خانوادگی علیه زنان، هدف خود را دنبال کرده است.

این کارزار پس از یک سال از آغاز فعالیت، طی مراسمی در شهر رشت گزارش خود را درباره خشونت خانوادگی علیه زنان در ایران منتشر کرده است. به بهانه انتشار این گزارش با فروغ سمیع نیا، یکی از فعالین کارزار منع خشونت خانوادگی در استان گیلان گفتگو کرده ایم و از وی در خصوص جزئیات بیش تر فعالیت های این کارزار و نتایج به دست آمده پرسیده ایم.

کارزار منع خشونت خانوادگی در یک سال گذشته، بیش تر در چه شهرهایی فعالیت داشته و به طور کلی محتوای کارگاه هایی که برگزار کرده، شامل چه مواردی می شود؟

کارزار در استان های تهران، البرز و گیلان در یک سال گذشته بیش تر از بقیه مناطق فعالیت کرده است. البته روایت های رسیده از شهرهای دیگر نشان دهنده فعالیت های ریزتر در نقاط دیگر نیز هست. کارگاه ها اغلب در سه قسمت برگزار می شوند. بخش اول بررسی روایت های خشونت و آشنا ساختن شرکت کنندگان با مصادیق خشونت است. هم چنین در این قسمت تعریفی واحد از خشونت از این شرکت کنندگان نیز به دست می آید. بخش دوم به بررسی قوانین موجود در ایران و نقص های قوانین می پردازد و نظرات شرکت کنندگان را درباره مبحث های مهم “پیش نویس قانون منع خشونت خانگی علیه زنان”، مانند تعریف انواع خشونت، وظایف دستگاه های قضایی و غیره جمع آوری می کند. در بخش سوم نیز ضرورت سخن گفتن از خشونت، محور اصلی است. در نهایت نیز شرکت کنندگان روایت های خود را از خشونت بازگو می کنند؛ یا روی کارت های کارزار می نویسند. این کارگاه ها بسته به شرایط شرکت کنندگان می تواند تغییراتی داشته باشد. مئلاً کارگاه برای افراد بی سواد و باسواد اعم از مشاور، وکیل و معلم، تغییراتی خواهد کرد و همیشه یک روال ثابت را طی نمی کند.

چه تعداد گزارش تاکنون توسط این کارزار گردآوری شده و نحوه اخذ گزارشات به چه ترتیب است؟ آیا این گزارشات اغلب مربوط است به بعد از آموزش و توجیه شهروندان؟ و آیا قربانیان، اکثراً خود راوی هستند؟

مراسم سالروز کارزار منع خشونت خانوادگی

تا کنون حدود ۲۴۰ روایت جمع آوری شده است که برخی از آن ها روایت شخص و برخی دیگر روایت شاهد یا یکی از نزدیکان مطلع فرد بوده است. روایت‌های زنان (و تعدادی هم مردان) در درجه اول از طریق کارگاه‌های آموزشی-ترویجی کارزار و پس از آن،‌ از طریق شبکه های اطلاع رسانی و برخی نیز از طریق گفتگوی میدانی دریافت شده است.

گزارشی که در سالروز کارزار منع خشونت خانوادگی منتشر شده، نشان می دهد که تنها ۱۳.۹ درصد از زنان توسط خانواده هایشان پس از خشونت مورد حمایت قرار گرفتند. نقش حمایت خانواده را چقدر کلیدی می دانید؟ چنین حمایتی در مقایسه با حمایتی که قانون در بسیاری از کشورها از زنان می کند، تا چه میزان می تواند حائز اهمیت باشد؟

در جوامع سنتی خانواده نقش مهمی را در زندگی فرد بازی می کند و در نبود قوانین حمایتی نقش خانواده ها پررنگ تر از قبل می شود. اما مسئله خشونت خانوادگی معمولاً توسط خانواده ها مسکوت می ماند؛ چون به مسائلی چون آبرو و حفظ حریم زندگی خصوصی در جوامع سنتی مربوط است. طبیعتاً قانونی که واجد شرایطی خاص چون ترویجی، حمایتگرانه و ایجابی باشد، می تواند در کاهش خشونت خانوادگی نقش مهمی را ایفا کند و خانواده چنین قدرت و آگاهی را ندارد.

این گزارش، بیش ترین نوع خشونت خانوادگی علیه زنان را خشونت روانی-کلامی عنوان می کند و کم ترین آن را مربوط به خشونت جنسی اعلام کرده است. طبق روایت های موجود از خشونت دیدگان، خشونت های روانی-کلامی بیش تر شامل چه مصداق هایی بوده اند و تحلیل شما از این مسئله که میزان این خشونت تا این حد بالا اما خشونت جنسی و حتی فیزیکی درصد کم تری را به خود اختصاص داده، چیست؟

در این بررسی از هر ۴ گزارش، ۳ گزارش حاوی این نوع خشونت بود (۷۴.۵ درصد). ابتدا سعی شده بود مصادیق از طریق تعاریفی که در مطالعات دیگر به دست آمده، مشخص شود. به طور خاص از تعریف انواع خشونتِ طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان در ۲۸ مرکز استان کشور در سال ۱۳۸۳، استفاده شد که خشونت روانی-کلامی در آن شامل رفتارهای خشونت آمیزی تعریف شده است که شرافت، آبرو و اعتماد به نفس زن را خدشه دار می کند. اعم از: به کار بردن کلمات رکیک، توهین مداوم، تحقیر، تمسخر، ایجاد احساس درماندگی -به نحوی که فرد احساس کند هیچ نقشی در تصمیم گیری راجع به خود ندارد و فاقد کنترل بر زندگی خویش است-، متهم کردن فرد به ارتباط با دیگران، شک و بد دلی یا کنترل و چک کردن تلفن و وسایل شخصی. هم چنین تهدیدهای متفاوت و ایجاد مخاطره از جمله تهدید فرد به ترک خانه یا این که بلایی سر خودش می آورد،‌ تهدید به آزار و اذیت یا کشتن شخص مقابل یا فرزندان، اقوام و آشنایان وی، تهدید به طلاق یا ازدواج مجدد و مواردی از این دست.

بسیاری از مصادیق فوق در میان گزراش های ارسالی به کارزار مشاهده شد. از جمله: دشنام، قهر و طرد کردن، تحقیر، افترا و تهمت، شک و بدبینی، کنترل، سلب تصمیم گیری در زندگی شخصی، تهدید زن و خانواده او، تهدید به طلاق، رابطه با زنان دیگر، دخالت در زندگی زناشویی فرزندان، کناره گیری از همسر و احساس تبعیض بین دختر و پسر.

طبق تحقیقات و مشاهدات شما، زنان تا چه حد مایل هستند که نسبت به خشونت های خانوادگی اعمال شده بر علیه خود صحبت کنند؟

پیش از این کارزار تجربه بسیاری در برگزاری کارگاه های خشونت خانگی داشته ایم. اما به نظر می رسد زنان راغب تر به گفتگو شده اند؛ خصوصاً که بر این گفتگو در این کارزار تاکید شده است و انتشار هر روایت از زنان، تابوی صحبت کردن از تجربه شخصی در این باره را می شکند. اگر چه در مورد چگونه صحبت کردن، هم چنان زنان آسوده نیستند. به ویژه در گفتگوها بیش تر به شخص سومی اشاره می کنند که اتفاقی برایشان افتاده. اما زمانی که کاغذ را به دست می گیرند راحت تر می توانند تجربه خود را بنویسند. با این وجود صحبت از برخی از انواع خشونت مانند خشونت جنسی هم چنان تابوست. به طوری که مشاهده می کنید درصد پایینی به آن اشاره کرده اند.

مطالعات جامعه شناختی در مورد مناسبات جوامع سنتی نشان می دهد که برخی زنان صاحب قدرت در خانواده، نقش برجسته ای در اعمال دستکم خشونت های کلامی بر علیه دیگر زنان دارند. آیا در گزارشات کارزار، این قبیل موارد هم به چشم می خورد یا عموم خشونت ها از سوی مردان خانواده اعمال شده است؟

به نکته بسیار مهمی اشاره کردید. در میان روایت ها وقتی عمیق می شویم اشکال پیچیده قدرت را می بینیم. مثلاً زنانی که به لحاظ مالی وضع بهتری دارند، خودشان از خشونت کلامی نسبت به همسرانی که به لحاظ مالی در سطح پایین تری بوده اند حتی در روایت های شان می بینیم که استفاده کرده اند. خانواده مردی که خشونت می کند -به ویژه مادر آن مرد-، در حمایت از مرد برای ادامه رفتارش، نقش پر رنگی دارد. موارد زیادی از دخالت مادر، خواهر، برادر و پدر شوهر عنوان شده؛ ولی به طور خاص نقش مادر شوهر عمده بوده است و لزوماً هم روانی-کلامی هم نبوده، بلکه خشونت جسمی هم از مادرشوهر گزارش شده است. مادرانی بوده اند که به پسر خود کمک کرده اند زن خود را از خانه بیرون بیندازد یا او را بزند. یا در روایتی، مرد، زنش را پیش خانواده خود می گذاشت و مادرش مراقب بود او از خانه بیرون نرود. ضمن آن که در برخی روایت ها به طور خاص به خشونت مادران علیه فرزندانشان اشاره شده است.

به طور کلی پیش‌ نویس قانون منع خشونت خانگی، شامل چه ویژگی هایی است که آن را از قوانین جاری در این زمینه متمایز می کند؟ در واقع این پیش نویس بر چه مواردی تاکید دارد که لزوم توجه به آن را اهمیت می بخشد؟

اول از همه قوانین فعلی در زمینه خشونت خانگی سکوت کرده اند و با آن حتی همانند خشونت در خیابان هم برخورد نمی کنند؛ چون به محض ورود پلیس به خانه می گویند دعوا شخصی است و گاه حتی گزارش پلیس هم به شمار نمی آید. نظر شما را در این زمینه به گزارش یک مطلع  از تهران جلب می کنم:‌ “دوستم مورد ضرب و شتم از طرف شوهرش قرار گرفت، ساعت ۲ صبح حتی پلیس ۱۱۰ هم آمد و خون رو تو چهره خانم دید. اما فردای دادگاه پلیس از او شاهد خواست، آن هم ۲ صبح که خودش و شوهرش و پلیس ۱۱۰ بود. و به دلیل فقدان شاهد آن پرونده مختومه شد”. بنابراین الان نمی شود این پیش نویس را با قانون نانوشته مقایسه کرد. اما چندین رویکرد در نوشتن این پیش نویس وجود داشت که حتی اگر نویسندگان آن نتوانسته باشند به آن دست یابند، آن را مد نظر قرار داده بودند و اتفاقاً همین رویکرد به قانون،‌ مبنای نظرسنجی و اصلاح پیش نویس قرار گرفته است.

اول از هم تعریف از خشونت باید “دربرگیرنده” باشد. در قانون پیشنهادی نه تنها کتک زدن زن یک عمل مجرمانه است، بلکه توهین، تحقیر و تهمت زدن به او نیز نه یک اتفاق کوچک بلکه عملی مجرمانه است. این‌که کسی دائم دیگری را تحت نظر بگیرد و تعقیب کند، نشانه‌ دوست داشتن نیست و خشونت محسوب می شود. مرد در صورت ازدواج هم حق ندارد بدون رضایت زن هر رفتار جنسی‌ با او داشته باشد. زنان هم مانند مردان حق دارند هر وقت بخواهند برای کار، تحصیل، دیدن دوستان یا بستگان، فعالیت های اجتماعی و غیره از خانه خارج شوند و محروم کردن آن ها از این حق طبق قانون باید جرم محسوب شود.

دوم، قانون باید از خشونت دیده “حمایت” کند. چنین قانونی، نهادها و اشخاصی را مشخص می کند که در این شرایط به طور رایگان به خشونت دیده کمک کنند. لازم است او را از حقوق قانونی اش کاملاً آگاه کنند و کسی همراهش باشد تا به او مشورت دهد و در بازگویی خشونت به او کمک کند. سازمان های مسئول باید برای رسیدگی به موارد خشونت، کارکنان زن هم داشته باشند و این کارکنان به زبان مادری، یا زبان مورد تکلم خشونت دیده مسلط باشند. ممکن است وضعیت خشونت دیده آن قدر بحرانی باشد که از ماندن در خانه‌ خود احساس خطر کند. خانه های امن مکان هایی هستند که به زنان خشونت دیده پناه می دهند و هم چنین وظیفه دارند به آن ها کمک کنند که سلامت جسمی و روانی خود را به دست بیاورند و قدرت خود را افزایش دهند.

سوم -و به نظر من مهم ترین رویکرد این قانون-، “ترمیمی” بودن آن است. تجربه نشان داده است که عدالت ترمیمی بسیار موثرتر از عدالت کیفری است؛ چرا که با خشونت گر هم انسانی رفتار می شود. بسیاری از خشونت گران در چرخه خشونت به آزار دیگری اقدام می کنند؛ اغلب در کودکی خشونت دیده اند و با خشونت بزرگ شده اند و یاد گرفته اند که می توانند از قدرت خود سوءاستفاده کنند. بنابراین آن ها نیاز به درمان و یادگیری مجدد دارند. در چنین رویکردی به بزه، بزهکار و بزه دیده همزمان نگاه می شود. بنابراین ضمن حمایت از بزه دیده، بزهکار هم اگر نیاز به درمان داشته باشد، درمان می شود، و از آن مهم تر، بزهکار باید خسارت وارده را جبران کند. در کل از نظر ما هدف از وضع قانون منع خشونت خانوادگی، ترویج خشونت از راه دامن زدن به انتقام یا تشویق زنان به مقابله به مثل نیست؛ هدف آن است که خشونت هرچه سریع تر متوقف شود و خشونت دیده در امنیت قرار بگیرد. برای مثال، کسی که مرتکب خشونت شده است، از نزدیک شدن به محل زندگی، کار و تحصیل خشونت دیده منع شود. ضمن آن که یک مسئولیت اجتماعی باشد؛ مثلاً افرادی هم چون پرستاران و پزشکان در صورت مواجهه با این مسئله، موظف به گزارش دادن به پلیس باشند و پلیس هم موظف به پیشگیری از ادامه خشونت باشد.

شما در فعالیت های کارزار، سهم قابل ملاحظه ای را برای فعالیت های هنری اعم ساخت و نمایش فیلم های کوتاه در نظر گرفته اید که در حوزه فعالیت های مدنی می تواند در کشور ما کم نظیر تلقی شود. قصد شما گنجاندن چنین فعالیت هایی در این کارزار چیست؟

فعالیت های هنری چون فیلم و نمایش کوتاه و کلاً تصویر می تواند تاثیر بیش تری روی مردم داشته باشد. امروزه با قدرت گرفتن شبکه های اجتماعی و حجم عظیمی از اطلاعات که روزانه به دست افراد می رسد، فیلم های کوتاه بیش تر می توانند در این رقابت پیروز شده و مخاطب را جذب کرده و تاثیر گذار باشند. هم چنین داوطلبین کارزار از این طریق -یعنی با زبان هنر-، ارتباط بیش تری را با جوامع هنری خواهند داشت.

کارزار منع خشونت خانوادگی، با چه هدف یا اهدافی فعالیت های خود را به مدت یک سال دیگر تمدید کرده است؟

کارزار در ابتدا با هدف تکمیل پیش نویس قانونی که توسط عده ای از وکلا تهیه شده بود، آغاز به کار کرد. کارزار قصد دارد قانون را با نظر متخصصین و مردم از سراسر کشور تکمیل کند و هم چنین با برگزاری کارگاه ها و گفتگوی چهره به چهره و بروشور و غیره، سعی در ترویج خواست قانونی مختص خشونت خانوادگی در ایران داشته باشد. در این کارگاه ها و گفتگوها، نظر مردم به صورت ساده و با زبان مردم جمع آوری شده و در اختیار وکلا برای تکمیل پیش نویس قانون گذاشته خواهد شد. همان طور که حتی چند کشور مسلمان و کشورهای همسایه نیز چنین قانونی را تصویب کرده اند. عمومی کردن این خواسته و جمع آوری روایت های خشونت از مردم که ضرورت تصویب این قانون را نشان خواهد داد و تکمیل پیش نویس قانون، نیاز به زمان برای برآورده شدن دارد. در سال اول فعالیت کارزار، تلاش های زیادی برای تحقق این امر صورت گرفت اما پس از یکسال فعالین کارزار گردهم آمدند و با توجه به شرایط موجود مدت آن را برای یکسال تمدید کردند تا در زمان بیش تر، به این خواسته ها نزدیک تر شویم. البته این اولین بار است که قانونی با نظر مردم و فعالین مدنی در ارتباط با موضوعی تهیه می شود و انجام این کار زمان می طلبد.

استقبال شهروندان و جامعه مدنی از این کارزار را پس از یک سال چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا امیدواری دارید که مسئولان توجهی به کارزار شما و طرح های آن نشان دهند؟

فضای یاس و ناامیدی حاکم بر جامعه، با سال های پیشین در ایران قابل مقایسه نیست. اما در همین فضا نیز خواسته کارزار مورد توجه مردم و فعالین مدنی قرار گرفت. اساساً چون خواسته کارزار با زندگی مردم عجین شده و تقریباً اکثریت افراد، تجربه خشونت را در خانه خود یا اطرافیان داشته اند و انکار خشونت خانوادگی به نوعی غیر ممکن است، در نتیجه طرح این مسئله با استقبال مواجه شده است. در رابطه با بخش دوم سوالتان، باید بگویم که کارزار همواره معتقد بوده تا با عمومی کردن مطالبه، فشار را بر مسئولان بابت تصویب این قانون زیاد کند و در حقیقت با فشار از پایین، قصد تصویب قانون مذکور را داریم. و البته امیدواریم که با خواست مردم و پررنگ کردن موضوع خشونتی که در خانواده بر زنان وارد می شود، مسئولان نیز به این موضوع توجه نشان دهند.

خط صلح

  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin       
تنها مطالب و مقالاتي که با نام جبهه ملي ايران - ارو‌پا درج ميشود نظرات گردانندگان سايت ميباشد