تفسیری بر آمدن احمدی نژادها و حرف و حدیثها – ضیاء مصباح ; تهران


در میان همه افراد در طبقات مختلف اجتماعی آنچه که بعد از اعلام داوطلبی احمدی نژاد و خز علی ها مطرح ، گفته و شنیده میشد سوال و استفهامیست که در حد توان به پاسخش میپردازیم:

از کم و کیف ماجرا از 12سال قبل تا کنون و خبرها و تفسیرها ی محفلی در این رابطه ، با دقت به نا فرمانی ها براسا س تعاریف ذوبی ها بهتر از نگارنده آشنا و مطلع میباشید که دراین باب بدون اغراق در جهان ملتی بظاهر آگاه به چم و خم ها وچگونگی ها و برنامه های از قبل تعین شده و سازمان یافته که ممکنست بدان گونه هم نباشد !! و بی مانندیم

با وضعیت بی تفاوتی جامعه در طول عمر 39 ساله حکومت مداری آقایان که با تجارب سخت گیرانه دوران پهلوی و شرایط امنیتی خاص آن دوران همراه واغلب از حضور در بازداشتگاهها بی نصیب نمانده و با اشراف به چگونگی ها بعرصه سیاست در 4 دهه اخیر وارد شده اند که به آن سیاست انگلیسی نام نهاده اند ….میتوان گفت بخشی از پیش آمدها ی خواسته و ناخواسته که چنین تفاسیری همراه آورده ره آوردی طبیعی است و بدون برنامه ریزی اما با آمادگی بهره برداری از افکار عمومی در مسیر تقویت نظام

بازی شاخص انتخابات ایران در منطقه و کشورهای اسلامی ، که بطور متوسط هر 2سال یکبار بدون هیچگونه تاخیر و تعلل و با تبلیغات انبوه حتی در سطح جهانی که این روزها بخوبی شاهد آنیم و بسیار غلیظ تر میشود درثبات نظام ( با عملکرد بسیار منفی آن در بسیاری امور که دادخودیها را نیز در آورده ) موثرافتاده از الطاف خفیه الهی برشمرده میشود .

از سویی همه این شنیده ها و گفته ها آنهم در هر کوی وبرزن هر چند تکراری و از منظری خسته کننده حضور در صحنه سیاست ، آنهم در زیباترین حالت در کنار صندوق رای با همه گزینشهای غیر قانونی در پوشش قانون را همراه می آورد و تبلیغات عظیمی که ره آورد آنست

این سناریوی تکراری که با اخبار هیجانی و غیر قابل پیش بینی افراد «بناحق شهره » اغلب همراه میشود ، ادامه تسلط آقایان را بدنبال دارد و تسلیم به آنرا ….. که آمدن و ماندن یا انصراف احمدی نژادها فرع آن و ظرف یکی دو ماه فروکش کرده …..آش و کاسه همان و چه کنم ملت و دولتیان اصلاح طلب یا اصول گراهای دور مانده از اصول واقعی همان

و به امید رفرم و دگرگونی تدریجی گام به گام و انتخاب بد از بدتر که دوستان آنور آ بها دستی از دور بر آتش دارند و از درونی ها میطلبند که لنگش کنیم !!( با پوزش از این بیان عوامانه )

بنظر نگارنده خصلتهای هموطنان در بسیاری موارد که نمونه بارز آن وقایع ما قبل انتخابات « در واقع با بودن شورای نگهبان انتصابات » تا آخرین ساعات رای گیری بوسیله تکنو کراتهای وطنی که بعضی خود فروشان میخوانندشان !! بخوبی شناخته شده و با هشیاری و رندی موردبهره برداریست .

در این میان هر یک از ما بازیگری در این وانفسا شده ایم تا انتصاباتی دیگرتحت عنوان انتخابات مهندسی شده که همه عبور کنندگان از فیلترها درونی و خودی اند و هیچ وقت چاقو دسته خود را نمی برد ، که فلسفه مصلحت نظام بر آنست که میتوان مصلحت را عندالزوم بر خلاف همین قانون اساسی با همه ایرادات ببیند و یا مخالف شرع انور ……

البته بسیاق و سبک نگارنده که به آن اگر اشاره نکند به او خرده میگیرند ….نگفته نگذارد ونماند که کاچی بهتر از هیچی است و گرنه ارامش مختل ، هرج و مرج ، ناامنی و تخریب سر مایه های ملی به دلیل فشار زندگی و کثرت عوام فرصت طلب در پی آن .

یادمان نرفته که در سالهای 56و 57 به دلیل عبور از تامین زندگی مادی و فراهم شدن حداقل های معاش ، به تفکر پرداخته با هدایت روشن فکران و همراهی عموم در پی آزادی برآمدیم و ملا خور شد و امروز نگران بهم ریختن همین شرایط امنیتی ، پلیسی و احتمال تخریب بسیار وسیع سرمایه های ملی در صورت تزلزل یا عدم مدیریت برای انتقال آرام «قدرت متمرکز غیر پاسخگو » مناسب زمان و جامعه جوان …..

در این میان ظهور ، تهدید و تحدید حرمت شدن امثال : « محمد خاتمی » که انصافا بدون آلودگی بقول « مسعود بهنود » وارد گود سیاست شد و با پاکیزگی صحنه را ترک کرد وشاید « روحانی » که عقبه منزه سلف اصلاح طلب و مغضوب خود را ندارد ، هر چند او را در این مصاف بردیگر رقبا ارجح میدانیم ،

یا « هاشمی » که با خشم تمام « محمد قوچانی » جوان آن روزگار گذرا و میان سال ژور نالیست حرفه ای و سیاسی بکار گرفته این روزگار بعنوان تئوریسین را در اواسط دهه60 در پی طرح سوال از جلسه مصاحبه مطبوعاتی اش مستکبرانه !! اخراج کرد و در سنوات آخر عمر به مشاورت برگزید .

یا « کرباسچی » شهرداربنام تهران که زمین و آسمان فروشی تحت عنوان تراکم را در کنار توسعه فضای سبز در جنگل برجها در خیابانهای کم عرض بنیا دنهاد و امروز« به درست یا مشهورشده » به پرورش اسب در لواسان که همت خاصی میطلبد آنهم« سازنده وکارگزارانی » که در نوع خود مدیر ی توانمند بود و با وابستگی به روحانیت در پشت پرده نقش آفرین

یا« وزیر صنایع دولت سازندگی» پیر دیر« چریک نبوی» که خود کرده را تدبیر نیست و همه دگر اندیشان خودی که میتوان به« قالیباف و احمدی نژادها » با ماموریتهایی نا خود آگاه و « فایزه » پیش قراول طرح « حقوق غصب شده زنان البته بعداز انقلاب » و…. پرداخت که خود مثنوی خواهد شد و از همه مهمتر « چهره های دور شده از وطنمان » که به تفاسیر ما وقع مشغول و پر طرفدار و شهره ….

همه و همه محصول غیر قابل انکاروضعیتی میباشد که پیوسته در بحران حیات دو باره می یابد و بر ماموریتی در منطقه برای ایجاد جزیره ثبات و آرامش با پرهیز از سوریه شدن و در اندیشه ژاندا رمی خلیج همیشه فارس که شرح مفصلتری دارد .

دوستی میگفت : تصدی میز ایران در وزارت خارجه اغلب کشورها همیشه بارقابت شدید ی مواجه است ، به این دلیل که بدون کوچکترین فعالیت پیوسته انبوه خبرهای هیجانی از کشورمان منتشر میشود و آماده گزارش کارشناسان میز ایران به مدیرانشان ، در مقایسه با دیگر کشورها نگارنده با این سن وسال و توان با همه محدودیتها ، موانع و درد سرها چگونه باید به همه رخدادها از دیدگاههای متفاوت بپردازد که بی اثر نماند ونقشی باز ماند ؟ !

  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin        نسخه چاپی نسخه چاپی
تنها مطالب و مقالاتي که با نام جبهه ملي ايران - ارو‌پا درج ميشود نظرات گردانندگان سايت ميباشد