آیا روزهای نفس‌گیر سال ۹۷ برای فرهنگ ایران تکرار نمی‌شود؟


تابناک در گزارشی کم‌سابقه از ناتوان‌شدن طبقه متوسط در خرید و مصرف کالاهای فرهنگی خبر داده است، روندی که تولید نیم‌بند فرهنگی در ایران را بیش از پیش با مشکل مواجه کرده و خواهد کرد. درگزارش به این اشاره می‌شود که بودجه فرهنگی کشور اصولا در راه تولید محتوای مطلوب مصرف نمی‌شود و فشارها هم به گونه‌ای است که وزیر فرهنگ هم که خیلی هم “اهل مداراست” در معرض استعفا است و برای دو معاونتی هم که زیر فشارها استعفا داده‌اند جرئت تعیین افراد دیگری نیست. گزارش از زبان تابناک (وابسته به محسن رضایی) کم‌نظیر است و چه بسا حذفش کنند.
القصه آن درک و دریافت توهم‌آلودی که در تهران و تا حدودی در بیرون فکر می‌کند که تحریم‌ها با مقاومت در یکی دو سال آینده و با رفتن (احتمالی) ترامپ حل می‌شود، صرفنظر از غفلتش از این که تنش ایران و آمریکا تاریخی ۴۰ ساله دارد و ترامپ فقط فصلی ولو شدت‌یافته‌تر در این تنش است، ظاهرا ککش هم نمی‌گزد که چه اثراتی تنش در سیاست خارجی ایران (با تحریم گسترده یا بدون تحریم گسترده) بر توسعه کشور در همه ابعادش می‌گذارد و فقری که از همه لحاظ به جامعه به تحمیل می‌شود چه پیامدهای مزمنی دارد و چگونه ایران را از حداقل‌های توسعه‌ای متناسب با شتاب توسعه و پیشرفت در جهان بازمی‌دارد.
فرهنگ ایران در سال هزار و سیصد و نود و هفت با روزهای سخت و نفس‌گیری همراه بود؛ روزهایی که با توجه به وعده‌های مسئولین انتظار می‌رود در سال هزار و سیصد و نود و هشت شاهد تکرارشان نباشیم، هرچند با توجه به نوع بودجه‌نگاری و توزیع منابع برای سال آینده، بعید به نظر می‌رسد شاهد تحول جدی در حوزه فرهنگی باشیم و سال پیش‌رو به شدت متاثر از وضعیت مبهم سال پیشین است.
به گزارش «تابناک»؛ هزار و سیصد و نود و هفت همچون چند سال پیشینش، زمان وقوع اتفاق مهم و حیاتی برای فرهنگ ایران نبود و بی‌گمان آنچه در سال گذشته رخ داد، چندان برای اهالی فرهنگ و هنر خوشایند نبود. تورم افسارگسیخته تاثیر عمیق خود را بر حوزه فرهنگ گذاشت و هزینه تولید هر نوع محصول فرهنگی از نشریه و کتاب گرفته تا فیلم و موسیقی به شدت افزایش یافت و بدین ترتیب تولید چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی با دشواری‌های بیشتری همراه گشت.
سال هزار و سیصد و نود هشت، وام‌دار این دشواری‌ها است. افزایش شدید قیمت کاغذ در طول سال گذشته که از قضا از چنین روزهایی در سال پیشین شروع شد و با رشد انفجاری ارزش ارزهای خارجی در مقابل تومان همراه بود، شرایط سختی را پیش‌روی ناشران قرار داد و چاپ کتب و نشریات گزیده‌ شد. البته این انتشار گزیده‌ و تیراژ محدود کتب و نشریات به منزله یک دستاورد برای فرهنگ تمام نخواهد شد و صرفاً در راستای حفظ معتبرترین‌ها و حذف بی‌اعتبارها نخواهد بود و با توجه به افزایش قیمت این محصولات فرهنگی، اساساً مشتری محصول فرهنگی کاهش خواهد یافت.
این کاهش مشتری در حوزه سینما بیش از پیش متبلور خواهد شد و اگرچه افزایش قیمت بلیت سینما تا حدودی مانع از نمایان شدنِ افت شمار مخاطبان می‌شود اما دور از انتظار نیست که با توجه به افزایش هزینه‌های زندگی، افزایش قیمت بلیت سینما اثر روانی خود را برای عدم تماشای فیلم روی گروه دیگری از تماشاگران سینمای ایران بگذارد. قاعدتاً تاثیر این افزایش قیمت‌ها در حوزه تئاتر و کنسرت‌های موسیقی نیز نمایان خواهد شد، هرچند تئاتر و موسیقی مخاطبان کالت خود را دارد و با توجه به آنکه تئاتر و موسیقی در سال‌های متمادی هیچ‌گاه ارزان نبوده، شاید افزایش قیمت‌ها تاثیر کمتری بر روی این دو بخش داشته باشد.

در این شرایط به نظر می‌رسد تولید فرهنگی و هنری در سال آینده بیش از پیش متکی به سرمایه گذاران بخش خصوصی باشد؛ سرمایه گذارانی که اگر با تکیه بر سرمایه‌های سالم وارد این عرصه شده باشند، در پی سوددهی محصولات‌شان هستند و این سوددهی لزوماً به منزله خلق آثار فرهنگ و هنری فاخر نیست. بدین سان دور از انتظار نیست که محصولات فرهنگیِ بازاری و عمدتاً یک بار مصرف نظیر کمدی‌های ضعیف یا کتب سلبریتی‌ها، سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص دهند.

فرهنگ اما صرفاً از باب بودجه نه هزار میلیاردی که کسر اندکی از آن صرف تولید می‌شود و حجم عظیم آن منتهی به تولید فرهنگی نمی‌شود و تورم کمرشکنی که بر زندگی تک تک مردم تاثیر جدی گذاشته و انتخاب‌هایشان را محدودتر ساخته، تحت تاثیر قرار نگرفته است. بلاتکلیفی فرهنگی چه در حوزه تصمیم‌گیران و چه در حوزه تصمیم‌گیری عیان بود و به سال جدید منتقل شد. مشخصاً بسیاری از رویه‌های قانونی در حوزه فرهنگی که انتظار می‌رفت در سال ۱۳۹۷ مصوب و حتی عملیاتی شود، به سال جدید موکول شد و مشخص نیست در این سال نیز شاهد تصویب و اجرایشان باشیم.

همچنین دو معاونت سینمایی و مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ماه‌هاست که با سرپرست اداره می‌شوند و به نظر می‌رسد شرایط اینقدر پیچیده است که وزیر فرهنگ و ارشاد با گذشت ماه‌ها نتوانسته برای دو نفر به عنوان معاونین حکم بزند و ترجیح داده همه چیز با سرپرستی اداره شود. از سوی دیگر اگرچه استعفای سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد از اساس تکذیب شد اما واقعیت آن است که شرایط کنونی حوزه فرهنگ شبیه به دوران تغییر است و مشخص نیست در سال جاری چه اتفاقاتی از این نظرگاه پیش روی فرهنگ ایران خواهد بود.

اگرچه باید امیدوار بود که روزهای نفس‌گیر سال نود و هفت برای فرهنگ ایران تکرار نشود اما با توجه به آنکه فرهنگ در این دوران به شدت متاثر از اقتصاد است و به سرعت می‌تواند به اولویت آخر طیفی از مردم تبدیل شود که در طبقه متوسط گنجانده می‌شوند و مشتری اصلی محصولات فرهنگی هستند، پیش بینی دوازده ماه آینده دشوار است؛ اما می‌توان با اطمینان گفت که سال گذشته برای اهالی فرهنگ از هر نظر جزو سال‌های ارزشمند نبوده و انتظارها برآورده نشد.

امید اهالی فرهنگ و هنر به دوازده ماه پیش رو، برقراری یک ثبات نسبی است که برنامه‌ریزی، تولید و عرضه محصول فرهنگی را تسهیل می‌نماید اما واقعیت آن است که مدیر فرهنگی نقشِ حداقلی را در برقراری این ثبات دارد و این ثبات به ویژه ثبات اقتصادی به دیگر دستگاه‌ها مربوط می‌شود. در این زمینه می‌توان انتظار رویکردهای راهگشای دیگری را نیز داشت و آن گشایش‌های بیشتری فرهنگ و باز گذاشتنِ دست اهل فرهنگ و هنر برای خلق آثاری است که عرضه آنها در این دوران، حال مردم این سرزمین را بهتر خواهد نمود.

https://www.tabnak.ir/fa/news/887138

تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد
بازنشر مقالات با ذكر مأخذ آزاد است
  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin