تا به کی اینگونه باید تصمیم گرفت و با چه بهایی؟؟ ضیاء مصباح، جبهه ملی- تهران


رسول خادم انگشت بر نقطه حساسی گذاشته که سالهاست سعی در مخفی کردن پیامدهای منفی ان دارند و گروهی هم آن را افتخارآمیز می دانند*.

او به صراحت درباره پیامدهای عدم رویارویی با ورزشکاران اسرائیلی میگوید: « اگر قرار است ببازیم، چرا فقط ورزشکاران ببازند؟ همه باید مسوولیتشان را قبول کنند و با هم ببازیم» .

این جملات را فردی بیان کرده که از زمان شناخته شدن بعنوان چهره ای ورزشکارو صادق و اظهار نظر در مورد کاندید اهای انتخابات خرداد ۷۶ تا حضور در شورای شهر– هیچگاه چهره سیاسی، آن هم از نوع منتقد نداشته و سخنانش کارشناسی و غیرسیاسی میباشد. هرچند که دیگران جسارت طرح اینگونه موضوعات را نداشته اند.

خادم نشان داد رویارونشدن با ورزشکاران اسرائیلی چه پیامدهایی دارد و با اذعان به این پیامدها، استعفا داد تا گامی بلند برای شکستن این تابو بردارد.

جالب اینجاست که عدم رویارویی ورزشکاران ما با ورزشکاران اسرائیلی در زمانی خبرسازتر از قبل شده که تیمهای باشگاهی فوتبال کشورمان حق میزبانی از تیمهای عربستانی را در ایران ندارند و برای بازی کردن با آنها باید به عمان یا قطر سفر کنند .

این دو گانگی رفتار و تمهیدات مراجع ورزشی موجب شده منتقدان کنفدراسیون فوتبال آسیا از ضرورت جدایی ورزش از سیاست سخن بگویند و تصمیم عربستانی ها و حمایت کنفدراسیون فوتبال آسیا از آن را نوعی دخالت سیاست در ورزش بدانند… .

وقتی در موضوع رویارویی ورزشکاران ایرانی با ورزشکاران اسرائیلی شاهد دخالت سیاست در ورزش هستیم ،چگونه می توانیم در فوتبال حرفمان را به کرسی بنشانیم؟

به نظر می رسد با گذشت ۴۰ سال از سلطه حکومت شعار، زمان شکسته شدن برخی تابوهایی میباشد که شکستن آنها ربط مستقیمی به انقلاب نداشته و بعدها به تدریج تبدیل به تابو شده است. می توان اسرائیل را به رسمیت نشناخت اما مانع رویارویی ورزشکاران ایران و اسرائیل هم نشد.

مواضع سیاسی و ایدئولوژیک نظام و ربط دادن ان به ورزش و دنیای آن که « منادی صلح » میباشد– از جهات مختلف حتی از منظر مصالح کشور و منافع ملی درست و زیبنده شرایط کنونی جهانی نیست و به طرد کشورمان در این زمینه نیز خواهد انجامید که طلیعه های ان در زمینه های مختلف هویدا است.

هرچند که برخی چنان حساسیتهای زیاده از حد – روی این موضوعات عمدا و در مسیر خبر منفی سازی و لطمه به ورزش کشورمان از خود با تریبونهای در اختیار نشان میدهند که – هر چه بگذرد شکسته شدن این تابو سختتر می شود.

داستان حجاب اجباری هم همین است. اوایل انقلاب قرار نبود حجاب اجباری باشد اما حجاب، اجباری شد و حالا نسلی که در دوران تبلیغات حجاب اجباری متولد شده، منتقد حجاب اجباری است و می خواهد این تابو را بشکند.

مخالفت، توهین کردن، حقیر و نا چیز شمردن اعتراضات در این باره، سکوت و توقف، به ایجاد تابو منجر می شود و هرچه این تابوها بزرگتر شود، شکستنش آن برای حاکمیت پرهزینه تر خواهد بود و افکار عمومی راه خود را میرود .

باور کنید زمان تجدید نظر فرا رسیده همچنانکه رئیس جمهور بدفعات به این نکات صریحا و یا تلویحی البته از انصاف نگذریم« بیش از حد امکان» در این وانفسا پرداخته است.

نحوه نگاه پریشان حکومت به فرعیات که بعمد اصول را با تعریفی دیگر بنا به مصلحت خود در این رابطه ها مطرح و عنوان مینمایند و قصد سر گرمی جامعه را دارند تا فرصت تفکر را از انان بگیرند، ناشی از قصور و بی توجهی تمامی روسای جمهورنظام به اینگونه مقولات اساسی است که گریبان جامعه را گرفته و به انزوای کشور انجامیده است و خلاف سوگندی که در آغاز قبول مسؤلیت خود ادا نموده اند… که باید پرتقال فروش را پیدا کنیم.

*) جامعه امروز ما بیش از همیشه به قهرمانان ملی‌اش نیاز دارد

  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin       
تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد