اندر حکایت بیانیه اخیر چهار سازمان سیاسی ! کاووس ارجمند


مولانای بلخی می فرماید :
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش   باز جوید روزگار وصل خویش

من به هرجمعیتی نالان شدم     جفت بد حالان و خوش حالان شدم

هرکسی از ظن خود شد یار من     از درون من نجست احوال من

همانگونه که همگان در جریان قرار گرفته اند سه سازمان چپ گرا و یک سازمان ملی یعنی “ سازمان های جبهه ملی خارج کشور “ در یک پلونوم ، کنفرانس و یا گرد هم آئی در اروپا و بسیار نیز شتابان و سراسیمه اعلامیه مشهور »»» اتحاد تنها با خودی ها ««««« را رو نمائی کردند و به گفته مشهور بسیار از این کار خود خرسند و شادمان نیز بیرون آمدند و آن را به عنوان نقشه راه پس از کنار رفتن حکومت ولایت فقیه و به گفته زنده یاد احمد کسروی تبریزی بنام بهترین سر رشته داری برای آینده ایران بر همگان ارزانی داشتند .
ساز مان ها و رهبران سیاسی این آقایان و خانم های بیشتر چپ گرا و یا همان ضد امپریالیست های پیشین برای بیرون راندن لیبرال دموکرات‌ها و سوسیال دموکرات ها در طیف ملیون چون دکتر غلامحسین صدیقی و دکتر شاپور بختیار درسال ۵۷ و در کوران انقلاب بیانیه دادند و زنده یادان دکتر صدیقی و دکتر بختیار را مهره های امپریالیسم خواندند ، جاسوس نامیدند و ضمن مردود شمردن لیبرالیسم و سوسیال دموکراسی ، با دکتر صدیقی و دکتر بختیار به مخالفت بر خاستند و نامه ها در رد آنها و ستایش از روحانیت و شخص آیت اله خمینی انتشار دادند ! !
و شوربختانه دکتر سنجابی نیز با انقلابیون چپ و نهضت آزادی هم داستان شد و به دیدار آیت اله خمینی شتافت و آن موافقت نامه سه ماده ای خفت بار را با آیت اله خمینی امضا ء نمود و اکنون همان گروه ها و بیشتر نیز با اندیشه چپ دهه ۶۰ میلادی در لباس روشنفکران هوادار حقوق بشر و بیشتر با گرایش های سوسیال دموکراسی که همه اینها با تمام قوا در دوران نهضت ملی و در زمان انقلاب با آن مخالف بودند و زنده یاد خلیل ملکی تبریزی را بخاطر دفاع از سوسیال دموکراسی می کوبیدند !! ، اکنون این آقایان و خانم ها اکثرأ در ردیف سوسیال دموکرات های تمام عیار خود را جلوه می دهند ولی اندیشه و منش سیاسی همان اندیشه‌ و منش سیاسی دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی است و ریشه در مارکسیسم لنینیسم و فراتر از آن استالینیسم دارد !!
بیشتر این آقایان و خانم ها از پشت درهای آهنین فروریخته شده کمونیسم اتحاد جماهیر شوروی به جهان آزاد و اندیشه لیبرالیسم غرب اسباب کشی کرده اند و اکنون که می بینند ملت ایران در برابر استبداد مذهبی تمام قد ایستاده است و رژیم نیز در آستانه فروپاشی است ، لذا این جماعت دوباره به یاد دوران انقلاب افتاده اند و فیلشان هوای هندوستان را کرده و می خواهند با آشفته کردن اوضاع ، تمایلات سازمانی و عقده های فروخفته خود را برای ایجاد یک حکومت ایدئولوژیک که سالیان دراز در حسرت آن بوده اند را آماده کنند ، بیشتر این آقایان و خانم ها تا همین انتخابات قبلی در ایران در سال ۱۳۹۲ خورشیدی و داستان شیخ کلید دار و در حالی که همه آزادی خواهان سکولار دموکرات و ایران گرا می گفتند که این حکومت فقاهتی است و رأی مردم هیچ ارزشی ندارد و شرکت در انتخابات معنی ندارد و فرقی بین اصلاح طلب و اصول گرا وجود ندارد و از حکومت دست پرورده آخوند چیزی غیر از بن مایه آن به بیرون تراوش نمی کندکه همانا استبداد دینی است ، ولی این جماعت گوششان بدهکار نبود و در تمام انتخابات فرمایشی اکثریت این آقایان و خانم ها شال و کلاه کردند و دم درب سفارت های حکومت اسلامی صف کشیدند تا رأی خود را به صندوق ولایت فقیه بیندازند !! ، و دلیل خود را نیز اینطور مطرح می کردند که اگر مردم در انتخابات شرکت نکنند جناح اصول گرا دولت را قبضه می کند !! ، چه دلیل بی پایه ای !!!!

و هرچه می گفتیم که این حکومت ولایت مدار است و انتخاب مردم سر سوزنی در وضعیت کشور تأثیر ندارد ، باز این خلق اله می گفتند نه فرق هست بین اصول گرا و اصلاح طلب و ما می گفتیم که این قانون اساسی حکومت اسلامی و اصل ولایت فقیه است که مشکل اصلی است ‌و حکومت ولایت فقیه زمینی نیست و بن مایه آن بر آمده از عقل ناتوان یک انسان علیل و تارکه دنیائی است که بر موج نارضایتی مردم از حکومت شاه سوار است ، باز این جماعت در تریبون های گوناگون برای همین حکومت ما قبل تاریخی تبلیغ می کردند و شعر مشهور شیخ بهائی را نیز در نظر نداشتند .

شیخ بهائی شاعر برجسته ایرانی چندین قرن پیش در مورد اینگونه اشخاص می فرماید:
حال متکلم از کلامش پیداست  از کوزه همان برون تراود که در اوست

این چپ گرا ها ی وطنی که برای رسیدن به هدف خود از روش های ماکیاویلیستی نیز خوب بهره می گیرند ، در سالیان دراز هرجا که لازم آمده است با روحانیون و خرافه پرستان هم داستان شده اند ، نمونه بارز آن ( جلال آل احمد توده ای ، نیروی سومی و از سال ۱۳۴۲ اسلام گرا ) و مبلغ روحانیت شیعه در سال های آخر عمر است !!! ، یا خسرو گلسرخی چپ مارکسیست که برای ضدیت با حکومت شاه در دادگاه می گوید از مولایش علی و حسین امام سوم شیعیان پیروی می کند و آنها را ستایش می نماید ! و یا دکتر کیانوری که در رد لیبرال ها و سوسیال دموکرات ها قلم فرسائی می کند و از بلوای خمینی و روحانیت در ۱۵ خرداد پشتیبانی می کند !! ، و در زمان انقلاب می گوید در هر حوزه ای که آیت اله صادق خلخالی ( جنایت کار ) مشهور کاندیدا شود رفقای توده ای به ایشان رأی می دهند !!!
و دکتر رضا براهنی در رد مشروطه خواهی و لیبرالیسم با چنان حرارتی با ملی گرایان و مشروطه خواهان بنام چون دکتر صدیقی و دکتر بختیار برخورد می کند که انسان حیرت زده می شود !!

دکتر رضا براهنی شاعر و نویسنده چپ گرا در روزنامه اطلاعات سال ۱۳۵۷ بیانیه ای در پشتیبانی روحانیت انتشار می دهد که من واژه به واژه آن بیانیه را در اینجا می آورم .

دکتر رضا براهنی شاعر چپ گرا و روشنفکر و یکی از بنیان گذاران کانون نویسندگان در ایران در روزنامه اطلاعات در سال انقلاب می نویسد :

** علمای عالی قدر اسلام که به رغم برچسب های بی شرمانه و دروغ ها و افتراء و تهمت و بهتان سرمایه داری و متحد پلیدش صهیونیسم ، صدای آزادی خواهی در سراسر ایران در داده اند ، مردم سراسر گیتی را یک سره متحیر و مبهوت کرده اند . امپریالیسم و صهیونیسم با تلاش های مذبوحانه خود می کوشند مبارزات ملت ایران را ارتجاعی
و قرون وسطائی جلوه دهند و با مخدوش کردن چهره انقلاب ایران زمینه را برای کودتا آماده سازند . مردم ایران این نقشه را نقش بر آب می کنند ۰

و در مورد پذیرش دیدار با محمد رضا شاه پهلوی از سوی دکتر صدیقی در سال ۵۷ ( سال انقلاب ) با پا در میانی دکتر علی امینی ( نخست وزیر در سال ۱۳۳۹ خورشیدی ) در نامه ای که دکتر رضا براهنی به چهره مشکوک و دلال حکومت اسلامی “ دکتر ابراهیم یزدی “ از آمریکا ارسال می کند ، در مورد دکتر صدیقی و پیشگامی او برای نجات مشروطیت چنین می نویسد.

** دوست عزیز و ارجمند آقای دکتر یزدی پس از سلام ، خیلی خوشحال هستم که در واشینگتن دیداری که من ماه ها به دنبالش بودم صورت گرفت . امیدوارم از این دیدارها باز هم در آینده داشته باشیم و ادامه می دهد :
** انقلاب در ایران به تمام قدرت پیش می رود ، از امثال دکتر صدیقی که سر پیری به معرکه گیری برخاسته ، هیچ کاری ساخته نخواهد بود . بعضی اشخاص آنقدر عقده دارند که درست لب گور خیانت می کنند و آن نام بی چیز و فایده ای که داشتند به گنداب پهلوی آلوده می کنند و در جوف نامه ضمیمه ، نامه ای است که حضور حضرت خمینی نوشته ام و نامه ای هم در مورد انقلاب و استدعا دارم هردو را به ایشان تقدیم فرمائید .
دکتر رضا براهنی ۷ دی ۱۳۵۷ مریلند آمریکا.
** دوست دارم بدانم جناب دکتر رضا براهنی که عمرشان دراز تر باد ، اکنون در باره نامه ای که به دکتر یزدی و آیت اله خمینی در زمان انقلاب نوشتند چه نظری دارند ؟

سران حزب توده و اکثریت نیز که در تمجید و پشتیبانی خمینی و خط ضد امپریالیستی خمینی در دوران انقلاب یکه تاز بودند ، برای اعدام ژنرال ها و افسران ارتش پا فشاری می کردند و به حکومت اسلامی نواب صفوی که پدر معنویش در ابتدا آیت اله کاشانی بود و از سال ۱۳۴۲ آیت اله خمینی این نقش را بر عهده داشت چراغ سبز نشان دادند و به گفته مشهور “ با پای سر به پشتیبانی ولی فقیه آیت اله خمینی ( جانشین نواب صفوی شتافتند ) !!!! .
این آقایان و خانم ها در دوران انقلاب نکبت بار اسلامی تمام پرنسیپ ها را زیر پارگذاشتند ، حقوق بشر را که همین لیبرال دموکرات ها در سال ۱۳۵۶ بنیان گذاری کرده بودند با سخنگوئی دکتر عبدالکریم لاهیجی را دست آورد امپریالیسم غرب نامیدند ، لیبرالیسم را مردودمی شمردند و برای اشغال سفارت آمریکا بوسیله دانشجویان پیرو خط امام کف می زدند و هوار می کشیدند!!!

و تا زمانی که حکومت اسلامی با شمشیر کج اسلام و بوسیله همان آیت الهی که در لباس اخوان المسلمین و نواب صفوی ظاهر شده بود با آنها برخورد کرد، به چاپلوسی و خدمت به حکومت اسلامی و رهبرانش در ایران ادامه دادند و در مرحله بعدی گروهی به زندان و جوخه اعدام سپرده شدند و گروهی نیز بر طبق عادت پیشین از راه مرزهای آذربایجان و عبور از رودخانه ارس و یا از راه افغانستان خود را به اتحاد جماهیر شوروی و حکومت ایدئال خود رسانیدند و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در سال ۱۹۸۹ میلادی به غرب سرمایه داری و امپریالیسم پناهنده شدند و تقاضای پناهندگی کردند!!

و جالب تر آنکه اکثریت آنها نیز به سوسیال دموکراسی و سازمان های حقوق بشری که خود مخالف آنها بودند پیوستند !! .
و اکنون که ملت ایران یکپارچه خواستار رفتن کل نظام اسلامی از استمرار طلبان تا اصول گرایان آن شده اند، و در خیابان های تهران و شهرستانها فریاد سر داده اند که » اصلاح طلب – اصول گرا ، دیگه تمومه ماجرا « این چریک ها و ایدئولوگ های پیشین به یکباره به تلاش افتاده اند تا جای خود را در ساختار سیاسی آینده ایران محکم کنند و لذا پذیرفته اند که حکومت در حال فروپاشی است و نباید بیکار نشست .
گروه های آزادی خواه سکولار دموکرات ، چه از طیف جمهوری خواهان ملی گرا و چه هواداران مشروطه سال هاست که شعار عبور از نظام را می دهند و خواستار برکناری حکومت ولایت فقیه از ایران هستند و می گویند و بار ها نیز نوشته اند که خواهان تشکیل مجلس موئسسان قانون اساسی و رفراندوم برای جایگزینی نظام کنونی هستند و لی این آقایان و خانم ها می گویند نخیر آقا ما جمهوری خواه هستیم و بر عقیده خود هم استوار ایستاده ایم و با مشروطه خواهان هم هیچ کاری نداریم !!! ، و مانند حکومتیان در ایران سیاست خودی و غیر خودی را سرلوحه کار های خود قرار داده اند!! .

و شگفت آور آن است که دوستان ملی مصدقی ما در زیر نام “ جبهه ملی خارج کشور “ نیز با این سه سازمان چپ گرا که از بیخ و بن با ملی گرائی ، حفظ تمامیت ارضی یا مخالف هستند و یا آنها را مهم ارزیابی نمی کنند و به استاندارد های جهان آزاد نیز هیچ باور جدی ندارند دست اتحاد داده اند و پیش پیش از حق انتخاب مردم برای تعیین نوع نظام پس از فروپاشی حکومت اسلامی و توتالیتر چشم پوشی می کنند !!!
دوستان ملی مصدقی در ساز مان های جبهه ملی خارج کشور ،‌ روی سخنم اکنون با شماست !

** شما مگر نمی گوئید که پیرو راه زنده یاد دکتر مصدق هستید ؟
دکتر مصدق در تمام سال های مبارزه سیاسی خود برای دفاع از آزادی ، حق انتخاب ، دفاع از منافع ملی و نگاهبانی از قانون اساسی مشروطه با رضا شاه و محمد رضا شاه گلاویز شد ، قانون اساسی مشروطه یادگار مبارزان ملی ، چپ و روشنفکران لیبرال است ، مشروطه خواهی یک افتخار است و نه یک ننگ ، دکتر صدیقی معاون دکتر مصدق و وزیر کشور در کابینه دکتر مصدق و دکتر بختیار معاون وزیر کار در دولت دکتر مصدق و رئیس پیشین حزب ایران در جبهه ملی جان و مال و وجاهت ملی خود را در راه پایداری مشروطه و قانون اساسی آن صرف کردند ، دکتر مصدق تا لحظه آخر روز ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ زیر بار اعلام جمهوری در ایران نرفت و به مشروطه خواهی وفادار ماند و شما از کجا می دانید که مردم ایران در فردای رهائی چه نوع نظامی را برای کشور بر می گزینند ؟ ، که شما از پیش خرج خود را با بخش بزرگی از هم میهنان خود جدا می کنید ؟ !!

من و هزاران تن دیگر چون من گفته و نوشته اند که تنها راه رهائی از حکومت ولایت فقیه بدون دخالت خارجی ، همانا اتحاد همه آزادی خواهان سکولار دموکرات است که در جغرافیای کنونی ایران چه مشروطه خواه و چه جمهوری خواه حاظر به همکاری برای کنار زدن حکومت اسلامی از قدرت هستند و با تشکیل دولت گذار برای تشکیل مجلس موئسسان تدوین قانون اساسی و رفراندوم برای تعیین نوع نظام آینده موافقت دارند و در این راه میهنی و دموکراتیک تلاش خواهند نمود ۰
دوستان جبهه ملی خارج کشور !

آزموده را آزمودن دوباره خطا ست ، راهی را که برخی از شخصیت های جبهه ملی در دوران انقلاب رفتند را نروید ، جناحی که در جبهه ملی ایران ، زنده یادان دکتر صدیقی را کنار گذاشتند و ایشان را دلسرد کردند و به دکتر بختیار پشت کردند و به قبای آیت اله ها دخیل بستند را به خاطر بیاورید و ببینید آیا کسی از آنها یادی می کند ؟ ولی از دکتر صدیقی ، دکتر بختیار ، دکتر عبد الرحمان برومند ، مهندس ذوالنور و مهندس امیر انتظام همه به خوبی یاد می کنند ، چون این چند نفر راه دکتر مصدق را برگزیدند و مشروطه را به حکومت روحانیون نسپردند ، چون همانگونه که همرزم گرامی شاکری زند نیز بر مزار دکتر بختیار امسال گفت :

** در دوران انقلاب وظیفه اصلی جبهه ملی ایران پشتیبانی از قانون اساسی مشروطه و دوری از حکومت فدائیان اسلام نواب صفوی بود که دکتر مصدق با تمام قوا در برابرشان ایستاد و از ترور و تهدید نیز نهراسید ولی شوربختانه دکتر سنجابی و یارانش به دامان ادامه دهندگان راه نواب صفوی گرویدند و مشروطه را که خون بهای آزادی خواهان صدر مشروطه بود قربانی کردند !!

*** و شوربختانه شاهد آن نیز بودیم که مسئول پیشین هیئت اجرائی و رئیس خود انتخابی شورای مرکزی جبهه ملی ایران ، دکتر حسین موسویان که ظاهرأ شما دوستان در “ جبهه ملی خارج کشور “ در همه سمینار ها ی خود از ایشان بیانیه پشتیبانی دریافت می کنید ، در دور دوم انتخابات فرمایشی حکومت اسلامی و کاندیتاتوری آخوند اطلاعاتی » دکتر حسن روحانی « ایشان یعنی دکتر حسین موسویان بیانیه می دهند که مردم بروند و به ( سرور دکتر حسن روحانی ) رأی بدهند!!
و این در حالی بود و هست که ما سکولاردموکرات های ملی مصدقی همراه با دیگر آزادی خواهان در سراسر ایران و جهان خواستار بایکوت انتخابات فرمایشی حکومت اسلامی بوده و هستیم.
شما دوستان در جبهه ملی خارج کشور خود تصمیم می گیرید که در کجا ایستاده و خواهید ایستاد ولی بدانید که این ملت ایران است که در آخرین شعار های خود خواستار رفتن حکومت اسلامی در تمام ابعادش و گذار از حکومت با تدوین قانون اساسی دموکراتیک و سکولار و از طریق یک رفراندوم برای تعیین نوع نظام حکومتی آینده در جغرافیای کنونی ایران است و نه با اراده ما خارج نشین ها .

و در پایان از قول سعدی شیرازی به شما می گویم :
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی  این ره که تو می روی به ترکستان است

کاووس ارجمند
ملی مصدقی سکولار دموکرات
۲۲ ژانویه ۲۰۱۹

تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد
بازنشر مقالات با ذكر مأخذ آزاد است
  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin