از رویای کسب سود بدون ریسک تا ریزش های شدید و فاجعه بار- ابوذر حق پناه مدرس و تحلیلگر بازار های مالی


در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ ، که شاخص بورس کشورمان به بالاترین حد خود رسیده بود و قدری از قله ۲میلیون واحد هم عبور کرده بود، ریزش های شدید و فاجعه بار خود را آغاز کرد و تا حدود شاخص یک میلیون و صدهزار هم اصلاح نزولی داشته است و مقدار زیادی از دارایی سهامداران خُرد را نابود کرد.
اغلب مردم ما، اطلاعاتی از بازارهای مالی و اصول سرمایه گذاری در بورس نداشته اند و صرفا با مشاهده صعودهای شاخص و سبز ماندن تابلو، جذب اخبار و رسانه ها گشته اند. با کمی پرس و جو از آشنایان هم، شاهد سودهای خوبی از معاملات سهام بودند و جاذبه بیشتری ایجاد گردید. عده زیادی از مردم، با مبلغی کم و مختصر، وارد کلاس های آموزشی و خرید و فروش سهام شدند و از روند معاملات، راضی بودند.
اما با تشویق مدیران عالی نظام، رسانه های ملی و رویای کسب سود بدون ریسک، سرمایه های مردم از املاک و ارز و طلا و خودرو گرفته تا دریافت وام و قرض پول، تبدیل به برگ سهام شدند و سیل نقدینگی مملکت وارد بورس شد.
تبلیغات حکومت و بهره برداری اجتماعی از ظرفیت های بورس به قدری گسترده بود که هیچ کسی، به اخطارها و هشدارهای فعالان دانشگاهی و متخصصان بازارهای مالی، توجهی نکرد و حتی مشکلات شخصی و شغلی هم برای این دلسوزان ایجاد شد.
اما پرسش اساسی این است که آیا، بورس ایران، مورد اطمینان بود؟ آیا صرفا مردم ، مقصر هستند؟ مشکلات سرمایه گذاری در بورس چه مواردی بوده؟

اشکال فنی اول :
زیرساخت بورس کشورمان، برای حدود ۱۰ میلیون معامله گر بورس و سهام، متناسب بود و ما طی یک سال، جمعیتی بالغ بر ۵۰ میلیون کد بورسی در کشور شاهد شدیم که این جمعیت، برای خرید و فروش با سفارش های خودشان، به زیرساخت ها و هسته سرور مرکزی فشار مضاعف ایجاد کردند و با اختلال های ایجاد شده، رانت‌های خاصی برای کارگزاران و مدیران عالی را فراهم ساخت. آنها در لحظات حساس، سهام خود را به مردم فروختند و با سود خوب، از بازار خارج شدند.

اشکال فنی دوم :
نداشتن ثبات سیاسی در کشور و تعامل و تقابل های بین المللی، روی قیمت ارز در کشور بسیار موثر است و اگر نرخ دلار مثلا ۱۰۰۰ تومان بالا برود، تاثیر بسیار زیادی روی قیمت های داخلی و خصوصا قیمت سهام خواهد گذاشت. پول بسیار ترسو ست و به کوچکترین اتفاق، واکنش سختگیرانه خواهد داشت. این مورد هم به کمک متخلفین آمد و با ورود و خروج به موقع، سودهای کلان بردند و سهام خود را به مردم عادی فروختند.

اشکال فنی سوم : در بورس کشور یک دامنه نوسان داریم که در بورس های دیگر وجود ندارد و در بورس ایران فعالیت ۲۴ ساعته نداریم و معاملات دوطرفه هم برای پوشش ریسک نداریم. فقط در کشور ما، این نواقص وجود دارد.
حد زیان هم در بورس کشورمان نداشتیم تا مانند ترمز خودرو، در سراشیبی و سقوط ها، از دارایی مردم محافظت بشود. درواقع، تشویق مردم به سرمایه گذاری در بورس، شبیه تشویق مردم به رانندگی ماشین بدون ترمز بود.
اینها معایب بسیار بزرگ بورس ما میباشد که در کشورهای دیگر، این معایب وجود ندارد.
حتی پهنای باند اینترنت ما، بسیار ضعیف است.

اشکال فنی چهارم:
در کشورهای پیشرفته، مردم عادی برای سرمایه گزاری بورس، به صندوق های تحت نظارت شدید، رجوع میکنند و پول خود را طبق قانون به متخصصان صندوق، میسپارند. بیمه ها هم وارد میشوند و زیان معاملات را بیمه میکنند، دولت و رسانه ها هم برای عموم مردم، کلاس های سواد مالی و معامله گری ایجاد میکند. احزاب و تشکل ها هم که مدیریت سرمایه را به مردم آموزش میدهند و قوانین حقوق تجارت را سختگیرانه به اجرا در می آورند. کتاب خواندن و مطالعه و پوشش اخبار هم بصورت آزاد و ارزان است.

لذا، باتوجه به ایراد های فنی ساختار بورس سهام کشورمان، هرگونه تشویق به سرمایه گذاری در خرید سهام، غلط بوده و نمیشود که صرفا مردم را ملامت کرد. هنوز هم ساختار بورس ما، اشکال دارد و خرید سهام، منطقی نیست.

ابوذر حق پناه
مدرس و تحلیلگر بازار های مالی

جبهه ملی ایران سامان ششم
استان فارس، لارستان
پاینده ایران

تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد
بازنشر مقالات با ذكر مأخذ آزاد است