آقای خامنه ای به نفعتان است که استعفا کنید- هاشم خواستار


آقای خامنه ای حتما یادتان هست که بعد از قتل داریوش فروهر و همسرش پروانه ی اسکندری با آن طرز فجیع توسط مریدان شما در وزارت اطلاعات،در یکی از نماز جمعه ها، مردم را به دو گروه «خودی» و «غیر خودی» تقسیم کردید؟!! و این بر اساس همان جمله ی مشهور آقای خمینی که حزب فقط یک حزب و آن هم «حزب الله» می باشدبرای یادآوری شما و مردم لازم است بخاطرتان آورم که مهندس بازرگان بدستور آقای خمینی،دولت پس از انقلاب را فرا حزبی تشکیل داد.آیا یادتان می آید وزارت کار به حزب ملت ایران یعنی داریوش فروهر که بعدا توسط عوامل اطلاعات به قتل رسید و وزارت بهداری به دکتر کاظم سامی از حزب جاما که بعدا توسط پیروان ولایت به قتل رسیدواگذارشد؟ یادتان هست کریم سنجابی برای مدتی از جبهه ی ملی وزیر خارجه شد که بعدا مرتد اعلام گردیدو سپس ابراهیم یزدی از نهضت آزادی جایش را گرفت؟و وزارت کشور و وزارت ارشاد به دست آقایان هاشم صباغیان و میناچی از نهضت آزادی و وزارت راه به موسی کلانتری از حزب جمهوری اسلامی و رئیس سازمان برنامه و بودجه از ملی مذهبی ها یعنی آقای مهندس سحابی سپرده شده بود؟ و سایر وزرا نیز به احزاب مختلف گرایش داشتند؟(نه فقط به حزب الله)
اگر وزیری از اعضای سازمان مجاهدین خلق نبود اما استاندار(طباطبایی؛استاندارمازندران) و سفیر در کشورهای خارجی از طرف دولت موقت داشت.همینطور بعد از حرکت های مردم سنندج و سفر آیت الله طالقانی و بنی صدر به آن منطقه، انتخابات شورای شهر برگزار و آقای یونسی با گرایش به حزب دموکرات کردستان،استاندار کردستان شد.اما با مرگ آیت الله طالقانی،عمدا، با تندروی های ساختگی همچون گروگان گیری کارکنان سفارت امریکا که منجر به توقیف 40 میلیارد دلار دارایی ایران در بانکهای امریکایی و بی اعتباری حکومت ایران در جوامع بین المللی شد،آن روندها،برچیده شد. دانشگاه ها به بهانهٔ انقلاب فرهنگی به مدت 3 سال تعطیل و تمام دانشجویان و استادان آزادیخواه تصفیه شدند.با شروع جنگ بین ایران و عراق،بهانه تکمیل شد تا ضمن ادامهٔ جنگ به مدت 8سال تمام احزاب و روزنامه ها و مجلات منحل و حتی تعداد زیادی از اعضائ همین احزاب و روزنامه ها اعدام و یا به زندان افتاده و یا فراری شوند.و به قول شاعرِ گرانمایه یعنی اخوان ثالث: «در مزار آباد شهر بی تپش_ وایِ جغدی هم نمی آید بگوش»با آمدن ریگان از حزب جمهوریخواه در امریکا گروگان های آمریکایی از ترس حمله با یک قرار داد نیم بند در الجزایر فورا آزاد شدند.اما جنگ را برای تداوم سرکوب آزادیخواهان حاضر نشدند به پایان برسانند.افراد خیر خواهی همچون خانم «ایندیرا گاندی» نخست وزیر هند و «ضیاء الحق» رئیس جمهورپاکستان و «یاسرعرفات» رهبر فلسطینیان یا شخصیتهای بین المللی به ایران آمده و از مقامات ایران از جمله آقای خمینی خواستند که جنگ را به پایان برساند و حتی عربستان حاضر شده بود 100 میلیارد غرامت به ایران پرداخت کند اما آقای خمینی بر طبل جنگ میکوفت…! و به جای شعار «جنگ ،جنگ تا پیروزی» شعار «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم» توسط آقای خمینی سرداده شد. ابر قدرت ها در سال 1366 تصمیم گرفتند جنگ را تمام کنند .پس عراق را تا دندان مسلح و نفت که موتور حرکت جنگ برای ایران بود را ارزان کردند. انبارهای سیلوی گندم و انبارهای مهمات باقی مانده از رژیم شاه، ته کشید و کف آن را جاروب کردند.آقای خمینی اجبارا قطعنامهٔ 598 سازمان ملل را پذیرفت و جام زهر را نوشید که به تعبیری،معنیِ شکست در جنگ میباشد.بعد از پایان جنگ که بیش از یک میلیون کشته وزخمی و بیش از 1000 میلیارد دلار خسارت دیده بودیم از نظر اقتصادی دست کم 30 سال به عقب بر گشتیم.به دستور آقای خمینی بخاطر جبران شکست در جنگ بیش از 30,000 زندانی سیاسی را که حکم زندان داشتند در تابستان 67 قتل عام کردند. به نویسنده کتاب آیات شیطانی فتوای اعدام دادند که او هیچوقت اعدام نشد اما با چاپ های متعدد کتابش به ثروت های افسانه ای دست یافت و مجددا حکومت ایران با دنیای مدرن آن روزگار،بیشتر قطع رابطه کرد.
ودر حالی آقای خمینی به دیار دیگر پیوست که نه تنها کشور هیچگونه پیشرفت اقنتصادی و سیاسی نکرده بود بلکه اخلاق و معنویتی هم که قرار بود آقای خمینی به ملت ایران بدهند،سیر قهقرایی پیداکرد. تمام این بلایا و بدبختی هایی که بر سرملت ایران آمد بخاطر اجرایی شدن شعار «حزب فقط حزب الله _رهبر فقط روح الله» بود.
این شعار بر خلاف وعدهٔ آقای خمینی بود که: «در حکومت ما مارکسیستها نیز آزادند» و در مقابل پرسش خبرنگاران که چه حکومتی مد نظر شما است،آقای خمینی گفت: «مثل همین حکومت فرانسهو تازه به قول ایشان قرار بود روحانیت در مسجد باشد نه در قدرت .ــــــــــــــــــــ
قسمت دوم
بعد از مرگ آقای خمینی در 14 خرداد 68 آقای خامنه ای رهبر شد.آقای خامنه ای با بحران های بزرگی از جمله 18 تیر 78 و حرکت اعتراضی مردم به نتایج انتخابات 88 و بحران اتمی و بحران سوریه و نیزبا بحران انتخابات ریاست جمهوری روبروست.در 18 تیر 78 که دانشجویان اعتراض به سانسور داشتندبا سرکوب شدید مواجه شدندکه منجر به قتل تعدادی از دانشجویان شد.18 تیر هم همچون 16 آذر برای همیشه در تاریخ مبارزات دانشجویی ماندگارشدو لکه ننگی بر پیشانی جمهوری اسلامی باقی گزارد.در سال 88 انتخابات ریاست جمهوری، مهندسیشد که محمود احمدی نژادرا از درون آن در آوردند.انتخابات مورد اعتراض شدید مردم و کاندیداها قرار گرفت که تعداد زیادی از مردم کشته،به زندان افتاده،شکنجه شده ویا از کشور فرار کردند.در نهایت رهبران معترضین همچون مهندس موسوی و آقای کروبی و خانم رهنورد از سال 89 در حبس خانگی قرار گرفتند.درنهایت هم معلوم نشدمحمود احمدی نژاد 800 میلیارد دلار درآمدهای نفتی را چه کرد و به قول معاون رئیس جمهور وقت اگر این دلارها را آتش میزد به حال ملت بهتر بود. در بحران اتمی به دستور امریکا،هم جهانیان از خرید نفت ایران محروم شدند و هم مردم ایران.صادرات از سه ملیون بشکه به 1 میلیون کاهش یافت و قرار بود در شش ماههٔ بعد به 500,000 و سپس در شش ماهه ی بعد به صفر برسد و همچون عراقِ دوران صدام، نفت در برابر غذا و دارو فروخته شود اما به دستور اقای خامنه ای مذاکره کنندگان ایرانی با 6 قدرت جهان،نرمش قهرمانانه بخرج داد و در تاسیسات اتمی بتون ریخته و سانتریفوژها را از رده خارج و عملا میلیاردها دلار سرمایه گذاری در تاسیسات اتمی را دور ریختند!
دربحران سوریه نیز پیش بینی میشود که روسیه و امریکا به توافق رسیده وکلیه ی نیروهای خارجی از جمله نیروهای ایران و حزب الله لبنان که تا کنون هزاران نفر کشته داده و ملیاردها دلار هزینه کرده اند از سوریه خارج شوند.در مورد بحران انتخابات ریاست جمهوری اردیبهشت 96 در پایان به آن میپردازم.خفقان در دوران رهبری آقای خامنه ای از دوران آقای خمینی هم شدید تر و بیشتر شد. چرا که فعالیت دو جناح روحانی یعنی روحانیت مبارز و روحانیون مبارز که در زمان آقای خمینی به رسمیت شناخته شده بود در زمان آقای خامنه ای با تنگناهای شدیدی روبرو شد. بخصوص روحانیون مبارز به رهبری سید محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاحات که ممنوع التصویر و ممنوع القلم شد و آقای کروبی از همین جناح در حصر خانگی بسر می برد و هاشمی رفسنجانی از روحانیت مبارز که شدیدا با رهبری زاویه پیدا کرد و حتی مرگ او نیز مشکوک و به عوامل حکومت ربط داده میشود.همینطور میرحسین موسوی نخست وزیر 8 سال دوران جنگ و محبوب آقای خمینی در حبس خانگی به سر میبرد و سازمان مجاهدین انقلاب که در زمان آقای خمینی فعال بود همراه با جبههٔ مشارکت که در زمان اصلاحات بوجود آمد منحل و اکثر رهبران آنها بخاطر اعتراضات سال 88 مدتها در زندان بودند.
آن خفقان که بعد از کودتای 28 مرداد سال 32 بوجود آمد و بعد از سال 54 با ادغام دوحزب فرمایشی (ایران و مردم)در یک حزب بنام «حزب رستاخیز» به اوج خود رسید با انقلاب 22 بهمن 57 که آزادی شعار محوری مردم بودبالاخره وهرچندکوتاه،منجربه آزادی درطی دو سال57و58 شد.در دوران آقای خمینی این بار با القاء توطئه بر علیه اسلاموبا شعار «حزب فقط حزب الله_ رهبر فقط روح الله»،تمامی گروههاواحزاب راتعطیل میکردندو در زمان آقای خامنه ای با شعار «حزب فقط حزب علی_ رهبر فقط سید علی»،مردم رامرعوب وتهدید میکنند!
ــــــــــــــــــــ
قسمت سوم
تمام آنچه که گفته شد مقدمه ای بود برای بیان مشکل اصلی که چراکشور ژاپن با حدود 125 میلیون جمعیت ،سیصد هزار کارمند دارد و حکومت ایران در پایان رژیم شاه هفتصد هزار و اکنون دراین رژیم بین چهار ونیم میلیون تا هشت و نیم میلیون نفر تخمین زده میشود؟(در اینجا همان حداقل چهارونیم میلیون را در نظر میگیریم) فراموش نمیکنیم که یکی از اصولِ بیان شدهٔ انقلاب شاه و ملت، مبارزه با بوروکراسی بود.خب از این چهار و نیم ملیون نفر حداقل نصف آن زیر نظر رهبری میباشند.سازمانها و نهادهایی همچون سپاه و بسیج و قوه ی قضائیه و رادیو تلویزیون و حوزه های علمیه و سازمان تبلیغات اسلامی و موسسه های بصیرت و حکمت و آیه وکه به غیر از قوه قضائیه که از قوای ضروری ولازمهٔ یک کشور می باشد به شرط اینکه مستقل و سالم باشد.(حکومت سالم و منتخب مردم،قوه ی قضائیهٔ سالم و مستقل دارد)
کشور هندوستان با یک میلیارد و دویست میلیون جمعیت یعنی 15 برابر ایران با داشتن بزرگترین دموکراسی دنیا کمتر از 900 قاضی دارد اما کشور ایران با داشتن نظام مقدس اسلامی حدود ده هزار قاضی دارد . در رژیم شاه ده هزار زندانی داشتیم و اکنون 220 هزار. (که البته مبارکِ حاکمان اسلامی ما از جمله آقای خامنه ای باشدوباید به حاکمانمان افتخار کنیم وبابت اینهمه جدیت وسختکوشی خسته نباشید بگوییم…)
یک رادیو تلویزیون با هزار کارمند برای یک دولت در سطح ایران کافی است نه صدها کانال رادیو و تلویزیون با 48000 کارمند!
از طرفی مگر حوزه های علمیه که در رژیم شاه مستقل بودند چه اشکال داشتند؟آیا اکنون که هزاران میلیارد به حوزه های علمیه تزریق میشود، مردم مسلمان تر ،مؤمن تر ومتدین تر شده اند؟یک کتاب که زیاداست،یک مقاله از این حوزه ها و موسسات اسلامی بیرون آمده که نه در سطح جهانی بلکه در سطح ملی جذابیت داشته باشد که دست به دست بچرخد؟از طرفی در همان وزارتخانه هایی که زیر نظر رئیس جمهور هستندتعداد زیادی معاونت و یا نهاد عقیدتی و سیاسی و یا نمایندگی رهبری وجود دارد که کار خاصی هم نمیکنند. از جمله در آموزش و پرورش معاونت پرورشی وجود داردکه شعار و پوستر و عکس به در و دیوار میزنند و برنامه ی صبحگاهی اجرا کرده و نماز خانه را برای نماز آماده کرده و مسابقات دینی برگزار میکنند.آیابااین تلاشهای بیش از30سالهٔ این معاونت، دانش آموزان متدین تر شده اند یا بالعکس دین گریز.یابهتر عرض کنم؛ دین ستیزشده اند؟معلمان چطور؟ در هنرستانِ ما، معاون پرورشی همیشه در مقابل من بودو آرزو داشت که به زندان بیفتم. بعد از زندان به او گفتم حالا خوشحال شدی که زندان رفتم؟ بخاطر جو افکار عمومی معلمان که با من هم عقیده بودند شروع به چاپلوسی کرد.او بعدا به اداره منتقل و افتخارش این بود که کارش 20 ساعت در هفته در ستاد اقامهٔ نماز است.یعنی مسجد را آماده میکند که روحانی به اداره آمده و او نماز جماعت برگزار میکند! حقوقش هم همیشه از ما بیشتر و با اضافه کار،دو برابر ما بود.
رژیم شاه در درون همان ارتش ،لشکری به نام گارد شاهنشاهی داشت. حالا نگاه کنید جمهوری اسلامی ، سپاه و بسیجی دارد که هزاران میلیارد از بودجهٔ عمومی را هزینه میکند.تمام این نهادهایی که نام برده شد از بودجهٔ عمومی کشور تغذیه میکنند و خاص جمهوری اسلامی هستند و در کشورهای دیگرنمونه شان دیده نمیشود.وزیر کشور فرانسه چون دو خواهر زاده اش را استخدام کرده بود روزنامه ها و احزاب مختلف چنان سر و صدایی راه انداختند که مجبور به استعفا شد.درایران وقتی مردم به نهادهایی مثل شهرداری میروند، هزاران نفر را در واحدهای مختلف می بینند که بیکارندو حقوق می گیرند. از کجا؟ از تراکم فروشی و بی قانونیبله ازفروش تراکم وحق شهرنشینان برای داشتن شهرهای آرام تروبدون آسمانخراشهای مهیب ومخل آسایشِ روحی وروانی آنها.
چطور استخدام شده اند؟آیااکثریت آنها بر اساس رابطه و نه ضابطه، نبوده است؟
ــــــــــــــــــــ
قسمت چهارم
1- آقای خامنه ای چه کسی یا نهادی به شما اجازه داده که میلیون ها انسان را در نهاد های خودساخته ای بکار گیرید که غیر از ضرر هیچ سودی به حال ملت نداشته و در نتیجه مردم از همان دینی که شما مدعی آن هستید،گریزان شده و دین ستیز شوند؟با این کردارتان شما باید مسئولیت تان در بوجود آمدن میلیون ها بیکار و مردان و زنان کارتن خواب و گور خواب و کودکان کار و 19 میلیون حاشیه نشین و 13 میلیون فقیرِ مطلق و را باید بپذیرید.
2-آقای خامنه ای میلیاردها دلار از بودجه ی عمومی که باید صرف تولید و اشتغال شود را اندر شکم افراد و نهادهای وابسته به خود میکنید که در نهایت بخاطر همین وابستگی آنهابه شما،خود نیز ضربه خورده وبالاخره شما وآنها روزی باید پاسخگوی این ولخرجی ها باشند.آنوقت از سال تولید و اشتغال حرف میزنید؟!!! میلیاردها دلار که هرساله هزینهٔ جنگ در سوریه و عراق و یمن و میکنید برای ملت، دیگر چه باقی می ماند؟
3-آقای خامنه ای آقای عزیزیان برادر زن آقای طبسی که مشاور آقای رئیسی تولیت فعلی استان قدس نیز بود با هزار میلیارد تومان به خارج گریخت . دزدی گرگی های فرزند آقای طبسی که زبانزد خاص و عام است. اکنون نوبت اقای رئیسی تولیت جدید آستان قدس شده که روزانه حدود یک میلیارد تومان به نام فقرا بصورت غذا و آرد و کیک وبصورت مجانی بین مردمی که حتی یک درصدشان به این ریخت و پاش ها احتیاج ندارند پخش میکند. این پولها چرا صرف اشتغال و بهداشت و آموزش و مسکن و غیرهٔ حاشیه نشینانِ پای تختِ معنوی ایران نشود؟ آقای خامنه ای چطور افتخار میکنیدبه شهری که شما در آن بزرگ شده اید و پای تخت معنوی ایران است در رژیم شاه 70,000 حاشیه نشین و اکنون یک ونیم ملیون حاشیه نشین دارد؟!!
سیاستهای پوپولیستی این تولیت ها مانند آقایان طبسی و رئیسی و شخص شما و و دولتمردان است که این وضع را برای مردم مشهد بوجود آورده است.گماردنِ آقای رئیسی برای تولیت استان قدس،توهین به مردم ایران و مشهد نیست؟با انتشار فایل صوتی آیت الله منتظری نه تنها مردم ایران بلکه جهانیان نیز فهمیدند که توسط ایشان چه قتل عامی از زندانیان سیاسی در تابستان 67 صورت گرفته است.
4- آقای خامنه ای قبل از انقلاب وضعیت اقتصادی ما بهتر از کرهٔ جنوبی بود.کارگران کرهٔ جنوبی تا چند سال بعد از انقلاب در کشور ما کار میکردند اما آنها با داشتن آزادی و دموکراسی و خرید نفت و گاز از ما اکنون جزو 10 کشور صنعتی دنیا شده اند که هر کدام از شرکت های کره جنوبی از جمله سامسونگ و ال جی و هیوندا به اندازهٔ دولت ایران در آمد دارند. حال بفرمائیدآیا این رهبری شما است که کشور ما را به این روز سیاه نشانده است یارهبران کُره؟ شما به ملت ایران چه داده اید که بشود به آن افتخار کرد؟ تاریخ در مورد شما چه قضاوت خواهد کرد؟
5-آقای خامنه ای فرض کنیداعضای کارخانه ای با 20 نفر کارگر و کارمند و مهندس بخوبی دارند کار میکنند و کارخانه از سود معقولی برخوردار است اما توان جذب نیروی بیشتر را ندارد. اما ناگهان از بیرون به مدیر کارخانه فشار آورند که 200 نفر کارگر و مهندس دیگر را باید استخدام کند. چه پیش می آید؟ به غیر از اینکه در کارخانه هرج و مرج شود و از سود دهی بیفتد و فساد در آن بوجود بیاید ونهادینه شود،فایدهٔ دیگری دارد؟این عین حکومت شما است.حکومت های دموکراتیک و آزاد که امثال بنده بدان معتقدیم روز به روز به معنی واقعی کوچک میشوند ،نه حکومت شما که کلاغه میخواد راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش را نیز فراموش میکند. نمونه اش خصوصی سازی مخابرات که سپاه به اصطلاح سهام آنرا میخرد که دولت کوچکتر شود (خیلی سپاه فداکاری کرده است !!!)
6-آقای خامنه ای آقای عبدالفتاح سلطانی از طرف دادگاه نورنبرگ آلمان که جنایتکاران نازی را محاکمه کرد برندهٔ جایزهٔ انساندوستی میشود که حکومت شما این خصوصیت وی را یکی از دلایل محکومیتِ او برای ایشان قرار میدهید!!! آقای عبدلفتاح سلطانی از بهترین حقوق دان های ایران است که به 10 سال زندان در حکومت شما محکوم شده.بفرمایید حکومت شما چه مزیت و نسبتی با حکومت نازی ها دارد؟
6-آقای خامنه ای فقهای شورای نگهبان را شما انتخاب میکنید و تمام کاندیداهای مجلس شورا و مجلس خبرگان رهبری و ریاست جمهوری، توسط شورای نگهبان غربال و تنها کاندیداهایی که در خط شما هستند صلاحیت آنها تایید میشود.بنابراین شما باید مسئولیت تان در قبال آنچه که در مملکت از جمله فقر،بیکاری، کودکان کار،ارتشاء(رشوه خواری)،اختلاس(دزدی)،زنان کارتن خواب،وحتی تحقیر و دربدری ایرانیان فراری ازوطنِ عزیزشان و را بپذیرید.آیا تمام احزابی که در دولت موقتِ اول انقلاب شرکت داشتند نا صالح و فقط همین هم خطی های شما که کشور را به روز سیاه نشانده اند صلاحیت دارند؟
7-همیشه از طرفداران شما می پرسیدم که عاقبت میخواهید در انتخابات چه کار کنید؟ اکنون میخواهم از شما بپرسم: گیریم در این انتخابات، بتوانید با آرامش،آن را برگزار کنید،آخرش که مردم به آگاهی رسیدند و به حرکت در آمدند و برعکس سال 88،تا حصول نتیجه خیابان ها را ترک نکردند آنوقت میخواهید چه کار کنید؟آقای خامنه ای دارید خود و خانواده و همفکرانتان در نهادهای مختلف را به قربانگاه می برید .اگر کمی به حرکت های اعتراضی مردم دقت کنید سال به سال بیشتر شده و هر آن ممکن است که با جرقه ای،مردم به خیابان ها آمده و دیگر به خانه بر نگردند. قبول کنید با این روندی که دراوضاع اجتماعی و سیاسی کشور روی می دهد،آخرش این اتفاق خواهد افتاد؟آقای خامنه ای 38 سال استبداد و دیکتاتوری تحت نام اسلام جواب نداده و کشور در راهی افتاده که برای همه،نیست و نابودی است. البته ملت ایران،ققنوس وار بارها از زیر این خاکستر،سربلند بیرون آمده اند اما از حاکمان اثری باقی نمانده و نام ننگی از خود باقی گذاشته اند.بهتر است استعفا کنید و با خانواده از کشور خارج شوید و از همین دولت بخواهید که از اعضای آن کسی برای مناصب سیاسی کاندید نشود و بدینوسیله زمینهٔ فعالیت احزاب را فراهم کرده تا رئیس جمهور واقعی خود را انتخاب کنند. کاری که مظفر الدین شاه کرد. این برای شما و طرفداران شما بهتر است.میتوانید سرنوشت حاکمان قبلی ایران و خاورمیانه و همینطور هواداران آنها را نگاه کنید که به چه روزی افتاده اند! فاعتبرو یا اولی الابصار (پس، از آنچه بر دیگران رفته عبرت بگیرید ای صاحب دیدگان)
8 – حتما این شعار را در زمان انقلاب شنیده اید:
ای شاه خائن ، ای شاه خائن
کُشتی جوانان وطن، آه و واویلا
کردی هزاران در کفن آه و واویلا
مرگ بر شاه مرگ بر شاه
آقای خامنه ای شما خوب میدانید تمام شهدای انقلاب 57 ، 2,550 نفر بودند و باز میدانید که تمام اعدامی های محمد رضا شاه و پدرش رضا شاه 3,500 نفر بودند. در حالیکه فقط در تابستان 67 به دستور آقای خمینی بیش از سی هزار زندانی اعدام شدند. آقای خامنه ای من درهوای سال 57 زندگی میکنم و حاضر نیستم پا روی حق بگذارم و از کسی هم نمی ترسم . قبول دارید که انقلاب بوسیله ی شما و اقای خمینی و سایر روحانیون حاکم،غصب شد؟ انقلابی که همه در آن شرکت داشتند و قرار نبود که در انحصار قشریا گروه خاصی از جمله روحانیون در بیاید.
9- از دوم خرداد 76 که مردم بر خلاف شما به سید محمد خاتمی رای دادند تا آخرین انتخابات خبرگان گذشته که باز آنهائیکه پای صندوق های رای رفتند به کاندیدا های مد نظر شما از جمله آقایان مصباح یزدی و شیخ محمد یزدی رای ندادند و اقای جنتی هم نفرِ آخر یعنی شانزدهم شد . چندبارثابت شود که موافقت مردم،همراهتان نیست؟اینها چه معنی دارد ؟به غیر از این است که آقای خامنه ای ملت، شما را نمی خواهند ؟
10-آقای خامنه ای جوانانی که به جرم سیاسی و یا غیر سیاسی اعدام میشوند و یا به زندان می افتند و یا خدای ناکرده توهین به پیامبر و قران میکنند معلولهستند وعلتراباید آنهایی بدانیم که باعملکرد سوء شان ونیز با استفادهٔ ابزاری از دین ، مردم را به آن بدبین کرده اند.
11- آقای خامنه ای حکومتی که نقد نشود همچون آب راکد یک حوض، میگندد.شما با این همه قدرتی که دارید تاکنون شده که بپذیریدیک سطر در رادیو تلویزیون و یا مطبوعات داخلی،نقدی ازشما بکنند؟به قول آقای توکلیِ اصول گرا و از جنس خودتان؛ فساد در کشور ما نهادینه شده. یعنی بوی گند این فساد همه جا را گرفته و کشورهای دیگر هم میدانند که در ایران چه خبر است.
ــــــــــــــــــــ
قسمت پنجم
(پیام به ملت قهرمان ایران)
ملت قهرمان ایران،همانطور که می بینید کشور، با بحران ها و آسیب های اجتماعی فراوان، روبروست. تنها راه برون رفت از این همه بحران و آسیب های اجتماعی، برخورداری از بزرگترین دست آورد بشر یعنی «آزادی بیان» است.شما با انقلابتان در 22 بهمن 57 بخصوص در همان دو سال اولِ انقلاب که در دولت موقت، اکثرِ احزاب شرکت داشتند ثابت کردید که محور تمام شعارها و خواست نهائی تان آزادی است.اما روحانیتِ حاکم به بهانه ی «اجرای دستورات اسلامی» و دستاویزِ «توطئه دشمنان بر علیه اسلام»، آزادی های مشروع و قانونیتان را از شما گرفتند. اکنون درمان تمام دردهای شما «آزادی» است. پس بیایید با همدیگر فریاد بزنیم که در یک انتخابات فرمایشی شرکت نمی کنیم و حکومت را وادار کنیم که انتخابات آزاد برگزار کند. نتیجهٔ انتخابات آزاد، رعایت حقوق بشر و رسیدن اقوام ایرانی به حقوقشان وداشتن یک قوهٔ قضائیهٔ سالم و مستقل خواهد بودکه در نهایت، منجر به رفاه و سعادت دنیوی و اخروی برای شما و فرزندانتان خواهد شد.
ــــــــــــــــــــ
از جان خود گذشتم
با خون خود نوشتم
یا مرگ یا آزادی
(زنده باد زندان
تا برقراری دموکراسی)
«سید هاشم خواستار نماینده ی معلمان ایران»

  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin        نسخه چاپی نسخه چاپی
تنها مطالب و مقالاتي که با نام جبهه ملي ايران - ارو‌پا درج ميشود نظرات گردانندگان سايت ميباشد