طلاق عاطفی یا جدایی تحمیلی؟
آزاده نادری
اخیرا مطلبی تحت عنوان «طلاق عاطفی کانون خانواده ها را تهدید می کند» در سایت"خراسان نیوز" از داخل ایران منتشر شده است که در آن دلایل گسترش آمار طلاق عاطفی در ایران مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و از جمله دلایلی مانند عوامل اقتصادی، فقر، عدم درک صحیح و متقابل و اعتیاد مطرح شده اند.
اما آیا به راستی دلایل اصلی طلاق عاطفی موارد ذکر شده است؟ چرا زنها ترجیح می دهند بسوزند و بسازند و به زندگی خالی از احساس عاطفی ادامه دهند ولی تن به طلاق قانونی ندهند؟
زنان ایرانی، هنگام طلاق با قوانین دست و پاگیر بسیاری روبه رو می شوند و جهت اثبات بی کفایتی شوهرشان مجبور به ارائۀ مدرک می باشند که در بیشتر موارد امکان آن وجود ندارد. در صورتی که مرد در هر زمان قادر به طلاق دادن زن به بهانه های مختلف می باشد.
مورد دیگر حق حضانت فرزند است که با پدر، جد پدری و در نهایت مادر است و بسیاری از زنان تنها به دلیل همین قانون ناعادلانه، وادار به سکوت و تحمل می شوند.
از سوی دیگر پس از طلاق نیز زن تحت هیچگونه حمایت قانونی قرار نمی گیرد در حالیکه در بیشتر کشورها شاهد هستیم که زنان علاوه بر دارا بودن حق حضانت فرزند، پس از طلاق از نظر مالی و جهت یافتن شغل مناسب، تحت حمایت مراجع دولتی قرار می گیرند.
از جنبۀ اجتماعی، جو سنتی حاکم بر جامعه و بسیاری از خانواده ها مشکلات عدیده ای را برای زنان ایرانی ایجاد می کند. جامعۀ سنت گرای ایران، تحت قوانین اسلامی موجود، امکان آشنایی صحیح دختر و پسر را به آنها نمی دهد. دختر و پسر ایرانی در اغلب موارد با عدم آشنایی و درک درست از شخصیت طرف مقابل و تنها با معیارهای ظاهری دست به انتخاب می زنند و چنانچه سعی در شناخت یکدیگر داشته باشند، به دلیل موانع قانونی و اجتماعی، مجبور به دیدار در خفا می شوند که در بسیاری موارد موجب بروز مشکلات فراوانی خصوصا برای دختران می شود که یکی از پیامدهای این مشکلات افزایش آمار دختران فراری و فحشا است که امروزه شاهد آن هستیم.
در خانواده های سنتی که مرد فرمانروای خانه تلقی می شود، زن هیچگونه اختیاری از خود ندارد و تنها در کنار شوهر خود موجودیت پیدا می کند. دید منفی جامعه نسبت به مرد و خصوصا زن مطلقه و طرد شدن زنان از سوی خانواده های سنتی، پس از جدائی، نیز موجب بروز مشکلات فراوانی در زمینۀ کاریابی، ازدواج مجدد و ارتباطات اجتماعی برایشان می می گردد که به این دلایل بسیاری از زنان، زندگی عاری از لذت و عشق را به طلاق ترجیح می دهند.
راهکار بنیادی این معضل، اصلاح و تغییر برخی از قوانین اساسی و جزایی است تا تفاوت جنسیتی، زوجین را وادار به تحمل یکدیگر نکند و راهکار اجتماعی کاهش طلاق عاطفی و تحمیل شده از سوی جامعه، افزایش آگاهی خانواده ها و تغییر نگرش منفی بسیاری از آنها نسبت به آشنایی قبل از ازدواج و طلاق می باشد.
18.04.2011
قبرس