تلاش بیش از 30 سال فعالان جنبش زنان برای احقاق حق مبارک باد

مینو مرتاضی

.17 اسفند 1388

مدرسه فمینیستی: روز 16 اسفندماه، مراسمی به مناسبت 8 مارس، روز جهانی زن در تهران برگزار شد. در این مراسم گروه های مختلف فکری جنبش زنان شرکت داشتند. اولین سخنران این مراسم مینو مرتاضی بود که متن تحریر شده سخنرانی ایشان در این مراسم را می توانید در زیر مطالعه فرمایید:

به نام خدا، فرا رسیدن روز جهانی زن را خدمت مردم ایران و حضار محترم تبریک عرض می کنم. و تبریکات ویژه ای برای فعالان جنبش زنان دارم. همان ها که پیشتاز طرح و بیان مطالبات حقوقی و انسانی زنان در جامعه بودند و بیش از سی سال است که نهان و آشکار با پرداخت هزینه های فراوان مادی و معنوی از این روز تریبونی ساخته اند تا زنان و مردان ایران را متوجه وضعیت و موقعیت خویش سازند. تبریک به فعالانی که با پافشاری و پیگیری مجدانه مطالبات زنان را در سطح گسترده ای از جامعه پراکندند.

چنین پیگیری ها و چنان مبارزات و تلاشهایی سبب شد تا مسائل و مشکلات زنان در ایران به سطح مسائل زنانه تقلیل پیدا نکند، که ان هم در نوعی مصادره به مطلوب توسط دولت، در روزی به نام روز مادر از زن و دکتر در مقام مادر، به صورت فله ای و با اهدای شاخه ای گل و یا سکه ای خرد از آنان به خاطر زحماتی که می کشند و فداکاریهایی که می کنند قدردانی شود تا سال بعد ...!

امروز و در این گردهمایی شاهدیم که در جریان فعالیت های فعالان جنبش زنان که به واقع یکی از عمده ترین سهم ها در بستر سازی جنبش مدنی سبز اخیر ایران دانسته اند گروه ها و طیف های بی شماری از زنان از قید جهل نسبت به وضعیت و موقعیت و هویت خویش رها شده اند و به آگاهی های جنسیتی و حقوقی قابل توجهی دست یافته اند که آنها را در کنار و دوشادوش فعالان جنبش زنان برای کسب مطالبات زنان قرار داده است. از این رو با استفاده از فرصتی که این روز در اختیارم گذاشته است. با زنان فرهیخته و اندیشمند ایرانی و به ویژه با فعالان نخبه جنبش زنان سخنی کوتاه دارم و قطعاً مخاطب این سخن و پیشنهاد تنها زنان نیستند بلکه مردان نخبه و فرهیخته را نیز دربر می گیرد.

نکته ای که می خواهم توجهتان را جلب کنم و خدمتتان عرض می کنم این است شاید برای یک یا دو نسل پیش تر از ما عدم وجود موضوعات نو در آثار و اندیشه های زنان که بتوانند خود را در تولید علم وخلق فناوری همدوش و برابر با مردان نشان دهد مشکل عمده و بزرگی محسوب می شد.

اما امروزه با پیشرفت چشمگیر فناوری و حسابگری فوق تصور نظام سرمایه و سود ،اختراعات و اکتشافات علمی از محدوده های تبعیضات جنسیتی و تفاوتهای بیولوژیک عبور کرده اند که این عبور باعث شد زنان بتوانند برخی مفاهیم بکرعلمی وفلسفی را در آثار و اندیشه هایشان بروز دهند که به آنان اجازه داده تا بتوانند پایه گذار جهان بینی نوینی شوند و هستی شناسی انسانی را ابعاد گسترده تری ببخشند که نمونه هایش را در فلسفه و نگرش فمینیستی در اکولوژی، زبان شناسی، تاریخ و الهیات فمینیستی می توانیم مشاهده کنیم. اما به نظر من مشکل عمده ای که همچنان در نظام اندیشگی زنان وجود دارد که خود را در آثار آنان نمایش می دهد، این است که زنان نیز چون مردان هنوز نتوانسته اند مبانی تفکر خود را از چارچوب معنای اعتباری خصوصیات ذاتی و تفاوتهای بیولوژیک رها سازند. این یعنی چه؟ یعنی این که می خواهم بگویم زنان نتوانسته اند خود را از قید معانی مردانه حاکم بر مفاهیم کهن (که براساس خصوصیات ذاتی وتفاتهای بیولوژیک و تقسیم جهان به دو دنیای مردانه و زنانه و سلطه فرادستانه مردانه بر زن و جهان، اعتبار می یابند) برهانند و از دریچه چشم انسان به این مفاهیم بنگرند و برای آنها معانی بکر و تازه ای متناسب با وضعیت و موقعیت فعلی انسان در جهان پیدا کنند. تا بتوانند بر پایه آن معانی در نظام هستی شناسی و معرفتی تبعیض آمیز و مسلط مردانه در جهان تغییرات ژرف تری به نفع انسان ایجاد نمایند.هر چند تا زمانی که مفاهیم کهنی چون قدرت، سیاست، حکومت، سرمایه، دموکراسی، عدالت، عقل، آزادی، و ... حتی عشق در چارچوب برداشت های مردانه و تحت سیطره خصوصیات ذاتی تفکر و تاریخ مذکر قرار دارند،چه بسا زنان ناگزیر از این باشند که در واکنش نسبت به نظام سلطه مردانه بر خصوصیات ذاتی وویژگی های زنان تاکید کنند.من معتقدم شایسته تر انستکه زنان رفتار واکنشی را تبدیل به کنشی اگاهانه وموثر در سرنوشت بشر نمایند.

مثلاً تعریف مردان از مفهوم دموکراسی؛ برابری و برادری است. بدیهی است وقتی مردان با شوریدن علیه نظام کهن توانسته اند خود را از سلطه حاکمیت مطلق پادشاهان و فرمانروایی کلیسائیان که خود را ذاتاً متفاوت و برتر از دیگران می پنداشتند رها سازند و دوران نوینی را پدید آورند که ظاهراً در آن رابطه فرماندهی و فرمانبری به صورت خصوصیات ذاتی و ازلی ابدی از میان برداشته شده باشد. تعریف شان از مفهوم دموکراسی، برابری محدود به رابطه برادران می باشد. آنها هرگز معنای دموکراسی را تا آنجا گسترش نداد ه ند که نظام حاکمیت مردانه و تمکین و فرمانبری زنان در جهان را ابطال سازد.

از این رو تا وقتی زنان نتوانند مفاهیمی چون دموکراسی، قدرت، سیاست، عدالت، آزادی، مدنیت، حکومت و حتی عشق را از معنای اعتباری که براساس تفاوتهای بیولوژیک و خصوصیات ذاتی به آنها بخشیده می شود، رها سازند، و به آنها معانی نوینی خارج از چارچوب خصوصیات ذاتی، معانی انسانی و فرا جنسیتی ببخشند، نمی توانندبه تحقق برابری امیدوار باشند. این مفاهیم تا وقتی در محدوده های جنسیتی حبس باشند حتی اگر براساس خصوصیات ذاتی زنانه بازتعریف شوندمی توانند بازتولید کننده ی تبعیض، بی عدالتی، سلطه، فریب و خشونت و خدعه شوند. معانی اعتباری با استناد به خصوصیات ذاتی به جای تکیه به ابعاد گسترده درک و شعور انسانی بر ویژگی های جنسیتی و تفاوتهای جنسی بنا میشوند . که چون تکیه گاه های لق قابلیت اتکا برای انسان توسعه یافته ندارند. زیرا معانی اعتباری با استناد به خصوصیات جنسی و جنسیتی ذاتی می توانند در فرایند اجتماعی شدن ودر اعماق مبانی فکری و نظام اندیشگی دختربچه و پسربچه نگرش تبعیض آمیز و نابرابر را وارد سازند و جامعه را متقاعد کنند که مردان به استناد خصوصیات ذاتی شان از زنان قوی تر،عاقل تر، فلذا برترند و زنان به استناد خصوصیات ذاتی شان از مردان عاطفی تر، ضعیف تر و فرودست ترند.

همچنانکه شاهان و اربابان کلیسا و موبدان دوران کهن در توجیه قدرت مطلقه و برتری و سلطه خویش در رابطه با مردم که رعایا و بردگان خطایشان می کردند به خصوصیات و برتری ذاتی خویش استناد می جستند. جنسیت بخشیدن به مفاهیم براساس خصوصیات ذاتی به تحکیم هر چه بیشتر نگرش و جهان بینی می پردازد که در آن بردگی و فرودستی و تبعیض میان بی قدرتان به ویژه زنان دائماً در اشکال جدید و ابعاد پیچیده تر بازتولید می گردد.

از این رو من باور دارم و پیشنهاد می کنم که زنان و مردان اندیشمند همت خویش را مصروف بخشیدن معانی انسانی فارغ از روابط سلطه و کلیشه های خصوصیات ذاتی مردانه و زنانه به مفاهیم کهن کنند تا بتوانند بینش و نگرشی فراجنسیتی پدید آورند که انسانها بتوانند از دریچه آن به خویش و روابط انسانی خویش بنگرند و راه های نویی برایآینده ای روشن جستجو کنند. بدیهی است براساس قاعده ای که می گوید هیچ چیز از هیچ زاده نمی شود دستیابی به چنان بینش ونگرشی محتاج مرور دقیق، موشکافانه و نقادانه تاریخ، فرهنگ و سنت های حاکم برماست.