زبانِ تازیانه

مسیح علی نژاد

 روز تولد سارا توسلی، امسال با روز مادر "همزمان" شده است؛ سیزدهم خرداد. 
هدیه ای که حاکمیت به یک مادر داده است، چه می تواند باشد؟
 محکومیت به شش سال زندان و 74 ضربه تازیانه.

کدام را باور کنیم، داعیه دغدغه حقوق زن داشتن را  یا  والا نگاه داشتن مقام مادر که در بوق و کرنا کرده اید را؟ شاید هم حکم شلاقی که برای یک مادر به جرم دیدار با یک مادر شهید تقدیم اش کرده اید را.

همه می دانند که دکتر سارا توسلی استاد دانشگاه، عضو هیات علمی دانشگاه، دندانپزشک کودکان و استادیار دانشگاه است و تا کنون حتی یک روز هم کار سیاسی نکرده است، جرم دختر مهندس محمد توسلی  بودن هم لابد در قاموس حضرات، جرم کمی نیست. فرزند عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران بودن، جرم اندکی نیست در روزگاری که آقا زاده های دیگر یا پست و منصب سیاسی گرفته اند و یا برج و بارو ساخته اند و آن دیگران هم که پناهنده به کشورهایی شده اند که در شهر دشمن و بیگانه خطابش می کنند.

 
او تنها به عنوان عضوی از جامعه ایرانی ، مثل بسیاری از ایرانیان  در راهپیمایی روز عاشورا حضور داشت. حضوری آرام و تسلیتی برای یک خانواده دلسوخته در آن روز خونین و برای همین به دیدار خانواده شهید موسوی رفت تا مادر داغداری را دلجویی کند

سارا توسلی مادر یک کودک سه ساله و دختری هفده ساله است که شاید برای تکمیل پروژه مهرورزی آقایان بد نباشد یک بزم بزرگ هم برپا کنند و مادر را در برابر چشمان کودکانش شلاق بزنند تا دنیا بداند چه اقتداری دارد کشوری که به تازگی عضو کمیسیون مقام زن سازمان ملل هم شده است

سارای نازنین! شما هم دل قوی دار و نترس از اقتداری که لابد به تثبیت قدرت آقایان کمک می کند. برو جلو، جلوتر، نترس، پیش از این برای زنان دیگری که در همین دستگاه قضایی به شلاق محکوم شده اند هم نوشته ام، چاره ای جز تکرار درد نیست انگار، حالا برای تو هم همان را می گویم:

 بی سبب ناز نکن! پشتت به زخم تمامی این سالهایی که گذشت و بر تن زنان و مادران زده اند عادت دارد؛ عريان كه كردي تن خسته ات را هراست مباد. آخر هيچ ستوني از ستون‌هاي شرع و شرم نمي لرزد اينجا. همه زن اند اينجا؛ خواهي ديد كه به گاه عرياني ات نيز خواهران بسياري به صف ايستاده اند تا تنت را به ناز شلاق داغ شان مهمان كنند. پس دل، آرام دار و بگذار خواهرانت آنچه را كه ما در اين سال ها نداشتيم، داشته باشند؛ برابر با مردان با دست هايي به همان اقتدار كه به سرعت بالا مي رود تا آنگاه كه به سرعت پايين مي‌آيد، رد سرخش را بر پشت عريان تو  خوب به جا گذارد. مگر ما عمری براي برابري ندويده ایم؟ خوب! اينجا ثمر داده است و خواهران مامور برابر با برادران مامور، از امکان شلاق زدن و خشونت ورزیدن بهره مند شدند.   

پس ناشكري نكن در برابر اين برابري كه خواهرانمان به دست آورده اند. بگذار تاريخ گواهي دهد كه زنان سرزمين من قدرتمندتر از آنند كه تنها در پارك ها و دهكوره ‌ها و ميدان هاي شهر با چند پاره كاغذ بي مقدار، دنبال امضا و اثر انگشت از اين و آن بگردند و آموخته اند كه همپاي مردان شلاق هم بزنند.  هفتاد و چهار ضربه شلاق، هفتادو چهار امضاي تاريخي است؛ با اين تفاوت كه به جاي كاغذ، بر تنت می نشانند. 

تا دلت مي خواهد زير دست و پاي خواهرانت فریاد بزن و بگذار به تو بگويند كولي... ساکت شو!  درد اگر زيادتر از حد تصورت بود، شرمت از كش و قوس دادن تن مباد تا آنها هم شرم شان از ناسزا نیاید! 
یاری شان کن که عقده ها و عقیده هاشان را فریاد بزنند تا از اين امتحان سربلند بيرون آيند. اما يادت باشد از جايت كه بلند شدي، به آنها براي به دست آوردن اين جايگاه برابر تبريك بگو و براي آنكه باور كنند طعنه نمي زني تأكيد كن كه چشم هاي آنان و چشم هاي برادران شان  به يك اندازه خوف انگيز بود وقتي مأموريت خويش را بر تن عريان تو به پايان مي رساندند و باز هم براي آنكه باور كنند تو قدر اين حقوق برابري كه آنان زودتر از ما به دست آورده اند را مي داني حتما بگو كه دست هايشان هم به اندازه دست برادران شان چندش مي آفريند وقتي که شلاق می زنند
.

باور كن خوشحال مي شوند اگر بشنوند كه در مأموريت شان سنگ تمام گذاشته اند. از طرف همه مادران هم به خاطر اين هفتاد و چهار امضاي سرخ كه زحمت اش را روي تن تو كشيده اند تشكر كن و بعد بگو حساب كار بيرون را از كار منزل جدا كنند، رسمش نيست باتوم و شلاقي كه به خون خواهران ديگرش آغشته است را فرزندان معصوم شان در خانه و يا محل كارشان ببينند و هي پاپيچ مادر شوند و به مادران شلاق به دستشان التماس کنند و بگویند: رها كن مادر اين شغل لعنتي را! بمان در خانه و بگذار هيچ  زني در این شغل ناشریف نقش نداشته باشد، شايد مردها  هم شرم و شرع شان نگذارد كه با باتوم و شلاق به جان سارا ها و مادران نا آرام ديگر اين خراب شده بيافتند... 

فریده غیرت وکیل سارا توسلی می گوید:  دو اتهام برای ایشان در دادگاه مطرح شد. حضور در تجمع روز عاشورا و دیدار با مهندس موسوی و خانم رهنورد در پی شهادت خواهرزاده جناب مهندس، کل اتهامات خانم توسلی این دو مورد بوده است . البته ایشان روز عاشورا به همراه همسرش وارد میدان ولیعصر شده و در اندک زمانی هم برگشته است و حتی حضور موثر در آنجا نداشته و چنین حکم سنگینی حیرت آور است.

می دانم که اگر امین، کودک نازنینت نبود ، تو حتی به این حکم شلاق هم اعتراض نمی کردی و تن می دادی به حکم شلاق و زندان تا دیده شود نهایت یک ظلم تا کجاستمی دانم امین در تحمل پنجاه روز دوری از مادر، هیچ غذایی به جز مایعات نمی خورد و مدام بیمار بود، من حتی از تهوع ها و بی تابی های نیمه شب این کودک بی قرارت خبر دارم ولی انگار کاری از دست هیچ کس بر نمی آید این روزها.
بعد از آن هم مدام هراس از دور شدن مادر، بیشتر از دوران حبس وابسته شد به دامانت  و اصلا سر در نمی آورد دربرگه تایید حکم تو شش سال دوری را برایش رقم زده اند که در مقایسه با آن پنجاه روز هیچ است؛ تا تو برگردی امین دیگر  الفبا را یاد گرفته است و باز زبان خودش برای همه کسانی که مادرش را به جرم دلجویی از یک مادر دیگر مجرم شناخته اند خواهد نوشت.