خبرنامه اميرکبير
سکوت و سرکوب، پاسخ دولت نهم به دانشجويان منتقد
ريحانه حقيقي
شب را نهايتي است
من از زبان صبح سخن نمي گويم
خواب سپيده نيز نمي بينم
اما، شب را نهايتي است!!
روزهاي گرم و تبدار تيرماه بار ديگر برايمان اندوهي تلخ به جاي گذاشت و تلخي اش کاممان را تلخ تر از زهر کرد. هنوز چند روزي از نهمين سالگرد ۱۸ تير نگذشته بود و داغ سرکوب هاي پيشين حکومت بر پيکر جنبش دانشجويي التيام نيافته بود که، حکومت تماميت خواه بار ديگر حکم بازداشت دو تن از فعالين دانشجويي را صادر کرد و صبح روز ۲۳ تير ماه بر در خانه محمد هاشمي -دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت- و بهاره هدايت -دبير کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت- رفت تا تاوان همه انتقادهاي اين دو عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت از عملکردهاي بي خردانه دولت نهم، را از آنها بگيرد و با تفتيش لوازم شخصيشان، بار ديگر همه حقوق شهروندي و انساني، اين دو تن را نقض و آنها را روانه زندان اوين کرد.
و بار ديگر پاسخ دولت مهرورز به انتقادهاي دانشجويان منتقد استبداد و زندان بود. پاسخي سرد و خشن مانند پاسخ هاي پيشينش. پاسخي بدور از هر گونه منطق و خردورزي. پاسخي که گوياي بي پاسخي دولتمردان دولت نهم بود. چرا که آن کس که پاسخي براي عملکرد هايش دارد، هيچگاه چوب و چماق بدست نمي گيرد و فرياد نمي زند، بلکه پشت ميز مذاکره مي نشيند و پاسخگوي همه عملکرد هايش مي شود. ولي دولت نهم در همه سه سال حکمرانيش، بي پاسخ ترين دولت بوده است چرا که هميشه پاسخ منتقد را با زندان و شکنجه داد است و آنگاه که پاسخي براي اين گونه سرکوب هاي بدور از هر گونه عدالت و مهرورزي، ندارد روي به بازي کثيف و منحوس پرونده سازي براي منتقدينش مي آورد. آنگاه که تاوان انتقادهاي دانشجويان دانشگاه اميرکبير را با سناريويي بد ساخت -نشريات موهن- مي دهد و حال که به دو تن از شريف ترين فرزندان اين سرزمين، انگ و اتهام ارتباط با گروهک هاي ضدانقلاب را مي زند، از هيچ تلاشي براي ايجاد فضاي رعب و وحشت دريغ نمي کند که باور دارد با ايجاد رعب و وحشت مي تواند، منتقدان را به سکوت وادارد و به روند به دور از عقل خود براي حکم راني ادامه دهد.
حال آنکه بايد بجاي انتظار پاسخگويي از سخنگوي قوه قضائيه، پاسخ دليل بازداشت همه فعالين دانشجويي را در سايت ها و روزنامه هاي نزديک به دولت نهم جستجو کنيم و اين خود آغاز ماجراست. ماجرايي که از چند سر مقاله و خبر ويژه در جريده کيهان آغاز مي شود. اين جريده نقش خط شکن و آغاز گر طرح هاي سرکوب را بازي مي کند و سايت هاي فارس، ايرنا و ايسنا با نشر اکاذيب به اين بازي بچه گانه دامن مي زنند. در آخر نيز شخصي مجهول الهويه در مصاحبه يي تير نهايي را شليک و آغاز پرونده سازي براي فعالين سياسي را اعلام مي کند. درست آن زمان که جريده کيهان با حملات همه روزه اش به دفتر تحکيم وحدت و بعد از آن سايت فارس، ايسنا و برنا با نشر اکاذيب در مورد ماجراي رسوايي اخلاقي معاون دانشجويي دانشگاه زنجان و با قصد لاپوشاني اين رسوايي، از مدتها پيش آغازگر سناريويي عليه اعضا اين اتحاديه شدند. آنها با تغيير مسير ماجراي رسوايي معاون اين دانشگاه سعي در نوشتن پروژه يي عليه دفتر تحکيم وحدت داشتند و اين مسئله (تعرض جنسي معاون دانشگاه زنجان به يکي از دانشجويان دختر اين دانشگاه) را موضوعي ساختگي خوانند و در سرمقاله هايشان اعتراض ها و انتقادات مجموعه دانشجويان به وزير علوم را به اپوزيسيون هاي خارج از کشور مرتبط دانستند. چرا که تحمل منتقد برايشان سخت ترين کارها است و هدف حذف منتقد، وسيله را برايشان توجيه مي کند. براي انگ زدن و بد نام سازي منتقد از هيچ راهي نمي گذرند و به هر نحو ممکن سعي در حذف آن مي نمايند. آن زمان که دانستند جامعه امروز هشيارتر از آن است که سخنان سرشار از دروغ وزير علوم و دادستان دادگستري زنجان در مورد اين مسئله را باور کند، طرحي نو نوشتند و سعي کردند که با ايجاد حلقه اتصال ميان اين دو عضو در بند شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت با گروهک هاي ضد انقلاب، دانشجويان صادق و شجاع را بدنام کنند و با حکم هاي سنگين روانه زندان. چرا که صداي منتقد بايد به هر نحوي حتي اگر آن نحوي سرکوب موجب عدول از همه اصول انساني و اخلاقي باشد، بايد خاموش شود.
ولي اينبار طراحان پرونده ساز فراموش کرده بودند که با هشيارترين قشر جامعه روبرو هستند. آنها فراموش کرده بودند که دانشجوي منتقد براي صندلي وزارت و يا کرسي نمايندگي مبارزه نمي کند که ترس از نداشتن کرسي آنها را وادار کند که دروغ بگويند يا براي ديگران پرونده سازي کنند. بلکه دانشجو بدنبال آرمان هاي آزاديخواهانه اش است. پس بر سر آرمان هايش جان مي دهد و از هيچ گونه سرکوب و زنداني نمي هراسد. دانشجوي منتقد کارنامه يي شفاف و روشن دارد و اسير سناريوسازي ها نمي شود و بر خلاف دستگاه ها امنيتي که اصل پيروزي را در پنهان کاري و پرونده سازي مي دانند، باور دارد النجاة و في الصدق ( پيروزي در راستگويي است) (۱). پس کارنامه روشن و شفاف حقوق بشري و مدني همه آنها گواه صدق کلام وعمل آنهاست. در اين مورد هم مانند موارد مشابه نويسندگان سناريو هاي امنيتي، فراموش کرده اند که عملکردهاي دانشجويان مخصوصا اين دو عضو دربند شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت، در پي احقاق حقوق پايمال شده همه زنان و مردان اين سرزمين است و حمايت هاي آنان از افراد فقط و فقط در پي عقايد حقوق بشري آنها و اعتقاد راسخشان به حقوق بشر است و نه تاييد عقايد افراد. و همين عقايد و کارنامه روشن اين افراد دليلي بر واهي بودن اين اتهامات است.
خواست اين دانشجويان و همه ما آن است که دولتمردان از پشت نقاب هايي که بر صورت زده اند بيرون بياييند و در مورد استبداد، سرکوب و تجاوزهاي صورت گرفته به حريم دانشجو و دانشگاه پاسخگو باشند. چرا که تا ابد نمي توان سکوت کرد و سرکوب. روزي همه ما بايد پاسخگو اعمال خود باشيم و اينکه باور ما بر اين است:
اين مصدر طلوع تباهي
هر چند خوب شعبده آغازد
صد صبح ز آستين به در آرد
هر چند وانمايد خود را
پيغمبر رهايي و نيکي
عرياني حقيقت اما با من گفت
او خود نهايتي است!!
زيرا
اسطوره ي گزافه ي تاريخ را
بي شرم آيتي است!!!!
*شعر ابتدا و انتها از احمد شاملو
*حديث روايي