تشکیل شورای حکمیت برای پایان مناقشات

گفت‌وگو با عماد افروغ

 

تاريخ: ۰۲ تير ۱۳۸۸

 

عماد افروغ در گفت‌وگو با خبر پیشنهاد کرد با حضور شخصیت‌های حقیقی و حقوقی، شورای حکمیت تشکیل شود.

عماد افروغ از جمله روشنفکرانی است که نسبت به آنچه می‌گذرد انتقاد دارد. او به بهره نگرفتن از قابلیت‌هایی که وجود دارد و مورد استفاده قرار نمی‌گیرد اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که باید صداوسیما را وادار کرد تا نگاه منصفانه‌تر و متعادل‌تری داشته باشد، او می‌گوید در حوادث اخیر رسانه ملی به جای آنکه از افرادی دعوت کند که آب بر آتش بریزند، با کسانی مصاحبه می‌کند که آتش را بیشتر می‌کنند. او درباره تمکین به قانون معترضان نسبت به آراي اعلام شده یادآور می‌شود که این تمکین باید دوطرفه باشد و نه صرفاً یک برخورد صوری با قانون. این استاد دانشگاه علت اعتراض اقشاری از مردم را عدم سازگاری نتیجه با انتظارات آنها می‌داند و از مسئولان انتظامی کشور می‌خواهد تا برای شناختن سره از ناسره اجازه برگزاری راهپیمایی قانونی را به این گروه بدهند و امنیت آن را حفظ کنند تا اغتشاشگران واقعی شناخته شوند.

آقای دکتر افروغ! در شرایط فعلی تمکین به قانون از طرف معترضان به چه دلایلی ضرورت دارد؟ ‌آیا دلیلی برای اعتراض‌های غیر قانونی وجوشود دارد؟

در ابتدا باید به این شعر اشاره کنم که چه خوش بی‌مهرمانی از دوسر بی، که یک سر مهربانی دردسر بی، ما نمی‌توانیم یک طرف را دعوت به رعایت قانون و قانونمداری کنیم و بعد خودمان توجه به روح قانون و ابعاد و اجزاء ‌مختلف قانون نداشته باشیم و صرفاً یک برخورد صوری با قانون کنیم. رعایت قانون مثل قانون حق، طرفینی است و اگر می‌خواهیم قانون در جامعه نهادینه شود همواره باید دوسویه طرفین آن رعایت شود. نکته دیگر آن است که واقعیاتی در جامعه رخ می‌دهد که ویژگی‌های خاص خودشان را دارند و باید برخورد ویژه با آن داشت. تا آنجا که امکان دارد باید این برخورد ویژه در چارچوب قانون صورت گیرد اما به دلیل آنکه شرایط ویژه، ‌اقتضاهای ویژه‌ای می‌طلبد باید برخورد ویژه را لحاظ کرد. ما در اینجا یک مسئله روشن داریم و آن این است که نتیجه اعلام شده با انتظارات و توقعات اقشاری از مردم سازگاری نداشته است. واقعیتی داریم به نام عدم سازگاری و انطباق بین نتیجه اعلام شده و انتظارات و توقعات اقشاری از مردم. این واقعیت به اشکال مختلفی می‌توانسته نمود پیدا کند که نمود پیدا کرد.

فکر می‌کنید این وضعیت معلول چه مسائلی است؟

باید دقت کنیم که این نمود معلول چه عواملی بوده است؛ شاید برای اولین بار بود که دیدیم قبل از آنکه آرا حوزه‌ها به تفکیک شمارش شود و بعد در قالب آبادی، شهر و شهرستان و استان تجمیع شود و بعد در سطح ملی اعلام شود. ، ‌اول در سطح ملی اعلام شده است که این یک خلاف عرف و خلاف رویه بود، شاید اگر این اتفاق نمی‌افتاد و نتیجه به سرعت اعلام نمی‌شد و فرصت در اختیار کاندیداها قرار می‌گرفت که شکایت خودشان را مطرح کنند، موارد مستند تخلفات و احیاناً تقلب‌هایی را به شورای نگهبان منتقل کنند، ‌شاید این اتفاق نمی‌افتاد. در واقع رویه قبلی در انتخابات‌ها رعایت نشده و فرصت شکایت نامزدها گرفته شده و این حادثه رخ داده است. این حادثه هم نیازمند به یک مدیریت ویژه بوده و صرفاً با توصیه و امر و نهی فروکش نمی‌کند، ظاهراً ما مدیریت ویژه نداشتیم و اتفاقی رخ داده است.

با نگاهی به رویدادهای پس از برگزاری انتخابات شاهد مراحلی هستیم که به شدت و سیل وار پیش می‌آید...

بله. با یک حادثه انجام شده روبه‌رو شده‌ایم که در ابتدا خشونت بار نبود، بلکه یک اعتراض بود و به صورت مسالمت آمیز شاهد راهپیمایی بودیم اما به دلیل آنکه یک مقدار به موقع وارد قضایا نشدیم و آن اتفاقی که چند روز بعد رخ داد در همان روز اول به وجود نیامد یعنی شورای نگهبان باید بلافاصله بعد از انتخابات یک مأموریت ویژه تعریف می‌کرد. - البته نمی‌خواهم به گذشته برگردم- اکنون با این واقعیت روبه‌رو هستیم که مجموعه شکایات و تخلفاتی مطرح شده است که شورای نگهبان باید به این شکایات رسیدگی منصفانه، دقیق و عادلانه داشته باشد و این رسیدگی خودش را در معرض داوری عموم و به ویژه نخبگان قرار دهد چه نامزدها حضور داشته و یا نداشته باشند. این شورا باید بتواند یک اقناع عمومی ایجاد کند. اگر این کار را کرد مسلم است که قضیه تا حد زیادی فروکش می‌کند اما اگر برخورد صوری و یا خدای ناکرده جانبدارنه کند که به هیچ وجه درست نیست. ممکن است شما از بنده این سؤال را بپرسیدکه مگر شما شورای نگهبان را عادل و منصف نمی‌دانید؟ که باید گفت بحث اکنون بحث ذهنیت عمومی است نه داوری شخصی، بنابراین مسائلی به این شک و شبهه‌ها دامن زده است زیرا برخی از اعضای شورای نگهبان له یکی از نامزدها و یا علیه یکی دیگر از نامزدها اظهار نظر کرده‌اند و از قبل پیش‌داوری‌هایی نسبت به هیأت اجرایی وجود داشته است و برخی از عزل و نصب‌ها به این ذهنیت دامن زده است بنابراین باید به مردم حق بدهند. لذا باید مراحل را یکی پس از دیگر قانونی پیش برد که گام اول آن است نامزدها شکایات خود را به شورای نگهبان ارائه دهند که می‌دانیم این کار را انجام داده‌اند.

و مرحله بعدی؟

‌گام دوم آن است که شورای نگهبان رسیدگی دقیقی کند که اگر این رسیدگی دقیق نبود به نظر بنده گام بعدی تشکیل شورای حکمیت از سوی مقام معظم رهبری با حضور شخصیت‌های حقیقی و حقوقی که در نزد مردم به بی‌طرفی و فراجناحی بودن و عادل بودن معروف هستند. بنابراین اگر این کار انجام شود جلوی حوادث بعدی را گرفته‌ایم. در صورتی که گام دوم انجام نشود وارد فاز سومی می‌شویم که یک مقاومت و مبارزه خاص است که باید تلاش شود این مقاومت مدنی، قانونی و تا حدودی منفی باشد و به رویارویی فیزیکی نینجامد و تدابیر مختلفی هم از سوی نامزدها و هم نخبگان و هم مراکز رسمی و نیروهای انتظامی و انتظام بخش می‌طلبد. در واقع اقتضا می‌کند که اگر معترضان اجازه راهپیمایی می‌خواهند این اجازه به آنها داده شود و امنیت راهپیمایی را حفظ کنند تا سره از ناسره شناخته شود و معترضان قانونی از قانون شکنان و اغتشاش گران جدا شود. وقتی اجازه نمی‌دهند یک عده‌ای طرفداران قانونی یک نامزد را با مخالفان نظام درهم می‌کنند و این هم بر اعتراضات می‌افزاید، بنابراین اگر قرار است مقاومت صورت گیرد، مدنی بوده و اگر مخالفتی هست در چارچوب قانون انجام شود.

در شرایط فعلی برخی معتقدند که به نوعی اعتماد مردم دچار نوسان شده...

در این بین یک اتفاقی رخ داده است که به نظرم به راحتی قابل جبران نیست که این اتفاق همان است که اعتماد مردم سلب شده و این سلب اعتماد می‌تواند روی مشارکت‌های بعدی مردم اثر‌گذار باشد. مردم اگر حسن نیت و رفتار قانونمند از سوی مجاری قانونی و نامزدها ببینند، می‌توانیم امیدوار باشیم که این اعتماد احیا شود اما اگر به گونه‌ای صوری با قانون رفتار شود و نگاه یک طرفه و جانبدارانه به ارزشها شود و عملاً اتفاق دیگری بیفتد، دیگر نمی‌توانیم به عنوان یک واقعیت اجتماعی این ضمانت را بدهیم که اعتماد سست شده و یا از دست رفته دوباره احیا شود.

آقای افروغ یکی از قابلیت‌هایی که در شرایط فعلی ظاهراً به خوبی مورد استفاده قرار نگرفته است صداوسیماست که در جهت تقویت همین اعتماد می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد؛ در حال حاضر چه میزان صدا و سیما می‌تواند نقش در آرام کردن فضای جامعه داشته باشد؟

اکنون در این بین صداوسیما نقش بسیاری دارد. تنها رسانه ملی ماست که ظاهراًمشمول فیلترینگ نمی‌شود. اما این رسانه باید بی‌طرفانه عمل کند که من نمی‌توانم بگویم بی‌طرفانه عمل کرده است زیرا این رسانه چند صباحی است جانبدارانه عمل می‌کند درحالی که مردم را باید باشعور و عاقل پنداشت؛ خود این نگاه جانبدارانه مخصوصا در شرایط بحرانی بر شدت اغتشاش و بحران می‌افزاید. چه اشکالی دارد که ما از نامزدهایی که طرف دعوا هستند دعوت کنیم تا حرفهای خودشان را بزنند؛ ‌به هرحال این افراد سابقه انقلابی دارند و به قول مقام معظم رهبری همه این افراد از خانواده انقلاب اسلامی هستند و سابقه مبارزات سیاسی درخشانی دارند و یا اگر به این افراد اعتماد نکنیم دیگر باید به چه کسی اطمینان کرد. خیلی راحت می‌توانیم این افراد را مهار کنیم.

ضمن آنکه رسانه ملی همانطور که در تشدید واکنش‌ها نقش داشته، ‌در تلطیف آن هم می‌تواند نقش داشته باشد. مثلاً از آقای لاریجانی، محسن رضایی و بقیه دعوت می‌شود که صحبت کنند، آقای لاریجانی و رضایی فضا را جمع می‌کنند اما بقیه می‌آیند فضا را تشدید می‌کنند. این دو نفر به دلیل آنکه منصفانه و همه جانبه صحبت می‌کنند آبی بر آتش می‌ریزند اما بقیه این آتش را دامن می‌زنند. لذا صداو سیما باید یک ارزیابی دقیقی نسبت به مهمان خود داشته باشد و از کسانی دعوت کند که متعادل هستند و جوانب مختلف را لحاظ می‌کنند، از خود کاندیداها دعوت کنند اما متأسفانه دیده می‌شود که عمدتاً جهت‌گیری به سمتی می‌رود که اعتراض عمومی تفسیر به انقلاب مخملی شود و به ابعاد دیگر توجه نشود.

یعنی صدا و سیما در شرایط فعلی چگونه عمل کند. می‌تواند نقش مثبتی بیافریند؟

بنده معتقدم باید صداوسیما را وادار کرد که نگاه منصفانه‌تر و متعادل‌تری داشته باشد و از کارشناسان مختلف دعوت شود و درعین احقاق حق و حقوق شهروندیشان، مردم را دعوت به آرامش کنند و نه سکوت. زیرا بنده به سکوت اعتقادی نداشته و ندارم زیرا در نظام جمهوری اسلامی مردم باید حقشان را بگیرند و پرسش و پاسخ داشته باشند و قانون نیز در این زمینه پیش‌بینی لازم را کرده است. رسانه ملی اکنون رسانه جناحی است و نه ملی، ‌این را بنده چهارسال پیش که عضو کمیسیون فرهنگی بودم به آقای ضرغامی تذکر ‌دادم. واقعیت دیگر آن است که بخشی از اعتراضات مردمی به دنبال بهانه بوده است؛ نسبت به نحوه اداره کشور، بی‌توجهی به عقل جمعی، بی‌توجهی به مشورت، ‌توهین و تحقیر کرامت انسانی اعتراض دارند. اینها همه قابلیت‌های انقلاب اسلامی است که مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. به هرحال رسانه ملی ما اگر می‌خواهد ملی باشد باید به اقتضائات توجه بیشتری کند. از تلویزیونهای کشورهای دیگر مانند بی‌بی سی، سی ان ان و دیگر رسانه‌های خارجی با من تماس می‌گیرند بنده مصاحبه نمی‌کنم به این حساب که رسانه ملی در کشور داریم اما این تماس از سوی این رسانه صورت نمی‌گیرد و اگر هم تماس بگیرند به صورت زنده پخش نکرده و می‌خواهند هرطور که خواستند پخش کنند. این نشان می‌دهد که به کارشناسان ملتزم به نظام اعتماد ندارید، پس دیگر می‌خواهید به چه کسی اعتماد داشته باشید. وقتی این محمل را در اختیار کارشناسان خودتان قرار نمی‌دهید مسلم است که مردم اعتمادشان به سمت رادیوهای بیگانه جلب می‌شود لذا بنده متأسفم که شاهد این مسائل هستم و به هیج وجه انتظارات من از انقلاب اسلامی و ظرفیت‌های جمهوری اسلامی این نحوه رفتار سازگار نبود.

بنده به این کار ندارم که مسببان اصلی برخورد فیزیکی چه کسانی هستند اما سؤال می‌کنم مگر در تمام دنیا اعتراض و اغتشاش نمی‌شود؟ مگر خودمان در انگلستان تجمع نداشتیم و حتی آن زمانی که با پلیس درگیر شدیم به یک رفتار فیزیکی محدود انجامید. به نظر من ما باید مدیریت شرایط بحران را یاد بگیریم و بتوانیم به گونه‌ای رفتار کنیم که تاجایی که امکان دارد خونی ریخته نشود. ما این تجربه را کسب کنیم زیرا زیبنده جمهوری اسلامی نیست که به برخورد فیزیکی خشونت‌بار بینجامد.

جامعه‌شناسی شرایط بحرانی یک جامعه‌شناسی خاص است و رفتار با آن هم باید خاص باشد، این صحبت من اجازه‌ای برای رفتارهای خشونت بار از سوی معترضان نیست اما در واقع یک توصیه‌ای است که در شرایط ویژه باید سعه صدر داشت که معتقدم نیروی انتظامی این سعه‌صدر را داشته است اما در این بین تیراندازی‌هایی صورت گرفته، بحث ورود به کوی دانشگاه مطرح شده است. یک سری لباس شخصی‌ها مطرح شدند که باید در اسرع وقت شناسایی و مجازات شوند، چه کسانی که در میان جمعیت رفتارهای اغتشاش آمیز کرده‌اند و چه کسانی که متقابلاً برخورد فیزیکی خشونت باری کرده‌اند. در واقع اگر بخواهیم رفتارهای اعتراضی را با خشونت پاسخ دهیم مطمئن باشید که به خشونت بیشتر انجام می‌شود و تا آنجایی که امکان‌پذیر است باید اجازه دهیم راهپیمایی‌ها قانونی برگزار شود و در مقابل این خواسته قانونی سرکشی نکنیم تا کار به اعتراضات از جنس دیگر نکشد از سوی دیگر باید نامزدها را به رفتارهای قانونمند دعوت کنیم و از سوی دیگر مراکز قانونی را تشویق کنیم و فشار آوریم که به قانون حتماً توجه شود.

آقای افروغ! چرا گروه‌های مرجع نتوانستند نقش خوبی را در این اتفاقات ایفا کنند؟ دلیل این ناکارآمدی را در چه می‌دانید؟

به نظر من بخشی از این مسأله به خود گروه‌های مرجع برمی‌گردد که توان خودشان و اختیارات خودشان را فهم نکردند و اهمیت و فضیلت قدرت مدنی و قدرت نقد را درک نکردند؛ مسئله‌ای که ما بارها گوشزد کردیم. نکته دیگرآنکه به دست خودشان بیش از حد قدرت رسمی را تقویت کردند و تخم‌مرغ‌‌های قدرت خودشان را در سبد قدرت رسمی ریختند و از قدرت مدنی واجتماعی خودشان بادست خودشان غفلت کردند. البته این افراد می‌توانند به خویشتن واقعی خود برگشته و قدرت مدنی و تاریخی خود را درک کنند و به ویژه حوزه‌های علمیه براساس همان خواستگاه تاریخی خود، بیانیه بدهند و موضع‌گیری کنند و تجمعاتی از خبرگان اعم از حوزوی و دانشگاهی داشته باشند و به آرام شدن فضای سیاسی و اجتماعی کمک کنند البته با توجه به احقاق حقوق شهروندی. در واقع قرار نیست به قیمت تضییع حقوق ملت و به قیمت بی‌توجهی به ذهنیت ایجاد شده مردم را به آرامش مرگ‌بار دعوت کنیم درحالی که ما در جمهوری‌اسلامی آرامش مرگ بار نداریم بلکه آرامش قانونمند با محوریت رعایت حقوق ملت.

منبع: خبر آنلاين