نفرین
نفت - تجربه
ایران٨
نفت در خدمت
توسعه
اقتصادی
پایدار
هادی
زمانی
بررسی
مراحل مختلف
چرخه رقابت
برای رانت نفت
ایران که در
شش فصل پیش به
آن پرداختیم،
به صراحت نشان
میدهد که طی
صد سال گذشته
نفت نقشی
تعیین کننده
در شکل گیری
ساختار
اقتصاد سیاسی
کشور و سرنوشت
سیاسی و
اقتصادی آن
ایفا کرده
است. این عملکرد
دوگانه بوده
است. نفت از
یکسو سرمایه
لازم برای
نوسازی و
توسعه کشور را
فراهم آورده،
به ایران
اجازه داده
است تا آهنگ
توسعه
اقتصادی و
اجتماعی خود
را تسریع کند.
از سوی دیگر،
با تبدیل کردن
کشور به صحنه
رقابت های ژئوپلتیک
بین المللی،
تضعیف
استقلال
سیاسی کشور،
وابسته کردن
اقتصاد سیاسی
آن به مقتضییات
کشورهای
دیگر، همچنین
تقویت ظرفیت
های استبدادی
دولت و تعمیق
جدایی بین
نهاد دولت و جامعه
مدنی، ترغیب
گسترش دستگاه
های نظامی و امنیتی
کشور، تقویت
سلطه دولت بر
اقتصاد، ایجاد
مناسبات
رانتی، تضعیف
انگیزه کار و
خلاقیت
اقتصادی،
ترویج مصرف
گرایی و فساد
اداری - اقتصادی،
سست کردن
انظباط مالی
دولت، تشدید
موج های تورمی
اقتصاد،
تشویق
وابستگی کشور
به واردات،
ایحاد صنایع
ناکارآمد،
تضعیف تولیدات
داخلی، آهسته
کردن نرخ رشد
اشتغال وتشدید
نابرابری
توزیع درآمد،
به صورت مانعی
در برابر
توسعه به
هنجار و
پایدار
کشورعمل کرده
است.
برای حل معضل
وابستگی به
نفت و غلبه بر
مشکلات الگوی
توسعه نفت
محور، برنامه
توسعه اقتصاد
سیاسی ایران
میبایست به
گونه ای باشد
که از شکل
گیری و پویا
شدن مکانیزم
های اقتصادی،
سیاسی،
اجتماعی و
فرهنگی توسعه
رانت محور و
گسترش ساختار
اقتصاد سیاسی
رانتی که در بخش
های پیش
برشمردیم
جلوگیری کند.
به لحاظ
سیاسی، انجام
این امر
مستلزم
استقرار یک نظام
سیاسی شفاف و
دموکراتیک
است که از
تمرکز قدرت در
دست یک گروه
خاص جلوگیری
کند و به جامعه
اجازه دهد تا
به نحوی موثر
و کارآمد
نظارت خود را
بر دولت اعمال
کند، از بروز
اشتباهات سرنوشت
ساز جلوگیری
کند و به
اشتباهات رهبران
سیاسی خود به
موقع پایان
دهد.
اما باید توجه
داشت که
انتخابات
دوره ای متکی بر
رای اکثریت
برای جلوگیری
از پیدایش و
گسترش مشکلات
اقتصاد سیاسی
رانتی کافی
نیست. زیرا رقابت
بر سر رانت
نفت میتواند
خود را درقالب
انتخابات
دوره ای باز
سازی و باز
تولید کند. گروهها،
به ویژه
گروههای
مافیایی که در
جستجوی دستیابی
به رانت نفت
میباشند
میتوانند با
استفاده از
امکانات مالی
و اجتماعی،
رقابت سیاسی و
انتخابات
دوره ای را
تحت کنترل خود
در آورند و با
کسب قدرت
سیاسی و
دستیابی به
رانت نفت توان
مالی و سیاسی
خود را تقویت
کنند. این
روند تمایل
نظام سیاسی به
سیاستهای
پوپولیستی و
عوام فریبانه
را تشدید
میکند. زیرا
دادن قول
توزیع رانت
نفت بین اقشار
اجتماعی
میتواند راه
کاری آسان
برای کسب
حمایت آنها در
مبارزات
انتخاباتی
باشد.
این امر
برنامه ریزی
بلند مدت جهت
استفاده عقلایی
از درآمد نفت
را دشوار
میسازد،
فرهنگ
مصرفگرایی و
رانتخواری را
توسعه میدهد
ونهایتا به
تولید و گسترش
فساد سیاسی و
اقتصادی
میانجامد.
وجود مطبوعات و
رسانه های
آزاد و تقویت
نهادهای
جامعه مدنی میتواند
از احتمال
بروز این
مشکلات بکاهد.
اما در
کشورهای نفت
خیز توسعه
نیافته و در
حال رشد که
نابرابری های
اقتصادی و
اجتماعی گسترده
است و مبارزه
سیاسی
پارلمانی
تجربه ای نسبتا
نوپا است، خطر
بروز این مشکل
همچنان جدی است. برای
کنترل و
اجتناب از این
خطر میبایست
استفاده
عقلایی از
درآمد نفت را
در قوانین، نظام
اداری و
سیاستگذاریهای
کشور نهادینه
کرد. در این
راستا رعایت
نکات زیر
شایان توجه است.
نخست، درآمد
نفت و کلیه
پرداختهای
مربوط به آن
میبایست از
طریق بودجه
دولت مرکزی و
تحت نظارت و
سرپرستی
پارلمان باشد.
بودجه بندی و
برنامه ریزی
دقیق و قابل
اطمینان
مستلزم آن است
که وزارت
اقتصاد، مجلس
و دوایر
مربوطه از سطح
تولید، فروش و
درآمد نفت و کلیه
هزینه ها و
پرداختهای
مربوطه اطلاع
دقیق داشته
باشند.
دوم، استفاده
صحیح از درآمد
نفت مستلزم آن
است که به نفت
به عنوان یک
ثروت نگریسته
شود، نه یک
منبع درآمد
برای تامین
هزینه های
جاری دولت.
بدین منظور،
میبایست طی یک
برنامه ریزی
صحیح این ثروت
طبیعی و پایان
پذیر را به
اشکال دیگری
از ثروت که
پایدار تر و
تجدید پذیر
میباشند
تبدیل نمود.
ذخائر نفت
محدود و تجدید
ناپذیراند و
تحولات فنآوری
میتواند با
افزایش
کارآیی سوخت
ماشین آلات و
تجهیزات
سوختی وایجاد
جانشین های
متعدد برای
نفت، طول عمر
اقتصادی این
ثروت طبیعی را
کوتاه سازد.
به جای
استفاده از
نفت برای ترویج
مصرف گرایی
میبایست این
ثروت طبیعی را
به اشکالی
پایدارتر
تبدیل نمود.
این امر از
طریق سرمایه
گذاری سنجیده
برروی نیروی
انسانی، پروژه
های مناسب و
انتقال و
توسعه فنآوری
میسر است. بخش
عمده درآمد
نفت میبایست
صرف این امور
گردد. بخشی که
به تامین
هزینه های
جاری دولت
تخصیص داده
میشود
میبایست تا
حداکثر ممکن محدود
و کوتاه مدت
باشد. انجام
این امر
میبایست به
شکل مناسبی در
چارچوب
قوانین کلان و
پایدار کشور
نهادینه
گردد.
توزیع مستقیم
درآمد نفت بین
اعضای جامعه،
مانند سیاستی که
در ونزوئلا
دنبال میشود و
یا توزیع
غیرمستقیم آن
ازطریق ارائه
کالا و خدمات
سوبسید شده و
رایگان به
حامیان
حکومت، مانند
سیاست "آوردن
پول نفت
سرسفره مردم"
در جمهوری
اسلامی، نه
تنها این ثروت
طبیعی را به
هدر خواهد داد،
بلکه موجب
گسترش
مناسبات
رانتی، ترویج
مصرف گرایی بی
رویه و وابسته
شدن مردم به
دریافت صدقه
از دولت
میشود. این
امر مشکلات
توسعه نفت
محور و اقتصاد
رانتی را
تشدید کرده،
انگیزه کار،
تولید ثروت،
رقابت و
کارآیی
اقتصادی را تضعیف
میکند.
سوم،
سیاستهای
اقتصادی و اجتماعی
دولت میبایست
همواره به
گونه ای تدوین
شوند که
تاثیرات و
پیآمدهای
منفی رانت نفت
و توسعه
اقتصادی نفت
محور را کنترل
و خنثی کنند.
در این راستا،
کنترل
تاثیرات منفی
رانت نفت بر
رشد تورم،
توزیع درآمد و
رشد اشتغال و
جلوگیری از
رشد صنایع
ناکارآمد و
وابسته به حمایت
دولت، افول
نسبی بخشهای
کشاورزی و صنایع،
رشد بیرویه
واردات، افول
صادرات غیر
نفتی، گسترش
بیرویه بخش
دولتی، افت
نرخ پس انداز بخش
خصوصی، افت
بهره وری،
توسعه فرهنگ
مصرف گرایی و
گسترش فساد
اقتصادی و
اداری دارای
اهمیت ویژه ای
است. مجددا
این اولویتها
میبایست در
چشم انداز و
برنامه های
بلند مدت کشور
به نحوی مطلوب
و موثر
نهادینه شوند.
تاسیس صندوق
ذخیره ارزی
نفت، بمنظور
پس انداز
درآمد مازاد
نفت و استفاده
آن درمواقعی
که قیمت نفت
در بازارهای
جهانی سقوط
میکند، نقش مهمی
در کنترل و
مدیریت
بحرانهای
ناشی از نوسانات
قیمت نفت،
ایجاد ثبات
اقتصادی و
سیاسی و بهره برداری
صحیح از درآمد
نفت ایفا
میکند. مدیریت
و استفاده از
صندوق ذخیره
ارزی نفت
میبایست در
چارچوب ضوابط
و اولویتهای
فوق انجام
پذیرد. استفاده
صحیح از صندوق
ذخیره ارزی
نفت میبایست
در قوانین
اداری کشور
نهادینه گردد.
برای مثال، با
تصویب قوانین
مناسب میتوان
برداشت از
صندوق ذخیره
ارزی نفت را
تنها برای سرمایه
گذاری و انجام
پروژه های
عمرانی که
دارای توجیه
اقتصادی
میباشند،
محدود کرد.
استفاده از
صندوق ذخیره
ارزی نفت برای
تامین هزینه
های جاری دولت
میتواند
براساس قانون
غیرمجاز گردد،
مگر در موارد
استثنایی، با
کسب دو سوم ارای
نمایندگان
مجلس و
درصورتیکه
رقم کل اینگونه
برداشتها از
درصد معینی از
کل بودجه جاری
دولت تجاوز
نکند. همچنین،
بمنظور کنترل
فشارهای
تورمی رانت
نفت، رقم کل
برداشت
سالانه از صندوق
ذخیره ارزی
نفت میتواند
به درصد معینی
از تولید
ناخالص ملی
محدود
گردد.
نظارت مجلس
قانونگذاری
بر کلیه
پرداختها و درآمدهای
مربوط به نفت
بر پایه
موازین فوق،
شفافیت
قوانین و
ارگانهای
اداری ناظر بر
این امور،
پاسخگویی
ارگانهای
اجرایی و
نظارتی و مدرن
سازی و بهبود
ساختار،
مدیریت و
کارکرد دستگاه
اداری دولت
میتواند نقش
تعیین کننده
ای در کنترل و
کاهش ریسکها و
مشکلات
اقتصاد رانتی ایفا
کند.
افزون بر
موارد فوق،
برای کنترل
مشکلات و مخاطرات
توسعه نفت
محور میبایست
از چیره شدن
دولت بر
اقتصاد
جلوگیری نمود.
به این منظور
میبایست
مداخله دولت
در اقتصاد به
تضمین عملکرد
بازار
درچارچوب
قانون، تولید کالاهای
عمومی که از
عهده مکانیزم
بازار خارج
است، رفع
نارسایی های
بازار، نهاد
سازی، ایجاد
زیر ساختهای
نرم و سخت
توسعه
اقتصادی، هماهنگ
سازی نهادها،
تنظیم اقتصاد
کلان، کنترل و
تنظیم
انحصارها،
ارائه چشم
انداز استراتژیک،
کمک به انتقال
فن آوری،
مدیریت پروسه
تحولات
ساختاری،
تنظیم تنشهای
ناشی از
تحولات ساختاری
و تهیه و
اجرای دستور
کار اجتماعی و
فعالیتهایی
از این قبیل
محدود گردد.
مداخله دولت در
امور اقتصادی
هنگامی موفق و
مطلوب خواهد
بود که برپایه
استراتژی
روشنی استوار
باشد که
بتواند از خطر
رشد کنترل
نشده دولت
جلوگیری کند و
پیآمدهای
نامطلوب
مداخله دولت
در امور اقتصادی
را به حداقل
برساند. این
امر مستلزم طراحی
درست مداخله
دولت
دراقتصاد و
استفاده ازمکانیزم
های موثر، جهت
کنترل وحفظ
دیسیپلین
نهاد دولت
است. موفقیت
در این کار به
نوبه خود به
ساختار سیاسی
جامعه بستگی
دارد. در مجموع،
انجام این مهم
درچارچوب یک
نظام سیاسی دموکراتیک
آسانتر و
امکان پذیرتر
است.
کنترل مشکلات
و مخاطرات
توسعه نفت
محور همچنین
مستلزم یک بخش
خصوصی
نیرومند و
کارآمد است.
در کشورهای
نفت خیر درحال
توسعه، مانند
ایران، دولت
نقش مهمی در
پاگیری و
توسعه بخش
خصوصی مدرن
ایفا میکند.
با توجه با
مخاطرات
ساختار رانتی،
این امر
میتواند به
پیدایش یک بخش
خصوصی وابسته
به دولت، غیر
رقابتی و
ناکارآمد
بیانجامد.
برای جلوگیری
از این خطر
حمایت های
دولت از بخش
خصوصی
میبایست به
گونه ای تدوین
و به اجرا
گذاشته شوند
که همیشگی
نباشند، بلکه
دارای
مکانیزم های
خودکاری
باشند که بر
اساس آنها
حمایت های
دولت از بخش
خصوصی همپا با
سرعت تثبیت و
رشد بخش
خصوصی، کاهش
یافته و کنار
گذاشته
شوند.
بخش خصوصی و
نظام سیاسی
دموکراتیک در
جامعه ای
پامیگیرد و
شکوفا میشود
که در عرصه
های داخلی و
خارجی از ثبات
سیاسی
برخوردار
باشد. به این
ترتیب، حل
معضل وابستگی
به نفت و غلبه
بر مشکلات
الگوی توسعه
نفت محور
مستلزم
استقرار ثبات
در عرصه های
سیاست داخلی و
خارجی است.
نظام جمهوری
اسلامی از
ابتدای
تاسیس، حل مشکلات
توسعه نفت
محور و کاهش
وابستگی کشور
به رانت نفت
را در صدر
اهداف خود
قرار داد. اما
پس از گذشت ۲۸
سال کاملا
آشکار است که
حکومت جمهوری
اسلامی در اجرای
این اهداف
شکست خورده
است. جمهوری
اسلامی از شدت
وابستگی
سیاسی ایران
به کشورهای
دیگر کاسته
است، اما با
ایجاد یک نظام
شدیدا غیر
دموکراتیک،
تضعیف
نهادهای
جامعه مدنی،
استقرار سلطه
دولت بر
اقتصاد،
تضعیف بخش خصوصی،
گسترش و تعمیق
ساختار
رانتی، ایجاد
بی ثباتی و
تنش در عرصه
های سیاست
داخلی و
خارجی، تعمیق
شکاف های
ایدئولوژیک
جامعه و ترویج
بنیادگرایی و
غرب ستیزی
عملا وابستگی
کشور به رانت
نفت و مشکلات
توسعه نفت
محور را تشدید
کرده است.
www.hadizamani.com
توصیحات
تاریخ نگار
قیمت نفت خام
جهان (نمودار١
فصل ۷)
The price data graphed above are in nominal terms, i.e.,
they are in
"dollars-of-the-day" and have not been adjusted
for inflation. Clicking the picture above will enable you to access oil prices in real terms that are adjusted for
inflation. Historical and forecast real and nominal crude oil and gasoline price information
is maintained on a more frequent basis on the Short Term Energy Outlook Webpage .
1. OPEC begins to assert power; raises tax rate & posted
prices
2. OPEC begins nationalization process; raises prices in
response to falling US dollar.
3. Negotiations for gradual transfer of ownership of
western assets in OPEC countries
4. Oil embargo begins (October 19-20, 1973)
5. OPEC freezes posted prices; US begins mandatory oil
allocation
6. Oil embargo ends (March 18, 1974)
7. Saudis increase tax rates and royalties
8. US crude oil entitlements program begins
9. OPEC announces 15% revenue increase effective October 1,
1975
10. Official Saudi Light price held constant for 1976
11. Iranian oil production hits a 27-year low
12. OPEC decides on 14.5% price increase for 1979
13. Iranian revolution; Shah deposed
14. OPEC raises prices 14.5% on April 1, 1979
15. US phased price decontrol begins
16. OPEC raises
prices 15%
17. Iran takes
hostages; President Carter halts imports from Iran; Iran cancels US contracts; Non-OPEC output hits 17.0
million b/d
18. Saudis
raise marker crude price from 19$/bbl to 26$/bbl
19. Windfall
Profits Tax enacted
20. Kuwait,
Iran, and Libya production cuts drop OPEC oil production to 27 million b/d
21. Saudi Light
raised to $28/bbl
22. Saudi Light
raised to $34/bbl
23. First major
fighting in Iran-Iraq War
24. President
Reagan abolishes remaining price and allocation controls
25. Spot prices
dominate official OPEC prices
26. US boycotts
Libyan crude; OPEC plans 18 million b/d output
27. Syria cuts
off Iraqi pipeline
28. Libya
initiates discounts; Non-OPEC output reaches 20 million b/d; OPEC output drops
to 15 million b/d
29. OPEC cuts
prices by $5/bbl and agrees to 17.5 million b/d output – January 1983
30. Norway,
United Kingdom, and Nigeria cut prices
31. OPEC accord
cuts Saudi Light price to $28/bbl
32. OPEC output
falls to 13.7 million b/d
33. Saudis link
to spot price and begin to raise output – June 1985
34. OPEC output
reaches 18 million b/d
35. Wide use of
netback pricing
36. Wide use of
fixed prices
37. Wide use of
formula pricing
38. OPEC/Non-OPEC
meeting failure
39. OPEC
production accord; Fulmar/Brent production outages in the North Sea
40. Exxon's
Valdez tanker spills 11 million gallons of crude oil
41. OPEC raises
production ceiling to 19.5 million b/d – June 1989
42. Iraq
invades Kuwait
43. Operation
Desert Storm begins; 17.3 million barrels of SPR crude oil sales is awarded
44. Persian
Gulf war ends
45. Dissolution
of Soviet Union; Last Kuwaiti oil fire is extinguished on November 6, 1991
46. UN
sanctions threatened against Libya
47. Saudi
Arabia agrees to support OPEC price increase
48. OPEC
production reaches 25.3 million b/d, the highest in over a decade
49. Kuwait
boosts production by 560,000 b/d in defiance of OPEC quota
50. Nigerian
oil workers' strike
51. Extremely
cold weather in the US and Europe
52. U.S. launches
cruise missile attacks into southern Iraq following an Iraqi-supported invasion of Kurdish safe
haven areas in northern Iraq.
53.
54. Prices rise
as
55. OPEC raises
its production ceiling by 2.5 million barrels per day to 27.5 million barrels per day. This is the
first increase in 4 years.
56. World oil
supply increases by 2.25 million barrels per day in 1997, the largest annual
increase since 1988.
57. Oil prices
continue to plummet as increased production from
58. OPEC
pledges additional production cuts for the third time since March 1998. Total pledged cuts amount
to about 4.3 million barrels per day.
59. Oil prices
triple between January 1999 and September 2000 due to strong world oil demand, OPEC oil production
cutbacks, and other
factors,
including weather and low oil stock levels.
60. President
Clinton authorizes the release of 30 million barrels of oil from the Strategic Petroleum Reserve (SPR) over
30 days to bolster
oil supplies,
particularly heating oil in the Northeast.
61. Oil prices
fall due to weak world demand (largely as a result of economic recession in the
62. Oil prices
decline sharply following the
63. OPEC oil
production cuts, unrest in Venezuela, and rising tension in the
64. A general
strike in
65. Continued
unrest in
66. Military
action commences in
67. OPEC
delegates agree to lower the cartel’s output ceiling by 1 million barrels per day, to 23.5 million
barrels per day, effective April
2004.
68. OPEC agrees
to raise its crude oil production target by 500,000 barrels (2% of current OPEC production) by
August 1—in an effort to moderate
high crude oil prices.
69. Hurricane
Ivan causes lasting damage to the energy infrastructure in the
70. Continuing
oil supply disruptions in
71. Tropical
Storm Cindy and Hurricanes Dennis, Katrina, and Rita disrupt oil supply in the
72. In response
to the hurricanes, the Department of Energy provides emergency loans of 9.8 million barrels and sold
11 million barrels of oil
from the SPR.
73. Militant
attacks in
74. OPEC members
agree to cut the organization’s crude oil output by 1.2 million barrels per day effective November 1, 2006.
In December, the group agrees to cut
output by a further 500,000 barrels per day effective February 2007.
Original
concept for the chart was by the Analysis Division in the Office of Management Operations; Strategic
Petroleum Reserve. Modified and
updated by the Office of Energy Markets and End Use in the Energy Information Administration.
منابع
Amuzegar J., Fekrat M.A., 1971,
Iran: Economic Development under Dualistic Conditions, University of Chocago
Press, Chicago
Bharrier J., 1971, Economic Development in Iran, 1900-1970,
London, Oxford University Press
Belawi H., 1990, The Rentier State in Arab World, in
Luciani G.(ed.) The
Arab State, London:Routledge
Bill J.A. and
Louis W.R. (eds) 1988, Mussaddiq, Iranian Nationalism and Oil, London:Tauris
Eifert B. and
Tallroth N.B., 2002, The Political Economy of Fiscal Policy and Economic Management in Oil-Exporting
Countries, Washington D.C.
World Bank, working paper 2899
Issawi C., 1972,
The Economic History of Iran 1800-1914, University of Chicago Press, Chicago
Kark T.L., 1997,
The Paradox of Plenty; Oil Booms and Petro States, Berkeley, University of
California
Kark T.L., 1990,
The Perils of Petroleum: Reflections on the Paradox of Plenty Fueling the 21st Century, The
Political Economy of
Energy, special
edition of The Journal of International Affairs, Vol.53, No 1.
Kark T.L., 2003, Bottom of Barrel: Africa’s Oil Boom and
the Poor, Catholic Relief Services
Kark T.L., 2004, Oil and Development: the Global Record,
in Oil Change: Petro-Politics Briefing Book, Foreign Policy in Focus
Karl M.T., Blood and Oil, New York, Herny Holt
Mary Kaldor, Terry Lynn Karl and Yahia Said, 2007, Oil
Wars, Pluto Press, London
Yergin D. 1992, The Prize: The Quest for Oil, Money and
Power, New York, Free Press
Zamani H., 1988, Growth, Employment and Income
Distribution: An Input-Output and General ٍEquilibrium Study of Iran, 1959-1986,
Ph.D. Thesis, London University
بنجامین
شوادران،
خاورمیانه،
نفت و قدرتهای
بزرگ، ترجمه
عبدالحسین
شریفیان،
۱۳۵۲، شرکت
سهامی جیبی،
تهران
پیتر ر. اودل،
نفت و کشورهای
بزرگ جهان،
ترجمه
امیرحسین
جهانبگلو،
انتشارات
خوارزمی
فرد هلیدی،
دیکتاتوری و
توسعه سرمایه
داری در
ایران، ترجمه
فضل الله نیک
آیین، ۱۳۵۸،
انتشارات
امیرکبیر،
تهران
فواد روحانی،
١۳۵۲، تاریخ
ملی شدن نفت
ایران، شرکت
سهامی جیبی،
تهران
فواد
روحانی،١۳۵۳،
تاریخ اوپک، ،
شرکت سهامی
کتابهای
جیبی، تهران
فواد روحانی،
صنعت نفت
ایران بیست
سال پس از ملی
شدن، کتابهای
جیبی، تهران
لئونارد
ماسلی، ترجمه
محمد رفیعی
مهرآبادی،
۱۳٦٦، نفت،
سیاست و
کودتا،
جلدهای اول،
دوم و سوم،
شرکت
انتشاراتی
رسام، تهران
لنچافسکی،
نفت و دولت در
خاورمیانه،
ترجمه دکتر
علینقی
عالیخانی،
۱۳۴۲،
انتشارات
اقبال، تهران
کاتوزیان،
محمد علی همایون،
١۳۷۲،
استبداد،
دموکراسی و
نهضت ملی، تهران،
نشر مرکز
کاتوزیان،
محمد علی
همایون،
۱۹۹٦، اقتصاد
سیاسی ایران،
ترجمه نفیسی و
عزیزی،
تهران، نشر
مرکز
محمد علی
موحد، نفت ما
و مسائل حقوقی
آن، انتشارات
خوارزمی
مصطفی فاتح،
١٣٣۵، پنجاه
سال نفت
ایران، انتشارات
پیام، تهران
مهدی بهار،
۱۳۴۴، میراث
خواران
استعمار، چاپ
کیهان، تهران
هادی زمانی،
۲۰۰۴،
دموکراسی و
توسعه اقتصادی
پایدار –
تجربه ایران،
انتشارات
ارزان، سوئد
هادی زمانی،
١٣۸۴، ایران:
فرصتها و
چالشهای جهانی
شدن،
انتشارات
بال، تهران
هادی زمانی،
۲۰۰۷، موانع
تکوین دولت
مدرن و توسعه
اقتصادی در
ایران –
مشروطیت تا
جمهوری
اسلامی، جلد
اول، نشرhz،
لندن
هادی زمانی،
۲۰۰۷، توسعه
اقتصادی و
امنیت ملی –
نقدی بر
استراتژی
جمهوری
اسلامی
ایران، نشرhz،
لندن
هادی زمانی،
۲۰۰۷، کارآیی
سیاست تحریم
اقتصادی و چشم
انداز قطعنامه
شورای امنیت
علیه جمهوری
اسلامی
ایران، نشرhz
، لندن
همایون الهی:
اهمیت
استراتژیک
ایران در جنگ
جهانی دوم،
تهران، ۱۳٦١،
مرکز نشر
دانشگاهی