تجربه
قيام ملی سی
تير و کودتا 28
مرداد
پاسخی به آقای آریانپور
رضا آذرخش
12 مرداد 1387
اکثر ما
ايرانی ها خود
را سياستمدار
و تحليل گر
مسائل سياسی
داخلی و بين
المللی
ميدانيم.
من معتقد
هستم هرکس حق
دارد نظر و
عقيده خود را
آزادانه بيان
کند.اما اگر اظهار نظر
در يک محفل
سياسی يا در
وسايل ارتباط
جمعی راديو،
تلويزيون، روزنامه ها
ويا سايت های
الکترونيکی
باشد گوينده
گان و يا
نويسندگان
بايد نظر
خود را بر
مبنای
واقعيات و
اسناد معتبر
ارائه دهند تا
بتواند
مقبوليت عام
به دست بياورد.
در هفته
گذشته به
مناسبت روز
قيام ملی سی
تير، نوشتاری
در سايت
خبرگزاری جبهه
ملی خارج از
کشور بود که
برحسب معمول
پس از چند روز
مواجه با
نوشته انتقادی
هموطن ديگری
ميگردد.
قضاوت
درباره اين دو
نوشته به عهده
خوانندگان
آنها است. اما
چون تقريبا شش دهه از آن دو
رخداد
ميگذرد، با
توجه به اين که
اکثريت
ايرانيان
مخصوصا جوانان
امروز در
جريان آن دو
رخداد نبوده
اند لازم است
در مورد
نوشتاری که ادعا شده
است
:
«در سی ام
تير و انقلاب 1357
ملت با رهبر
هم صدا و هم عقيده
بودند لذا پيروزی
به سهولت بدست
آمد ولی در 28
مرداد 1332 چون ملت
از رهبر جدا
بود
( بايد علت
را جستجو کرد،
از متن نوشتار
منتقد) در نتيجه
يک اقليت
کوچکی از چاقو
کشان و زنان ..... و
نيرو های
انتظامی و
عاملان مزدور
خريداری شده موفق
گرديدند که به
آسانی ملت،
رهبر وجيه المله
خود را ازدست
بدهد»!
با احترام
به حق اين
هموطن برای
ابراز نظريات خويش،
سطوری چند از
تاريخ مستند
دوران نهضت
ملی را برای
آگاهی
هموطنانی که
در جريان نهضت
ملی و کودتای
28 مرداد نبوده
اند عرضه
ميشوند تا خوانندگان
بتوانند
قضاوت منصفانه
ای در اين
مورد داشته
باشند.
به اعتقاد
نويسنده
منتقد، حادثه
28 مرداد 1332 بدين
جهت اتفاق
افتاد که رهبر
نهضت ملی واجد
مشخصات و
خصايص لازم
برای رهبری
نبوده است
زيرا پيروزی نهضت ها را
مربوط به اين
ميداند که:
«عامل اول -
وجود يک رهبر
دلسوز،
مبتکر، مبرا از
هرگونه
آلودگی،
نترس، شجاع،
محبوب القلوب
و فردی که
تابع احساسات
خود قرار
نگيرد و
دستوراتش بر پايه منطق و
دانش و گرفتن
تجربه از
اشتباهات
گذشته صادر
شده باشد.»
به زبان
روشن و واضح
چون نهضت ملی
به گفته نويسنده
نتوانست به
پيروزی برسد به همين علت
ميخواهد علت
را جستجو کند!
بنابراين به
نظر او رهبر
نهضت ملی واجد
صفات مثبتی که
منتقد
مينويسد
نبوده و به زبان
ساده تر دارای
صفاتی منفی
بوده که يک
رهبر
نميبايست
داشته باشد تا
بتواند به
پيروزی برسد. هرچند
مردم هستند که
ميتوانند در
اين مورد قضاوت
کنند اما برای
اينکه بدانيم
اين ادعا که
دکتر مصدق از
مردم جدا شده
بود درست است
يا نه ، و آيا مردم دکتر
مصدق را به
عنوان يک رهبر
واجد صلاحيت
ميدانستند يا
از او قطع اميد
کرده بودند
بهترين وصادق
ترين شواهد مدارک
مستندی از
روند نهضت ملی
، توطئه های
داخلی و بين
المللی و نقش
شخصيت ها در
روند آن است.
۵شهريور
۱۳۳۱
پيام
مشترک ترومن ،
چرچيل
جناب آقای
دکتر محمد
مصدق نخست
وزير
اينجانبان
تلگراف های
واصله از
سفارت های
کبرای خود را
درايران
درباره مذاکرات
اخيری که با
جنابعالی به
عمل آمده است
و همچنين
يادداشتی را
که در هفتم
اوت ۱۹۵۱ (۱۶
مرداد ۱۳۳۱ )
به عنوان دولت
علياحضرت
ملکه انگليس
ارسال داشته
بوديد مورد
مطالعه قرار
داديم به نظر
اين جانبان
اين مطلب روشن
است که
حل رضايت بخش
مسأله نفت
مستلزم اقدام
فوری از طرف
هر سه دولت
خواهد بود.
اينک
پيشنهاد
اقداماتی را
که دولتين ما
حاضر هستند به
عمل آورند به
ضميمه ارسال
ميداريم و
صميمانه
اميدواريم که
مورد تصويب آن
جناب واقع شود
ومنتج به
حل رضايت بخش
موضوع گردد.
محرک ما
احساسات
دوستی
صميمانه و
تاريخی است که
نسبت به کشور
و ملت ايران داريم و
قلباً
آرزومنديم
هرچه زود تر
موجبات حل
سريع و
منصفانه
اختلاف کنونی را
فراهم سازيم.
هری ترومن وينستون
چرچيل
متن
پيشنهادهای
سه گانه
اول -
موضوع غرامتی
که بابت ملی
شدن مؤسسات شرکت
نفت انگليس و
ايران واقع در ايران
تعيين خواهند
شد بايد
پرداخت شود با
در نظر گرفتن
وضع حقوقی طرفين
که بلافاصاله
قبل از ملی
شدن موجود بوده
است و با توجه
به کليه دعاوی
و دعاوی
متقابله
طرفين به
ديوان بين المللی
دادگستری
ارجاع خواهد شد.
دوم -
نمايندگان
مناسبی ازطرف
دولت ايران
وشرکت نفت
انگليس وايران
تعيين خواهند
شد که با
يکديگر
مذاکره کنند و
ترتيب جريان
نفت را از
ايران به بازارهای
دنيا بدهند.
سوم -
چنانچه دولت
ايران با
پيشنهاد های
مندرجه در دو
بند بالا
موافقت
فرمايند :
الف -
نمايندگان
شرکت نفت
انگليس و ايران
برای حمل نفتی
که هم اکنون
در
ايران
ذخيره است
اقدام به تهيه
وسايل لازم خواهند
نمود و همين
که موافقت هايی
درباره قيمت
حاصل شود و
شرايط فنی
برای بارگيری
اجازه دهند
بابت هرمقدار
نفتی که بتوان
هرچه زودتر
حمل کرد پرداخت
مقتضضی به عمل
خواهد آمد.
ب - دولت
علياحضرت
ملکه
انگلستان
پاره ای از
تضييقات موجود
را که نسبت به صادرات کالا
به ايران و
استفاده از
وجوه استرلينگ
به عمل آورده
مرتفع خواهد
ساخت.
ج -- دولت
کشورهای متحد
امريکا فورا
مبلغ ۱۰ ميليون
دلار بلاعوض
به دولت ايران
برای کمک در
رفع مشکلات
مالی آن دولت
خواهد پرداخت.
(متن
قراردادی که
به ملت ايران
ديکته ميشود و
نويسنده
منتقد با
زبانی سياستمدارانه
مينويسد دکتر
مصدق بايد آن
را قبول ميکرد
تا رهبری باشد
که
واجد
صلاحيت رهبری
است.)
قرارداد
مخصوص برای
ارجاع موضوع
غرامت شرکت سابق
به حکميت
ديوان لاهه
دولت کشور
بريتانيای
کبير وايرلند
شمالی از
يکطرف و دولت
شاهنشاهی
ايران ازطرف
ديگر موافقت
نموده اند که
موضوع غرامتی
را که بايد
بابت ملی شدن مؤسسات شرکت
نفت انگليس و
ايران واقع در
کشور ايران
پرداخت شود با
رعايت وضع
حقوقی طرفين
که بلافاسله
قبل از ملی
شدن موجود
بوده و با
توجه به کليه دعاوی
متقابله
طرفين به
حکميت رجوع
نمايند.
اين
قرارداد به
تصويب دو کشور
حواهد رسيد و
سند تصويب هر
چه زود تر در تهران
مبادله خواهد
شد. پس از
مبادله اسناد
تصويب اين
قرار داد ممکن
است از طرف
هريک از طرفين
به ديوان
دادگستری بين
المللی اعلام
گردد.
درتصديق
مراتب فوق
امضا کنندگان
که ازطرف دولت
های مربوطه
خود اجازه
واختيار
دارند ذيل
قرارداد حاضر
را امضاء
نموده اند.
دراين
روزدردو نسخه
به انگليسی
وفارسی تنظيم
ومتن هردو
دارای اعتبار
مساوی خواهند
بود.
رفراندوم
و علل آن
بعد از
پيروزی ملت
ايران در
شورای امنيت و
ديوان بين
المللی
دادگستری و عقد
قراردادهای
فروش نفت با
شرکت های نفتی
ايتاليا و
ژاپون و رأی
دادگاه های
ونيز و توکيو
به نفع ايران
عليرغم تحريم
شرکت سابق نفت
، دولت انگليس به عوامل
داخلی خود شاه
، ارتش و مجلس
متوسل ميگردد.
بعد از
قيام ملی سی
تير 1331 مخالفين نهضت ملی
ايران موقتا
فعاليت های
علنی خود را متوقف
می سازند.
دوره
شانزدهم مجلس
شورای ملی به
پايان ميرسد و
انتخابات
دوره هفدهم
قبل از مسافرت
دکتر مصدق
برای دفاع از
حق ملت ايران
به لاهه شروع
ميشود. عليرغم عدم دخالت
دولت در
انتخابات و
واگذاری
انجمن های انتخابات
به اهالی
هرمحل و
تعيين اعضاء
هيأت نظارت به
قيد قرعه،
معهذا نفوذ
فئودال ها ،
خوانين و دخالت
های پنهانی
دربار با سوء
استفاده از آزادی
انتخابات
علاوه بر
اعمال نفوذ
درتعيين
اعضای انجمن
های نظارت در
پاره ای از
نقاط کشور که
اعضای انجمن
ها حاضر به
قبول درخواست
های غير
قانونی
نميشدند با
ايجاد شورش و قتل و کشتار
اعضای انجمن و
فرمانداران
مانع از
برگزاری
انتخابات
ميگرديدند تا بتوانند
با فرستادن
مهره های دست
نشانده، نهضت
را به بن بست
برسانند تا دکتر مصدق
ناچار به
استعفا شود.
با موفقيت
نسبی دولت
دکتر مصدق در
متعادل ساختن
بودجه کشور
عليرغم تحريم اقتصادی
انگلستان و
بلوکه شدن
دارائی های دولت
ايران در بانک
های انگليس، انگلستان که
اميد خود را
در سطح بين
المللی از دست
ميدهد و از
ورشکستگی دولت
ايران نيز
نااميد
ميشود، بار
ديگر به عوامل
داخلی خويش
متوسل ميگردد. شورش
های مسلحانه
ايلات
بختياری در
جنوب، شورش در
بعضی از نقاط
فارس، خرابکاری
و بلوا در
کارخانه ها و
دواير دولتی به
وسيله اعضای
حزب توده که با همکاری
عوامل انگليس
همچون
برادران رشيديان
با هدف به
اعتصاب
کشانيدن کارگران
و کارکنان
دولت
آغازميشود.
در اين
زمان چند نفر
از نمايندگان
فراکسيون
نهضت ملی که
از جبهه ملی جدا ميشوند به
مخالفين می
پيودند. آنها
برای گمراه
ساختن توده
مردم نخست
شروع به
مخالفت با
اعضای کابينه
کرده، سپس لبه
تيز حملات خود
را متوجه دکتر مصدق
مينمايند.
علی زهری
عضو فراکسيون
نجات نهضت که
از دکتر بقائی،
شمس قنات
آبادی و زهری تشکيل شده
به بهانه
اينکه متهمين
و شرکای قتل سرتيپ
افشار طوس در
زندان مورد
شکنجه قرار
گرفته اند،
بعد از اين که
آيت الله
کاشانی
نتوانست رأی کافی
برای ادامه
رياست مجلس
بدست آورد در
تاريخ 10 تير
ماه 1332 دکتر
مصدق را
استيضاح
مينمايد و
همزمان مير
اشرافی به
عنوان اينکه
دکتر مصدق
ميخواهد اساس
حکومت مشروطه
را بهم بزند
وحسين مکی که
با تبانی
مخالفين به
عنوان بازرس
مالی بانک ملی
انتخاب شده
بود به بهانه اينکه
دولت بدون
اجازه مجلس شورای ملی
اسکناس چاپ
کرده است
اعلام ميدارند
که بعد از
استيضاح زهری
آنها نيز
قصد دارند
دولت را
استيضاح
نمايند.
حايری
زاده هر روز
به بهانه ای
در مجلس شخص
مصدق را زير
حملات خود
قرار داده او
را عامل انگلستان
می نامد.
با توجه به
اينکه دکتر
مصدق برای
مقابله با تحريم
های دولت
انگليس و
تأمين منابعی
که بتوانند از
دست دادن
درآمد نفت را
جبران کنند و
حقوق کارکنان
به
موقع
پرداخت شود
نياز به
همکاری
مجلسين برای طرح
برنامه های
اصلاحات
اساسی خود
دارد که لازمه
آن وجود محيطی
آرام و دور از
تنش ميباشد.
او نياز به همکاری
مجلسی دارد که
از خواسته های
مردم پشتيبانی
کند و به دولت
در رفع مشکلات
موجود ياری
رساند. اما
وجود چند
نماينده
منحرف، مجلس شورای
ملی تبديل
به پناه گاهی
برای روزنامه
نگاران مخالف
و توطئه گران
ميشود وهر روز سدی دربرابر
دولت قرار
ميدهد که
نهايتا به سقوط
دولت منجر
شود. بدين جهت دکتر مصدق
از مردم دعوت
ميکند برای
ادامه کار يا
انحلال مجلس
دوره هفدهم نظر خويش را
با شرکت در يک
رفراندوم
اعلام دارند.
نخستين
عکس العمل از
جانب آيت الله
کاشانی است که
ميخواهد با
سوء استفاده از اعتقادات
مذهبی مردم
آنها را از
شرکت در رفراندوم
باز دارد.
۸ مرداد
۱۳۳۲
اعلاميه
دوم آيت الله
کاشانی
درمورد
رفراندوم
هموطنان
عزيز و
برادران
عزيزم ضمن
اعلاميه قبلی
ازمفاسد و
مضار رفراندم شرحی متذکر
و همه مستحضر
گرديده و توجه
داريد که عمل
به آن چه
ضررهائی برای
ديانت و ملت و
مشروطيت و
مملکت در بر
دارد ، با اين
حال دوره خود
را
وسيله
انقراض ديانت
و استقلال
مملکت وملت قرارندهيد
و طوق رقيت و
اسارت و بندگی
را به گردن
خود نگذاريد.
شرکت در
رفراندم خانه
برانداز که با
نقشه اجانب
طرح ريزی شده
مغبوض حضرت
ولی عصرعجل الله
فرجه و حرام
است و البته هيچ مسلمان
وطن خواهی
شرکت نخواهد
کرد.
گر چه ممکن
است بعضی
اشخاص غافل
وبی اطلاع از حقايق
ومضار آن وخائنين
وطن فروش
برای انجام
مقاصد شوم
ديگران
دررفراندم
شرکت کنند يا
آن که دولت صندوق
ها را از رأی
قلابی پر کند
علی ايحال عمل
رفراندوم
برخلاف قانون اساسی
ومنافی مصلحت
ملت و مملکت
بوده و هيچ گونه
اثر قانونی
ندارد
درخاتمه آنچه
جدم حسين ابن
علی فرمود به
هموطنان عزيز
گوشزد می
نمايم ، مردم
اگر دين و
خوف از قيامت
نداريد آزاد
مرد باشيد. سيد
ابوالقاسم
کاشانی
نامه آيت
الله بهبهانی به دکتر
مصدق درمورد
رفراندوم
حضرت اشرف
آقای دکتر
مصدق ، محترما
به عرض ميرساند
غوغای رجوع به افکارعمومی
که يک مملکت
را متشنج و
افکار را متزلزل
کرده و ايجاد
يک
انقلاب
روحی در تمام
طبقات نموده
است اين ضعيف
را هم مثل
ساير افراد
ملت متحير
نموده است.
اينکه تاکنون
عرضی نکرده بودم
تصور ميشد که
خود حضرت عالی
با حسن نيت از
اين کار منصرف
واقدام به چنين
امر خطيری که
مستلزم مراتب
وخيمه است
نخواهند
فرمود واگر
گاهی
اظهاراتی
ميشده حمل بر
تصميم قطعی
نميکرد.
اينک
مشاهده ميشود
که حقيقتا بنا
به انجام اين
کار داريد ،
تصور ميکنم حضرتعالی با
ملاحظه حالت
اينجانب که
مراحل پايان
عمر را
ميگذراند
بيانات داعی
را که محض
خيرخواهی و
مصالح ملت
ومملکت است
حمل برغير
حقايق بفرمائيد.
با اختياراتی
که داريد وبا
تعطيل قهری
مجلس و تسلط
بر عموم اوضاع
مملکت موجبی
تصور نميشد که
اقدام به انحلال
مجلس ازراهی
که در قوانين
مملکت پيش
بينی نشده و
سابقه ندارد و
مخالف افکار
عامه مردم است بفرمائيد.
با آنکه
اينجانب مدتی
است از دخالت درامورسياسی
خودداری دارم ولی به جهت
حفظ نواميس
دينی و ملت و
مملکت و ايفاء
به وظايف
مقامی عرض ميکنم
که اين عمل
اساس مشروطيت
را متزلزل وباعث
ضعف وانحلال
ابدی مجلس و قانون اساسی
است و به نحوی
که اطلاع دارم
در نظر مردم
نظير مجلس
مؤسسان اخير
است. محمد
الموسوی
بهبهانی
12 مرداد 1332
مصاحبه
آيت الله
کاشانی
امروز آيت
الله کاشانی
در مصاحبه ای
با خبرنگاران
اظهار داشت :
آقايان من در
ايران سه دفعه
برای
نگاهداری
دولت آقای دکتر
مصدق اقدام به
تعطيل عمومی کردم.
مخصوصا در روز
سی ام تير سال
گذشته که آقای
دکتر مصدق در
تهران نبودند
در مقابل زور
ايستادگی
کردم و حريف
را از پای
درآوردم.
آقايان مقصود
ما از مبارزه
قطع نفوذ
انگليس و
اصلاح امور
مملکت بود و
از وقتی که آقای
دکتر مصدق
مصدر کار بوده
اند هيچ گونه
اصلاحاتی در
شؤن مختلف
کشور به عمل
نيامده است ،
بلکه روز بروز
وضع بد تر شده و
حکومت دمکراسی
شده است منحصرا
برای تبليغات
از دولت خويش
قرار داده و
صد ها بلند گو
در خيابان ها براه
انداخته و
مردم را به
رفراندوم
تشويق ميکند و
اگر اقليت
بخواهد اين عمل را
انجام دهد
مأمورين
انتظامی
جلوگيری ميکنند.
چند شب است که
بنا به خواهش
مردم درمنزل
من جلسات
سخنرانی
منعقد ميشود و
به دستور دولت
احزاب تحت
حمايت
ومأمورين
فرمانداری
نظامی به منزل
من حمله
ميکنند و عده
ای را مجروح
مينمايند
چنانچه ديشب
از پشت بام به
منزل من حمله
شد و يک نفر در پامنار که
عضو مجمع
مسلمانان
مجاهد بود
کشته شد. از
امروز صبح
مأمورين اطراف
منزل مرا
احاطه کرده
اند. مقصود من
از اين مصاحبه
اين است که به دنيا اعلام
کنم عمليات
رفراندوم که
تحت حمايت
مأمورين
نظامی انجام
گيرد قانونی
نيست.ايران که
بعد از شهريور
۲۰ بوجود آمده
بود مبدل به
ديکتاتوری شديد گرديد.
فراکسيون
های آزادی به
رهبری حايری
زاده و فراکسيون
نجات نهضت به
رهبری دکتر
بقائی نيز از
مردم دعوت
ميمايند در
رفراندومی که
مخالف قانون
اساسی است
شرکت ننمايند.
۲۳ فروردين
۱۳۳۲
نفوذ
تراست های
نفتی در دولت
امريکا
موريس
کلارک مفسر
سياسی
فرانسوی در
مجله تايمز مينويسد:
شرکت های
نفتی
امريکايی در
دوره حکومت دموکرات
ها تأثير
بزرگی در
سياست امريکا
داشتند و دولت
امريکا تا
اندازه ای از نظرات
شرکت های نفتی
الهام ميگرفتند
ورويه خود را
با توصيه ها و
نظرات کارتل
های نفتی
تطبيق
ميکردند، ولی
در دوره
جمهوريخواهان
موقعی که
ايزينهاور به
رياست جمهوری
انتخاب شد چند
نفر از رؤسای
شرکت های نفتی
مشاغل حساسی
در دولت بدست آوردند
و در حقيقت
آنها که
تاکنون بجای
اينکه نظرات
خود را به
دولت توصيه
کنند خودشان اداره کننده
امور شده اند.
يکی از نتايج
اساسی اين پيش
آمد اين است
که
دولت
امريکا درصدد
برآمده که بهر
قيمت باشد از
فقدان و از
دست دادن
منابع نفتی
خاور ميانه
جلوگيری کند.
۱۷ مرداد
۱۳۳۲
نطق رئيس
جمهور امريکا
در مورد
رفراندوم ايران
و کشورهای
خاور دور
آيزنهاور
رئيس جمهور
امريکا در
گزارش ساليانه
خود در مجمع
عمومی فرمانداران
و نمايندگان
سراسر امريکا
در مورد ايران
اظهار داشت
دولت امريکا
تصميم دارد
راه پيشرفت
کمونيست ها را
در ايران وکشورهای
ديگر مسدود کند،
در باره
اندونزی و
هندوچين
ميگويد که نگرانی
امريکا اين
است که کشور های مزبور
مورد تهديد
کمونيست ها
قرار گيرند اين
عمل تهديدی
نسبت به سايرکشورهای
آسيا است و
برای امريکا
بسيارخطرناک
است. ايران
نيز از اين لحاظ
با ساير
کشورهای آسيا
در يک رديف و
دارای همان
وضعيت ميباشد.
اگر جبهه
دموکراسی،
کشورهای آسيا
و منابع خام
کشورهايی
نظير هندوچين
و بيرمانی و
غيره را از
دست بدهد چطور
ممکن است
سرزمين پر
ثروت اندونزی
و مواد خام هنگفت
آن کشور را که
برای دنيای آزاد
کمال اهميت را
دارد
نگاهداری
نمايد؟
در ضمن اگر
اخبار ايران
را که در
جرايد صبح چاپ
شده خوانده
باشيد متوجه شده ايد که
آقای دکتر
مصدق توانست
بر پارلمان فايق
آيد و موفق شد
خود را ازمخالفت
های پارلمان
خلاص و آسوده
سازد. آقای
دکتر مصدق
البته در اين اقدام خود
از حزب
کمونيست
ايران
استفاده کرده
و کمک گرفته
است
.
بطوری که
اشاره کردم
تهديد
کمونيست ها
نسبت به
کشورهای آسيا
اساسا برای امريکا شوم
و خطرناک است
و امريکا
ناچار بايستی
اين راه را در
هرجا باشد مسدود
کند و اين کار
دير يا زود
بايستی انجام گردد
و امريکا جلو
توسعه کمونيستی
را در قاره
آسيا بگيرد و
راه پيشرفت آنها
را مسدود کند.
رفراندوم
از ديدگاه دو
روزنامه
روزنامه
تايمز نيز
درمورد
رفراندم
ايران نوشته
است از وضع
کار های دکتر مصدق چنين
استنباط
ميشود که نخست
وزير ايران در
راه استقرار
يک ديکتاتوری پيش ميرود
ولی حقيقت اين
است که دکتر
مصدق با
رفراندومی که
برای اولين
بار در
ايران عملی
گرديد
ميخواست عملا
نشان دهد که
اراده مردم
مافوق همه قوانين
است و مردم
ميتوانند با
اراده خود هر
اصل و قانونی
را تغيير داده
و لغو کنند.
روزنامه
فرانسوی « لو
پاريزين »
مينويسد اگر بخواهيم
ريشه اصلی
رفراندوم را
که در ايران
صورت گرفته
جستجو کنيم
بايد به سراغ
نامه های
متبادل ميان آيزنهاور و
آقای دکتر
مصدق مخصوصا
آخرين يادداشت
جوابيه رئيس
جمهور امريکا به نخست
وزير ايران
برويم و ريشه
اقدامات دولت
ايران به
رفراندوم را
در آن نامه
آيزنهاور که
با تعجب
فراوان ملت
ايران مواجه
شد جستجو
نمائيم
مذاکرات
محرمانه بين
انگليس و
امريکا
خبرگذاری
عرب - ديروز در
واشنگتن اين
مسأله فاش
گرديد که در
نتيجه
مذاکرات محرمانه
دولتين
انگليس و
امريکا چرچيل
حاضر شده است
درصورتی که
آيزنهاور در
موضوع نفت
ايران صريحا
پشتيبان انگلستان
شود و از دادن
کمک به ايران صرفنظر
نمايد از نظر
خود درمورد
دفاع و تسلط بر
مديترانه دست
بردارد. محافل
مطلع واشنگتن
اظهار عقيده
ميکنند که آيزنهاور
بالاخره در
برابر تمهيدات
چرچيل
نتوانست
مقاومت کند و
سياست امريکا
در ايران را
در جهت منافع
امريکا تغيير
داده است.
روزنامه
مصری جمهوری
نير در شماره
ديروز خود نوشته
است يادداشت
جوابيه آيزنهاور
به نخست وزير
ايران که
صريحا اظهار داشته
بود که امريکا
از کمک به
ايران
خودداری
ميکند بيش از
آنچه برای ايرانيان
زيانبار باشد
برای امريکا
زيان خواهد
داشت. اين
اقدام
آيزنهاور غير
عاقلانه بود
که اميد ايرانی
ها را به بی
طرفی امريکا
قطع کرد. آيزنهاورشايد
امروزمتوجه
نباشد چه
اقدام خلاف
مصلحتی کرده
ولی بزودی
خواهد فهميد
که در طولانی
مدت چه لطمه
بزرگی بر
مصالح حقيقی
امريکا در
خاور ميانه
وارد کرده است
۲۳ مرداد
۱۳۳۲
اعلاميه
وزارت کشور
درباره نتيجه
انتخابات
رفراندم در
سراسر کشور
در اجرای
تصويب نامه
شماره ۱۴۱۶۰
مورخ ۴ مرداد
۱۳۳۲ دولت
ايران مربوط
به
مراجعه به
آراء عمومی
درباره
انحلال يا
ابقاء مجلس
هفدهم وزارت
کشور به اطلاع
هم ميهنان
محترم
ميرساند که
نتيجه اخذ آراء
همه پرسی نقاط
کشور به استثنای
دو بخش
دشتياری و
پژمان
بلوچستان که تاکنون
به اين وزارت
اعلام نگرديده
است. چون در
نقاط مذکور
وسايل مخابرات
موجود نيست
وصول گزارش
اخذ رأی در
آن دو جا نسبت
به مراکزی که
واجد وسايل مخابرات
باشند مدتی
طول ميکشد
و آراء دو محل
مذکور تأثيری
در نتيجه امر ندارد
وزارت کشور به استناد
تصميمی که
هيأت محترم
وزيران در
جلسه ۲۱ مرداد
۱۳۳۲ در اين
باب اتخاذ
کرده اند
اعلام ميدارد:
در مراجعه
به آراء عمومی
در شهرستان
تهران و ساير
شهرستان های
کشور دو ميليون
چهل و چهار
هزار و پانصد
و نود شش رأی اخذ
شده است که دو
ميليون چهل
و چهار هزار
سيصد و هشتاد
ونه رأی موافق
با انحلال
مجلس هفدهم و هزارودويست
و هفت رأی
مخالف با
انحلال مجلس هفدهم
ميباشد.
پيام دکتر
مصدق
هموطنان
عزيز ، با
شرکت خود در
همه پرسی در
مورد انحلال
يا ابقاء مجلس هفدهم علاقه
خويش را به
نهضت ملی نشان
داده ايد سپاس
گزاری خود را
به شما هموطنان
عزيز تقديم
ميدارم. اين
پيش آمد يک بار
ديگر ثابت کرد
که ملت ايران
هرگزازهدف
اصلی خود روی
گردان نيست وبهرقيمت
که باشد وبا
هرمشکلی که پيش بيايد
ازنيمه راه
مبارزه
برنخواهد گشت.
کسانی
که تصور
ميکردند با
سخت گيری و
فشار ميتوان
در مقابل
اراده ملت ايران
ايستادگی کرد
و اين ملت را
از ادامه طريقی
که برای نجات
خود در پيش