دیكتاتورهای افتاده نباید اعدام شوند!
صدام حسین محاكمه و اعدام شد. زین العابدین بن علی تونس بهنگام كنار رفت و امان گرفت. معمر قذافی مقاومت كرد و گرفتار انتقامجویی مردم، شكنجه و كشته شد. دادستان مصر برای حسنی مبارك درخواست حكم اعدام كرد. اتحادیه اروپا اصرار دارد علی عبدالله صالح به دادگاه كیفری بین المللی تحویل شود و با امان دادن به او مخالف است. بشار اسد اگر شبیه صدام و قذافی نباشد، از حسنی مبارك بهتر نخواهد بود.
اعدام كردن دیكتاتورها دلهای مردم زجر كشیده را خنك می كند، كینه ها را تسكین می دهد و آتش انتقام را فرو می نشاند. ولی برای كشورهای دیگر كه زیر پای دیكتاتورها در ذلت و محرومیت زندگی می كنند، كار را دشوار می نماید. مردم مصر كه دهها سال زیر چكمه دیكتاتوری و خشونت دولتی زندگی كرده بودند و از آزادیهای مدنی محروم بودند، در طول این مدت كشته ها دادند، زندانها كشیدند، شكنجه ها شدند، اقتصادشان تخریب و ثروت ملی آنها توسط حاكمیت غارت شد، با اعدام مسبب اصلی آن فقط چند روزی خرسند می شوند، ولی مسائلشان حل نخواهد شد.
فقط نباید به مردم مصر، در این روزهای پرهیجان كه شاید كینه و انتقام جویی بخشی از آن باشد، اندیشید. باید به مردم كشورهای دیكتاتور زده دیگری اندیشید كه بخت مردم تونس و مصر را نداشته اند كه در چند روز دیكتاتورهای خود را سرنگون كنند. باید به همه ملت هایی اندیشید كه نظامهای دیكتاتوریشان از سرانجام خود می ترسند كه به دست مردم خشمگین و انتقامجو، سرنوشتی همانند قذافی یا صدام حسین داشته باشند، یا در دیوان كیفری بین المللی تا ابد زندانی شوند. آنها برای پابرجا ماندن مردمشان را قربانی می كنند. به مردم جمهوری آذربایجان، آنگولا، اتیوپی، اردن، اریتره، ازبكستان، الجزیره، بحرین، برونئی، بلاروس، بوركینافاسو، تاجیكستان، تركمنستان، جیبوتی، زیمباوه، سنگال، سودان، عربستان، عمان، قزاقستان، كامرون، كره شمالی، كوبا، گامبیا، گینه و مراكش باید اندیشید كه این راه را پیش رو دارند و دیكتاتورهایشان هم اكنون از ترس قذافی شدن زندانی كردن و كشتن را آغاز كرده اند.
آقایان الهام علی اف، خوزه دوس سانتوس، مله زناوی، عبدالله دوم، ایسائیاس آفوركی، اسلام كریمف، عبدالعزیز بوتفلیقه، حماد بن عیسی آل خلیفه، حسن البولكیاه، الكساندر لوكوشنكو، بلیز كامپائوره، امان الله رحمان، قربانقلی بردی محمدف، اسماعیل عمر گوجلیه، رابرت موگابه، عبدالولایی واده، عمر البشیر، عبدالله بن عبدالعزیز، قابوس بن سیدالسعید، نورسلطان نظربایف، پال بییا، كیم جونگ اون، كاستروها، یحیی جامه، تئودور اوبیانگ و محمد ششم، همه رفتنی هستند. ایشان باید هشدار رویدادهای اخیر را دریافت كرده باشند و تا نوبتشان برسد باید تصمیم بگیرند آیا با مسالمت كشور را تبدیل به جمهوری های آزاد و دموكراتیك خواهند كرد یا با سرسختی كردن به سرنوشت صدام و قذافی دچار خواهند شد. دوران دیكتاتوری و حكومت های خانوادگی و قبیله ای و فرقه ای و پادشاهی به پایان رسیده است. حكومت های اردن، بحرین، عربستان، عمان و مراكش تا فرصت باقیست، باید حكومت را به مردم واگذار كنند و آرام خود را كنار بكشند تا گرفتار خشم خام مردم نشوند.
بیشتر دیكتاتورها میلیاردها از دارایی مردم خود را دزدیده اند و این دزدی ها را در كشورهای دیگر برای خودشان و خانواده شان سرمایه گذاری كرده اند. همكاران خود را هم در ازای حفظ امنیت و دوام حكومت آنها در دزدی آزاد گذاشته اند. برای مثال، پادشاه برونئو كه كشورش فقط 330 هزار نفر جمعیت دارد، یكی از بزرگترین ثروتمندان جهان به شمار می رود. این دیكتاتورها هزاران نفر را زندانی و شكنجه كرده و كشته اند، اگر سرانجامشان قرار باشد همانند صدام، قذافی، گباگبوی ساحل آج یا حتی حسنی مبارك باشد، راه فراری بجز كشتن و كشتن و كشتن ندارند.
ما باید راه فراری برای دیكتاتورها فراهم كنیم. آنها وقتی همه راه ها را بسته می بینند دیوانه می شوند. این سازشكاری نیست، این كوشش برای نجات جان هزاران نفر از ناراضیان در هر كشور است كه در غیر اینصورت شكنجه و كشته خواهند شد. رویدادهای لیبی مثال خوبیست و در سوریه سناریوی لیبی بسیار خشن تر و خونین تر در حال اجراست. من باور دارم كه اگر تضمین جانی داشته باشند، بیشتر دیكتاتورها اگر هوشمند هم نباشند، زیركی خود را بكار خواهند گرفت. دیكتاتورهای احمقی مانند معمر قذافی، علی عبدالله صالح كم هستند كه با وجود اعطای تضمین جانی دست بر نداشتند. دیكتاتورها از انتقام مردم وحشت دارند؛ از سوی دیگر، می پندارند اگر هزاران نفر را قتل عام كنند پا برجا می میمانند. برخی آنقدر جنایت كرده اند و می كنند كه ممكن است پایشان حتی به دادگاه كیفری بین المللی نرسد. ولی دیگرانی در كشورهای دیگر هستند كه جنایت هایشان هنوز اینگونه فاش نشده است. آنان را می توان امان داد، اگر پیش از درگیری با مردم كناره گیری كنند، باید حتی ثروت های نامشروعشان را بشرط سرمایه گذاری در كشور خودشان از مصادره مصون داشت. اوگاندا در دهه 70، یكی از روان پریش ترین دیكتاتورهای تاریخ را داشت. ایدی امین شهوت خون و كشتن داشت. او بیش از سیصدهزار نفر از مخالفان را كشت و خودش در تجاور و شكنجه و كشتن بیرحمانه آنها در زندان شركت می كرد. وقتی با حمله همسایه اش تانزانیا در سال 1979، سرنگون شد، عربستان به او پناهندگی داد و بقیه عمر را در آنجا گذارند و مردم اوگاندا كشورشان را چنان بازسازی اقتصادی و سیاسی كردند كه نمونه ای برای افریقا شد.
ملت مصر كه با پیشینه تمدن كهن خود اكنون ابوالهول را سرنگون كرده، باید برای كشورهای دیكتاتورزده دیگر جهان سرمشقی خردمندانه شود. اگر حسنی مبارك اعدام نشود و تامین جانی و مالی بگیرد، این نمونه قابل تبلیغی برای ترغیب دیگر دیكتاتورها به كناره گیری است. اعدام كردن حسنی مبارك كه با آسیب كمتری كناره گیری كرد، موج ترس را در اردوی دیكتاتورها افزونتر خواهد نمود. در كشورهایی كه اعتراضهای مردمی هنوز گسترده نشده، در پیشگیری از انقلاب، به دستگیری و شكنجه و كشتار گسترده مخالفان خواهند پرداخت. سرنوشت پیش روی سوریه شاید درس عبرت نوع دیگری برای آنان شود. ما كشورهایی مانند بحرین، جمهوری آذربایجان، كشورهای آسیای مركزی، سودان و چند كشور دیگر را داریم كه باید بزودی منتظر تحول بنیادین در نظام حكومتی خود باشند. اینها آنقدر جنایت و غارت كرده اند كه با توجه به موج تحولات اخیر از سرانجامشان وحشت دارند، بنابراین، در كشتار مخالفان دست پیش خواهند گرفت.
زمان دیكتاتورها پایان یافته و همه آنها باید یا ملتهای خود صلح و كناره گیری كنند، و دولت های بعدی باید امنیت آنها را تضمین نمایند. در غیر اینصورت، در رویارویی با ملت خود دچار كینه و انتقامجویی خواهند شد، و یا با دخالت جامعه جهانی مانند دیكتاتورهای یوگوسلاوی و كامبوج و ساحل آج بقیه عمر خود را در زندان لاهه خواهند گذراند. من راه دیگری در طالعشان نمی بینم.
باید به دیكتاتورها باوراند كه اگر بطور مسالمت آمیز كنار بروند، خودشان و خانواده شان در امان خواهند بود، ثروتهای نامشروع آنان اگر در كشور خودشان سرمایه گذاری شود مصادره نمی شود و تحویل دادگاه كیفری بین المللی هم نخواهند شد. دولت موقتی كه دوران گذار از دیكتاتوری به دموكراسی را عهده دار می شود باید این باور را داشته باشد كه برای انتقام نیامده و در برابر انتقامجویی قاطعانه خواهد ایستاد.
كورش زعیم
11 بهمن 1390 (30 ژانویه 2012)