نقش و جایگاه راستین سازمانهای غیر دولتی در زمینه میراث فرهنگی

 بابک مغازه ای

 سازمانهای غیردولتی به عنوان بازوی دوم حرکت هر جامعه بسوی داشتن کشوری توسعه یافته با حفظ معیارهایی پایدار و هدفمند از نقش اساسی و منحصر به فردی برخوردار هستند.
به گزارش هنرنیوز، چهارمین روز از هفته میراث فرهنگی مصادف با شنبه (31 اردیبهشت ماه ) ،از سوی سازمان میراث فرهنگی میراث و مشارکت های مردمی نامیده شد . قرار بود در این روز ضمن برگزاری همایش تشکل های غیردولتی حامی میراث فرهنگی (به پیشنهاد اداره کل ثبت آثار) ، کارگاه ثبت آثار معنوی و ایستگاه پرسش و پاسخ نیز برگزار شود که کل این برنامه در دقایق پایانی پنج شنبه شب از سوی سازمان میراث فرهنگی کنسل شد.هرچند نهادهای مدنی همواره به عنوان عنصر تاثیر گذار بر روند رشد و تعالی جامعه برای دستیابی به حقوق خود در زمینه های مختلف مورد توجه ارگانهای دولتی بوده اند اما به نظر می رسد سازمان میراث فرهنگی چندان اهمیتی به این جایگاه نمی دهد .متن زیر یادداشتی است درباره نقش و جایگاه سازمانهای غیر دولتی میراث فرهنگی .

سازمانهای غیردولتی به عنوان بازوی دوم حرکت هر جامعه بسوی داشتن کشوری توسعه یافته با حفظ معیارهایی پایدار و هدفمند از نقش اساسی و منحصر به فردی برخوردار هستند که این جایگاه ناشی از:
- ارتباط همه جانبه فعالین این سازمانها با گروه های مختلف اجتماعی و جوامع محلی شهری و روستایی
- دارابودن تخصص ها و تجربیات مختلف اعضا در کنار یکدیگر و در نتیجه توان بالا در توانمند سازی نیروهای اجتماعی واجرایی , با کمترین امکانات
- امکان ارتباط و استفاده بهینه از نظرات کارشناسان دانشگاهی و تجربی حوزه های مختلف آنهم بدور از مراحل دسته و پا گیر اداری و بیشترین امکان تاثیر گذاری در تصمیم سازی ها به دلیل بهره جستن از نظرات تخصصی و عمومی
- موقعیت منحصر به فرد در بیان نظرات عموم مردم , که در قالب اعضا و یا مخاطبین با این سازمانها در ارتباط هستند که این خصوصیت سازمان های مردم نهاد را به عنوان نماینگان وجدان اجتماعی معرفی می نماید.
- استفاده از نیروهای داوطلب علاقه مند که با تمام توان و حداقل امکانات فعالیت می نمایند.
- امکان استفاده از حمایت مالی , فکری و انسانی عموم جامعه
- امکان ارتباط سریع , راحت و موثر با تمامی لایه های اجتماعی و درجه تاثیر گزاری بالا
- توانایی ظرفیت سازی , آموزش اجتماعی و توانمد سازی همزمان , بخشهای دولتی , خصوصی , اجتماعی و جوامع محلی
- ارتباط گسترده و آسان با رسانه های جمعی , سازمانهای غیردولتی دیگر , نهادهای تخصصی و عموم مردم , جمع آوری و ارائه نتایج فعالیتهای انجام شده در اجتماع , بررسی تاثیرات آنها و دریافت برون داد لازم توسط مجری , با کمترین هزینه و بیشترین بازدهی
- امکان عملی برای حضور در فرایند اجرای برنامه ها که البته نمی باید به صورتی باشد که این سازمانها را به پیمانکاران پروژه های دیگر بخش ها بدل سازد.

موارد اشاره شده و بسیاری مزیتهای دیگر که بیان تک تک آنها در این یادداشت نمی گنجد به خوبی مشخص می سازد که حضور سازمانهای غیردولتی در بخشهای مختلف فرایند انجام فعالیتهای مختلف تا چه میزان دارای ارزش و اهمیت است و چرایی حضور همه جانبه این مجموعه ها در سطحی بالا و هم سنگ با سازمانهای دولتی و فراتر از آن در سطح سازمانهای بین المللی را در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه جهان مشخص می سازد.
به همین دلیل در کشور ما نیز که توسعه پایدار با حفظ ذخایر زیستی نیازی مبرم و غیر قابل انکار می باشد و توجه به بقا و بهره گیری درست از میراث فرهنگی و محیط زیست کشور به عنوان ذخایری بی نظیر و غیر قابل تجدید مسئله ای پر اهمیت بوده و نیازمند یک عزم ملی است شایسته است تا جایگاهی در خور برای حضور کامل و قدرتمند سازمانهای غیر دولتی ایجاد شده و از نیروی این مجموعه ها به درستی سود برده شود.

اما نکته مهم این جا است , تا زمانی که فرایند اجرای یک برنامه کوچک یا بزرگ تنها محدود به دو گام تصمیم گیری و اجرا باشد و بنا بر قاعده موجود تصمیم گیری نیز در اختیار بخشهای دولتی و یا خصوصی قرار گیرد , سازمانهای غیر دولتی در بهترین شرایط نیز فقط در فرایند اجرا که اتفاقا کمترین توان را به جهت داوطلب بودن اعضا و کمبود توان مالی در آن دارند دخیل می شوند و بخش عمده ای از توان آنان نادیده گرفته خواهد شد و متاسفانه به پیمانکارانی تبدیل می شوند که بدلیل پایین بودن هزینه ها به کار گرفته می شوند
اما در صورتی که فرایند انجام کارها به صورتی علمی و گسترده وبا داشتن مراحل مختلف و چند گانه مورد توجه قرار گیرد آن گاه جایگاه اصلی سازمان های مردم نهاد مشخص خواهد شد.
به صورتی که این فرایند را به اختصار باید در مراحل زیر دید
گام اول تصمیم سازی : کاملا مشخص است که تصمیم گیری در رابطه با هر موضوعی و حتی به صورت دسته جمعی و با نظر اکثریت , بدون توجه به طی مراحل تصمیم سازی و بررسی های لازم پیش از اخذ تصمیم نمی تواند فرایند درستی قلمداد شده و تصمیم حاصل از آن لزوما نتایج مورد نظر را به دنبال داشته باشد و اولین نقش سازمانهای غیر دولتی نیز به دلیل بسیاری از مطالب ارائه شده همچون دریافت و اطلاع گسترده از نظرات و دل مشغولی های لایه های مختلف اجتماع , ارتباط با متخصصین و.... در همین گام تصمیم سازی است تا با حضور و نقش آفرینی این مجموعه ها کار پژوهشی گسترده تری صورت گرفته و توجه بیشتری به نظرات عمومی داده شود در گام بعدی بخشهای دولتی و یا مجریان خصوصی تصمیمات بهتری را با توجه به نظرات عمومی و کارشناسی داشته باشند
در ادامه باید توجه داشت که پس از تصمیم گیری نیز به یک باره نمی باید فرایند اجرای هر پروژه ای را آغاز نمود چراکه پیش و همزمان با اجرا نیاز به انجام دو گام اساسی ظرفیت سازی و توانمند سازی هستیم که با توجه به تمامی خصوصیات و تواناییهای سازمان های غیر دولتی آنها می توانند نقشی اساسی در ظرفیت سازی عمومی و آماده نمودن شرایط لازم برای اجرای محیطی برنامه را به شرط حضور و نقش آفرینی قبلی در تصمیم سازی داشته باشند و در زمینه توامند سازی نیز امکانات گسترده ای را در اختیار دارند که اگر به درستی از آن سود جسته شود می تواند زمینه افزایش بهره وری نیروهای درگیر در بخشهای مختلف کار و یا افرادی را که در آینده می خواهند از نتایج انجام پروژه ها استفاده نمایند را فراهم سازد
در زمان اجرا نیز سازمانهای مردم نهاد می توانند در حد امکانات خود گاه وارد عمل شوند اما بهتر است که این حضور بیشتر در بخشهای توانمند سازی نیروها باشد تا خود اجرای پروژه چرا که یکی از وظایف مهم و اساسی این سازمانها که گام پایانی هر کاری است , نظارت و گزارش دهی عمومی بوده و انجام آن مستلزم درگیر نشدن این فعالان مدنی در انجام عملی پروژه ها است.
در گام نهایی همانطور که اشاره شد سازمان های غیر دولتی می باید بکوشند تا نتایج حاصل از انجام پروژه را بررسی کرده و از سوی دیگر نظرات بخشهای اجتماعی مرتبط با آن را نیز در اختیار نهادهای مجری قرار دهند و این خود یکی از خصوصیات منحصر به فرد این مجموعه ها به جهت حضور در نقطه تلاقی مجریان و مخاطبین پروژه ها است.
با توجه به تمامی این موارد سازمانهای غیر دولتی فعال در زمینه میراث فرهنگی نیز می توانند در بخشهای مختلف فرایند تصمیم سازی تا بررسی نهایی فعالیتهای این حوزه حضور یافته و اثرات ارزشمندی را بر پایایی و پویایی نمادهای درخشان تاریخ این سرزمین داشته باشند و ضمن توجه به جایگاه حقیقی خود نسبت به افزایش توان کیفی و توانمد سازی هر چه بیشتر اعضا بکوشند و مسئولین مربوطه نیز می توانند از این ظرفیت حداکثر بهره را ببرند.

 

بابک مغازه ای
دبیر انجمن ایران شناسی کهن دژ

 

1390/02/31

 

دبیر انجمن کهن دژ همدان:

سازمان میراث فرهنگی دوباره بدقولی کرد

بابک مغازه ای:لغو برنامه میراث فرهنگی و مشارکت های مردمی از سوی سازمان میراث فرهنگی،نشانگر بدقولی دوباره این سازمان به نهادهای مردمی است.

دبیر انجمن کهن دژ همدان درگفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود:قرار بود عصر امروز 31 اردیبهشت برنامه ای با حضور بیش از 100 تشکل میراث فرهنگی سراسر کشور در کاخ گلستان با سخنرانی و پرسش و پاسخ مسئولان معاونت میراث فرهنگی کشور برگزار شود که به علت مراسم غیرمنتظره تودیع و معارفه رئیس جدید سازمان میراث فرهنگی لغو شد.

مغازه ای ادامه داد:تا آخرین ساعات روز پنجشنبه برگزاری این مراسم حتمی و به همین مناسبت شرکت کنندگان برنامه ریزی های لازم را برای حضور خود انجام داده بودند و صبح دیروز 30 اردیبهشت درشرایطی از لغو برنامه مطلع شدند که به سمت تهران حرکت کرده بودند.

دبیر انجمن کهن دژ همدان گفت:فعالان و دوستداران میراث فرهنگی دراین راستا تا آخرین ساعات پنجشنبه پیشنهاد خود را مبنی براجازه برگزاری این مراسم،بدون حضور مسئولان ارشد اعلام کردند اما این مراسم دوباره لغو شد.

وی اظهار داشت:لغو این برنامه درروز میراث فرهنگی و مشارکت های مردمی نشانگر بی توجهی و بی اهمیتی میراث فرهنگی به مشارکت های مردمی است.

مغازه ای گفت:این برنامه می توانست نقطه آغازی برای گفتگو بین فعالان غیردولتی و سازمان میراث فرهنگی باشد که لغو آن نقطه ای دیگر را برای ایجاد سوءتفاهمات ما بین این دو نهاد منجر شد.

وی خاطرنشان کرد:با توجه به این مسائل انتظار می رود که رئیس جدید سازمان میراث فرهنگی و معاونت های این مجموعه تلاش بیشتری برای رفع سوء تفاهمات انجام دهند و ارتباط مناسبی را با سازمان های غیردولتی انجام دهند./ز

 دوستداران ميراث فرهنگي به مثابه وجدان اجتماعي

در شرايطي که بسياري از کارشناسان ميراث‌فرهنگي از گفت‌وگو با رسانه‌ها منع شده، تنها فعالان مدني هستند که به عنوان نماد وجدان اجتماعي، مرجع اطلاع رساني و پيگيري وضعيت ميراث فرهنگي در کشور شده‌اند.

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ بابک مغازه‌اي، دبير انجمن کهندژ همدان ـ اکنون ديگر سال‌هاي بسياري است که ملل رشد يافته و حتي در حال توسعه جهان حرکتي پيگير و مداوم را در جهت شناخت، معرفي و دفاع از فرهنگ و تمدن خويش و به ويژه نمادهاي آن يعني ميراث فرهنگي سرزمين‌شان را آغاز کرده و دنبال مي‌کنند و از اين نمادها در جهت تاثيرات فرهنگي آن به منظور وحدت ملي، پيشرفت و توسعه فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي پايدار وهدفمند سود مي‌جويند.

در اين رهگذر فارغ از وظايفي که بر عهده نهادهاي دولتي است، فعالان مدني و تلاشگران مطبوعات نقشي مهم و تاثيرگذاري را ايفا مي‌کنند و تنها در صورت همگامي و حضور تمامي آنان يعني فعالان مدني، اصحاب مطبوعات و کارگزاران دولتي در کنار جوامع محلي، مي‌تواند ضامن حرکتي روبه رشد در اين حوزه باشد.

در اين ميان فعالان مدني به اين دليل که از درون جامعه برخاسته‌اند و ارتباطي تنگاتنگ با بخشهاي مختلف جامعه دارند و از سوي ديگر بنا بر علاقه‌مندي و يا تخصص اعضا خود ارتباط نزديک‌تر و صميمانه‌تري را نيز با بخشهاي تخصصي و تحقيقاتي دارا هستند به عنوان نمايندگان وجدان اجتماعي به حساب مي آيند و نمايندگان و سخنگويان اين مجموعه‌هاي مردمي را مي توان به عنوان زبان گوياي جامعه اي دانست که همواره دغدغه هاي بسياري را براي داشتن جامعه اي آباد و سرفراز تر دارد .

در شرايط فعلي نيز که بسياري از کارشناسان و فعالان حوزه ميراث فرهنگي کشور از اظهار نظر و گفتگو با رسانه ها منع شده اند تنها فعالان مدني و نيروهاي داوطلب هستند که بنا بر علاقه مندي ومسئوليتي که احساس مي کنند با کوششي مضاعف علاوه بر ديگر فعاليتهاي عمومي و تخصصي خويش بدون داشتن هيچ چشم داشت شخصي به مرجعي براي اطلاع رساني و پيگيري وضعيت ميراث فرهنگي در خطر و در معرض آسيب بدل گشته اند و خبرنگاران و روزنامه نگاران نيز براي انتشار مطالب خويش به اين نمايندگان وجدان جامعه و زبان گوياي بخشهاي مختلف مردم رجوع مي‌کنند.

هر چند که متاسفانه برخي از بخشهاي دولتي به جاي استفاده هر چه بيشتر از اين نيرو و تلاش داوطلبانه و پاسخگويي و بهره گيري بهينه از اين نظرات، خواسته ها و دل مشغولي هاي عمومي؛ نظرات فعالان مدني را به بهانه نداشتن مدرک تخصصي در خصوص موضوعات مطرح شده ناديده مي گيرند و از توجه و پاسخگويي به آن خودداري مي‌کنند.

از سوي ديگر فعالين مدني مي توانند بيشترين تماس را با جوامع محلي , شهري و روستايي در جهت فرهنگ سازي و آشنايي آنان با اهميت و ارزش اين آثار برقرار کنند.  

حال با توجه به موارد اشاره شده و مزاياي بسيار ديگري که حضور و تلاش اين نيروها که به سبب عشق و علاقه خويش به ميراث فرهنگي دارد، بجاست که توجهي هر چه بيشتري به اين فعالان شده و آنها را همچون تمامي کشورهاي روبه رشد  به عنوان مجموعه‌هايي هم سنگ و هم پايه دولت به حساب آورند.  

در اين ميان فعالان مدني نيز مي توانند علاوه بر ديده باني و اطلاع رساني در خصوص وضعيت و خطرات پيش روي اين يادگارهاي کهن با ياري گرفتن از نظرات کارشناسان و بهره جستن از توان اعضا و مخاطبين خود طرحها و پيشنهاداتي را به منظور بهبود مسائل و حرکت رو به رشد بخشهاي مختلف ميراث فرهنگي و گردشگري سرزمينمان ارائه کرده  و فضايي دوسويه و سازنده تري را فراهم سازند.