سندی دیگر از خیانت دولت کودتایی 28 مرداد 1332

در واگذاری بخشی از خاک کشور در برابر مطالبات طلای ایران از شوروی

(سند تاریخی بیانیۀ حزب ملت ایران به مناسبت تجزیه قریه فیروزه)

*****************************

*****************************

 

 

پاینده ایران                                                                                                                           نشریه دوم از سال هشتم

*********                                                                                                                             ************

 از ستاد پنهانی                                                                                                                      پنجشنبه 30 دی 1333

حزب ملت ایران بر بنیاد پانایرانیسم

خاطرۀ شوم ترکمن چای تجدید میشود.

ملت ایران موافقتنامۀ ننگین سیاح-لاورنتیف را چون دیگر کارهای زاهدی به رسمیت نمیشناسد.

 

از هنگامیکه با شبیخون ناجوانمردانه 28 مرداد سرنوشت میهن ما بدست یکمشت قزاق دزد افتاد هیئت حاکمه مزدور ایران که سالیان دراز بهم آغوشی با بیگانگان خو گرفته با شتاب و آز فراوان روش دیرین خود را از سر گرفت و هر روز ننگ نوینی برای ملت رنجبر ایران ببار آورد. چنانکه اکنون در پایان هفدهمین ماه زمامداری نکبت بار زاهدی ددمنش نه تنها اثری از پیروزیهای درخشان رستاخیز ملی بجا نمانده بلکه این کهنه قزاق فرومایه با زشتکاریهای خود روان هژیر و رزم آراها را در دل تیره را در خاک شاد کرده است.

هیئت حاکمه مزدور در این مدت نه تنها انگلیس و آمریکا دو ارباب شناخته شده خود را بر این خوان یغما نشانده بلکه به تازگی روسیه را هم با دادن کلاهی از این نمد دلخوش ساخته تا چند روزی بر زندگی بر ننگ و ادبار خود بیفزاید.

قرارداد جدید ایران و روس که اکنون برای رنگ قانونی خوردن بکارگاه بهارستان رفته نوزادی است که او هم آغوشی هیئت حاکمه با کاخ نشنیان کرملین ببار آورده و روی کسانی را که در زیر شمشیرهای تزارهای خون آشام به پیمانهای ننگین گلستان و ترکمن چای تن در دادند پیدا کرده است.

اینک ستاد پنهانی حزب ملت ایران بر بنیاد پانایرانیسم که هیچگاه از مبارزه آشتی ناپذیر با دشمنان ملت باز نایستاده برای نشان دادن خیانت بزرگی که دولت بیگانه پناه زاهدی با بستن این قرارداد شوم کرده است و برای آنکه بی ارزش بودن این دولت را بجهان ملتها گوشزد کند بیک بحث تحلیلی درباره اختلافات مرزی و مالی ایران و روس و چگونگی رفع آن در قرارداد ننگین "سیاح-لاورنتیف" میپردازد.

1-  پیشینه تاریخی اختلافات مرزی ایران و روس

**********************

برای آگاهی از ریشه اختلافات مرزی ایران و روس ناچار باید چند سالی بعقب برگشته چگونگی پیدایش آنرا در دل تاریخ اندوهبار تجزیه ایران بزرگ جستجو کرد و از آنجا که این کشمکشها در دو ناحیه خاور و باختر دریای مازندران پدید آمده ناگزیر آنها را بطور جداگانه مورد مطالعه قرار دهیم.

درباره اختلافات مرز آذربایجان چنانکه میدانیم پس از آنکه روسهای تزاری از ناشایستگی و زبونی پادشاهان قاجار استفاده کرده با دو جنگ وحشیانه توانستند 17 شهر قفقاز را برابر عهدنامه های شوم گلستان و ترکمانچای از ایران جدا سازند مرز قراردادی کنونی را جانشین مرز طبیعی ایران و روس گشت و ملیونها ایرانی پاک نژاد از مام میهن دور ماندند. با اینهمه غارتگران روس که دولت ایران را سخت ناتوان میدیدند تجاوزات وحشیانه خود را دنبال کرده نه تنها در پروتکل مرزی (ژانویه 1829) که یکسال پس از عهدنامه ترکمانچای بسته شد نمایندگان غیر وارد و نادان ایران را فریب دادند بلکه با گذشت زمان تجاوزات جدیدی را آغاز کرده و چند سالی دژ پر ارزش عباس آباد و اراضی اطراف آن را تصرف کردند. ولی در سالیان بعد برابر قرارداد 1893 که چگونگی آن در زیر شرح داده میشود دژ قریه عباس آباد را بایران باز دادند با اینهمه پس از شهریور 1320 در پایان اشغال ایران بار دیگر چشم پر آز و نیاز کاخ نشینان کرملین بسوی کناره های ارس دوخته شده و روسها به نقاط سرحدی ((مغان-نمین- باغچه سرا- یدی اولر- دیمان- تازه کند- بهرام تپه )) تجاوزات پی در پی کردند.

اما درباره کشمکشهای مرزی در بخش خاوری دریای مازندران. باید دانست پس از آنکه روسهای تزاری از عدم ارتباط خان های نیم مستقل بویژه خیوه و خوارزم با دربار ایران که غرق در بیخبری و خوشگذرانی بود استفاده کرده در سالهای ربع سوم قرن 19 خود را تا کنار ترکمن صحرا رساندند. امپراطوری روس از یکسوی دیگر بقلب فلات ایران نزدیک شود تا اینکه عهدنامه ننگین 1881 به ایران تحمیل و مرز قراردادی تحمیلی مشخص شد. ولی زمین خواران روسی بشیوه همیشگی خود در این سپر پوشالی هم به کرات بحدود (( سرخس کهنه قصبه فیروزه قریه حصار ناحیه جنوبی رود اترک حاشیه شیخ حسینقلی )) تجاوز کردند و پروتکلهای مرزی((ژانویه و مارس 1886)) را هم بدنبال قرارداد 1881 بسته بودند نادیده گرفتند و سرانجام ظالمانه 28 مه 1893 بوسیله بوتزوف وزیر مختار روسیه به میرزا علی اصغر خان امین السلطان صدر اعظم ایران تحمیل شد و باستناد یکی از مواد آن قرار گردید (( دولت علیه ایران قصبه سرحدی فیروزه و کلیه محالی را که واقع است بین سر حد مقرره 1881 و خطی که از کوه کنار بطرف دره بیز ممتد میشود باعلیحضرت امپراطور کل ممالک محروسه واگذار کند.)) ولی در پایان جنگ جهانگیر نخست که دولت بلشویکی روسیه روی کار آمد و سخت دچار کشمکشهای درونی و کارشکنی دولتهای بزرگ بود با نمایندگان ایران به گفتگو پرداخته قرارداد ریاکارانه 26 فوریه 1941 را بستند و از راه عوامفریبی که حربه نوین استعمارگران روس گشته بود در ظاهر بدلجوئی از ایران پرداخته در ماده سوم قرارداد چنین نوشتند ((دولتین معظمتین خطوط سرحدی ایران و روسیه را بطوریکه کمیسیون سرحدی در سال 1881 معین نبوده است قبول و رعایت میکنند و چون دولت  ج-ف-س-ر-در انتفاع از ثمره اقدامات غاصبانه دولت امپراطوری روسیه احتراز میکنند لذا جزیره آشوراده و سایر جزایری که در سواحل ایالت استراباد واقع هستند صرف نظر مینماید و همچنین قصبه فیروزه و اراضی مجاور انرا که دولت ایران بنا بقرارداد مورخه 28 ماه مه 1893 بروسیه واگذار کرده بودند بدولت ایران مسترد میدارد ولی دولت ایران هم متقبل میشود که شهر سرخس و اراضی متعلقه بانرا تا رود سرخس جزو متصرفات روسیه بداند دولتین متعاهدتین از رودخانه اترک و سایر رودخانه ها و لبهای سرحدی و کلیه مشاجرات راجع بامور سرحدی و اراضی ان بواسطه کمیسیونی مرکب از نمایندگان روسیه و ایران حل خواهد شد)) ولی در عمل با اینکه روسها سرخس کهنه را بیدرنگ گرفتند از باز پس دادن فیروزه و تخلیه نواحی جنوبی رود اترک خودداری کردند و اکنون برای اینکه پی باهمیت موضوع برده شود ابتدا باید دید فیروزه چیست و کجاست؟..

قصبه فیروزه در شمال خراسان بفاصله 45 کیلومتری جنوب عشق اباد در یکدره زیبا و خوش اب و هوا قرار گرفته و رود فیروزه که از خاک ایران سرچشمه میگیرد و بسوی ترکستان سرازیر است از کنار ان میگذرد و دارای چند ده و قریه و دهکده اباد میباشد که مهمترین آنها عبارتند از بلوچ-هند- کرندلق- پست چاه- پست لورند علی- گرم اب- چارترین- گل گلاب- باغچه- عرب کاشی- و تویچه که بر روی هم بیش از بیست هزار نفر جمعیت دارند و چون در فیروزه تنها ییلاق عشق آباد که یکی از بزرگترین شهرهای نظامی و در کنار خط اهن سراسری روسیه قرار داد میباشد در سالهای اخیر در توسعه ان کوشش بسیار شده و اکنون میتوان گفت که بصورت یک شهر اباد در آمده و از نظر نظامی باندازه ای اهمیت داد که روسیه با در دست داشتن ان باسانی میتواند سیل لشگریان خود را بسوی زاهدان و چاه بهار و همچنین کابل و هرات سرازیر کند.

بهر حال این قصبه پر ارزش برابر قرارداد فوریه 1921 باید بآغوش مام میهن باز میگشت اما روسهای بلشویک از آغاز کار نشان دادند که فرزند خلف روسهای تزاری هستند و نخست ببهانه اینکه اتباع شوروی در این قصبه کشت و زرع دارند و سپس بعنوان گروگان گرفتن شیلات از باز دادن آن خودداری و از حرکت مامورین دولت ایران بآن ناحیه جلوگیری کردند در این هنگام قوامالسلطنه نخست وزیر وقت نامهای بتاریخ 22 مرداد 1301 بشرح زیر بسفارت روس نوشت:

((بر طبق اطلاعات واصله بوزارت امور خارجه ایران ژنرال قنسولگری شوروی در مشهد از امضای تذکره آقای مترجم الایاله که مامور تحویل گرفتن فیروزه و اراضی مجاور آن میباشد خودداری کرده است با اینکه نماینده مختار دولت جمهوری روسیه در جواب مراسله 23 اسفند سال گذشته شماره 9710 دایر به اعزام مامور بفیروزه کتباً اظهار موافقت فرمودند تعلل مامورین روس از پذیرفتن مامور مزبور و خودداری از تحویل فیروزه بر خلاف انتظار و صریحاً مباین فصل سوم عهدنامه ما بین دولتین ایران و روس میباشد. از آنجا که عدم مساعدت اولیای دولت جمهوری روسیه باجرای فصول عهدنامه منعقده بین دولتین با وجود میل قلبی دوستدار به تشیید روابط دوستی اثرات سوئی در افکار عامه خواهد نمود لذا با کمال احترام خواهشمند است تلگرفاً بژنرال قنسول روس در خراسان و مامورین ترکستان در امضای تذکره مترجم الایاله و تحویل فیروزه تسلیمات صادر فرموده از نتیجه اقدامات حسنه سریعا دوستدار را مستحضر فرمائید.))

بدبختانه سفارت روس در پاسخ این نامه تنها به ذکر تذکر شفاهی این نکته که از مسکو کسب دستور نموده و تا رسیدن پاسخ تامل کنیم اکتفا کرد در این گیر و دار نیز سردار سپه بمقام نخست وزیری رسید و برای استوار کردن پایه های دیکتاتوری سیاه خود شروع به چشمک زدن به همسایه شمالی نمود و برای دلخوش ساختن آنها کار باز گرفتن قصبه فیروزه را در بوته فراموشی افکند و تا شهریور 1320 نیز در این فراموشی باقی ماند در خاتمه اشغال ایران روسها باز هم از باز دادن قصبه فیروزه خودداری کردند و مذاکرات دولت رزم آرا و سپس دولت ملی جناب دکتر مصدق هم برای بازگرفتن آن سودمند نیافتاد.

درباره زمینهای جنوبی رود اترک هم که یکی دیگر از موارد برجسته اختلاف ایران و روس است باید دانست که قرارداد 1881 بستر رودخانه اترک را زا خلیج حسنقلی تا نقطه ای به نام بابادورمز مردزی ایران و روس قرار میدهد ولی بعداً روسها در جنوب اترک نهری به نام نهر موسی خانی که چند کیلومتر پائینتر از خلیج حسنقلی بدریا میریخت حفر کرده برای اینکه دست ایرانرا از خلیج نامبرده کوتاه کنند ادعا کردند که نهر ساختگی موسی خانی بستر همیشگی رود اترک است و با اینکه در سالهای بعد این نهر خشک شد باز هم روسها بر سر گفته پوچ خود پافشاری کرده چند صد کیلومتر مربع واقع میان رود اترک و نهر موسی خانی را تصرف کرده خود را بکانهای زر خیز نفتلیچه نزدیک کردند.

2-  چگونگی رفع اختلافات مرزی ایران و روس در موافقتنامه سیاح-لاورنتیف

اکنون که پیشینه تاریخی کشمکشهای ایران و روس درباره مرزها و قراردادهای کنونی روشن شد جا دارد که از چگونگی رفع آن در موافقتنامه ننگین سیاح-لاورنتیف سخن گفته ببینیم دولت مزدور زاهدی که سنگ مبارزه با ستون پنجم روسیه را بسینه میزند چگونه خوی نوکر منشی خود را با سپردن گوشههای زرخیزی از میهن ما باستعمارگران روس بیش از پیش نشان میدهد.

درباره کشمکشهای مرزی باختر دریای مازندان سیاح این فرزند روسیاه بیگانه که سالیان دراز است پاانداز هم آغوشیهای سیاسی هیئت حاکمه و کاخ نشینان کرملین میباشد نه تنها با پذیرفتن " پروتکل 18 ژانویه 1829" که خود روسها در قرارداد ریاکارانه 1921 بطلان آن را گواهی کردهاند ضربه بزرگی بمنافع ملت ایران زده بلکه در برابر بازپس گرفتن چند کیلومتر زمین خشک و بیارزش از دشت مغان و یک تپه سنگی "بمساحت 500 متر مربع" که در طی زمان روسها بزور و بدون هیچگونه قراردادی گرفته بودند دو ناحیه پرارزش زیر را برای همیشه بروسها واگذار کرده

الف- در ناحیه مرزی میان "تازه کند-بهرام تپه" یک مثلث بزرگ کوهستانی که کنار دشت مغان قرار گرفته و دارای ابریزها و سرچشمههای فراوانی برای آبیاری دهکدههای اطراف میباشد بروسیه واگذار شده در نتیجه ممکن است در سالهای آینده با اقداماتی که روسها میکنند ساکنین این دهکدهها دچار کمبود آب شده زندگی کشاورزی آنها مختل شود.

ب- در ناحیه مرزی "نمین" که از نظر نظامی بی اندازه دارای اهمیت است در قرارداد جدید 28 کیلومتر از اراضی کوهستانی مشرف به نمین بروسها واگذار شده که در صدد ایجاد یک جاده نظامی و پاسگاه نظامی در آن هستند و مرزداران روس با در دست داشتن آن میتوانند با دوربینهای صحرائی کوچکترین امد و رفت سربازخانه اردبیل را زیر نظر داشته باشند و در صورت لزوم ارتش سرخ میتواند با استفاده از این ارتفاعات در مدت نیم ساعت شهر اردبیل را تصرف کرده بسوی تبریز و میانه سرازیر شود.

درباره کشمکشهای مرزی آنور دریای مازندران باید دانست که موافقتنامه خیانتکارانه "سیاح-لاورنیتف" یکسره بر خواستهای قانونی و تاریخی ملت ایران خط بطلان کشیده حتی بیش از آنچه که بر خلاف قراردادهای پوسیده گذشته و با زور سرنیزه روسها گرفته بودند بآنها واگذار کرده است و بطور سربسته سه نتیجه زیر از آن حاصل میشود.

الف- قصبه فیروزه که در جای خود به ارزش آن پی بردیم با دهها قریه آباد و نزدیک بیست هزار تن از فرزندان این مرز و بوم در زیر چنگال خون آشام روس قرار میگیرد

ب- چند صد کیلومتر مربع اراضی میان رود اترک و نهر ساختگی موسی خانی از خاک ایران جدا شده و روسها به زمینهای نفت خیز استرآباد نزدیکتر میشوند.

ج- بخش بزرگی در کناره دریای مازندران به دست روسها افتاده و راه استفاده ایران از خلیج حسینقلی بسته میشود.

3- پیشینه اختلافات مالی و چگونگی رفع آن در موافقتنامه "سیاح لاورنتیف"

پس از آنکه در جنگ جهانگیر دوم سیل لشگریان روس و انگلیس از چند سو به خاک ایران سرازیر شدند و قزاق دیکتاتوری که مدت بیست سال در پناه ارتش پوشالی خود با جان و هستی مردم این سرزمین بازی میکرد بدون کوچکترین ایستادگی راه گریز پیش گرفت. سپاهیان بیگانه سراسر کشور را اشغال و هرچه در دسترس بود چپاول کردند. چنانکه روسها در شمال که زیر سلطه آنها بود دارائی موجودی ادارات دولتی کلیه اموال حفظ شده در گمرکها و شمال را ضبط و از ایران خارج کرده از آزمایشگاههای پر ارزش مشهد و تبریز یعنی از کارخانه های اسلحه سازی اطراف تهران و همچنین اسلحههای موجود لشگرهای شمال مورد استفاده آنها قرار گرفته در نتیجه مبالغ هنگفتی بایران بدهکار شدند که میزان آن در تاریخ 15 اسفند 1324 هیئت نمایندگی ایران در مسکو که مطالب آن مورد تائید مولوتف وزیر امور خارجه و میکوبف وزیر بازرگانی روسیه قرار گرفته بشرح زیر میباشد.[1]

1-  بدهی بنگاههای بازرگانی شوروی بابت تمبر واردات مواد نفتی                          3/1365769 ریال

2-  بابت حقوق و عوارض گمرکی                                                              /71216643

3-  بابت کارخانه ضبط شده دولتی در گمرک                                                /374879

4-  // کارخانههای ضبط شده متعلق به تجار                                                 /101771707

5-  خسارات وارده بر ابنیه و اموال گمرکی                                                   /6608511

6-  کرایه امکان گمرکی در شمال که در تصرف روسها بوده                                 /56514620

7-  خسارات وارده بخزانه دولت از حیث حقوق و عوارض گمرکی                          /185573772

8-  کالاهای صادراتی که در گمرکهای شمال از بین رفته                                   /8720000

9-  حقوق و عوارض تقریبی کالا و مواد خارج شده از مرز                                  /509681

10- خساراتیکه بکارمندان گمرک رسیده                                                     /577724

11- کالاهای پایاپای آلمانی که در خاک روسیه ضبط شده                                 /27701400

12- از بابت کرایه محصولات ارتشی بوسیله راه آهن                                        /26000000

13- زیان حاصله از بابت اسلحههای تحویلی کارخانه و اسلحه سازی بدولت روسیه    /159046821

14- بدهی روسیه بابت 60 هزار تن خوار و بار و 6 هزار تن برنج                            /200000000

15-   بابت زیان حاصله از اجرای قرارداد حمل اسلحه                                      /100000000

که مجموع این مبلغ 7/1467551819 است. اما آن انچه رقم درشت مطالبات ایران را از روسیه میسازد در نتیجه تحمیل ظالمانه ایست که ارتشهای اشغالگر "روس-انگلیس-آمریکا" بدولت تهران نمودند و چگونگی آن بدینقرار است.

در آغاز اشغال ایران ارتشهای بیگانه هزینه خود را از راه فروش ارز تامین میکردند ولی چون ادامه این رویه آنهم در بهبوحه جنگ برای ایشان زیان آور بود هر یک از سه دولت اشغالگر قرارداد جداگانهای با ایران بستند که بموجب آن بانک ملی ایران بهر یک از ارتشهای اشغالگر هر اندازه ریال نیاز داشتند و واریز حساب باین ترتیب انجام میگرفت که هر یک از آنها در بانک کشور خود برابر ریال دریافتی 60 درصد طلا و 40 درصد ارز بحساب بانک ملی ایران میگذاشتند. یکی از این قراردادها در 27 اسفند 1320 میان دولت و بانک ملی ایران با سفیر روسیه و فرمانده ارتش روس در 11 ماده بطور محرمانه بسته شد و در پایان جنگ بانک مسکو معادل 2/11196170 گرم طلای خالص بایران بدهکار شد ولی روسها از تحویل آن خودداری کردند حال میبینیم دولت مزدور زاهدی تسلیم نظر روسها گشته و بدریافت طلای امانتی بانک ملی ایران در بانک مسکو که هیچگونه گفتگو در تعلق آن بایران نبوده اکتفا کرده و از دیگر مطالبات حقه ایران در برابر گرفتن تدریجی مقداری کالا که بهای آن بروی هم معادل 648619 دولار است چشم پوشیدهاند.

اکنون که زیانهای جبران ناپذیر موافقتنامۀ ننگین "سیاح-لاونتیف" شرح داده شده هم میهنان ما میتوانند به خوبی درک نمایند که بی شک انگیزده دولت قانون شکن و ایران بر باد ده زاهدی دربستن این قرارداد شوم اجرای دستورهای صادره اند و و واضح میباشد که یکبار دیگر منافع ملی ما را فدای سازشهای پنهانی دولتهای زورمند ساخته و آشکار میسازد که سکوت حزب توده در برابر شبیخون 28 مرداد و عقب نشستن آنها در برابر اقدامات خائنانه چکمهپوشان مزدور از کجا چشمه گرفته است.

پاینده ایران                                         بها دو ریال

 

 


 

[1]- متاسفانه نسخه اصلی این بیانیه تاریخی توسط وزارت اطلاعات مصادره شده و نسخه چاپی هم در برخی جاها ناخوانا است. و از این رو این امکان وجود دارد که برخی از اعداد با نسخه اصلی همخوانی نداشته باشند. و تعداد کمی اشتباه تایپی در متن باشد.