نقدی بر "جنبش ۲۱ آذر خواستار تقسیم قدرت برای پیشگیری از استبداد بود"
نوشته آقای دکتر محمد حسین یحیایی

عباس مقدم

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲۱ آذر ۱٣٨۹ -  ۱۲ دسامبر ۲۰۱۰

مقاله ای در تاریخ آدینه 19 آذر 1389 در بخش تاریخ اخبار روز، با عنوان فوق به قلم آقای یحیایی منتشر گردید. از آنجایی که این نوشته بیانگر تمام واقعیت نیست و آشکارا وقایع پشت پرده را کتمان می کند، لازم است نکاتی در این رابطه روشن گردد.

آقای یحیایی با آگاهی از اسنادی که پس از فروپاشی اتحاد شوروی، در سطح جهان منتشر گردید، در نوشته خود مدعی شده اند که: "با انقلاب بهمن 1357 بهمن در ایران و فروپاشی اتحاد شوروی انتظار می رفت که آرشیو های هر دو نظام گشوده شوند و برخی از ناگفته ها گفته شوند ولی هر دو نظام جمهوری اسلامی و فدراسیون روسیه مانع از آن شدند. برخی از پژوهشگران فرصت طلب و سود جو در جمهوری آذربایجان با کلمات پرزرق و برق و گاهی احساساتی و شور انگیز خود را رمز گشای آرشیو های ک گ ب معرفی کرده و به تکرار گفتاری پرداختند که سال ها پیش از سوی افراد فرقه گفته شده بود. نوشته های این افراد در جمهوری اسلامی به سرعت ترجمه و به چاپ رسید زیرا با سیاست های آنان و نظام پیشین مغایرت و مخالفتی نداشت."

به تصور من آقای یحیایی با اسم بردن از جمهوری اسلامی، نه تنها سعی دارند اسناد منتشر شده در رابطه با "فرقه دموکرات آذربایجان" را زیر سوال ببرند، بلکه ایشان با این گونه نگاه تمامی تلاش جامعه روشنفکری ایران را زیر سوال می برند. امروز که رژیم بیش از هر زمان دیگری که برای شکستن قلم و به بند کشیدن اهل قلم، تلاش می کند، برماست که حرمت اهل قلم داخل کشور را پاس بداریم.

در ثانی آقای یحیایی مدعی هستند که پس از فروپاشی شوروی آنچه از آرشیو های شوروی منتشر شده، "سال ها پیش از سوی افراد فرقه گفته شده بود". از آنجایی که من و افراد بسیاری نظیر من، از این گفته های افراد فرقه، بی اطلاع هستیم، از آقای یحیایی تقاضا دارم تا آن مطالب را منتشر کنند، تا خود خوانندگان قضاوت کنند.   

همچنین آقای یحیایی اشاره ای دارند به "برخی از پژوهشگران فرصت طلب و سودجو در جمهوری آذربایجان"، تصور می کنم منظور ایشان "جمیل حسنلی"1 باشد که اسنادی را از آرشیو "کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان" منتشر کرده است. با توجه به دیدگاه جمیل حسنلی که ادعای مالکیت بر بخشی از ایران از جمله آذربایجان را دارد، من هم با نظر آقای یحیایی موافقم و جمیل حسنلی را آدمی فرصت طلب و سود جو می دانم، زیرا وی در کنار کارهای پژوهشی، خود را در اختیار سیاست مدارانی قرار داده است که در رابطه با ایران اهداف توسعه طلبانه در سر دارند. ولی این دلیل نمی شود که ما اسناد منتشر شده از طرف وی را نیز زیر سوال ببریم. اسناد سه گانه ای که وی برای اولین بار آن ها را منتشر کرده، نه تنها مورد تایید بسیاری از صاحبنظران بی طرف است، بلکه بنا به اهمیتش برای پژوهشگران بین المللی دارای ارزش جهانی است.

پس از فروپاشی اتحاد شوروی، محققین غربی تمایل زیادی برای بررسی اسناد و مدارک دوران جنگ سرد، از خود نشان می دادند؛ و از کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق تقاضای امکان دسترسی به ارشیو اسناد را داشتند. به همین دلیل در سال 1999 محققین از چهار کشور برای بررسی اسناد دوران جنگ سرد که در آرشیو های دولتی مسکو، باکو، تفلیس و ایروان، موجود بود، گردهم آمدند. این نشست در حالی برگزار شد که مخاصمات فراوانی بین سیاست مداران کشورهای مذکور بشدت ادامه داشت. ولی آنان که به دور از جنجال های سیاسی در صدد یک تحقیق بیطرف و آکادمیک بودند، تصمیم گرفتند با دعوت از پژوهشگران کشور های خود و محققین بین المللی که در عرصه جنگ سرد صاحبنظر هستند، بررسی اسناد موجود را در سطح بین المللی پیش ببرند.

در نتیجه همین تلاش به سال 2002 در گرجستان کنفرانسی با شرکت 17 پژوهشگراز جمله: رونالد گریگوررسانی از دانشگاه شیکاگو، فرانسواز توم از دانشگاه سوربن، گئورگی مامولیو از دانشگاه دریای سیاه، لوان آوالیشویلی و کنتوان روشتیاشویلی از دانشگاه تفلیس، ادوارد ملکونیان و کارون خاچاطوریان از موسسه تاریخ عمومی ارمنستان، آماتون ویرابیان از بخش آرشیو جمهوری ارمنستان، آندره ای زوبوف از موسسه روابط بین المللی مسکو، و لارا عباسوا و جمیل حسنلی از دانشگاه باکو، در آن شرکت داشتند، اسناد و مدارک سیاست توسعه طلبانه استالین، بررسی گردید.

در همین کنفرانس جمیل حسنلی از دانشگاه باکو سه سند فوق محرمانه از آرشیو "کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان" را ارائه داد. این سه سند مشخصا در برگیرنده دستورات استالین به باقرف می باشد. البته در آغاز دوران جنگ سرد، که با "بحران ایران" شروع شد، کارشناسان مسایل بین المللی بحران ایران را عمدتا در تلاش استالین برای کسب امتیاز نفت شمال می دانستند. به همین دلیل نیز "وقایع آذربایجان" را به عنوان اهرم فشار بر دولت ایران برای کسب امتیاز نفت شما تلقی می کردند، نه بیشتر. ولی افشای این سه سند از گستردگی اهداف توسعه طلبانه استالین و تلاش وی برای تصاحب تمامی شمال ایران از خراسان تا آذربایجان و کردستان، پرده برداشت.

این اسناد که به ترتیب در 21 ژوئن، 6 ژوئیه و 14 ژوئیه 1945 یعنی در مدت کمتر از یکماه از طرف استالین به باقروف ارسال شده، شامل دستور العمل هایی است که کارگزاران شوروی در رابطه با ایران باید انجام می دادند.2

ابتدا متن سند ها:
سند شماره یک:
فرمان کمیته دفاع دولتی در مورد اقدامات اکتشافی زمین، برای نفت شمال ایران
21 ژوئن 1945 (31 خرداد1324)
فوق محرمانه
عملیات اکتشافی زمین شناسی برای نفت در شمال ایران با هدف بررسی های زمین شناسی و اقدامات حفاری برای نفت در شمال ایران
کمیته دفاع دولتی فرمان می دهد:
1 ـ درچارچوب آذنفت، مجموعه نارکوم نفت یک مدیریت هیدرولوژیک تشکیل داده و وظیفه نظارت بر بررسی زمین شناختی برای حوضه های نفتی در شمال ایران را به آن واگذار کنید.
2 ـ برای اجرای این کار شناسایی در شمال ایران، رفیق بایباکوف از نارکوم نفت و رفیق وزیرف از آذنفت را جهت تامین تعداد کارگران لازم از صنعت نفت برای حفاری و گروه های بر رسی و اعزام آنها به حوزه های کاری، به صورت واحد های هیدرولوژیک وابسته به ستاد نیروهای شوروی در ایران (قزوین) مسئول بدانید.
3 - برای واحد هیدرولوژیک جهت اجرای اقدامات ذیل در شمال ایران، هیاتی را مستقر سازید:
الف) حفاری: ده تلمبه در هفت ناحیه, از جمله سه تلمبه ثابت (حفاری عمیق برای جستجوی ساختاری) در نواحی بندر شاه, شاهی, بابلسر و بندر [پهلوی]
ب) بررسی های زمین شناختی: هیئتی مرکب از ده گروه در مناطق دشت گرگان، اشرف، شاهی، آمل، خرم آباد، بلگار چای [؟] جلفا، زنجان، تبریز، اردبیل و سیاه کوه
پ) بررسی های زمین شناختی،هیئتی مرکب از سه گروه:
در مناطق دشت گرگان، ارضی پست مازندران و رشت و در کل کرانه جنوبی دریای خزر از مرز جمهوری شوروی ترکمنستان تا مرز جمهوری شوروی آذربایجان
برای انتقال ابزار لازم حفاری و اکتشاف از اول سپتامبر 1945 جهت شروع کار حفاری و اکتشاف در سپتامبر 1945 نارکوم نفت (رفیق با بیاکوف) و آذنفت (رفیق وزیروف) را مسئول تلقی کنید.
4 ـ برای سازماندهی و اعزام یک هیئت اکتشافی مرکب از ده گروه, یک گروه حفاری چاه و الکترومتر, یک هیئت ژئوفیزیک بر کسب از سه گروه (نقل سنجی و Variometric از طریق انتقال از باکو [گروه] Variometric از شعبه ولگای میانه نارکوم نفت [گروه] مقاومت سنجی از منطقه کراسنودار, تا اول اوت 1945 نارکوم نفت (رفیق بایباکوف) را مسئول بدانید)
5 ـ با هدف تجزیه واحد هیدرولوژیک به تدارکات، وسایل و ابزارهای لازم [ارگان های ذیل] را مسئول بدانید:
الف) نارکوم نفت (رفیق با یباکوف) باید در اوت 1945 [اقدام ذیل] را در اختیار مدیریت هیدرولوژیک قرار دهد, پنج دستگاه تلمبه, وسایل حفاری, و یک دستگاه حفاری گردان, چهار دستگاه چارچوب ZV-750 وسایل حفاری و ملزمات آنها, سه میله حفاری (1200 متر) و ابزار لازم جهت تلمبه های Ka-300 و دیگر وسایل و تجهیزات لازم برای اقدامات واحد هیدرولوژیک.
ب) نارکوم ونستورگ [کمیساریای خلق برای تجارت خارجی] (رفیق میکویان) موظف است که در ژوئن ژوئیه 1945 پانزده تراکتور و صد و بیست کامیون از واردات [خودروهای ؟] سوار نشده از ایران را به واحد هیدرولوژیک تحویل دهد.
پ) ژنرال فرمانده جهت ماورا قفقاز رفیق تیولنف موظف است که فضای اداری و اقامتی لازم را در قزوین و مناطق عملیاتی در اختیار واحد هیدرولوژیک قرار داده و همچنین با استفاده از افراد واحدهای نظامی برای سوار کردن صد و بیست کامیونی که به واحد هیدرولوژیک اختصاصی یافته مساعدت نماید.
ت) کمیساریای خلق برای امور دفاعی اتحاد جماهیر شوروی (رفیق وربویف [مارشال فرمانده نیروهای مهندسی, سرپرست نیروهای مهندسی ارتش شوروی] )موظف است که تا اول اوت 1945 دو واحد کامل و آماده به کار حفاری سیار 100-2-AVBیک دستگاه حفاری AVB-2-100یا تانکر آب ZIS -5 و یک کامیون 5/1 تن با وسایل لازم و یک چارچوب 125-UA با سه گروه حفار را در اختیار واحد هیدرولوژیک در ایران قرار دهد.
ت) کمیساریای خلق برای امور دفاعی اتحاد جماهیر شوروی ([ژنرال ارتش, فرمانده پشت جبهه ارتش شوروی] رفیق خرولف) موظف است از کارگاه های تعمیرات فرماندهی حمل و [ارتش] شوروی در ایران پنج دستگاه کامیون 12 تن ماک, 7 دستگاه تریلر الوار بری و پانزده دستگاه [جیپ] ویلیز را که در شرایط مناسب کاری باشند در اختیار واحد هیدرولوژیک قرار داده و در کارگاه های بخش تعمیرات فرماندهی حمل و نقل [ارتش] شوروی در ایران, تسهیلات لازم را جهت تعمیر وسایل حفاری و خودروهای [هیئت] را فراهم سازد.
6- ژنرال فرمانده جبهه قفقاز (رفیق تیولنف) را از نظر فراهم آوردن نیروی محافظ, یک گروه اسکورت برای هیئت های اعزامی, ارایه نقشه های لازم و همچنین تامین لباس و مدارک مورد نیاز واحد هیدرولوژیک, برای ارایه همراهی های لازم با واحد هیدرولوژیک جهت اقدامات حفاری و اکتشافی مسئول بدانید.
7- نارکوم فین [کمیساریای خلق برای امور مالی] (رفیق زورف) را برای سپردن هشت میلیون روبل, به علاوه 2400000 ریال به مدیریت هیدرولوژیک مجمع آذنفت برای تامین مواد و تجهیزات حمل و نقل و نگهداری از کارکنان, در محصول سوم و چهارم سال 1945 مسئول بدانید
8- به کمیساری خلق برای امور داخلی (NKVD) جمهوری شوروی آذربایجان اجازه داده شود که برای کارکنان اعزامی نارکوم نفت و مجمع آذنفت جهت امور مدیریت هیدرولوژیک جواز ورود به ایران را صادر کنند.
9- رفیق ملیک پاشایف به عنوان رئیس مدیریت هیدرولوژیک, رفیق گیلواروف به عنوان رئیس مدیریت هیدرولوژیک به عنوان رئیس مدیریت هیدرولوژیک در نهاد فرماندهی نیروهای شوروی در ایران و رفیق کورنف به عنوان معاونت مدیریت هیدرولوژیک تایید شوند.
10- نارکوم نفت (رفیق بایباکوف) و آذنفت (رفیق وزیروف) شخصا مسئول نظارت بر تامین خدمه و متخصصان مهندس و فنی واحد هیدرولوژیک و فراهم آوردن ابزار و تجهیزات لازم جهت اقدامات حفاری و زمین شناختی در شمال ایران, تلقی می شوند.
11- دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان, رفیق باقروف را از جهت هرگونه کمک و همراهی با اقدامات بررسی زمین شناختی در شمال ایران مسئول بدانید.
صدر کمیته دفاع ملی ای. استالین

سند شماره 2 که به جزئیات دستور تشکیل فرقه مربوط می شود:
سند شماره 2
فوق محرمانه
6 ژوئیه 1945 (15 تیر 1324)
فرمان دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی به رفیق باقروف صدر کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان
اقداماتی جهت سازماندهی یک جنبش جدایی طلب در آذربایجان جنوبی و دیگر ایالات شمال ایران:
شروع اقدامات تدارکاتی در جهت تشکیل یک ناحیه خودمختار ملی آذربایجانی با اختیارات گسترده در چارچوب دولت ایران توصیه می شود.
یک حزب دموکراتیک در آذربایجان جنوبی به نام "حزب دموکراتیک آذربایجان" با هدف رهبری جنبش جدایی طلب در آذربایجان جنوبی تاسیس کنید.
تاسیس حزب دموکرات آذربایجان جنوبی باید با یک تجدید سازمان توامان بخش آذربایجانی حزب توده ایران و جذب هواداران جنبش جدایی طلب از تمامی اقشار مردم بدان صورت گیرد.
در میان کرد های ساکن شمال ایران برای جذب آنها در یک جنبش جدایی طلب که یک ناحیه خود مختار ملی کرد را تشکیل دهد، اقدامات مناسب صورت دهید.
یک گروه از فعالان مسئول را در تبریز که به هماهنگی فعالیت هایشان با سرگنسولگری اتحاد شوروی در تبریز موظف باشند، برای هدایت جنبش جدایی طلب تشکیل دهید. سرپرستی کلی این گروه به باقرف و یعقوبف واگذار می شود.
تهیه و تدارک اقدامات اولیه برای برگزاری انتخابات دوره پانزدهم مجلس ایران، تضمین انتخاب هواداران جنبش جدایی طلب بر اساس شعارهای ذیل به کمیته مرکزی (باقرف و ابراهیموف)حزب کمونیست آذربایجان سپرده می شود.
1) واگذاری زمین از اراضی خالصه و املاک بزرگ اربابی به دهقانان و اعطای اعتبار های دراز مدت مالی به دهقانان.
2) از میان بردن بیکاری از طریق اعاده و توسعه کار در موسسات و همچنین برنامه های احداث راه و دیگر طرح های فوائد عامه.
3) بهبود موسسات رفاه عمومی در شهر ها و آبرسانی عمومی.
4)بهبود بهداشت عمومی.
5) حقوق برابر برای اقلیت های ملی و عشایر؛ افتتاح مدارس و انتشار کتب و روزنامه به زبان های آذربایجانی، کردی، ارمنی و آشوری؛ سیر مراحل دادرسی و مکاتبات رسمی در نهادهای محلی به زبان های بومی؛ تاسیس نظام اداری محلی ـ از جمله ژاندارمری و پلیس با استفاده از عناصر ملی محلی؛ تشکیل انجمن های منطقه ای، محلی و شهری و نهادهای خود گردان محلی.
6) بهبود اساسی در روابط ایران و شوروی.
7) تاسیس گروه های رزمی مسلح به سلاح های ساخت خارج جهت حوایج دفاعی اهالی هوادار شوروی و فعالین تشکیلات دموکراتیک و حزبی جنبش جدایی طلب.
8) یک انجمن برای مناسبات فرهنگی میان ایران و جمهوری شوروی آذربایجان با هدف تقویت اقدامات فرهنگی و تبلیغاتی در آذربایجان جنوبی تاسیس کنید.
9) برای جذب توده ها به جنبش جدایی طلب تاسیس یک "انجمن دوستان آذربایجان شوروی" را در تبریز با شعباتی در تمام مناطق آذربایجان جنوبی و گیلان لازم می دانیم.
10) تدارک انتشار یک نشریه مصور در باکو برای توذیع در ایران و همچنین سه نشریه جدید در آذربایجان جنوبی به کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شوروی محول گردد.
11) از یودین (بنگاه انتشارات دولتی) خواسته شودتا سه دستگاه چاپ مسطح برای بهره برداری کمیته مرکزی حزب کمونیت آذربایجان شوروی جهت فراهم آوردن امکانات چاپی برای فرقه دموکرات جنوبی، ارائه کند.
12) رفیق آناستاز میکویان در نارکوم ونشتورگ (کمیساریای خلق برای تجارت خارجی) به تامین کاغذ خوب جهت چاپ نشریه مصور در باکو و همچنین سه روزنامه جدید در آذربایجان جنوبی، با حداقل تیراژ 30.000 نسخه متعهد گردد.
13) به کمیساریای خلق برای امور داخلی (ن.ک.و.د.) جمهوری شوروی آذربایجان اجازه داده شود که تحت نظارت رفیق باقروف برای تردد افرادی که جهت به اجرا درآوردن این اقدامات باید به ایران اعزام شوند، مجوز لازم صادر شود.
14) برای تامین مالی نهضت جدایی طلب در آذربایجان جنوبی و همچنین تدارک شرکت در انتخابات دوره پانزدهم مجلس ایران، یک صندوق ویژه به اعتبار یک میلیون روبل ارز خارجی ـ برای تبدیل به تومان ـ در کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی تاسیس شود.
دفتر سیاسی حزب کمونیست اتحاد شوروی




سند شماره 3
دستورالعمل های محرمانه شوروی در مورد اقداماتی که باید جهت اجرای ماموریت ویژه در سراسر آذربایجان جنوبی و ایالات شمالی ایران اعمال شود. 14 ژوئیه 1945 / 23 تیر 1345
کاملا محرمانه
اقداماتی برای اجرای ماموریت ویژه در سراسر آذربایجان جنوبی و ایالات شمال ایران
الف. موضوع تاسیس فرقه دموکرات آذربایجان

1 ـ وسایل سفر پیشه وری و کامبخش به باکو برای مذاکره فوراً سازماندهی شود. با توجه به نتایج این مذاکرات تامین   وسایل سفر پادگان, صدر کمیته ایالتی حزب توده در آذربایجان, به باکو در نظر گرفته شود.
2 ـ برای تاسیس کمیته های موسس در مرکز (تبریز)و دیگر نقاط در عرض یک ماه کاندیداهایی را از میان عناصر   واقعی دموکرات از میان روشنفکران, تجار, طبقه متوسط, زمینداران کوچک و متوسط و روحانیون در احزاب دموکراتیک مختلف و همچنین از میان غیر حزبی ها انتخاب کرده و به کمیته های موسس فرقه دموکرات آذربایجان وارد کنید. تشکیل یک کمیته موسس در تبریز که از طریق انتشار یک فراخوان از طریق نشریات دموکراتیک موجود (مانند) خاورنو, آژیر, جودت و غیره. خواهان تاسیس یک حزب دموکراتیک آذربایجان شده و به نشر جزواتی اقدام خواهد کرد. در اولویت نخست قرار دارد.
3 -   با انتشار فراخوان گروه های آغازگر در دیگر نقاط به حمایت از آن در جراید سخن گفته و از میان فعال ترین سازمان های حزب توده و دیگر سازمان ها و عوامل دموکراتیک کمیته های فرقه دموکرات آذربایجان را تشکیل خواهند داد.
4-   پس از استقرار کمتیه های موسس فرقه دموکرات آذربایجان در تبریز, تاسیس کمیته های محلی فرقه دموکرات آذربایجان در شهرهای ذیل از اولویت نخست خواهد بود. اردبیل , رضاییه . خوی, میانه, زنجان, مراعه, مرند, مهاباد, ماکو, قزوین, رشت, پهلوی, ساری, شاهی، گرگان, مشهد برای سازماندهی کمیته های این شهرها نمایندگانی را از کمیته موسس مرکزی اعزام دارید. به صورتی منظم واکنش های مثبت و دعوت به عضویت در فرقه دموکرات آذربایجان را در جراید دموکراتیک منتشر کنید.
5ـ   تحت عنوان صدای آذربایجان یک نمایندگی مطبوعاتی در کمیته موسس فرقه دموکرات آذربایجان در تبریز تاسیس کنید.
6 ـ   تدوین پیش نویس برنامه و منشور کمیته موسس تبریز را سازماندهی کنید.
ب. تضمین انتخاب نمایندگان انتخابات دوره پانزدهم مجلس
1ـ با نمایندگانی که آنها را در انتخابات این دوره از مجلس حمایت می کنیم برای مذاکره در باب معرفی آنها برای شرکت در مجلس پانزدهم, به شرط حمایت از شعارهای فرقه دموکرات آذربایجان, وارد مذاکره شوید.
2- برای معرفی نامزدهای نمایندگی مجلس از میان عناصر دموکراتیکی که برای اجرای شعارهای فرقه دموکرات آذربایجان مبارزه خواهند کرد, اقدام کنید.
3- بررسی مجدد فهرست نمایندگان پیشنهاد شده از سوی سفارت با توجه به وظایف جدید.
4- سازماندهی تبلیغ گسترده کاندیداهای منتخب برای مجلس در جراید و تماس و ملاقات آنها با رای دهندگان.
5- حمایت از گردهم آیی ها, تظاهرات, اعتصاب ها, و انحلال کمیسیون های انتخاباتی ای که با ما منافات دارند با هدف تضمین منافع ما در انتخابات.
6- در خلال تدارکات انتخاباتی, کاندیدهای معرفی شده از سوی محافل ارتجاعی را که به نحوی فعالانه بر ضد کاندیداهای جنبش دموکراتیک فعالیت می کنند, از حوزه های انتخاباتی شمال ایران حذف و اخراج کنید.
7- خواست جایگزینی روسای مرتجع از نهادهای محلی طرح شود.
پ.تاسیس انجمن دوستان آذربجان شوروی
1- در مورد سازماندهی انجمن دوستان آذربایجان شوروی از نمایندگانی که درجشن یادبود بیست و پنجمین سال تاسیس جمهوری شوروی آذربایجان شرکت کردند, استفاده شود.
2- از کارمندان کنسولگری های ما, فرماندهی نظامی و اعضا فعال حزبی برای تشکیل انجمن استفاده شود.
3- گروه موسس انجمن دوستان آذربایجان شوروی در تبریز باید تدوین منشور انجمن را عهده دار گردد.
4-برای جلب هر چه گسترده تر مردم به انجمن دوستان آذربایجان شوروی به صورتی منظم از جراید برای بیان دستاوردهای اقتصادی, فرهنگی و هنری آذربایجان شوروی و دوستی تاریخی خلق های آذربایجان جنوبی و خلق های آذربایجان شوروی بهره برداری شود.
ت. سازماندهی جنبش جدایی طلب
1- برای شکل دادن به یک جنبش جدابی طلب در جهت تاسیس یک منطقه خودمختار آذربایجانی و یک منطقه خودمختار کرد با اختیارات گسترده اقدام شود.
در ایالات گرگان, گیلان, مازندران و خراسان بر اساس مسائل محلی و به ویژه (موارد ذیل), جنبش های جدایی طلب ایجاد شود:
در ایالت گیلان: فراهم آوردن خدمات رفاهی و اجتماعی و در شهرهای رشت و پهلوی, اختصاص حداقل 50 % از کل مالیات های مأخوذه در محل برای این منظور.
در ایالت گرگان: آموزش زبان بومی ترکمنی در مدارس, جایگزینی ترکمن ها دروسسات محلی, ژاندارمری و پلیس, اختصاص حداقل 50% از کل مالیات های ماخوذه در محل برای خدمات رفاهی و آسایشی و بهداشتی درگنبد کاووس, گرگان و بندر شاه.
در ایالات مازندران و خراسان:
1- اعاده املاکی که رضاه شاه گرفته بود به مالکان جزء و متوسط.
2- اختصاص حداقل 50% از مالیات های ماخوذه در محل برای خدمات عمومی و رفاهی و بهداشت شهرهای ساری, شاهی, مشهد و قوچان نو.
به علاوه برای شکل دادن به یک جنبش جدایی طلب در ایالات فوق به انعکاس چنین خواسته هایی در سطوح محلی اقدام شود.
خواست اصلاحات ارضی نه فقط در آذربایجان جنوبی که در نواحی شمال ایالات ایران نیز مطرح گردد.
ث: تشکیل انجمن ها
پس از استقرار کمیته های موسس فرقه دموکرات آذربایجان هم زمان با اقدامات لازم جهت انتخاب نمایندگان دوره پانزدهم مجلس, با استفاده از شوق انتخاباتی مردم, اقداماتی برای تشکیل انجمن ها صورت گیرد.
ج. سازماندهی ارگان های مطبوعاتی
برای سازماندهی اقدامات تبلیغاتی از طریق مطبوعات, علاوه بر روزنامه های موجود چاپخانه هایی در شهر های رشت, رضائیه و مهاباد برای نشریات جدید تاسیس شود.
(امضاهای ناخوانا)

من که خود یک آذربایجانی هستم، و بخش بزرگی از زندگی ام در تبریز سپری شده، در جوانی همچو یک هوادار صدیق عدالت خواهی، هر جا رد پایی از هواداران فرقه یافتم، به سراغش رفتم، و پای صحبت بسیاری نشستم. باید اعتراف کنم که انطباق عملکرد فرقه در آن سال ها با اسناد منتشره در سال های بعد، برایم بشدت تکان دهنده بود، و قبول واقعیت دردناک. ولی متاسفانه واقعیت های تلخ، غیر قابل انکار است. هدف از این نوشته و نشان دادن اسناد سه گانه، کمک به پیشبرد نقد و کفتگو بر اساس واقعیت های تلخ تاریخی است. امید است که با انتشار این اسناد، هواداران فرقه بتوانند با دید روشنی به موضوع نگاه کنند. همچنین منتقدین از انکار بی عدالتی و فساد و دیکتاتوری حاکم بر جامعه ـ که زمینه ساز پذیرش فرقه در دل مردم محروم آذربایجان بود ـ دست بردارند؛ و ضمن نقد وابستگی فرقه به شوروی به نقد حاکمیت و بی عدالتی حاکم بر جامعه نیز بپردازند. نباید فراموش کرد که پیشه وری قبل از آن که دست به تشکیل فرقه بزند، یک آرمان خواه عدالت جو، بود و مورد احترام؛ و انتخاب وی از تبریز برای نماینگی مجلس چهاردهم نیز به همین اعتبار بود. ولی افسوس این سوسیال دموکرات کهنه کار، در دامی که عمال استالین گسترده بودند، گرفتار آمد و اعتبار سیاسی خود را در این راه گذاشت.
پس از خاتمه جنگ تا مدت ها دولت قادر به تامین امنیت نبود. وضع نا به سامان اقتصادی، قحطی، گرانی و بیکاری، زندگی را بر مردم سخت کرده بود. غلات و دیگر مایحتاج مردم که به وسیله متفقین خریداری و از کشور خارج می شد، قیمت ها را بطور سرسام آوری افزایش داده بود؛ با خاتمه جنگ نیز احتکار سوداگران مانع از کاهش قیمت ها می شد. در ایالت ها و ولایت ها، به خصوص ایالت های مرزی وضع به مراتب بدتر بود.
از طرفی دیگر مسئولین ایالت ها و فرماندهان ارتش، پلیس و ژاندارمری که از مرکز اعزام می شدند، بی اعتنا به فرهنگ های محلی و نا آشنا به مشکلات منطقه، با بی کفایتی و بی لیاقتی و اهانت به مردم بومی به مشکلات دامن می زدند.
امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که فرقه فاقد استقلال عمل بود. در نتیجه همین وابستگی شدید، فرقه خود را موظف به اجرای تمامی دستورالعمل های کرملین می دانست. 15 تیر 1324 (6 ژوئیه 1945) که فرمان دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی به باقروف ابلاغ می شود، با سرعت هرچه تمامتر یعنی در مدت کمتر از دو ماه در 12 شهریور 1324، "فرقه دموکرات آذربایجان" تشکیل می یابد. گرچه کرملین دستور به تشکیل "حزب" داده بود، به صلاحدید پیشه وری و دیگران از واژه "فرقه" استفاده می کنند، تا با حزب دموکراتی که قبلا شیخ محمد خیابانی ایجاد کرده بود، اشتباه گرفته نشود.
براساس دستور العمل کرملین امکانات گسترده ای در اختیار فرقه قرار می گیرد: کمک مالی یک میلیون روبلی و نشریات رنگ وارنگ چاپ باکو و تبریز با کاغذ و دستگاه های چاپ اهدایی با تیراژ بالا و راه اندازی فرستنده رادیویی که همه در خدمت تبلیغات گسترده ای قرار داشت که مسکو و باکو خطوط آن را مشخص می کردند.
فرقه درعرض یکسال برای جذب مردم محروم و ستم دیده آذربایجانی که همیشه از عمال حکومت مرکزی در رنج بودند، همانطوری که در فرمان دفتر سیاسی قید شده بود (سند شماره 2) دست به اصلاحات گسترده می زند:
برای نخستین بار زنان از حق رای برخوردار شدند؛
نخستین اصلاحات ارضی توسط فرقه اجرا می شود؛
تنبیه بدنی ممنوع می شود؛
قانون کار به تصویب می رسد؛
شوراهای نظارت بر کار نهاد های دولتی تاسیس می شود؛
با گشودن فروشگاه های دولتی قیمتهای مواد غذایی ثابت می ماند؛
کلاس های سواد آموزی برای بزرگسالان ایجاد می شود؛
درمانگاههای رایگان در اختیار مردم قرار می گیرد؛
خیابانها با کار شبانه روزی آسفالت می شوند؛
ایستگاه فرستنده رادیویی تاسیس می شود.

این اقدامات فرقه نسبت به زمان خود پیشتازانه و شتابزده بود، زیرا اقشار زحمتکش جامعه از آن درجه از رشد برخوردار نبودند که فرقه بتواند با بسیج آنان، اصلاحات را به سرانجام برساند. به همین دلیل تشکل های صنفی و سیاسی که فرقه برای جلب حمایت خود، به وجود آورده بود، از پایه سست و لرزان بود. در سایه نبود نیروی رزمنده و مبارز، فرصت طلبانی جذب فرقه می شدند، که با رفتارهای بی مسئولانه خود بی اعتمادی توده های زحمتکش را بر می انگیختند.
بعلاوه تحریف های تاریخی و تلاش برای زدودن هویت ایرانی آذربایجانیان، و با زیر سوال بردن شخصیت های ملی و ایرانی ستارخان، باقرخان و شیخ محمد خیابانی و تبدیل آنان به قهرمانان "ترک ـ آذربایجانی" باعث بیزاری مردم بلاخص روشنفکران آذربایجان از فرقه می گردید.
مهمتر از همه این که فرقه به محض کسب قدرت، آموزش به زبان ترکی را اجباری نمود. این امر مخالفت های جدی مردم را برانگیخت و باعث در هم ریختگی و سردر گمی در نظام آموزش گردید. تا آن زمان که تمام کتاب های درسی به فارسی بود، کنار گذاشتن آن در یک زمان کوتاه، در حالی که نه کتاب های جایگزین آماده بود و نه معلمین آشنا به تدریس زبان ترکی وجود داشت، بلبشویی به راه افتاده بود. از طرفی نه جامعه و نه محصلین آمادگی پذیرش همچو دگرگونی آنی را نداشتند. در هر جامعه ای برای انجام چنین دگرگونی هایی لازم است، مردم نظر خود را با رفراندوم (همه پرسی) اعلام کنند. و در صورت تایید بدون یک کار کارشناسی، انجام چنین کاری ناممکن است.
متاسفانه فرقه نه تنها با زبان فارسی، با تمام مظاهر ایرانی از جمله موسیقی ایرانی نیز مشکل داشت. آن چه از موسیقی "مورد نظر فرقه دموکرات بود و همان بخشی که در خدمت اهداف آنان بود یعنی تکیه و تاکید روی زبان ترکی در تقابل و رویارویی با فارسی که لسان حکومت غاصب شمرده می شد. پس آن چه که مهم بود، موسیقی آذری (به قول خودشان قفقازی) یا فارسی نبود، چرا که موسیقی بی کلام جنبه تبلیغاتی و فرقه ای نمی توانسته داشته باشد. آن چه که مهم بود، کلام و کلماتی بود که بدان اضافه می شد. دستور این بود که فارسی نخوانند و ترکی بخوانند. زبان ترکی یعنی استقلال از مرکز، و بعد هم موسیقی قفقازی به عنوان دوری از فرهنگ مرکزی. ... اقبال آذر کهنسال که بنا به دستور دموکرات ها مجبور شد فقط به ترکی بخواند، زیر بار نرفت و گفت عقد نامه مادرم به زبان فارسی نوشته شده، از من نخواهید که فارسی نخوانم. در یکی از شب های کنسرت که گویا به زور و جبر روی صحنه آمده بود، ناگهان شروع کرد به خواندن غزلی از عارف: بگو به مجلس شورا نمی کند معلوم / که خانه خانه غیر است یا که خانه دوست، و متعاقب آن خواند: خاک وطن که رفت چه خاکی به سرکنیم؛ و در میان هلهله مردم و خشم دموکرات ها و هراس موسیقی دان های روی صحنه برنامه را تا آخر به پایان برد و به روایتی شبانه از شهر او را فراری دادند."3
بد تر از همه، این که فرقه برای ایجاد نفرت قومی بر علیه دیگر اقوام ایرانی بلاخص فارسی زبانان دست به اقداماتی می زد. فرقه ای ها حتی قادر نبودند حرمت افسران کمونیستی را که آذربایجانی نبودند و برای تعلیم و تقویت نیروهای مسلح به آذربایجان آمده بودند، نگاه دارند. مرتضی زربخت در خاطرات خود در این زمینه می گوید: ... بعضی از آنان از روی نادانی می گفتند، این ها بالاخره افسرهای فارس هستند. حتی یکی شان می گفت: رضاخان چرکی ییبدیلر یعنی این افسران نان رضاخان را خورده اند؟! حتی وقتی در باشگاه افسران جمع می شدیم، گاهی این تحریکات صورت می گرفت. مثلا بعضی از اینان بلند می شدند و حرف های ناهنجار می گفتند و حتی در حضور پیشه وری که: اینان که از تهران آمده اند چه می گویند و چه می خواهند که به ما فرماندهی می کنند؟ ... به خاطر دارم، آن روزهایی که از طرف ارتش مرکزی از زنجان به میانه حمله شده بود، شبی به اتفاق جودی و یک ستوان دوم فرقه که با جودی خیلی نزدیک و رفیق بود، در خیابان راه می رفتیم. یک سرگرد فرقه از کنارمان گذشت. آن سرگرد فرقه، این ستوان فرقه را صدا کرد و با او پچ پچ کرد و رفت. وقتی آن ستوان به ما ملحق شد، گفت، آن سرگرد به من گفت، مواظب این افسران باش، اینها افسران فارس هستند. این برخورد حتی در زمانی است که وضعیت جنگی شروع شده و جان همه مان در خطر بود. بعدا، هم دیدیم که در جریان حمله ارتش به آذربایجان، ۲۷ نفر از رفقایمان که از ارتش فراری و به آذربایجان آمده بودند، محاکمه صحرایی و اعدام شدند. ...4
در پایان نقل قولی از یک دوست که خود شاهد بخشی از فجایعی بود که پس از شکست فرقه بر سر تبریز آمد، نقل می کنم:
تبریز کهنسال بعد از این وقایع بشدت از چشم دولت مردان افتاد و همانند کودکی یتیم و بی سرپرست به حال خود رها شد. شهری که در گذشته نه چندان دور به خاطر اهمیتش ولیعهد نشین کشور بود. شهری که اولین مدرسه و تئاتر و مراکز هنری کشور در آن دایر شده بود. شهری که از نظر سیاسی، اقتصادی و هنری، همواره حرف آخر را می زد، دیگر نتوانست تا مدت ها قد راست کند.
پولداران و سرمایه داران آذربایجانی باشاخک های تیز خود آینده وخیم اقتصادی منطقه را خیلی سریع حس کردند و به تهران کوچ کرده، در شمیران و زعفرانیه سکنا گزیدند ونبض بازار تهران را در دست گرفتند. روشنفکران و فرهیختکان شهر هم یا کشته شدند ویافراری. عده ای نیز بنا به ماهیت خود زرخرید حکومت مرکزی گردیدند. در شهرجز مردمی بی سرپرست و فقیر و بی پناه کسی باقی نماند.
دیگر از ستار خان و باقر خانش خبری نبود. شهر حکومت نظامی شد و در تیول ژنرال هایی نظیر شاه بختی ها، صفاریها و مهرداد ها قرار گرفت که کینه ای دیرینه بامردم این دیار داشتند وهرگونه اعتراضی را در نطفه خفه می کردند.
رهبران فرقه که پشتشان به ارتش سرخ گرم بود، و شخص استالین و در سایه همین پشت گرمی به مردم وعده روزهای بهتری می دادند، هر گز بر این فجایع اندیشیده بودند؟ اگر می اندیشیدند، باز هم همین راه را بر می گزیدند؟

برلین آذر 1389
abasmogaddam@gmx.de


ـــــــــــــ
1 ـ در رابطه با سیاست توسعه طلبانه استالین، جمیل حسنلی دو جلد کتاب در باکو منتشر کرده است. این کتاب توسط منصور همامی به فارسی ترجمه و توسط نشر نی در تهران تحت عنوان "فراز و فرود فرقه دموکرات آذربایجان، به روایت اسناد محرمانه آرشیوهای اتحاد جماهیر شوروی" چاپ شده است. این کتاب علیرغم دیدگاه توسعه طلبانه نویسنده اش نسبت به ایران، کتابی است که با تکیه بر اسناد، پرده از روی بسیاری از ابهامات بر می دارد.
2 ـ برای مشاهده متن سند ها به لینک زیر مراجعه کنید
iranshahr.org
3 ـ فصلنامه فرهنگی اجتماعی گفتگو شماره 48 ص 134 و 135
4 ـ گذر از طوفان (خاطرات مرتضی زربخت) به کوشش حمید احمدی ص 11

-------------------------------------------------------------------------------------------------

جنبش ۲۱ آذر
خواستار تقسیم قدرت برای پیشگیری از استبداد بود

 

دکتر محمدحسین یحیایی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۱۹ آذر ۱٣٨۹ -  ۱۰ دسامبر ۲۰۱۰

دگرگونی های ژرفی در جامعه و تاریخ سیاسی اجتماعی کشور در ۱۰۰ ساله گذشته رخ داده است که دولت های رژیم های پیشین و کنونی امکان و فرصت بررسی علمی .جامعه شناختی و تاریخی آن را به کسی و گروهی نداده است. و همزمان آر شیو های موجود در نزد دولت ها. مقامات و ارگان های رسمی بگونه ای مورد بررسی افراد قرار گرفته است که نشانگر اقتدار و قدرت نظامی سیاسی حاکمیت در آن دوره باشد. از آن رو اغلب پژوهشگران و گاهی پویندگان راه آزادی و دمکراسی هم از چگونگی شکلگیری آن جنبش ها که اغلب خاستگاه مردمی دارند اطلاع و آگاهی کافی و دقیق ندارند و گاهی هم تحت تاثیر تبلیغات دیر پای استبداد و یا همکیشان آنان در طیف های مختلف قرار گرفته تمایل چندانی به واقعیت ها و ماهیت آن جنبش ها از خود نشان نمی دهند. یکی از جنبش های مهم. ارزشمند و تاریخ ساز دوران ما که قادر بود با پیروزی خود از تکوین. رشد و تکامل استبداد در رژیم پیشین جلوگیری و مانع از شکلگیری رژیم تاریک اندیش و خرافاتی کنونی شود. جنبش ۲۱ آذر در آذربایجان بود. این جنبش که ادامه جنبش های پیشین در راه آزادی. دمکراسی و حق تعیین سرنوشت بود در شرایط ویژه ای شکل گرفت. به سرعت رشد و گسترش یافت و از سوی مردم آذربایجان مورد حمایت قرار گرفت . در مدت کوتاهی پیروزی های بزرگ ارزشمند و ماندگاری در تاریخ آذربایجان و اوضاع اقتصادی و اجتماعی آن بوجود آورد.
با کناره گیری و استعفای رضا شاه از سلطنت و برقراری آزادی های نسبی که همراه با آزادی زندانیان سیاسی بود. شور. شوق و اشتیاق به فعالیت های سیاسی و حزبی فزونی گرفت. در مدت کوتاهی ده ها نشریه. روزنامه و کتاب منتشر شد. جامعه در راستای جبران عقب ماندگی های سیاسی. اجتماعی خود که محصول دیکتاتوری دوره رضا شاه بود به تکاپو و تلاش افتاد. در این میان پیشه وری شخصیت برجسته تاریخ سیاسی ایران و آذربایجان در کسوت روزنامه نگار به نقد گذشته پرداخت تا از استبدادی که در حال بازسازی خود بود پیشگیری کند. پیشه وری توانایی بسیج توده ها را داشت که جلو تر از زمان حرکت کنند و مانع از پیشرفت ارتجاع در لایه های مختلف اجتماعی شوند. عملکرد و ندای حق طلبانه پیشه وری خوشآیند مرکز نشینان. کوته بینان و مدافعان وضع موجود و سر سپردگان استبداد نبود. از آن رو در آذربایجان که تجربه انقلاب و خیزش توده ای داشت پژواک یافت و مورد استقبال قرار گرفت. پیشه وری روانه تبریز شد و همکاری خود را با نشریه آذربایجان که به دو زبان ترکی و فارسی منتشر می شد شروع کرد. اوضاع اقتصادی آذربایجان بسیار تیره و تار بود. فرار سرمایه و نیروی کار زبده در دوران رضا شاه از آذربایجان همراه با پیآمد های جنگ و تعهد دولت ایران به متفقین بر وخامت اوضاع افزوده بود. پیدا کردن نان به یکی از معضلات روز مره تبدیل شده. تعداد بیشماری از قحطی. گرسنگی و بیماری جان می دادند. روشنفکران. آزادیخواهان. توده های مردم و دهقانان که از ستم خان و ژاندارم به ستوه آمده بودند برای برون رفت از بحران تلاش می کردند. ملاقات های پی در پی. جنب و جوش و جدال های فکری و ذهنی از یک سو و اوضاع بسیار نابسامان اقتصادی از سوی دیگر در آذربایجان آنان را به سوی چاره اندیشی و تشکیل حزب سیاسی سوق داد که سرنوشت سیاسی خود را دردست گیرند. همراه با تعیین سرنوشت به عقب ماندگی های سیاسی. اجتماعی و اقتصادی خود پایان دهند. بنابرین فرقه دمکرات آذربایجان زائیده ضرورت های اجتماعی اقتصادی آذربایجان و خواست توده های مردم از طبقات و اقشار گوناگون بود.
فرقه دمکرات آذربایجان در ۱۲ شهریور ۱٣۲۴ با انتشار بیانیه تاریخی خود در ۱۲ ماده به زبان های ترکی و فارسی فعالیت خود را آغاز کرد. در پیشگفتار بیانیه آمده است. ایران مسکن اقوام و ملل گوناگون است این اقوام و ملل هر قدر آزادتر زندگی کنند یگانگی بیشتری خواهند داشت. قانون اساسی ما نیز با تصویب قانون انجمن های ایالتی و ولایتی کوشیده است که به این وسیله تمام مردم ایران را در تعیین سرنوشت کشور هر چه بیشتر دخالت داده و رفع احتیاجات مخصوص ایالات و ولایات را بخود آنها واگذار کند. در مواد بیانیه به حفظ استقلال. تدریس زبان آذری( ترکی). توسعه صنایع. رفع بیکاری که در آذربایجان گسترده بود. توسعه تجارت. آبادانی شهر ها و توسعه راه های روستایی. اصلاحات ارضی و مبارزه با فساد اداری آمده بود که در پروسه عمل بسیار گسترده تر و پهن تر شد و همه جامعه بویژه زنان و روستائیان را تحت تاثیر خود قرار داد. برای اولین بار در تاریخ این منطقه و کشور های همجوار به زنان حق شرکت در انتخابات مجلس و شورا های شهر و روستا داده شد. استقبال شدید مردم از برنامه ها و عملکرد فرقه در مدت کوتاه حکومت مرکزی و دلسپردگان آنان را به وحشت و چاره جویی انداخت زیرا ترس آنان از آن بود که پیروزی فرقه در پیشبرد اهداف خود با همه کارشکنی های حکومت مرکزی الگویی برای دیگر ملل و اقوام ایران باشد. از آن رو موج حملات. تهمت ها. یاوه گویی ها. ناسزا ها و افترا ها از هر سو آغاز شد. برخی با ظاهری دلسوز و کینه ای نهان و برخی دیگر با چابلوسی و حیله و نیرنگ هم جانبه دست بکار شدند و به فریب افکار عمومی در درون و برون کشور پرداختند. در این میان برخی از شخصیت های ارتجاع پرست و روزنامه های وابسته به آنان پا را فراتر گذاشته از کلماتی مانند متجاسر. بی وطن. اجنبی پرست. اشرار. آدم کش. یاغی استفاده کردند تا شرایط را برای حمله نظامی و سرکوب آماده کنند. این در حالی بود که جنبش ۲۱ آذر همه ویژگی های یک جنبش اجتماعی را در خود داشت.
جنبش ۲۱ آذر محصول شرایط عینی و ذهنی جامعه آذربایجان بود و با گفتمان آن جنبش حرکت می کرد. در جنبش آذربایجان همه اقشار و طبقات شرکت مستقیم داشته و در راستای اهداف خود تلاش می کردند. با فراگیر شدن جنبش گاهی خواسته های توده ها از رهبری جنبش فزونی می گرفت و رهبری مجبور به اطاعت و پیروی از آن می شد. بازتاب آن را می توان در گفتار پیشه وری در روز های نخست و روز های واپسین شکست مشاهده کرد. جنبش برای رسیدن به اهداف خود حاضر به هرگونه فداکاری و پرداخت هزینه بود و در این راستا دسته های فدایی را تشکیل داده با امکانات محدود و تجهیزات ناقص از خود دفاع می کرد. از همه مهمتر جنبش ۲۱ آذر پیام آور رهایی. آزادی و روز های بهتر و زیباتری برای آینده بود که از شور و شوق اجتماعی مردم آذربایجان سرچشمه می گرفت. هدف جنبش تقسیم قدرت و شکست اقتدار مرکزی بود که با درآمد های هنگفت نفتی و نیرو های نظامی امنیتی مانع از رشد دمکراسی و نهاد های مدنی می شد .
سیاست نیرنگ و فریب از سوی دولت مرکزی و عوام گرایی افراطی رهبری جنبش از سوی دیگر پیش زمینه های شکست را فراهم کرد در این میان سازش های پنهانی با برخی از دول خارجی که هنوز هم در پرده ابهامند شکست این جنبش عظیم را تسریع کرد. با انقلاب بهمن ۱٣۵۷ در ایران و فروپاشی اتحاد شوروی انتظار می رفت که آرشیو های هر دونظام گشوده شوند و برخی از ناگفته ها گفته شوند ولی هر دو نظام جمهوری اسلامی و فدراسیون روسیه مانع از آن شدند. برخی از پژوهشگران فرصت طلب و سود جو در جمهوری آذربایجان با کلمات پر زرق و برق و گاهی احساساتی و شور انگیز خود را رمز گشای آرشیو های ک گ ب معرفی کرده به تکرار گفتاری پرداختند که سال ها پیش از سوی افراد فرقه گفته شده بود. نوشته های این افراد در جمهوری اسلامی به سرعت ترجمه و به چاپ رسید زیرا با سیاست های آنان و نظام پیشین مغایرت و مخالفتی نداشت.
۲۱ آذر امسال مصادف با ۶۵ امین سالگرد این رخداد عظیم در تاریخ سیاسی و اجتماعی آذربایجان است. هر گروه. سازمان و فردی با پیش داوری ها. آموزه ها و برداشت های خود به ارزیابی آن می پردازد. آنچه مسلم است جنبش ۲۱ آذر موج دیگری از جنبش های آذربایجان بود که پیش از مشروطیت آغاز شده و هنوز ادامه دارد. رژیم جمهوری اسلامی در برخورد با ملل ساکن در گستره ایران همان بینش و رفتار رژیم پیشین را گاهی با خشونت بیشتر ادامه می دهد. رژیم با تمام امکانات و توان خود مانع از نزدیکی این ملل و اقوام به یکدیگر می شود. به هر بهانه ای همان واژه های کهنه و اتهام های بی پایه را مطرح می سازد. در این میان سیاست های سرکوبگرانه رژیم جمهوری اسلامی از سوی پس مانده های شبه فاشیستی ساطنت طلب حمایت می شود. آنان با هر گونه نظریه. پیشنهاد و عملکردی که به تقسیم قدرت بیانجامد و یا قدرت مرکزی را تضعیف کند به شدت مخالفت می کنند ولی شرایط امروزی جهان و منطقه آبستن حوادثی است که هر لحظه می تواند تغییرات مهمی در جغرافیای سیاسی فراهم آورد. بنابرین شبح مساوات طلبانه. آزادی خواهانه و عدالت جویانه ۲۱ آذر بر فراز منطقه می گردد...

دکتر محمد حسین یحیایی
mhyahyai@yahoo.com