درباره توران شهریاری(بهرامی)

 

به خشنودی اهورامزدا


بی‌گمان یكی از بارزترین رازهای پایداری ایرانیان به ویژه زرتشتیان در درازنای پر نشیب و فراز و سرشار از تازش‌های بیگانه و گرفتاری‌های بی‌شمار تاریخی، وجود نازنین شیرزنان باهمت و فرهیخته در كنار بزرگان و فرزانگان بوده‌است كه به ملت بزرگ ایران این توان اهورایی را بخشیده كه زبان و سنن و آداب پربار و پراندیشه و خرد خویش را نگاهبان باشند و بتوانند در برابر بیگانگان از اصول اخلاق انسانی ایرانی به دقت پاسداری نمایند. در عصر جدید كه عصر دامداری و كشاورزی و صنعت و اتم و كامپیوتر و فضا به پایان رسیده و آغاز عصر نانوتكنولوژی نامیده می‌شود، گرامی دوشیزگان و بانوان دارای نقشی حیاتی در پاسداری از اصول اخلاق و گسترش نیكی و راستی در جامعه و میهن هستند.
بانو توران شهریاری(بهرامی) كه در سال 1310 در كرمان و در یك خانواده دین‌دار و بافرهنگ زرتشتی زاده شده و یكی از چكامه‌سرایان فرهیخته معاصر جامعه به شمار می‌رود، پس از دریافت دیپلم ادبی، به كسب دانش حقوق در دانشگاه تهران پرداخت و در سال 1334 در رشته حقوق قضایی از دانشگاه حقوق تهران و در سال 1347 در رشته حقوق جزا از دانشگاه شهید بهشتی(ملی سابق) فارغ‌التحصیل شد و همه زندگی خود را به فراگیری دانش و معرفت پرداخت و با سروده‌ها و سخنرانی‌های پربار و اندیشه‌برانگیز خود، شنوندگان را به تفكر و اندیشه وادار نمود و نقش مهمی در درك و پاسداری از همه نیكی‌ها و راستی‌ها داشته‌است. و نه تنها از افراد خدمت‌گذار به میهن عزیز و جامعه  به شمار می‌رود، او ششمین زن وكیل دادگستری در ایران و نخستین فرد از هم‌میهنان غیرمسلمان می‌باشد كه در سال 1384 خورشیدی به هموندی هیات مدیره كانون وكلای مركز برگزیده شد.
تا كنون سه كتاب گوهر و نگار زن و دیوان توران از نامبرده به چاپ رسیده كه هر كدام از آنها موجب فخر و افتخار زرتشتیان و ایران می‌باشد. و به را افتادن تارنمای ایشان با نام
www.tooran.ir در روز فرخنده جشن تیرگان امسال (3767دینی زرتشتی) نویدی است برای همه زرتشتیان و بخردان و ایران دوستان و میهن‌پرستان كه بتوانند از چكامه‌ها و اندیشه‌های این بانوی گران‌سنگ و فرهیخته بهره‌مند شده و در راه درك و پاسداری از همه ارزش‌های ایرانی خویش بهره جویند. سروده‌های توران از سال 1332 در جراید داخلی و خارجی منتشر شده‌است. بر انجمن موبدان تهران نیز بایسته است كه به جهت سخنرانی‌های پربار و اندیشه‌برانگیز ایشان در مجامع عمومی كه از پرطرفدارترین سخنرانان دینی و فرهنگی بوده و می‌باشد مراتب سپاسگزاری خود را اعلام دارد. و از همسر وفادار ایشان جناب آقای ‌بهرام بهرامی و فرزندان گرانقدر ایشان نیز كمال سپاسگزاری را داریم كه این بانوی فرهیخته را در رسیدن به این مقام والای انسانی در طول زندگی یار و مددكار بوده‌اند.
بی‌گمان برای همه زرتشتیان به ویژه بانوان گرامی و دوشیزگان ارجمند، سركار خانم توران شهریاری(بهرامی) الگویی بسیار شایسته هستند، تا از دین‌داری و دین‌یاری و معرفت و شناخت و دانش و تجربه ایشان بهره گیرند و بتوانند یار و مددكار وی و دیگر ایرانیان و زرتشتیان باشند. به امید برخورداری از عمر دراز و پرفراز برای این بانوی فرهیخته و گرامی.
 


                                                                                                  رییس انجمن موبدان تهران
                                                                                                 موبد دكتر اردشیر خورشیدیان

 

 

 

به نام خداوند جان و خرد

درین كشور بانوانی را می‌شناسم كه در شعر و شاعری گشت و گذار می‌كنند و در سطوح گوناگون به سخنوری می‌پردازند. من امیدوارم صاحبان قریحه سرشار با كوشش و ممارست بسیار درین رشته به مراتب عالی دست یابند و سروده‌های اصیل و پایدار از خود به یادگار گذارند از آن جمله یكی از سخن‌سرایان پركار كه آثارش بیشتر در دسترس نگارنده قرار گرفته است و به خواندن آنها موفق شده‌ام بانو توران شهریاریست.
این بانوی دانشور و خوش‌قریحه با تحمل زخمت و سعی در پرورش آثار و اشعار استادان سخن، طبعی روان و ذوقی سرشار یافته و توانسته است منظومه‌هایی دلپذیر و خوش محتوا از نهانگاه جان آگاه خود به پهنه‌ی ظهور رساند و با چاپ و انتشار آنها خدمتی شایسته به میهن عزیز و مردم آن ایفا نماید.
ویژگی‌ این بانوی محترم در شعر هدفمند بودن اوست كه این امر نخستین شرط شاعری و سخنرانیست. هدف والای این گوینده گرامی ترویج و تقویت روحیه میهن پرستی و پاسداری از آداب و سنت‌های باستانی ایرانیانست و یادكردی بسزا از نام‌آورانی كه در طی روزگاران گذشته برای این مرز و بوم سربلندی خریده و نیكنامی آفریده‌اند.
بانو توران شهریاری در پیروی ازین نیت خیر و نشانه‌گیری ازین آماج خجسته هرگز بازنماند و پیوسته به ادامه این كار مبارك همت گمارده است.
نگارنده این سطور با تمجید و تحسین از اندیشه پاك و قریحه‌ی تابناك این سخن‌سرای ارجمند توفیق روزافزون برایش از درگاه یزدان باهمت آرزو می‌كنم.

                                                                                     تهران / دیماه / 1387
                                                                                    ادیب برومند

 

 

    زن

 

بيداد و ظلم ديده و دستان‌ها
ناليده‌اي چو ني به نيستان‌ها
با اشك چشم و خون جگر خوان‌ها
يادآور لطافت باران‌ها
ديدي ستم ز تندر و توفان‌ها
گردن نهاده بر همه فرمان‌ها
هستي و زندگاني انسا‌ن‌ها
نيكان و بخردان و جهانبان‌ها
آن‌گه نهاد رو به دبستان‌ها
شمع فروغمند شبستان‌ها
رونق گرفت از تو گلستان‌ها
جان داده‌اي به دفتر و ديوان‌ها
گوي سبق ربوده‌اي ز ميدان‌ها
الكن بود زبان سخندان‌ها
پژمرده‌اي ز سوز زمستان‌ها
ديدي غم زمانه به دوران‌ها
دادي چه كشته‌ها و چه قربان‌ها
پرداختي غرامت و تاوان‌ها
سودي ندارد آن همه عنوان‌ها
نقشي است بي‌ثبات بر ايوان‌ها
لنگ است پاي منطق و برهان‌ها
رونق دهند و جلوه به دكان‌ها
تا بر هباست پايه و بنيان‌ها
تا بگسلد هر آينه پيمان‌ها
تا گفته نايد از بن دندان‌ها
تا نابرابري است به ميزان‌ها
تا سست مانده پايه ايمان‌ها
تا زور هست حاكم انسان‌ها
تا زان، چو توسني است به جولان‌ها
در مُلك چين و كشور خاقان‌ها
با اختلاف بينش مهمان‌ها
باشد مثال مشت به سندان‌ها
با آگهي و بينش وجدان‌ها
با نور علم و روشني جان‌ها
با سعي در زدودن حرمان‌ها
چون از خداست خلقت انسان‌ها
خشكيده باد ريشه كفران‌ها
                                                       /

 

زن، اي ستم كشيده به دوران‌ها
فريادي از سراسر تاريخي
گسترده‌اي به بزم زِبَردستان
سنگ صبور هستي و در آن حال
اي سرو ناز سايه فكن يك عمر
اي مادر اي فرشته هستي بخش
از دامن تو يافته استمرار
دامان مهرپرور تو پرورد
اول بشر ز دامن تو آموخت
شوقِ فروزش از تو فرا بگرفت
گل از تو رنگ و بو به وديعت برد
شعر و ادب ز نام تو نامي شد
در علم و دانش و هنر و فرهنگ
در وصف حسن و شرح دلارائيت
هرچند خود بهار طرب زايي
اي روح پاك، اي همه زيبايي
از تيغ زن ستيزي نااهلان
آري به جرم مادر و زن بودن
اي زن قسم به حرمت انساني
تا مرد فكر سلطه بود، زن نيز
جهل و خرد ستيزي تا تازد
ناداني و خرافه و موهومات
تا ساق و شاخه بگسلد از ريشه
تا خانواده‌هاست اساسش سست
تا مرد نيست با زن خود همدل
تا قدر خويش را نشناسد زن
تا همرهي نباشد و هم فكري
تا سلطه‌جو سلطه‌پذيري هست
تا ديو دل سياه هواي نفس
صدها نشست و گردهم آيي نيز
با گونه‌گون تضاد و دگرگوني
سامان به كار زن ندهد،‌ زنهار
بي‌شك بياري خرد و دانش
با اعتلا و گسترش فرهنگ
با ديدگان باز و دلي بيدار
مرد و زنند نزد خدا يكسان
تبعيض بين اين دو بود كفران
                                                   /

 

 

1- در حاشيه چهارمين كنفرانس بين‌المللي زن كه از طرف سازمان ملل در شهريور 1374 در شهر پكن برپا گرديد، سروده شد و در همن تاريخ در روزنامه اطلاعات درج گرديد. شگفت اين كه درست پس از گذشت يك سال از كنفرانس پكن، قواي طالبان در افغانستان كه نزديك و مجاور چين است كابل را به تصرف درآوردند و نسبت به زن چنان رفتار غير انساني روا داشتند كه روح بشريت از آن جريحه‌دار است.