|
|
||
|
|
||
|
پاسخی به اقای خامنه ای/ کاووس ارجمند
همانگونه که همگان آگاهی یافتند آقای خامنه ای برای دیداری از استان فارس به شیراز وارد شدند و گویا از کاخهای تخت جمشید نیز بازدیدی داشتند. ایشان در مورد بناهای با شکوه تخت جمشید با بی مسئو لیتی کامل گفتند که این کاخها از نظر معنوی بی ارزش است و ادامه میدهند که شاید در همین ایام نوروز انسانهای زیادی در برابر طاغوت در آن دوران قربانی شده باشند. این گفته آقای خامنه ای در ادامه برنامه های ضد ملی نظام و اقتداریست که حاظر است منافع ملی کشور و ملت کهنسال ایران را به کرشمه اعراب خودی در اختیارشان قرار دهد. این نظام ولایتی به تنها چیزی که اعتنائی ندارد غرورو فرهنگ ملیست.زمانیکه تصویر رئیس جمهوری فرمایشی ایران احمدی نژاد در نشست سران کشورهای عربی حاشیه خلیج پارس رادیدم دچار چنان سرخوردگی و گیجی شدم که حال خود را تا مدتی نمی فهمیدم .رئیس جمهوری فرمایشی در صندلی مخصوص و زیر پلاکارتی نشسته بودند که برروی آن نوشته شده بود کنفرانس سران کشورهای حاشیه خلیج عربی . تو گوئی این حکومت بدستان غافل از این هستند که ملت ایران چه حساسیت بخصوصی به مسائل ملی دارد. در 19 ماه می 1953 میلادی برابر با 29 اردیبهشت سال 1332 خورشیدی دکتر محمد علی ملکی وزیر بهداری در کابینه دکتر مصدق در نشست جهانی در مورد بهداشت در شهر زوریخ زمانیکه نماینده انگلستان جزیره بحرین را منطقه تحت الحمایه انگلستان خواند با پرخاش به نماینده انگلستان گفت دولت استعماری انگلستان جزیره بحرین را اشغال نظامی کرده است و جزیره بحرین بخش جدا نشدنی از کشور ایران است و بایستی نیروهای نظامی انگلستان بحرین را ترک کنند این موضوع و این واکنش سریع ایران با تیتر درشت در روزنامه ها چاپ و به سراسر جهان نیز مخابره شد. و ملت رشید ایران نیز از دکتر ملکی در بازگشت به ایران به گرمی استقبال کرد. و اما دریغ از بی تفاوتی و بی لیاقتی رییس جمهور فرمایشی شما آقای احمدی نژاد که تا لحظه آخر جلسه کشورهای ساحلی خلیج فارس خاموش و بی حرکت نشست و هیچ اعتراضی نیز نکرد. و یا زمانیکه همگی وزرای خارجی کشورهای عرب در آخرین اجلاس خود ایران را محکوم کردند و حمایت خودرا از امارات اعلام داشتند وزیر خارجه ایران آقای متکی نیز هیچ اعتراضی نکرد و با دریوزگی کامل و بی تفاوت تا پایان اجلاس نشست. و جالب اینکه متحد دیرین جمهوری اسلامی یعنی سوریه نیز به نفع امارات رای داد. احمدی نژاد وشرکا که سرزمین دارا را بین خود تقسیم برادرانه کرده اند گوئی هیچ دانشی در زمینه تاریخ ملی ندارند و بجز دروس حوزوی و تاریخ و فرهنگ عربستان کتاب تاریخی دیگری را مطالعه نکرده اند. این آقایان نمی دانند که در تمام متون تاریخی و از جمله در کتابهای تاریخی اعراب از خلیج پارس بنام( بحر الفارس) یاد شده است و یونانیان از این آبراه بنام( سینوس پرشیکوس) نام برده اند. و یا فردوسی سخن سرای طوس " رهبر سیاسی و ملی ما ایرانیان" در سند تاریخی و ملی خود" شاهنامه" در هزار سال پیش چنین سروده است :
ببین این شگفتی که دهقان چه گفت بدانگه که بگشاد راز از نهفت به شهر کجاران به دریای پارس چه گوید زبالاو پهنای پارس
و باز گردیم به گفته های آقای خامنه ای در مورد تخت جمشید همینجا و در همین نوشتار به حافظه تاریخی اقای خامنه ای یاری میرسانم و برای ایشان بازگو میکنم که بر اساس تمام اسناد و مدارک موجود در کتابخانه ها و موزه های بزرگ جهان کاخهای تخت جمشید در 16 اوریل 465 پیش از میلاد مسیح و پس از پنجاه و یکسال کارهای ساختمانی به پایان رسید و تخت جمشید رسما پایتخت ایران شد و از آن پس کشور ایران دارای سه پایتخت شد ( شوش - هگمتانه- و تخت جمشید)و تمام مورخین چه یونانی وچه دیگران نوشته اند که برد گان و اسرای جنگی در ساختن تخت جمشید بکار گرفته نشدند. وبر اساس مدارک بدست آمده در کاوشهای تخت جمشید تمام مهندسین و کارگران ساختمانی در تخت جمشید از کارمزد برخوردار بودند و از نوعی بیمه بیکاری نیز بهره می گرفتند. و اصولآ برده داری در دین بهی بد انگاشته می شد و نا پسند بود. فردریک فروبل آلمانی متولد 21 آوریل 1782 مبتکر کودکستانهای تازه (کیندر گارتن) در کتاب تاریخ عمومی آموزش و پرورش خویش نوشت که ایرانیان در قرن ششم پیش از میلاد مبتکر ایجاد کودکستان و دبستان برای کودکان و نوجوانان بودند.
به نوشته فرو بل کورش بزرگ پیش از ساختن تالار پذیرایی در پاسارگاد خواسته بود که در این شهر به حد کافی کودکستان و دبستان بسازند. از طرفی زمانیکه معاون دبیر کل سازمان ملل در مورد حقوق بشر اعلام می کند که هنوز مدرکی بالا تر از منشور حقوق بشر کورش بزرگ نیست که برده داری و کشتن و اسیر کردن مخالفین را مردود می شمارد و احترام به ادیان دیگر را سفارش می کند آیا می توان پذیرفت که تخت جمشید نشانه ظلم و جور و برده کشی است ؟ در کنارتخت جمشید شهر (استخر) در دوران هخامنشیان یا پیش از آن و بدست کیومرث بنا شد و تا یورش تازیان از رونق بسیار بر خوردار بود . پس از برچیده شدن دولت ساسانیان در سال 18 هجری قمری و در زمان خلافت عمر (عثمان بن ابی العاص) پس ازکشتارمردم شهرهای شاپور – اردشیر – فیروز آباد به سوی شهر استخر که در کنار تخت جمشید قرار داشت هجوم برد و شهر را محاصره کرد( هیربد) فرماندار استخر با مهاجمان تازی وارد گفت و گو شد و با پرداخت باج به تازیان از کشتار و خرابی جلو گیری کرد. مردم استخر پس از چندی دست به نافرمانی مدنی زدند و از پرداخت باج سر باز زدند و این بار در سال 29 هجری قمری" عبد اله ابن عامر" با سپاهی گران به استخر هجوم برد و مردمان بسیار کشت و شهر را نیز به آتش کشید. پس از عبداله دیگر حکمرانان تازی بر مردم استخر تاختند تا آنرا با خاک یکسان کردند و مردانش را که دلاورانه می جنگیدند از دم تیغ گزراندند. و زنان و کودکانش نیز در بازارهای شام و بغداد و دیگر بلاد بفروش رساندند و شاید از نظر شما این تاخت و تازها و غارتها همراه با مروت و معنویت بوده است. برای من که بویژه پارسیم و خانواده های بسیاری را نیز می شناسم که هنوز نام و فامیل استخری بر خوددارند و ساکن مرودشت و شیراز هستند و این نام را نگاهداشته اند و به آن نیز افتخار می کنند بسیار دردناک است که یک ایرانی باآ نهمه جنایات که تازیان بر ملت ایران در طول چند صد سال حکومت عمویان و عباسیان رواداشتند و بزرگان و دلاورانی را چون مازیار - افشین – بابک – حلاج – ابو مسلم – ابن مقفع و شاید هزاران دلاور دیگر را یا گردن زدند و یا بدار آویختند بی تفاوت باشد. بنوشته دکتر مسکوب در کتاب "دو قرن سکوت" تازیان ایرانیان را موالی خواندند و آنها را از خانه و کاشانه خود راندند و آواره بیابانها کردند و نمونه زنده این فجایع مهاجرت ایرانیان زردشتی به هندوستان پس از تسخیر ایران بوسیله تازیان و فرار دسته جمعی آنها از طبس به هندوستان منظورم" پارسیان هند" است . شاید برای شما همه این جنایات که بر ملت ایران رفته است عین معنویت است که شما را تشویق می کند که در کنار خرابه های شهر استخرو یا جای دیگری دراستان پارس جایگاه دو امپراتوری بزرگ با شال فلسطینی و دستار عربی با یستید و بر حقایق تاریخی چشم بپوشید. آقای خامنه ای اگر جنایات تازیان که به فرمان عمر خلیفه مسلمین بر مردمان شهر استخر روا داشته شد شجاعانه محکوم می کردید چون هنوز خرابه های آن بر جاست ملت ایران شاید شما را از خود می دانست. ولی افسوس که منافع حزب اله و حماس و سوریه بر منافع ملی ایرانیان نزد شما و کارگزاران شما برتری دارد. و اما سخن آخر با شما. ملت ایران در درازای تاریخ پر فراز و نشیب خود بارها مورد هجوم بیگانگان قرار گرفته و تمام ملت ایران و بخصوص مردم دلاور آذربایجان که بر اساس اطلاعات داده شده نیاکان شما نیز از سرزمین دلاوران ایران است یعنی آذربایجان و همراه با دیگر مرزنشینان غرب ایران- کردستان- همدان و بختیاری ها از مرز و بوم این میهن دفاع کرده اند و بیشترین تلفات نیز پذیرا شده اند. در صد و پنجاه سال اخیرنیز این فرهیختگان آذربایجان چون آخوندزاده – مستشار الدوله – رشدیه – ستار خان –باقرخان - طالبوف تبریزی – تقی زاده – خیابانی و کسروی بودند که مدرنیته و مشروطه را به هم میهنان خود ارمغان داشتند و حیدر عمو اقلو - دکتر ارانی تبریزی و خلیل ملکی تبریزی نیز از پایه گزاران عدالت اجتمائی و مبارزه برای حقوق برابر بودند. جای شما اما در بین هم میهنان آذربایجانی کجاست ؟ همه این زنده یادان منافع ملی را بر هر ایسم و مکتب و مذهبی ترجیح می دادند. زمانیکه پنجاه و سه نفر در دوران رضا شاه در زندان قصر بودند و جنگ جهانی دوم آغاز شده بود دکتر انور خامه ای در راهرو زندان از دکتر تقی ارانی می پرسد آقای دکتر ارانی اگر روسها که با ما هم مسلک و کمونیست هستند کشور ایران را اشغال کنند وظیفه ما کمو نیست ها در ایران چیست؟ دکتر ارانی بی هیچ درنگی پاسخ می دهد اسلحه می گیریم و از میهنمان ایران دفاع می کنیم. ( به کتاب پنجاه نفر و سه نفر نوشته دکتر انور خامه ای) رجوع کنید. همه اینها را برای شما بازگو کردم تا بدانید ملت ایران چگونه میاندیشد و به چه چیزی باور دارد و کدام ایرانی نامش در تاریخ جاودان مانده است چون کورش پدر حقوق بشر جهانی- انوشیروان دادگر- یعقوب لیث قهرمان ملی و پشتیبان زبان پارسی – کریمخان زند وکیل کارگران و زحمتکشان- امیر کبیربنیان گزار مدرنیسم و قانون – قائم مقام فراهانی مرد تدبیر و چهره تابناک ملی دکتر محمد مصدق یکی از سرشناسترین دموکراتهای قرن بیستم و حافظ منافع ملی ما ایرانیان. راستی جای شما در تاریخ کجاست؟.
|
||
|
تنها مطالب و مقالاتي که با نام جبهه ملي ايران - اروپا درج ميشود نظرات گردانندگان سايت ميباشد . |
||