|
نشست دانشجویان با مهندس عباس امیرانتظام 
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در دیدار اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر با عباس امیرانتظام، عضو جبهه ملی ایران، ابتدا یکی از دانشجویان با اشاره به سیر تشکیل این نشست ها، گفت: «انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر با فعالان سیاسی-اجتماعی جلسات بحث، نقد و گفت و گویی پیرامون فضای فعلی کشور برگزار می کند تا از پس این بحث ها و صحبت ها بتواند مواضع و تحیل های خود را جهت دهی و سازماندهی نماید.» عباس امیرانتظام در ابتدا با اشاره به روی کار آمدن محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری ایران، دوران کنونی بدترین دوران طی ۲۸ سال گذشته دانست و گفت: «اعمال غیرمنطقی و غیرعلمی که ایشان تحت لوای تشکیلاتی سازمان یافته انجام می دهد باعث ورشکستگی مملکت، از بین بردن منابع و نابودی فرهنگ ایران شده است. انتخابات پیش رو هم صرفا نمایشی است جهت آن که نشان دهند ملت ایران خواهان چنین تغییراتی است.» مهندس امیرانتظام در ادامه با اشاره به شرایط سیاسی جهانی، خاطرنشان کرد: «شرایط سیاسی در جهان مقدم بر تصمیمات درونی است. شما تصور نکنید تمام اتفاقاتی که داخل یک کشور می افتد به دست ملت ها انجام می پذیرد، حال آن که سرنخ دست کسان دیگری است. در همین مورد می توان به شرایط پاکستان و ترور هدفمند خانوم بوتو و توافق گروه ها و جناح های این کشور بعد از این ترور اشاره کرد. بنده چندین ماه پیش از کنفرانس آناپولیس چنین احساس می کردم که تا پایان دوران ریاست جمهوری جرج بوش، تغییرات مهمی در ایران اتفاق خواهد افتاد، ولی پس از آن مسائل دیگری اتفاق افتاد و این طرح شبهه ناک شد.» امیرانتظام در ادامه با غیرممکن ندانستن صلح اعراب و اسرائیل، افزود: «در صورتی که مذاکرات اسرائیل و فلسطین منجر به صلح شود، قطعا در ایران هم آقایان بر سر قدرت نخواهند بود. سرنوشت کشورهای منطقه بستگی به انجام اهداف ابرقدرت دنیا، آمریکا، دارد.» وی در ادامه به جنگ اول خلیج فارس و استفاده آمریکا از سلاح های پیشرفته در این جنگ و تسلیم شدن بدون درگیری شوروی پس از مشاهده این صحنه ها، اشاره کرد. امیرانتظام با اشاره به وضعیت کشور ایران در آینده گفت: «من آینده را برای ایران خوب و روشن می بینم، اما توجه داشته باشید که استقلال مطلقی نخواهد بود. نباید به دنبال مطلق ها رفت و بایستی حقیقت را پذیرفت. بهترین حکومت برای ایران حکومتی است که به فکر منافع ملی کشور باشد و در عین حال بتواند با دنیا وارد معامله و تعامل متقابل شود. تکنولوژی و سرمایه جهت رشد را ما نداریم بلکه باید از دیگران تامین کنیم که این ها را مجانی در اختیار ما قرار نمی دهند. ما باید ضمن این که سهم قدرت های بزرگ را بپردازیم، بایستی به فکر حفظ منافع کشور خود باشیم.» این عضو جبهه ملی با اشاره به این که با انتقام هیچ مشکلی حل نمی شود، اظهار داشت: «به جز افرادی که جان خود را از دست داده اند، در میان کسانی که همچنان زنده اند، هیچ کس به اندازه من هزینه نداده است. من ۲۸ سال است که فرزندان خود را ندیده ام، خانواده، ثروت، سلامت و عمرم را از دست دادم. اما با این وجود به هیچ وجه به فکر انتقام گیری نیستم، بلکه با تمام وجود دوست دارم که کشوری آزاد داشته باشم.» امیرانتظام در ادامه با اشاره به این که ما باید ابتدا خود را بشناسیم تا ببنیم چه رابطه ای با دیگران می توانیم داشته باشیم، افزود: «اگر توانایی ها و ضعف های خود را شناسایی کنیم، می بینیم که بدون دنیای خارج نمی توانیم زندگی کنیم. هر کشور خارجی به ما به چشم منافع خود نگاه می کند. ما برای حفظ منافع کشورمان باید این کشورها و منافعشان را خوب بشناسیم. مثلا فعالیت های علمی دانشجویان ما باعث افتخار ایران است، اما این فعالیت ها ارزنی است در مقابل توده عظیم تکنولوژی جهانی. لذا ما نباید اسیر احساسات و چیزهای غیرمعقول و غیرمنطقی شویم.» این فعال سیاسی در ادامه گفت: «نباید به تاریخ شکوهمند خود غره شویم، بلکه باید ببینیم امروز چه هستیم و کجا ایستاده ایم. بدون شناخت شرایط جهانی نمی شود کاری کرد. به نظر من دانشجویان باید تمام دیدگاه ها و نظرات را بشنوند، آن ها را با هم مقایسه کنند و خودشان بهترین روش را برای آینده ایران انتخاب کنند.» پس از آن عباس حکیم زاده، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، خطاب به مهندس امیرانتظام گفت: «به نظر من گر چه شرایط جهانی در سرنوشت ملت ها و کشورها موثر است و هر کشوری به میزان قدرتی که دارد، سطح تاثیرگذاریش هم به همان میزان بالا می رود، اما فکر نمی کنم این تحلیل که تمام سرنخ ها به دست کس دیگر است چندان قرین به واقع باشد و ملت ها اگر بخواهند می توانند خود بیشترین نقش را در سرنوشتشان بازی کنند. لذا از این منظر از جنابعالی می پرسم آیا دانشجویان می توانند تاثیری، ولو اندک، در تغییر شرایط فعلی داشته باشند؟ چگونه می توانیم از حداکثر ظرفیت های موجود در جامعه برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنیم؟» امیرانتظام ضمن ابراز خرسندی از این که سخنان او مورد نقد دانشجویان قرار می گیرد، گفت: «من به شما توصیه می کنم کتاب خاطرات نیکسون را مطالعه کنید. من برای این که ذهن شما را به مقصود خودم نزدیک کنم چندتا مثال می زنم. در لهستان حکومت کمونیستی بر سر کار بود و ژنرالی در راس حکومت بود. کارگران حرکتی کردند و جنبش همبستگی به راه انداختند و در نهایت حکومت سرنگون شد. نیکسون می گوید حرکت لخوالسا در لهستان برای آمریکا ۱۰ میلیارد دلار هزینه در بر داشت. به عنوان مثالی دیگر از سال ۱۹۵۰ تصمیم آمریکا محو شوروی بود و این مسئله برنامه ۵۰ ساله ای بود که در کابینه ترومن به تصویب رسید. این هدف بدون جنگ و خونریزی در سال ۱۹۹۱ محقق شد. به شما همچنین توصیه می کنم کتاب دموکراسی نوشته نوام چامسکی را مطالعه کنید.» در ادامه یکی دیگر از دانشجویان به فعالیت های فعالین سیاسی و دانشجویی اشاره کرد و با توجه به نزدیکی به انتخابات مجلس گفت: «در ایام انتخابات آیا می توان نقش مثبتی را ایفا کرد؟ انتخابات در شرایط کنونی تا چه اندازه اهمیت دارد؟» عباس امیرانتظام در پاسخ به این سوالات گفت: «رژیم می خواهد همه چیز را مطلقا در اختیار خود داشته باشد و ما چندان کاره ای نیستیم که بتوانیم برنامه های آقایان را تغییر دهیم. بنده شخصا در انتخابات شرکت نمی کنم ولی آیان تحریم یک راهکار ابدی است؟ خیر، چرا که در هر زمان و موقعیتی بایستی بر اساس آن موقعیت تصمیم گیری کرد. شبکه های دانشجویی خیلی سریع توسط رژیم قابل متلاشی شدن است، منتها آن ها امروز در شرایطی نیستند که برخوردهای بسیار محکمی انجام دهند.» امیرانتظام در پایان و در پاسخ به سوال چه باید کرد، خاطرنشان کرد: «در حال حاضر مطالعه به همه کمک بسیاری می کند. مطالعه موجب رشد آگاهی در مورد شرایط جامعه و مردم می شود. نباید ساکت نشست. باید امید داشت، احساسات را کنار گذاشت، مطالعه کرد، منطقی نگاه کرد و نسبت به وضعیت ایران و شرایط جهان آگاهی پیدا کرد.» محمد ملکی: باید جامعه را آگاه کرد، با فشار به حاکمیت می توان آن را مجبور به پذیرش نظر مردم کرد به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه سلسه نشست های انجمن اسلامی امیرکبیر با فعالین سیاسی، اعضای واحد سیاسی این انجمن به دیدار محمد ملکی، اولین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب، رفتند. در ابتدا یکی از دانشجویان با اشاره به سه گزینه موجود جهت ایجاد تغییر گفت: «انقلابی دوباره نه چندان مطلوب است و نه در شرایط فعلی امکان پذیر، جنگ نیز هیچ گونه جای دفاعی ندارد، اصلاحات هم راه به جایی نبرد. نظر شما در این مورد چیست؟!» دکتر ملکی در خصوص راه های موجود برای ایجاد تحول اجتماعی و گزینه های ممکن، گفت: «با حمله خارجی به شدت مخالفم. چرا که نیروی خارجی هیچ گاه برای کشور آزادی، برابری و آرامش به ارمغان نخواهد آورد. می توان از مراجع بین المللی برای اعمال فشار بر حاکمیت و تعدیل اقدامات سرکوبگرانه استفاده کرد، اما حمله خارجی فاجعه بار است.» ملکی در مورد به بن بست رسیدن اصلاحات و روش های پارلمانتاریستی نیز گفت: «در دوره اصلاحات مجلس و دولت مقابل سد قدرت مطلقه گیر کردند. به نظر من با وجود ولایت فقیه که نظر او خود قانون است، ما هر چه قدر هم تلاش کنیم نمی توانیم قدرت سال ۷۶ را به دست آوریم. یادمان نرود که قتل های زنجیره ای، بستن فله ای مطبوعات، زندانی کردن فعالین سیاسی و از همه بدتر برگزاری انتخابات همراه با تقلب سال ۸۴، همه و همه در زمان خاتمی انجام شد.» وی در ادامه افزود: «اشکال عمده اصلاحات آن بود که اصلاح طلبان خودشان قبلا عامل ایجاد فساد بودند. یعنی سابقا عضو نهادهای نظامی و امنیتی بوده و ریشه در حاکمیت داشتند.» این فعال سیاسی در خصوص انقلاب، تعاریف انقلاب را متفاوت دانست و تاکید کرد: «لازم نیست هر انقلابی خشن و خونین و تغییر کلی همراه با خشونت فراوان باشد. می شود کار انقلابی کرد و دست به اسلحه هم نبرد.» ملکی راهکار پیشنهادی خود را در شرایط کنونی این گونه تبیین کرد: «اعتقاد من این است که باید شرایط آزاد را ایجاد کرد و از طرق ممکن باید به حاکمیت فشار آورد تا مجبور شود به رفراندوم و آرای عمومی مراجعه نماید.» کی از دانشجویان با نقد نظر دکتر ملکی، گفت: «با توجه به واقعیات موجود جامعه ما تحقق این موضوع تقریبا محال است.» ملکی در پاسخ گفت: «در اوایل سال ۵۶ هم کسی فکر نمی کرد تحولی به این عظمت ایجاد شود. این راه شدنی است، اما باید خود ما شرایط را به وجود آوریم. این مسئله، پروژه ای زمان بر است و تمام گروه ها باید روی این موضوع توافق کنند و حاکمیت را در این مورد در تنگنا قرار دهند.» ملکی در پاسخ به این سئوال که «فکر نمی کنید در حال حاضر مردم و حتی روشنفکران جامعه آمادگی لازم را برای این کار ندارند و هزینه این کار بسیار بالاست.» خاطرنشان کرد: «تصور نکنید مردم چندان آگاهی ندارند. من نمونه های بسیار جالبی از تحلیل های درست مردم در دورافتاده ترین روستاها به چشم دیده ام. ضمن این که مهم ترین وظیفه ما هم همین افزایش آگاهی است. تحولات اجتماعی جهشی است. ضمن این که ما در این راه هزینه های زیادی هم پرداخت کرده ایم و هنوز هم می پردازیم. اگر رادیووتلویزیون یک ماه در اختیار دانشجویان باشد ورق را برمی گردانند. ما صدها هزار دانشجو داریم، اگر اقلیتی از این ها بتوانند در خانواده، محل کار و شهر و روستای خود آگاهی بخشی کنند می توانند تحول ایجاد کنند.» سیاسی راد: حاکمیت دچار بحران مشروعیت شده است، دانشجویان باید فضای انتخابات را نقد کنند در ادامه این دیدارها اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر به دیدار علی سیاسی راد، عضو اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی، رفتند. اعضای واحد سیاسی انجمن اسلامی امیرکبیر در ابتدا با توضیح روند این دیدارها از ابتدا تاکنون، از سیاسی راد خواستند تحلیل خود را از فضای فعلی و راهکاری که دانشجویان بایستی در پیش بگیرند، مطرح نماید. سیاسی با ارائه تحلیلی از فضای به وجود آمده پس از فوت آیت الله خمینی و وضعیت محافظه کاران در ساختار قدرت گفت: «حاکمیت پس از فوت آقای خمینی دچار بحران مشروعیتی شد که همچنان هم لاینحل مانده است و مناقشاتی که شما در حال حاضر می بینید محصول همین است. در چنین شرایطی باید محافظه کاران به نوسازی دولت تن می دادند. به این معنی که از اختیار روحانیت و دخالت آن ها در امور مملکت بایستی کاسته می شد و اختیار بیشتری به مردم تفویض می شد. در کل رهبری نوع مداخله و حضورش در جامعه ایران تفاوت می کرد و از آن کاسته می شد.» این عضو سابق دفتر تحکیم وحدت با اشاره به واکنش بدبینانه محافظه کاران در ایران نسبت به پروژه نوسازی دولت گفت: «آن ها پیش بینی شان این بود که با تن دادن به این پروژه در میان مدت از ساختار قدرت به طور کامل حذف می شدند. در حالی که شاید این اتفاق به این سرعت و به این راحتی نمی افتاد، کما این که مدل هایی الان در دنیا داریم که چنین اتفاقی هنوز هم نیفتاده، هنوز ملکه هست، شاه هست و… .» سیاسی راد در ادامه افزود: «پروژه ایجاد آن مبانی مشروعیت بخش به نتیجه نرسید. تازه، الگوهای جدید و بدیلی هم به وجود آمده اند که آن الگوها از فضای باز نسبی که پس از روی کار آمدن خاتمی ایجاد شده بود، استفاده می کردند و به صورت مداوم حمله می کردند. لذا با رژیم سیاسی مواجه شدیم که بحران مشروعیت دارد، ایدئولوژی حاکم شکاف برداشته است و هیچ قدرت توجیه کنندگی ندارد رو به سرکوب آورد.» ضو شورای مرکزی ادوار تحکیم در ادامه با تحلیل رای مردم به احمدی نژاد، خاطرنشان کرد: «در انتخابات قبلی اگر مردم به احمدی نژاد رای دادند، جدا از دخالت های سازمان یافته نظامیان و…، بخش عمده ای از آن نه به خاطر شعارهای مذهبی یا دین گرایی او، بلکه به معنای نفی حاکمیت و نقد حاکمیت بود.» سیاسی راد در ادامه با اشاره به انتخابات پیش رو و نقشی که دانشجویان می توانند در قبال آن بر عهده بگیرند، گفت: «باید به حاکمیت گفت، این انتخابات نه فقط با معیارهای بین المللی، بلکه حتی با اصول، قوانین و مبانی خود شما هم، همخوانی ندارد. لذا دانشجویان روی این فرآیند به این صورت می توانند تاثیر بگذارند. باید نشان دهید که این مدل برگزاری انتخابات غیردموکراتیک است. ممکن است شما بگویید این بدیهی است و همه می دانند ولی بازگو کردن مداوم آن، موجب ایجاد یک نوع فشار به حاکمیت است. این فشار اگر زیاد شود حکومت مجبور می شود اجازه دهد نیروهای بیشتری وارد صحنه شده و وارد مجلس بشوند.» این فعال سیاسی در ادامه با اشاره به آفت فعالیت های دانشجویی در این زمینه اشاره کرد و گفت: «این که شما بخواهید درگیر فعالیت های حرفه ای سیاسی شود یا در ستادها فعالیت کنید، اولا که در حال حاضر اصلا وجود ندارد، در ثانی اگر هم بود برای شما مفسده دارد. این کار شما نیست، بلکه کار همان نیروهای سیاسی است. کار آن ها در آن حوزه است و کار شما در حوزه دیگری.» حسن آرمین: نیروهای تحول خواه باید با گفت و گو و اعتماد متقابل از تضعیف یکدیگر بپرهیزند ر سومین سری از این سلسله نشست ها اعضای واحد سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر با محسن آرمین، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دیدار و گفت و گو کردند. حسین ترکاشوند در ابتدا با اشاره به سه گانه انقلاب، جنگ و اصلاحات نظر آرمین در خصوص راه ایجاد تحول در فضای کنونی ایران جویا شد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر محسن آرمین در پاسخ به این سوال گفت: «راهکار خارجی و راهکار منتهی به خشونت که اصولا به نتیجه ای نمی رسد. راهکار خارجی اصلا نباید به عنوان یک گزینه مطرح شود و اگر تغییری وجود داشته باشد، با توجه به تجربه کشورهای همسایه، این گزینه قابل انتخاب نیست. البته با شرایطی که ما در داخل داریم، به خاطر حالت قطبی که وجود دارد، این راه هم جواب نخواهد داد و یک وضعیتی مثل عراق به وجود خواهد آمد و در ایران قطب بندی به صورتی است که به خونریزی و جنگ داخلی منجر خواهد شد. لذا به نظر من تنها راهکار، اصلاحات است.» آرمین در ادامه با اشاره به جایگاه ریاست جمهوری در ساختار قدرت در داخل ایران، افزود: «آن اوایل که آقای خاتمی به پیروزی رسید، با بررسی هایی که در سازمان انجام دادیم، به این نتیجه رسیدیم اگر هیچ فرصتی را از دست ندهیم، تنها ۲۰% قدرت می تواند در اختیار ما باشد. لذا هرگونه دامن زدن به مطالبات مردم به ضرر حرکت اصلاحات است.» این فعال سیاسی در ادامه با اشاره به فضای کشور در دوران اصلاحات گفت: «همان زمان بسیاری از دوستان ما مسائلی را مطرح کردند که به واقع به حرکت اصلاحات ضربه زد. دانشگاه ها هم در آن زمان در التهاب بودند. ما هم به ظرفیت هایمان توجه نداشتیم و سازمان و تشکیلات مناسبی هم نداشتیم. مجموعه این کارها باعث شد که جریان اصلاحات شکست بخورد و ضعیف بشود. نمونه این تضعیف را در ریاست جمهوری نهم دیدیم. تا آن جا که الان به جایی رسیدیم که حتی در ورود به حاکمیت هم مشکل داریم.» عضو سازمان مجاهدین انقلاب با اشاره به نحوه برگزار انتخابات گفت: «تفاوت این دوره با دوره های گذشته در این است که در دوره های گذشته، ابطال صندوق و تقلب های موردی داشتیم. ولی از مجلس هفتم این حرکات کاملا مهندسی شد. در این دوره، کاری به صورت استراتژیک انجام شد که نشان داد آقایان خیلی هم در بند قانون نیستند. پس ما قبل از این که اهداف اصلاح طلبی را بگوییم، نباید بگذاریم که به طور کامل حذف شویم و به دیکتاتوری برسیم. نباید بگذاریم از عرصه سیاست حذف شویم و باید نیرو داشته باشیم. حتی اگر نگاه ما ایستا نباشد، وضعیت موجود هم باقی نخواهد ماند.» در ادامه این دیدار عباس حکیم زاده به موقعیت کنونی نیروهای تحول خواه در وضعیت کنونی اشاره کرد و گفت: «در حال حاضر ما با حاکمیتی روبرو هستیم که گام به گام در حال پیشروی و به عقب راندن نیروهای تحول خواه و در کل جامعه است. از سوی دیگر با جامعه ای مواجهیم که با حملات حاکمیت هر روز دارد ضعیف تر و ضعیف تر می شود. طیفی از نیروهای تحول خواه مانند دانشجویان، معلمان، زنان، کارگران و… فعال هستند و با مقاومت خود مقابل پیشروی سریع حاکمیت در مقابل جامعه ایستاده اند، و طیف دیگر، مانند اصلاح طلبان، علیرغم پتانسیلی که دارد، منفعل است.» این دانشجو در ادامه با توجه به مواضع اصلاح طلبان گفت: «اصلاح طلب ها تحلیلشان این است که از فضای سیاسی حذف نشوند تا در یک بزنگاهی که حاکمیت دچار بحران شد بتوانند وارد صحنه شده و قدرت را در دست بگیرند. اما از یک چیز غافلند و آن هم این که اگر پیشروی حاکمیت با این سرعت در مقابل جامعه ادامه یابند در آینده ما دچار فروپاشی اجتماعی خواهیم شد به صورتی که جامعه ما مشابه جامعه ای مانند عراق یا افغانستان می شود. در آن صورت است که حتی اگر شرایط شکل گیری حاکمیت دموکراتیک در کشور ایجاد شود، پشتوانه و پتانسیل اجتماعی آن دیگر وجود ندارد و آن موقعیت کلا از موضعیت خارج می شود.» حکیم زاده همچنین خاطرنشان کرد: «در شرایط فعلی که اندک اصلاح طلبانی هم که تایید صلاحیت شده اند، با توبه نامه، تعهد و ضمانت تاییدیه گرفته اند، حتی اگر بتوانند وارد مجلس شوند، اقلیت منفعل و بی خاصیتی را تشکیل خواهند داد. از آن سو شرایط اجتماعی هم فوری تر و مهم تر است و هم نیروهای تحول خواه در صورتی که بخواهند می توانند اثرگذاری خوبی در این حوزه انجام دهند. ما از اصلاح طلبان نمی خواهیم مقابل حاکمیت بایستند یا ژست اپوزسیون به خود بگیرند، آن ها می توانند با مشخص کردن حد و حدود، خطوط قرمز و قدر بضاعت خود، با دیگر نیروهای تحول خواه و فعالین اجتماعی همراه شوند. اگر نتوان سیاست های هسته ای دولت را تغییر داد، شاید با همبستگی تمام نیروهای تحول خواه بشود حداقل مقابل طرحی مانند امنیت اجتماعی ایستادگی کرد و اقتدارگرایان را به عقب راند.» این دانشجو در پایان با اشاره به غائله جعل نشریات دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر اشاره کرد و گفت: «ما یک تجربه موفق در این زمینه داشته ایم و آن هم ایستادگی در مقابل جریانی که آمده بود با جعل ۴ نشریه دانشجویی، انقلاب فرهنگی دوم راه بیاندازد و حتی سودای تعطیلی حداقل چند دانشگاه را در سر می پروراند. اما با همبستگی و ایستادگی نیروها مجبور شد به عقب برود. به هر حال، اگر فعالین مدنی صداقت اصلاح طلبان را در این گونه موارد ببینند، قطعا از کنار ردصلاحیت آن ها هم به سادگی نخواهند گذشت و به حاکمیت اجازه نخواهند داد آن ها را به راحتی قلع و قمع کند.» محسن آرمین در پاسخ به این تحلیل گفت: «من کاملا با شما موافقم. باید نیروهای تحول خواه به گونه ای حرکت کنند که حداقل قوا و نیروهای خودشان را خنثی نکنند. ما در سازمان بر اساس همین تحلیل، با گروه های مختلف تحلیل و رایزنی داشتیم که می توانیم از مزیت نسبی همدیگر استفاده بکنیم. اگر در ریاست جمهوری، به جای تشکیل یک جبهه متحد که به نتیجه نرسید، برنامه مدون می داشتیم، بهتر به نتیجه می رسیدیم. الان می بینیم که از امکانات نظامی و اطلاعاتی کاملا استفاده می کنند. البته آنها هم برای اجرای سیاست هایشان محدودیت هایی دارند و این گونه نیست که کاملا دستشان باز باشد. وضعیت کشور به حالت بسیار نگران کننده ای رسیده است. تمام دستگاه های اطلاعاتی بسیج شده اند که جامعه ین نگرانی را حس نکند.» آرمین در ادامه گفت: «جامعه بعد از مجلس ششم، اصلا امادگی نداشت که نقدی را بشنود. یک مدتی جامعه منتظر می ماند تا ببیند که دولت جدید چه کاری انجام می دهد. در این یک سال اخیر، ما هر چند بدون برنامه بودیم، ولی بد عمل نکردیم. ما باید یاد بگیریم که از ظرفیت های هم استفاده کنیم. قبل از برنامه باید به یک اتفاق نظر در تحلیل برسیم و به جای نقد یکدیگر به هم اعتماد متقابل داشته باشیم. من با نظر شما کاملا موافقم و معتقدم بایستی بنشینیم، جلسه بگذاریم و با گروه های مختلف بحث کنیم و به جمع بندی برسیم.» یکی دیگر از دانشجویان حاضر در این جلسه از آرمین پرسید: «یکی از مشکلاتی که شخص آقای خاتمی هم بر آن تاکید می کرد، نقش گروه های فشار در سنگ اندازی مقابل اصلاحات بود. جنبش اصلاحات چه تمهیدی برای مقابله با گروه های فشار دارد؟» ین فعال سیاسی در پاسخ گفت: «مشکل واقعا گروه فشار نیست. گروه فشار معلول یک ساختار قدرت است. هدف ما اصلاح ساختار قدرت و در نتیجه گروه فشار است. نگاه ایستا، انصراف از فعالیت را به دنبال دارد. آن چه باعث می شود که جامعه ما به دنبال استبداد برود، به فرهنگ ما برمی گردد. آنچه در انقلاب اتفاق افتاد، یک تحول عمیق بود ولی آن هم نتوانست این مشکل را برای همیشه رفع کند.» دانشجوی دیگری پرسید: «آیا با حذف شخصیت های انقلابی، انقلاب به دوره انحطاط نرسیده است؟ و تا چه حد می توانیم حاکمیت را یک دست بدانیم، تا چه حد شکاف بین اصول گرایان جدی است؟» آرمین در پاسخ گفت: «حذف نیروهای انقلاب، واقعیتی تلخ است. ولی الان انقلاب ما به دلیل طبیعتی که داشته، به خشونت فراوانی نرسیده است. اگر جنگ و ترور های دهه ۶۰ نبود، ما الان همین حد از خشونت را هم نداشتیم. البته مشکل، افراد جدید نیز نیست، مشکل این است که افرادی که در زمان انقلاب نبودند، الان داعیه دار انقلاب شده اند. روشن است که آرمان های انقلاب هم وجه المصالحه قرار داده می شود. حاکمیت تحمل قرائتی متفاوت از آنچه که خود می خواهد را ندارد. در مورد سوال دوم باید بگویم که راست سنتی که پرچم رقابت با اصلاحات را برعهده داشت، به حاشیه رانده شد و یک جریانی که از دل بدنه اجتماعی بر نیامده و به قدرت و امکانات مالی وابسته است، به عرصه سیاسی تحمیل شده است. راست سنتی یک بدنه اجتماعی را نمایندگی می کند. این دو گروه در شعار مخالفت با اصلاحات با هم مشابهت داند. مخالفان ما نگاه متفاوتی از هزینه دارند. تندروها ممکن است حتی از صدور قطعنامه استقبال کنند تا جامعه را به سمت امنیتی شدن پیش ببرند و مخالفان را حذف نمایند.» در پایان مشایخی، عضو انجمن اسلامی امیرکبیر، از آرمین پرسید: «چرا اصلاح طلبان در مقابل حذف گسترده نیروهایشان واکنش درخوری را نشان نمی دهند؟ این مسئله، این پیغام را به حاکمیت می دهد که او هر طور هم که با اصلاح طلبان بازی کند، باز آن ها به همه چیز تن می دهند و در انتخابات شرکت می کنند. دوم، به نظر من باید اصلاحات خارج از دایره تنگ قدرت شکل بگیرد و اتحاد نیروهای تحول خواه مهم تر از ورود آن ها به ساختار قدرت است. آیا کاری که الان آقای کروبی با شما دارند انجام می دهند، اگر فرداروزی برای ورود به ساختار قدرت برای شما هم چنین شرطی بگذارند، به آن عمل خواهید کرد یا به احقاق حقوق کلیه گروه های سیاسی پایبند خواهید بود؟! سوم، اصلاح طلبان باید از یک سری خط قرمزهای بی موردی که حاکمیت برای محدود کردن آن ها ترسیم کرده، عبور کنند. مثلا مصاحبه با رسانه های خارجی چیزی نیست که اصلاح طلبان بخواهند آن را خط قرمز تلقی کنند.» حسن آرمین در پاسخ به این سئوالات گفت: «با توجه به نگاهی سنتی به استقلال و عدم مصاحبه با بیگانه که در جامعه وجود دارد، مخالفت با چنین اقدامی محدود به اصلاح طلبان نیست. کافی است بنده فردا با یک رسانه خارجی مصاحبه کنم، آن ها با یک برنامه ۲۰:۳۰ کل حیثیت و آبروی من را خواهند برد. در دنیای مدرن، نظارت بین اللملی به معنای دخالت نیست. اما حساسیت ما از این موضع نیست که این عمل ذاتا حرف بدی است. بلکه فرصت تهاجم را به طرف مقابل می دهد. همچنین مصاحبه با شبکه های خارجی نیز همین وضعیت را دارد. ادعای آقای کروبی این است که شما تندروی میکند اما می بینیم که مردم این عقیده را نیز نمی پذیرند.»
|