|
ای
آفريدگار پاك
ترا پرستش ميكنم و از تو ياري ميجويم
پاينده ايران
ملت گرایی، آری، جهان وطنی نه /حزب ملت ایران
هم میهنان! پاره ای از عوامل حکومت های تک صدایی که در ناآگاهی و یکسویه
تعلیم می بینند از دو ویژگی بزرگ برخوردارند:
دوم، دیگر ویژگی استبداد زدگان، " عمل زدگی" و شعار دهی است که در آنان بر
خرد گرایی پیشی می گیرد طوریکه پیش از آنکه بیاندیشند، دست به حرکات و
سخنان بی مایه برای اثبات خود به عنوان کاشف یا مخترع با مبدع و یا پیامبر
افکار نوین که جهانیان را مات و مبهوت کرده است معرفی کنند !؟ همانگونه که
بعضی از این بی هنران، نادانانه خلیج فارس را هم خلیج عربی و گاهی هم همنوا
با دشمنان میهن خلیج می نامند و بدون هر گونه بازخواستی از کنار مطلب می
گذرند کسی هم اینان را بازخواست نمی کند. بدین سان میهن به آزمایشگاه آزمون
و خطای اینان تبدیل شده است و تا حرکت بعدی خود و بوجود آوردن سرگرمی دیگری
برای طرفدارانشان به انتظار می نشینند، از ویژگی های دیگر این تفکر ، برای
بقا و رسیدن به هدف هر وسیله ای را به هر قیمتی مجاز می شمارند ( حتا
دیگرگون جلوه دادن یک عمر مبارزه ی مبارزی را که افکارش ابعاد روشن داشته
است ) علت تمامی این نامرادیها و اینگونه برخوردها را در ناآگاهی اینگونه
افراد باید جستجو کرد.
چند روز پیش همایش بدون مطالعه و بررسی همه جانبه تحت عنوان همایش "چ مثل
چمران بزرگداشت مبارزان جهان وطنی" در راستای تخطئه ی رقیبان و به ثبت
رسانیدن طرفداران یک جریان با کمک گرفتن از وجهه ی مبارزی چون ارنستو چه
گوارا و شبیه سازی چه گوارا و چمران در دانشگاه برگزار می شود و رئیس قوه
مجریه کشور هم به چنین همایشی پیام می فرستد بدون آنکه بداند که گردانندگان
همایش ، شناختی از چه گوارا ندارند و آنچه بیشتر شایان یادآوری است ، اینکه
برگزار کنندگان همایش نمی دانند چه می گویند و چه می نویسند تا آنجا که
همایش را ، همایش مبازران " جهان وطنی" نام گذاری می کنند . اصولاً
مبارزانی که به خاطر آنها این همایش را ترتیب داده اند (بدون اینکه در
تایید ویا رد اندیشه هایشان سخنی به میان آوریم که در این باره نظرها و
حرفها بسیار است) نه فقط جهان وطن نبودند بلکه از نگاه مبارزان راستین ،
همواره مفهوم ملت از جایگاه ویژه ای برخوردار است و تا آنجا ، که در همدردی
با ملتهای دیگر است که جان بر کف به یاری آنها برای رهائیشان از ستم ،
استبداد و استعمار شتافتند.
در این گرد همایی که دختر دعوت شده ی چه گوارا سخنانش را به نام مردم کوبا
آغاز می کند آیا، جهان وطن است؟ او می خواهد اعلام کند ملت در قاموس
مبارزان ارزشمند است و به خاطر آزادی و رهائیش جان می دهند . به همین دلیل
اینان برای رهایی ملت های دربند کوشیده اند و یا آنگاه که از ملت سوسیالیست
کوبا سخن می گوید . جهان وطن نیست . مبارزان و آزادیخواهان در جهان بی شک
در پاره ای از هدفهای خود دارای اشتراکاتی هستند ولی همواره تفاوتهای
فرهنگی بسیار آشکاری نیز داشته و دارند . آنگاه که کوبائیان به آنگولا می
روند برای کمک و یاری رسانی به ملت آنگولا در اثر باور آنها و احساس همدردی
آنها با ملتها در رویارویی با استبدادیان و استعمارگران است که حاضر می
شوند از جان خود گذشته پای به میدان کارزار در دیگر ممالک بگذراند و گرنه
کوبایی ، کوبایی و آنگولایی ، آنگولایی هست و خواهد ماند این امر نه تنها
جهان وطنی نیست که عین ملت گرایی است. به عکس، آنانکه بی وطن یا جهان وطن
هستند، وطنشان در چمدان هایشان است ، همان استعمارگران جهان خوار دیروز و
امروزند ، نه مبارزان ملتهای تحت سلطه استعمار و اسیر استبداد که همیشه از
ملتهای خود الهام می گیرند .
اینگونه افکار و عملکردها در پاره ای از جریانات سیاسی و استفاده های
ابزاری از هر چیز و هرکس توجیه کردن وسیله برای رسیدن به هدف را تداعی می
کند آنهم با ایده های ساختگی و با ایجاد رابطه به اصطلاح صمیمی با کشورهای
آمریکای لاتین و سوء استفاده از محبوبیت کنونی امثال اورتگا و چاوس و
فراموش کردن مردم خود . باید این گونه رفتار به سمت گرایش واقعی به عدالت
خواهی ، رفع تبعیض ها بازگردد . وگرنه یک روز به دنبال قذافی ، یک روز به
دنبال حافظ اسد ، یک روز به دنبال عرفات ، یک روز حواتمه ، یک روز بشاراسد،
یک روز فهد ، یک روز بدنبال هنیه ، یک روز هم بدنبال معاون صدام ، امروز
بدنبال پوتین و چاوس و خدا داند روز دیگر هم که نوی دیگری آمد به بازار ،
همه کهنگان به فراموشی سپرده می شوند . این همان دیپلماسی واکنشی است که
بارها گوشزد کرده ایم و عمری آن را دنبال کرده اند و به اینجا رسیده ایم که
سرزمین مان مورد تهدید بیگانگان قرار گرفته است .
حزب ملت ایران بر این باور است به جای باج دادن ها و این همه آسمان و
ریسمان کردنها و این در و آن در زدنها در آنسوی مرزها بهتر است به راستی،
به دنبال سود و صلاح ملت باشند و درصدد رفع مشکلاتشان که روزافزون است و
مطمئن باشند که تنها راه کسب حقانیت رفع تبعیض ها و روی آوردن به ملت و
مردم سالاری است. چه آنانکه بر دلهای مردم حکومت می کنند نیازی به شبیه
کردن خود به هیچ کسی ندارند و از نام دیگران برای خود اعتباری نمی سازند و
از هیچ قدرت بیگانه نیز نمی هراسند چون دامان ملت مامن آنهاست پس بهتر است
خود باشند و مردمی تا شبیه دیگری ، چه در غیر این صورت بازیگری پیش نخواهند
بود .
« پیروزملت
استقرار مردم سالاری پایندان آزادی و استقلال ملی »
دبیرخانه حزب ملت ایران
تهران 14 مهر ماه 1386 خورشیدی
|