درگذشت دکتر پرویز ورجاوند را تسلیت می گوییم 
 

با اندوه بسيار درگذشت غیرمنتظره شادروان دکتر پرویز ورجاوند، استاد دانشگاه و پژوهشگر و نویسنده برجسته تاریخ و فرهنگ ایران زمین، عضو هیئت رهبری و سخنگوی جبهه ملی ایران را كه بیش از نيم قرن زندگی خود را شجاعانه وقف مبارزه برای آزادی ملت ایران از چنگال دیکتاتوری و برقراری دموکراسی کرد، و سالها تحمل زندان را نمود، صميمانه به خانواده، هم اندیشان و ملت ایران تسليت مي گوييم و بردباري بازماندگان را از خداوند بزرگ خواستاريم.

آیین تشییع و خاکسپاری شادروان ورجاوند در ساعت 9 بامداد روز سه شنبه 22 خرداد 1386، از جلو بیمارستان باهنر (فرهنگیان سابق)، خیابان نیاوران، خیابان منظریه 1، آغاز خواهد شد. 
 

اديب برومند، لقا اردلان، عباس اميرانتظام، داود هرميداس باوند، محمد بسته نگار، عليقلي بياني، حبيب الله پيمان، غلامعباس توسلي، محمد توسلي، حسين راضي، كورش زعيم، عزت الله سحابي، حسين شاه حسيني، هاشم صباغيان، احمد صدر حاج سيد جوادي، اعظم طالقاني، ناصر فربد، محمد محمدي اردهالي، علي اكبر معين فر، سید حسین موسویان، مهدی مویدزاده، ابراهيم يزدي

---------------------------------------------------------------------------

بازگشت همه ما بسوی اوست 
 

بااندوه فراوان درگذشت شادروان دکتر پرویز ورجاوند، استاد ممتاز دانشگاه، عضو هیئت رهبری و سخنگوی جبهه ملی ایران را که یکی از چهره های مبارز و برجسته نهضت ملی ایران بود به آگاهی دوستان، هم اندیشان و ملت ایران می رسانیم.

آیین خاکسپاری آن زنده یاد در روز سه شنبه 22خرداد 1386، از ساعت 9 بامداد، از جلو بیمارستان باهنر (فرهنگیان سابق) با حرکت بسوی بهشت زهرا آغاز خواهد شد.  
 

مهندس میترا آبتین، مصطفی آجودانی، احمد آريان فرد، عبدالعلي اديب برومند، دکتر لقا اردلان، مهندس بامداد ارفع زاده، عبدالله ازدوجيني، مهندس محمد اسدی، دكتر مرتضي اشرفي، دکتر حسین اعرابی، فرهاد اعرابی، بانوفرشید افشار، علی اصغر افشارکهن، علیرضا افشاری، فرهاد اميرابراهيمي، مهندس عباس امیرانتظام، دکتر محمد امین، مهندس محمد اويسي، مهندس حسن ایزدی، مهندس ابوالفضل بازرگان، دکتر داود هرمیداس باوند، مهندس مرتضی بدیعی، دكتر جهانشاه برومند، محمد بسته نگار، تيرداد بنكدار، دكتر محمدحسين بني اسدي، دکتر احمد بهنیا، مهندي عليقلي بياني، دكتر حبيب الله پيمان، دکتر افشین جعفرزاده، حسین به آور، حاج جواد بهشتی، مسعود توانگر، دكتر غلامعباس توسلي، مهندس محمد توسلي، روح الله جیره بندی، عیسی خان حاتمی، مهندس اسماعیل حاج قاسمعلی، دکتر علی حاج قاسمعلی، دکتر جعفر حاکم زاده، مهندس ابوالفضل حكيمي، حميد خادم، دکتر محمدعلی خزائی، دکتر عبدالله خنجی، دکتر نصرالله جمشیدی، دکتر منوچهر خلیل زاده مقدم، مصطفي دیبامهر، دکتر پرویز دبیری، جمال درودی، رضا درودي، فريبا درودي، حسین راضی، مهندس آرش رحمانی، تقي رحماني، غلامرضا رحیم، دکتر علی رشیدی، بهمن رضاخاني، مهندس اشکان رضوی، دكتر حسين رفيعي، حسین ریاحی، اصغر ریسمانچیان، پرویز ریسمانچیان، منوچهر زرکشوری، مهندس کورش زعیم، مرتضی زندی، مهندس محمود زندیان، حاج محمد ساعی، دکتر محمود سامی، دكتر شاهین سپنتا، مهندس عزت الله سحابي، دکتر خسرو سعیدی، مسعود سفري، حسین سکاکی، فرزاد سلطانی، فرشاد سلطانی، دکتر منوچهر سماک، حاج علیقلی سوزنی، حاج محمد شانه چی، حسین شاه حسینی، علی شجاع، احمد شجاعی حمزه، منوچهر شجاعیان، عباسقلی شهسواری، یوسفعلی شهسواری، هدا صابر، احمد شه ناصری، حسن شهیدی، مهندس هاشم صباغيان، دکتر عباسعلی صحافیان، يوسف صحفي، دكتر احمد صدر حاج سيد جوادي، مسعود صفاریان، اکبر صفویه، محمود صوراسرافيل، مهندس مجید ضیايی، اعظم طالقاني، مهندس حسین عزت زاده، رضا عليجاني، اکبر غضنفری، شاهرخ غضنفری، رامین غنچه ای، سرلشگر بازنشسته ناصر فربد، خلیل فردوسی، دکتر محسن فرشاد، اصغر فنی پور، محمود فیض پور، علي قادري، مصطفی قاسمی، دکتر باقر قدیری اصلی، علي قديري، سید حسن قوام شهیدی، ناصر قوامی، دكتر نظام الدين قهاري، حسین کتابنویس، مهندس ژرژ کریم، ناصر کمیلیان، دکتر رضا گلنراقی، رضا لطفی پور، پریچهر مبشری، محمد محمدي اردهالي، حسين مجتهدي، مهندس رضا مستان، دکتر عبدالحسین مستوفی، دکتر مرتضی مصفا، دکتر پویا مطهری، دکتر رضا معظمی، مهندس علي اكبر معين فر، مهندس محسن مقدس زاده، منوچهر ملک قاسمی، صمد ملکی، هرمز ممیزی، رضا منتظر حقیقی، خسرو منصوريان، مهندس بابک موسوی، دکتر سید حسین موسویان، امیرمسعود موگویی، دکتر مهدی مویدزاده، نعمت الله میرعظیمی، مهندس لطف الله ميثمي، دکتر اصغر مینو، دکتر علی اکبر نقی پور، دكتر محمود نكوروح، دکتر مجتبی نیک نژاد، ابوالفضل نیماوری، مهندس جمال هاشمی، عباس همایونی، مهندس علی هنری، دكتر محمدرضا هوشنگ مهدوي، دكتر ابراهيم يزدي، مهندس حبیب یکتا، دکتر شکرالله یوسفی، مهدي يوسفي، حسن يوسفي اشكوري

----------------------------------------------------------------------------

ای آفريدگار پاك

ترا پرستش ميكنم و از تو ياري ميجويم

 

پاينده ايران

ايران زمين يكي از فرزندان برومندش را صبح امروز ازدست داد

دكتر پرويز ورجاوند عضو شوراي مركزي جبهه ملي ايران در گذشت

روابط عمومي حزب ملت ايران

 

---------------------------------------------------------

پاينده ايران

     اي آفريدگار پاك تو را پرستش  ميكنم و از تو ياري مي جويم

 

ميهن پرستي ديگر در دل ايران زمين جاي گرفت

 

دكتر پرويز ورجاوند " مبارز ديرپاي جنبش ناسيوناليسم ايراني كه پس از آشنايي با مبازات نهضت ملي ايران وارد فعاليتهاي سياسي شد و در نخستين مرحله به مكتب پان ايرانيست پيوست و در پي شناخت پاره اي از عناصر دون پايه و وابسته به استبداد و ارتجاع و تصفيه آنان آگاهانه و متعهدانه در سازمان پان ايرانيست (پرچمدارن) همگام با شهيد دلاور و نستوه روان شاد محمد مهرداد وعلي محمد لشگري ، منوچهر تيمسار و دكتر ناصر انقطاع تلاش هاي سازنده خود را نظم داده و در نهضت ملي ايران به رهبري جاويد نام دكتر محمد مصدق را  همان آغاز جواني (در دبيرستان شرق تهران)و دانشكده ادبيات و علوم انساني و مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران استمرار داد و در پاريس به گونه دانشجويي مقاوم همچنان در دفاع از نهضت ملي ايران پايدار ماند .

دكتر پرويز ورجاوند " پس از گذراندن دوره دكتري در باستان شناسي و مردم شناسي به ميهن بازگشت و به تدريس و تعليم پرداخت .

تا عصر انقلاب ، مبارز دلباخته ايران زمين و سربلندي آن با حفظ پيوند عقيدتي خود با شهيد داريوش فروهر تلاش هاي خود را ادامه داد . وي در دولت موقت كفالت وزارت فرهنگ و هنر را برعهده گرفت و پس از آنكه اين وزارت در حيطه وزارت علوم و آموزش عالي قرار گرفت دكتر ورجاوند از كارهاي اجرايي دوري كرد و چون گذشته در فضاي پژوهش و تحقيقات به مسائل سياسي و اجتماعي نيز توجه كامل داشت .

نزديك به سه سال در زندان جمهوري اسلامي همچنان مبارز و پژوهشگر باقي ماند و تا واپسين دم حيات با كوشش فراوان از استقلال ايران ، وحدت همه ايرانيان ، دموكراسي و حق طلبي و بدون هيچ گونه ترس و واهمه دفاع كرد و سرانجام نيز قلب آكنده از عشقش به ميهن در بامداد روز سه شنبه 19 خردادماه از تپيدن باز ايستاد و ياد او ماند و دنيايي از آرمانهاي ملت گرايانه ميهن پرستان ايران زمين .

نامش و راهش پر پوينده باد.

تهران - دبير خانه حزب ملت ايران

 22خرداد 1386 خورشيدي

 

-------------------------------------------------------------

 

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

درگذشت مبارزملی پرویز ورجاوند را تسلیت میگوییم                      بیانیه: 75

 

دکتر پرویز ورجاوند درگذشت  اما اثر مقاومت و اعتراضات  ایشان بر علیه استبداد دینی در جنبش ملی ایران و در جبهه ملی باقی است و راهشان توسط همه مبارزان ادامه میابد. خاطرات همگویی و همفکری  با ایشان  وهمداستانی در بسیاری زمینه های جنبش و بویژه دغدغه گرایشات عمیق وطن دوستی و تعلقات تاریخی ایشان بصورت گسترده همه را متاثر ازاندیشه هایش نمود.

دکتر ورجاوند زیر ستم جمهوری اسلامی در زندان بود، بسیار آسیب دید ، اما در مسیر مقاومت ملی همواره تلاش نمود و با مداخله  و حضور در جنبش های مختلف راه پر مخاطره فرهنگی و سیاسی را ادامه داده است.

حضور ایشان در تمامی تجمعات و مناسبتهایی که با نام بزرگمردان تاریخ ایران همچون دکتر محمد مصدق و بسیار قهرمانان ملی و سخنرانیهایشان در باب حرمت گذاری به میراث ملی ایرانیان بسیار آموزنده بود و بسیاری از خفتگان در خواب دینمداری را بیدار باش داد

اگر چه دکتر ورجاوند چهره در نقاب خاک کشید، اما نامش و یادش به عنوان یک مقاوم آزادیخواه ضد استبداد در تاریخ ایران باقی میماند.

حزب دموکرات ایران درگذشت دکتر ورجاوند را به خانواده  محترم ایشان وتمام اعضای جبهه ملی تسلیت میگوید .

 حزب دموکرات ایران

19/3/1386

www.irandp.net

------------------------------------------------------------------

 

 

در ارتباط با درگذشت دکتر پرويز ورجاوند

ساعاتی پيش خبر شديم که دکتر پرويز ورجاوند، باستانشناس برجسته و يکی از بهترين ياران ايرانزمين زندگی را ترک کرده اند. از دست دادن دکتر ورجاوند، که به راستی و در عمل  به فرهنگ و تاريخ ايرانزمين عشق می ورزيدند و به آن باور داشتند، دردی بزرگ و فراموش نشدنی برای دوستداران فرهنگ ايران زمين است. دکتر ورجاوند اولين باستانشناس ايران بودند که خطر سد سيوند را اعلام کردند و اولين باستانشناس و اولين شخصيت سياسی داخل ايران بودند که از فعاليت های کميته بين المللی نجات رسما حمايت کردند.  ايشان پس از فيلتر شدن سايت کميته نجات پاسارگاد در ايران، و پس از سکوت اجباری  رسانه های داخل ايران در ارتباط با پاسارگاد و خطرات آبگيری سد سيوند، به مصاحبه ای اختصاصی با کميته نجات نشستند و شجاعانه و هوشيارانه اعلام داشتند که آبگيری سد سيوند فاجعه ای ملی برای مردم ايران خواهد بود.

کميته بين المللی نجات پاسارگاد از دست دادن دکتر پرويز ورجاوند را به ملت ايران، خانواده محترم ورجاوند، و دوستان و دوستداران ايشان تسليت می گويد و نام و راه او را ـ که عشق و باور به تاريخ و فرهنگ پويای ايرانزمين است ـ برای هميشه بر تارک شمار کوشندگان حفظ و نگهبانی اين فرهنگ خواهد نشاند.

از سوی کميته بين المللی نجات پاسارگاد

شکوه ميرزادگی

نهم جون 2007

WWW.savepasargad.com

-----------------------------------------------------

پیام تسلیت جبهه دمکراتیک ایران به مناسبت درگذشت دکتر پرویز ورجاوند

21 خرداد 1386
آقای ادیب برومند رهبر جبهه ملی ایران
با اندوهی فراوان درگذشت دکتر پرويز ورجاوند عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران رابه شما ، اعضای رهبری ، شورای مرکزی و کادرها و اعضای آن جبهه تسلیت می گوییم. دکتر ورجاوند مرد بزرگی بود که دهها سال از زندگی خود را در راه آزادی و سربلندی ایران گذراند. او در جبهه علمی و مبارزه سیاسی توانمند و قابل ستایش بود. به حق مرگ او همه را درشگفتی و تاسف فرو برد. بدون تردید رژیم سرکوبگر و ضد ملی جمهوری اسلامی به دلیل فشار مستمر بر این مرد ملی در مرگ او شریک است. اگر چه این بزرگ مرد از دنیا برفت اما یاد و اندیشه او زنده است، زیرا که ایران زنده است. مراتب همدردی ما با خانواده آن مرد ملی و خود را پذیرا باشید. فرصت را مغتنم شمرده از همه آزادگان وطن پرست دعوت می کنیم در پاسداشت خدمات آن بزرگمرد به ایران در مراسم آن شادروان شرکت نمایند.
حشمت اله طبرزدی دبیرکل جبهه دمکراتیک ایران
به نمایندگی از سوی شورای مرکزی،کادرها و همه اعضا و هواداران

-----------------------------------------------------------------------------------------------

یک آزاده دیگر در جمهوری اسلامی از میان رفت/ جبهه ملی ایران (آمریکا)

 

بار ديگر از خيل شيفته گان و عاشقان ميهن ، فرزند راستين و آزاده ديگری از ملت ايران به ايديت پيوست.دکتر پرويز ورجاوند ، عضو شورای رهبری و سخنگوی جبهه ملی ايران بامداد روز شنبه در بيمارستان باهنر در تهران، دوستان و همرزمان خويش را تنها گذاشت و پيمانی را که با هم ميهنان خويش برای رسيدن به آزادی و استقلال ميهن بسته بود انجام نيافته ،ديدگان فروبست. دکتر ورجاوند ، در طول زندگی پربار و افتخار آفرين خويش ، از روزی که به خيل پيروان مکتب دکتر مصدق پيوست تا برای رسيدن به آزادی و حاکميت ملی مبارزه کند تا لحظه ای که چشم از جهان فرو بست ، همواره مورد خشم حکام ستمگر و ضد ملی بود.
دکتر پرويز ورجاوند در سال ۱۳۱۵خورشيدی متولد شد و در سال ۱۳۲۹ به عضويت جبهه ملی درآمد.دکتر ورجاونددر سال ۱۳۴۴ بهنگام تحصیل در دانشگاه سوربن فرانسه ،کنفدراسيون اروپايی جبهه ملی ايران را تاسيس کرد.وئ استاد باستان‏ شناسی و هنر دانشگاه تهران و رييس بخش ايلات و عشاير در مرکز مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران بود. پرویز ورجاوند در نخستين دولتی که پس از انقلاب ايران تشکيل شد، سرپرستی وزارت فرهنگ را به عهده داشت که پس از وی به وزارت ارشاد اسلامی تغيير نام داد.در اوایل دهه 60 که آیت آلله خمینی،دکتر مصدق و جبهه ملی را مرتد اعلام کرده بود،دکتر ورجاوند به جرم آزادیخواهی در حکومت اسلامی ،با اتهامی واهی از سال 1360 تا 1363 به زندان رژیم اسلامی افتاد و بشدت تحت شکنجه و آزار قرار گرفت.این باستان شناس برجسته که از اعتبار جهانی برخوردار بود به عنوان رییس کنفرانس هزاره سامانیان در تاجیکستان از سوی یونسکو برگزیده شد اما حاکمان ضد فرهنگ جمهوری اسلامی از خروج او از ایران جلوگیری کردند. آقای ورجاوند که در ماههای اخير با اتهام «نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی» رو به رو بود، به دليل مشکلات جسمی در چندين نوبت نتوانست در دادگاه حاضر شود و هر بار دادگاه او به تعويق می افتاد. يادش را گرامی ميداريم و به بستگان ،همرزمان وملت ایران تسليت گفته و پيمان می بنديم راه او را تا رسيدن به آزادی ميهن همچنان ادامه دهيم.


جبهه ملی ایران (آمریکا)

شنبه 19 خرداد 1386

 

-----------------------------------------------------------------

 

تسلیت درگذشت شادروان دکتر پرویز ورجاوند

 

 

درگذشت شادروان دکتر پرویز ورجاوند
را به خانواده وی، همرزمانش و ملت ایران تسلیت میگوییم


دکتر پرويز ورجاوند، عضو شورای رهبری و سخنگوی جبهه ملی ايران، صبح روز شنبه، نوزدهم خرداد ماه 1386، در تهران درگذشت.
آقای ورجاوند، بر اثر فشارهایی که در زندانهای شاه و جمهوری اسلامی متحمل شده بود، با بيماری های بسياری دست و پنجه نرم میکرد و سرانجام با ایست قلبی، چشم از جهان فروبست.

در ماههای اخير پرویز ورجاوند با اتهام «نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی» رو به رو بود. وی به دليل بیماری نتوانسته بود در چندين نوبت در دادگاه حاضر شود و هر بار دادگاه او به تعويق می افتاد.
او که از بانیان جبهه ملی ایران در اروپا بود از دانشگاه سوربن فرانسه در رشته باستان‏شناسی و هنر فارغ‏التحصيل شد و در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان، وزارت فرهنگ و هنر ايران را برعهده گرفت. وی در پی اعتراض به اهانت آیت الله خمینی به شادروان دکتر محمد مصدق و اعتراض به قانون قصاص همراه دیگر اعضای جبهه ملی ایران از ساختار سياسی قدرت در جمهوری اسلامی ايران خارج شد و از آن پس منتقد و مبارزی فعال در راه استقرار دمکراسی و جامعه مدنی در ایران باقی ماند.

دکتر ورجاوند در سال ۱۳۴۴ خورشيدی بدنیا آمد سالها استاد باستان‏ شناسی و هنر دانشگاه تهران و رييس بخش ايلات و عشاير در مرکز مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران بود.
وی در سال ۱۳۲۹ خورشيدی به عضويت جبهه ملی درآمد وتا آخرین لحظات زندگی پرافتخارش
دمی از کوشش برای احقاق حاکمیت ملت و آرمانهای نهضت ملی ایران باز نایستاد.

جمهوری خواهان ملی ایران این ضایعه را به بازماندگان و همرزمان آن فقید تسلیت میگویند.

یادش گرامی و روانش شاد باد.


یکشنبه 20 خرداد 1386

از طرف شورای مرکزی جمهوری خواهان ملی ایران
حسن شریعتمداری

---------------------------------------------------------------

پیام تسلیت سایت مصدق

 

 

زنده یاد دکتر پرویز ورجاوند، استاد دانشگاه و پژوهشگر و نویسنده تاریخ و فرهنگ ایران، از مبارزین نهضت ملی ايران برهبری دکتر مصدق و عضو هیئت رهبری و سخنگوی جبهه ملی ایران بود كه بیش از نیم قرن زندگی خود را شجاعانه وقف مبارزه برای آزادی ملت ایران از چنگال دیکتاتوری و برقراری دموکراسی، در راه نیل به استقلال، حاکميت قانون و ملت، انتخابات آزاد و دفاع ازتماميت ارضی ايران نمود. وی تا هنگام مرگ خود علیرغم تحمل فشارها و زندانها چه در دوران رژيم پهلوی و چه در دوران رژيم استبدادی مذهبی کنونی از فعالیت و تلاش در راه آرمانهایش باز نایستاد.

سایت مصدق درگذشت ایشان را به خانواده محترم ورجاوند و تمام آزادیخواهان ایرانی صمیمانه تسلیت گفته و ضمن ابراز همدردی، برای بازماندگان ایشان صبر و بردباری فراوان آرزو دارد

سایت مصدق، سهیلا ستار

------------------------------------------------------------------------------------------

 

تسليت سازمان سوسياليست های ايران

بمناسبت درگذشت دکتر پرويز ورجاوند يکی از رهبران برجسته ی جبهه ملی ايران

 

با کمال تأسف اطلاع يافتيم که دکتر پرويز ورجاوند يکی از رهبران برجسته ی جبهه ملی ايران، استاد باستان شناسی و هنر دانشگاه تهران و يکی از برجسته ترين باستانشناسان ايران در روز شنبه 19 خرداد 1386 در تهران درگذشت .

 برای آنعده از ايرانيان که  از مبارزات نهضت ملی ايران برهبری دکتر مصدق و مبارزات نيروهای مصدقی و جنبش دانشجوئی در سالهای 1340  عليه رژيم کودتای محمد رضاشاهی ( کودتای 28 مرداد 1332) و  نيز مبارزه بخاطر برقراری حاکميت قانون و پايان دادن به رژيم استبدادی  مذهبی  حاکم بر ايران و امر مخالفت با قانون قرون وسطائی قصاص آگاهند ، نام پرويز ورجاوند نامی آشنا و اعتماد بر انگيز می باشد.

در زمانيکه جنبش دانشجوئی ايران در اعتراض  به انتخابات تقلبی مجلس شورای ملی شه ساخته و بزرگداشت روز شانزدهم آذر 1332 ( روز دانشجو )، در داخل و خارج از کشور در سالهای 1339  و 1340  مجددأ شکل گرفت و سازمان کنفدراسيون جهانی در آنزمان تشکيل شد، زنده ياد پرويز ورجاوند دانشجوی رشته باستان شناسی و هنر دانشگاه سوربن پاريس ، يکی از فعالان  کنفدراسيون و همچنين تشکيلات جبهه ملی ايران در اروپا بود که درکنار ديگر ايرانيان آزاديخواه و وطن دوست سهمی بسزا در افشاء ماهيت رژيم وابسته به امپرياليسم شاه در آن دوران داشت.

پس از پيروزی انقلاب بهمن 1357 دکتر ورجاوند در کابينه مرحوم مهندس بازرگان ، مسئوليت وزارت فرهنگ و هنر ( وزراتخانه ای که بعدأ به « وزارت ارشاد اسلامی » تغيير نام داد ) را بعهده داشت.

 اما بعد از پيروزی انقلاب عمر بهار آزادی چندان بدرازا نکشيد و بجای رژيم استبدادی شاهنشاهی ، رژيم استبدادی مذهبی بر ايران حاکم شد. زنده ياد دکتر ورجاوند همچون ده ها هزار آزاديخواه ايرانی تحت فشار و پيگرد حاکمين مستبد و قانون شکن مذهبی قرار گرفت ، ولی از دفاع  ازحقوق شهروندی و منافع ميهنی ـ که از شعارها و اصول محوری انقلاب بهمن 1357 بودند ــ دست برنداشت.

 دکتر ورجاوند در طول حيات سياسی اش بعنوان يکی از فعالان و رهبران جبهه ملی ايران هميشه  آزاديخواهی، استقلال، انتخابات آزاد، حاکميت قانون ، حاکميت ملت و دفاع ازتماميت ارضی ايران تاکيد داشت، اگرچه آن زنده ياد بخاطر تاکيد بر آن خواست ها که از اصول محوری جبهه ملی ايران می باشند ، در دوران رژيم محمد رضاشاه و رژيم جمهوری اسلامی روانه زندان شد و تحت شکنجه قرار گرفت.

سازمان سوسياليست های ايران درگذشت دکتر پرويز ورجاوند ، عضو شورای رهبری جبهه ملی ايران را به خانواده  محترم ورجاوند و بستگان و دوستان  آن مرحوم ، شورای رهبری و اعضا و هواداران جبهه ملی ايران و تمام آزاديخواهان ايران و ايران دوستان تسليت می گويد.

 

گرامی باد خاطره دکتر پرويز ورجاوند

 از سوی هيئت اجرائی سازمان سوسياليست های ايران

 دکتر منصور بيات زاده

 19 خرداد  1386 برابر با  9 ژوئن 2007

--------------------------------------------------

 بيا تا قدر يكديگر بدانيم
كه تا ناگه ز يكديگر نمانيم

دكتر پرويز ورجاوند هم رفت؛ كسي كه دانايي و كارآيي او، بخشي از سرمايه‌ي ملي ما بود، كسي كه دل‌نگراني‌ها‌‌ي‌اش، پرسش‌هاي امروز همه‌ي ماست و تا بود، ارج نگذاشتيم، آن گونه كه بايد، اين سرمايه را و به پرسش‌ها و نگراني‌هاي‌اش كم‌تر انديشيديم.

ورجاوند رفت به سراي جاودانگي و ما؛ همه‌ي ما، بخشي از داشته‌ها‌مان را همراه او به خاك سپرديم و با دستاني ‌خالي‌تر، اين بار بدون او، بازگشتيم تا همچنان دوره كنيم شب را و روز را، هنوز را.

شگفتا اين همه دليري ما از سر ناداني كه سرمايه‌ها يكايك از كف مي‌دهيم و بي‌انديشه‌اي از تهي‌دستي امروز و فردا، هر يك به تنهايي، پي يافتن آتش از نو به بي‌راه مي‌زنيم و به پديدآوري هزار باره‌ي چرخ مي‌نشينيم و به خود نمي‌آييم كه چرخ گردون به پندار ما نمي‌گردد.

از سراي بي‌كسي ما، ورجاوند هم رفت، با همه‌ي آن چه مي‌دانست و مي‌توانست و هم‌اكنون آرام خفته است، پس از رواداري آن همه نا آرامي‌ها به خويش، اما نه براي خويش.

روان ورجاوند آرام‌تر خواهد بود اگر به‌جاي او از خودمان بپرسيم؛ با مانده‌ي سرمايه‌هامان چه خواهيم كرد؟

يكمين هفتِ از دست رفتن عاشق ايران‌زمين را پشت سر گذاشتيم، تسليت برخاندانش، بر يارانش در جبهه ملي ايران و بر همه‌ي ميهن دوستان.

تحريريه ماهنامه نامه – حزب آزادي مردم ايران

--------------------------------------------------

 

به مناسبت درگذشت دکتر پرویز ورجاوند
پیام تسلیت هیات سیاسی-اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

 

با کمال تاسف باخبر شدیم که دکتر پرویز ورجاوند عضو شورای مرکزی و سخنگوی جبهه ملی ایران روز شنبه ۱۹ خرداد در تهران در گذشته است .
زنده یاد دکتر ورجاوند از مبارزان قدیمی راه آزادی و دمکراسی در دوران دیکتاتوری پادشاهی پهلوی و استبداد جمهوری اسلامی بود. ورجاوند با عشق وعلاقه به ایران و رهایی کشور از حاکمیت استبداد، در سازماندهی مقاومت مردم علیه آزادی ستیزان فعالانه مشارکت داشت و علیرغم فشار رژیم، پیوسته و خستگی ناپذیر در کنار آزادیخواهان بود. دیدگاههای خاص دکتر ورجاوند در ارتباط با مسائل اقلیتهای ملی کشورمان مانع از آن نیست تا از او چون چهره ای مبارز که تا آخرین لحظه عمر خود علیه استبداد رزمید، یاد نکنیم.
ما، فقدان دکتر پرویز ورجاوند را به اعضای خانواه، بستگان ایشان و جبهه ملی ایران صمیمانه تسلیت می گوییم و خود را در غم بازماندگان آن زنده یاد همدرد می دانیم.

هیات سیاسی-اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
سه شنبه بیستم و دوم خرداد

------------------------------------------------------------------------

 

پیام تسلیت
هیات سیاسی اجرایی اتحاد جمهوری خواهان ایران

درگذشت دکتر پرویز ورجاوند ، عضو شورای عالی جبهه ملی ایران مایه تاثر عمیق همه کسانی شد که حضور طولانی او را از آغاز جوانی تاکنون در جبهه ملی ایران و در صف مبارزین و کوشندگان برای برقراری دمکراسی و تحقق احترام به حقوق بشر در ایران پی گرفته بودند و بسیاری دیگر که با او در برهه ای از مبارزات طولانی و پیگیرش آشنا شدند و از متانت، انسانیت و سخت کوشی او در راه تحقق آرمان هایش با خبر بودند.

اتحاد جمهوری خواهان ایران فقدان دکتر ورجاوند را به خانواده او ، جبهه ملی ایران و همه کوشندگان در راه استقرار دموکراسی و حقوق بشر در ایران تسلیت می گوید.

هیات سیاسی اجرایی اتحاد جمهوری خواهان ایران
 

----------------------------------------------------------

تسلیت بمناسبت

 

                                   

                   در گذشت آقای دکتر پرویز ورجاوند 

 

با تأثر و تأسف فراوان مطلع شدیم که یکی دیگر از عاشقان ایران زمین ؛از تبار آزادگان؛

از مبارزین علیه ظلم و بیداد واستبداد؛ ازمشتاقان استقرار آزادی و سربلندی ملت شریف ایران؛

از مدافعین استقلال و تمامیت ارضی کهن سرزمین ایران؛از پویندگان راه همیشه زندهء

دکتر محمد مصدق؛ عضو شورای مرکزی و سخنگوی جبههء ملی ایران؛جهان فانی را وداع

کرده در کنار دیگر جانباختگان آزاد یخواه کشور آرمیدن گرفت.روانش شاد و یادش گرامی باد.

 

سازمان فراکسیون متحد (پیروان راه مصدق ) این ضایعهء بزرگ را به خانوادهء محترم آن مرحوم؛  

به کلیهءآزادیخواهان و مبارزین نهضت ملی ایران ؛ به پویندگان راه زنده یاد دکتر مصدق و

بالاخره به دوستان وهمراهان وی در جبههء ملی ایران تسلیت می گوید.

 

                                                                        روابط عمومی سازمان فراکسیون متحد

                                                                                  (پیروان راه مصدق)

                                                                                   فرامرز بهنام

                                                                                   20\3\1386

                                                                                   

-----------------------------------------------------------

تسلیت جمهوریخواهان لائیک به مناسبت درگذشت دکترورجاوند

 

 

 

اطلاعیه شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران

به مناسبت درگذشت دکتر پرويز ورجاوند از رهبران جبهه ملی ایران

درگذشت دکتر پرويز ورجاوند، از اعضای شورای رهبری جبهه ملی ايران و سخنگوی آن در داخل کشور را به همه طرفداران راه استقلال و آزادی ایران و به ویژه طرفداران جبهه ملی ایران تسلیت میگوییم. ورجاوند که از چهره های دانشگاهی کشور و همچنین از مبارزان و زندانیان سیاسی دو نظام بود، در روشنگری و پیکار برای به کرسی نشاندن آرمان های دمکراتیک ملی گرایان ایران چه در برابر استبداد سلطنتی پیشین و چه در برابر استبداد دینی حاضر نقش موثری ایفا نمود.
کارنامه سیاسی ورجاوند را می توان از منظرهای متفاوتی ارزیابی نمود و به قضاوت نشست. برای ما جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران که ملی گرایان را یکی از پاره های جنبش خود میشناسیم اما مرگ ورجاوند پیش از هر چیز به معنای از دست دادن یکی از یاران و همرزمان در پیکار برای استقلال، دمکراسی، لائیسیته و جمهوری خواهی در ایران است. برای منادیان زندگی، مرگ ورجاوند بیش از همه نشانه پایداری و کرنش ناپذیری انسانی آزادیخواه در برابر بنیاد گرایان اسلامی حاکم دارد که هر چه در چنته داشتند به کار گرفتند تا اراده ملتی را در هم شکنند و آن را به امت اسلامی بدل سازند و ناکام ماندند. از نظر ما دفاع خستگی ناپذیر از حقوق برابر و دمکراتیک کلیه شهروندان ایرانی صرفنظر از تعلق دینی, جنسیتی، قومی، طبقاتی و دیگر تعلقات گروهی آحاد مردم ایران، بهترین راه بزرگداشت و تداوم پویندگان جنبشی است که برجسته ترین ویژه گی آن مبارزه علیه استبداد و استعمار و تحقق دمکراسی بوده است. تامین چنین شرایطی درگرو نزدیکی و همدوشی همه طرفداران استقلال و آزادی ایران بر علیه جمهوری اسلامی ایران است. با گام نهادن در چنین راهی یاد پرویز ورجاوند را گرامی بداریم.

شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران

14 ژوئن 2007
 

---------------------------------------------------------------------------------

نوزدهم خردادماه ١٣٨٦ 
 
 

دکتر پرويز ورجاوند، سخنگوی جبهه ملی ایران، درگذشت 
 

با اندوه بسیار آگاهی یافتیم که دکتر پرویز ورجاوند، عضو شورای رهبری و سخنگوی جبهه ملی ایران، ساعاتی پیش بر اثر سکته قلبی درگذشت. دکتر ورجاوند اندیشمندی مبارز بود که همچون دیگر مبارزان راه آزادی ایران از فشار و ستم بی‌اندازه جمهوری اسلامی، بویژه در ماه‌های اخیر، بی‌بهره نماند.   
 

درگذشت این ایرانی مبارز را به همه ملت ایران، بویژه یاران جبهه ملی ایران، تسلیت می‌گوییم.  افسوس که نماند تا آزادی ایران را از چنگال دژخیمان حاکم – که دیر نخواهد بود -  از نزدیک ببیند.  روانش شاد و یادش گرامی باد. 
 

حزب پان‌ایرانیست ایران – دفتر آمریکا

-------------------------------------------------------------------------------------

اسماعيل نوری علا


بايد بگويم، ببخشيد آقايان قاضی و بازپرس و دادستان اسلامی! اين بار اين مرغ از قفس شما پريد تا نامش را، همچون خدمتگذار صميم فرهنگ ايران، بر جان های همهء نسل های اکنون و آينده ايرانزمين، جاودانه کند. يقين دارم در سرزمينی که حکومتش از مرده ها بيشتر از زنده ها می ترسد، از اين پس نام پرويز ورجاوند، چون وجدان بيدار هر ايرانی ميهن دوست، خواب را از چشم مخالفان فرهنگ اصيل ايرانی خواهد ربود.
esmail@nooriala.com
يک ساعت پيش خبر رسيد که دکتر پرويز ورجاوند، شخصيت مبارز ملی، باستانشناس دلسوز، و فرهنگی ايراندوست ما ديده از جهان نکبت بار حکومت اسلامی بربسته و رفته است تا نامش در رديف نام آنانی که تا آخرين روز عمر پر برکت شان به ايران انديشيده اند، قرار گيرد. به که بايد تسليت گفت؟ به خانواده اش، به دوستانش، به همرزمانش و يا به همهء ملت ايران که فرزندی گرانقدر را از دست داده است؟ فکر می کنم همه بايد داغ عزيزی ديگر را به يکديگر تسليت دهيم.
خاطرهء من از دکتر ورجاوند به سی و پنج سال پيش بر می گردد که هر دو در مؤسسه علوم اجتماعی تدريس می کرديم. او برای دانشجويان از زندگی ايلات و عشاير سخن می راند و من از جامعه شناسی فرهنگ ايران می گفتم . گهگاه در دفتر زنده ياد دکتر افشار نادری، رئيس مؤسسه، به هم بر می خوريم و سلام و عليک گرمی داشتيم. و من او را مردی صميمی و پاک و نيکو نهاد می ديدم.
انقلاب که رخ داد من در ايران نبودم و شنيدم که مهندس بازرگان رسيدگی به امور وزارت فرهنگ و هنر را به او سپرده است. می دانستم که کار کمرشکنی بر عهده اش گذاشته شده: پاسداری از فرهنگ و هنری ايرانی و ايرانی شده که حکومت اسلامی آمده بود آن را از بيخ و بن براندازد و چيزی جعلی و غير ايرانی را جانشين آن سازد. عمر کارش در آن سمت ديری نپائيد. در وزارت فرهنگ و هنر هم تخته شد تا به جای آن وزارت ارشاد اسلامی قد علم کند. ورجاوند را همين عشق به فرهنگ اصيل ايران به زندان هم انداخت و در آنجا کمرش واقعاً صدمه ديد و تا آخر عمر ناچار شد بر عصا تکيه کند و درد را همچون رفيقی دائمی بپذيرد.
اما او بعنوان منتقد عمليات فرهنگی حکومت اسلامی هرگز خاموشی انتخاب نکرد و، در کنار فعاليت های سياسی، بعنوان يک چهرهء راستگوی فرهنگی در هر صدمه ای که بر آثار باستانی ما وارد شد هم از غصه ناليد و هم از سر درد فرياد برداشت.
و از دو سال پيش هم، که مسئلهء نجات آثار دشت پاسارگاد پيش آمد، او از نخستين کسان بود که به اين مبارزهء فرهنگی پيوست و همچون مشاوری دلسوز و آگاه کمر خدمت به آن بست. در اين مدت بود که تفاوت او با بسيار کسان که سردوشی باستان شناسی بر شانه می زنند و خود را غمخوار ايران کهن می دانند روشن شد. در حاليکه باستانشنان ايرانی، چه در داخل و چه در خارج از ايران، از ترس از دست دادن موقعيت های خود، در مورد فاجعهء بلاغی و پاسارگاد سکوت کرده بودند و يا حتی وقيحانه بصورت توجيه کنندهء اعمال زشت سازمان ميراث فرهنگی در آمده بودند، او صدا بلند کرد، از خطرات گفت و، در داخل کشور، بعنوان مدافع پير ايران کهن پرچمدار مبارزه با زشت کاری های دستگاهی شد که عامداً می خواهد آثار پيش از اسلام ايران را از بين ببرد.
در اين مدت اهل کذب و ريا، آنان که هرچه می گويند در عمل عکس آن را انجام می دهند، او را به اتهام نشر اکاذيب و تشويش افکار عمومی به بازجوئی های مکرر کشاندند. قرار بود همين دو هفتهء ديگر هم در دادگاه حاضر شود و به جرم دفاع از هويت و فرهنگ و هستی ايرانی «ما» به «آنها» حساب پس دهد.
بايد بگويم، ببخشيد آقايان قاضی و بازپرس و دادستان اسلامی! اين بار اين مرغ از قفس شما پريد تا نامش را، همچون خدمتگذار صميم فرهنگ ايران، بر جان های همهء نسل های اکنون و آينده ايرانزمين، جاودانه کند. يقين دارم در سرزمينی که حکومتش از مرده ها بيشتر از زنده ها می ترسد، از اين پس نام پرويز ورجاوند، چون وجدان بيدار هر ايرانی ميهن دوست، خواب را از چشم مخالفان فرهنگ اصيل ايرانی خواهد ربود.

--------------------------------------------

مرتضي کاظميان؛ اينگونه اخبار تلخ، هميشه ناگهاني فرامي رسند و هميشه دردناک اند؛ خبر به همين کوتاهي با پيام کوتاه آمد؛ «دکتر پرويز ورجاوند درگذشت»...

مرد «ارجمند» ديگري از جمع بزرگان ايران زمين، صحنه انديشه و سياست را به آرامي و به يک باره ترک گفت؛ مرد «برازنده»، «ايران» را زيسته بود و پاس داشته بود...

آموزگار مهربان، جز هنگام سخن گفتن از ستم پيشگان، صدايش بلند نشد. پرويز ورجاوند به مثابه منتقدي صادق و آگاه و دلسوزي براي ملک و ملت در تمام اين سال هاي پس از پيروزي انقلاب، سخن گفت و نقد کرد. مرد آزاده، به ويژه پس از دوم خرداد 76 با وجود نقطه نظرات متفاوت، همراه منتقد و چشم نقاد اصلاحات و اصلاح طلبان شد. در تمام اين سال ها و در هر بار ديدارم با او و گفت وگو و پرسش از وي، واقع بينانه و منصفانه، شرايط زمان و مکان را تحليل مي کرد و با وجود پاره اي دل آزردگي ها و کم لطفي ها در حق اش، «منافع ملي» را ـ در تحليل نهايي ـ فداي منافع شخصي و جرياني نمي ساخت. ورجاوند در معرض چالش ها و استرس هاي متعدد، حيات سياسي خويش را تداوم بخشيد؛ از يک سو، تاکيدات او بر ايران و هويت ايران و تاريخ ايران فهم و تحمل نمي شد و متعصبانه و گاه شوونيستي ارزيابي مي شد؛ از سوي ديگر، نقادي هاي صريح اللهجه و بي پرواي او از رفتارها و اقدامات عليه حقوق اساسي شهروندان و دفاع قاطعانه اش را از حقوق بشر برنمي تابيدند؛ از يک طرف، رقابت ها و خودخواهي هاي بيمارگونه در محافل روشنفکري و مجامع سياسي، او را مي آزارد؛ و از طرف ديگر، سينه اي از سخن ها و دردهاي ناگفته را صبورانه، به اين سو و آن سو مي کشاند.

او اما تداوم و حضور منتقدانه خود را از منظري روشنفکرانه و روشنگرانه و نيز با رويکردي واجد تعهد و مسووليت، از کف نداد؛ دانشگاه، او را کاوش گر و پرسش گر و منتقد تربيت کرده بود و آموزه هاي عملي و کلامي مصدق، او را «ملي» و «ايراني» ساخته بود. اين چنين و با وجود انتقادهاي مبنايي و نقدهاي اساسي، ياور منصف جنبش اصلاح طلبي در سال هاي اخير بود. بي شک، سيدمحمد خاتمي و برخي ديگر از همراهان بلندپايه اش در دوران نخست و آخر رياست جمهوري تجربه ها و موارد متعددي را از راهنمايي ها و توصيه هاي مشفقانه او- در عين انتقادات تند و بي تعارف وي- به خاطر دارند. ورجاوند برازنده توصيف يک ناسيوناليست قرن بيستمي در ابتداي قرن بيست و يکم است؛ او پيوسته در کادر يک «ملي گرا» که ايران زمين و منافع ملي برايش نقطه عزيمت و سکوي حرکت ثابت بود، خود را تعريف و متبلور ساخت. مرد آزاده، شکسته تر و فرسوده تر - بسيار شکسته تر- از آنچه که سن و سالش حکم مي کرد، در ميان ما تنفس کرد، سخن گفت، نوشت، نقد کرد و آمد و رفت... گويي همين ديروز بود که با شور و هيجان يک «مادر» که «فرزند» خود را در معرض تطاول و زخم مي بيند، اصرار مي کرد که آنچه را بر «ايران»، در «جيرفت» مي رود، به نحوي در مطبوعات منعکس کنم و با روزنامه نگاران در ميان گذارم، و پيگير بود، پيگير آتشي که در خانه افتاده است... و همين چند روز پيشتر بود، در نيمه ارديبهشت و در مراسم روز جهاني آزادي مطبوعات که عصازنان و آهسته به جلسه اهداي قلم طلايي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات در سال 86 گام نهاد؛ در تجليل از مهندس سحابي سهيم و حاضر شد، نشست و بعدتر، آرام و در ازدحام جمعيت راه خويش گرفت و رفت... مرد ارجمند رفت؛ مثل بسياري ديگر که قدرشان - چنان که بايد- نمي دانيم و مي روند. ورجاوند رفت، با بسياري حرف هاي ناگفته؛ چنان که تنها به عنوان يک نمونه هرگاه براي گفت وگويي در مورد زنده ياد دکتر علي شريعتي، اصرارش کردم، خواهش کرد که در مجالي مناسب و «زماني ديگر» در اين باب سخن بگويد. ورجاوند از شريعتي خاطره هاي فراوان از ايام تحصيل در فرانسه داشت؛ خاطراتي که اينک بسيار دورتر از ابعاد دسترسي مايند... ورجاوند نمونه برجسته اي از روشنفکران آگاه و منتقد و متعهد و مسوول زمانه ما بود که بسيار گمنام تر از بسياري از هنرپيشگان تلويزيون درگذشت. نه کسي او را «چهره ماندگار» خطاب کرد؛ نه منزلت و توان علمي و دانش اش در حوزه باستان شناسي و ايران شناسي چنان که بايد و شايد قدر ديد و مورد توجه و استفاده مراکز و نهادهاي مربوطه قرار گرفت؛ و نه روزي آرامش لازم يک پژوهشگر را به جان لمس کرد و چشيد...

دکتر پرويز ورجاوند، با نامي ماندگارتر از آن که نيازمند «چهره ماندگار» شدن باشد و با کارنامه اي پربار از پژوهش هاي علمي و تحليل هاي راهبردي، و با يادي نيک در ميان ياران و دوستان و شاگردان، به خاک و گهواره «ايران زمين» پيوست.

يک ناسيوناليست ديگر، در ابتداي هزاره سوم ميلادي، از «ايران» رخت سفر بست؛ آن که «ورجاوند» نام ارجمند و برازنده اش بود.

ہورجاوند به معناي ارجمند، برازنده، داراي فره ايزدي و خداوند ارج (فرهنگ معين) است.

------------------------------

جناب آقای کورش زعیم و سایر دوستان و سروران جبهه ملی ایران در ایران و خارج از کشور.

 

فقدان شخصیت ایراندوست و مبارز جبهه ملی ایران دکتر پرویز ورجاوند را به خانواده ایشان، جبهه ملی ایران، ملی گرایان و ایراندوستان و ملت ایران تسلیت میگویم و

امیدوارم در این روزهای سخت و پرتنش برای سرزمینمان که غیبت حضور او بیش از

هرزمان به چشم میخورد مبارزا ن راه مصدق قدرت تحمل سوگ این یار مبارز و قدیمی خودرا داشته و قادر باشند راه وی را مصمم و سرافراز ادامه دهند.

همدرد شما،

 داریوش مجلسی.

 

--------------------------

پروين بختيارنژاد

در اولين ساعات روز شنبه به ناگاه خبر درگذشت دکتر ورجاوند، اندوهي سخت بر دل دوستان و آناني که او را از نزديک مي شناختند، انداخت و شايد هر خبري از اين دست اولين نکته اي را که به ذهن خطور مي دهد، اين است که او که بود و چه کار کرد، از کجا شروع کرد و چگونه راه طي شده را به پايان رساند و درباره ورجاوند همين قدر مي توان گفت که پس از روزهاي تلخ 28 مرداد که مصدق به قلعه احمدآباد تبعيد شد و بسياري از اهالي سياست يا در زندان، يا در تبعيد بودند، برخي نيز مجبور به مهاجرت به خارج از ايران شدند. يکي از اين مهاجران، زنده ياد پرويز ورجاوند بود که پس از کودتاي 28 مرداد به پاريس رفت و در رشته باستان شناسي در زمينه معماري باستاني ايران موفق به اخذ مدرک دکترا شد. وي همزمان با تحصيل در اين رشته کنفدراسيون دانشجويان ايراني در اروپا را بنا نهاد و در کنار دوستانش تا سال 57 در کنفدراسيون دانشجويان به فعاليت پرداخت. در سال 57 پس از پيروزي انقلاب به همراه بسياري از فعالان سياسي که در خارج از کشور زندگي مي کردند به ايران بازگشت و رسماً دفتر جبهه ملي را از نو تاسيس کرد. در آن سال پرويز ورجاوند از طرف اعضاي جبهه ملي به عضويت در شوراي مرکزي به عنوان رئيس تشکيلات جبهه ملي انتخاب شد. در سال 79 به هيات رهبري جبهه ملي و نيز به عنوان سخنگوي آن انتخاب شد.همراهان ورجاوند او را يکي از بانفوذترين اعضاي جبهه ملي در نگارش و موضع گيري ها در اعلاميه جبهه ملي مي دانند. پرويز ورجاوند در دولت موقت، سرپرست وزارت فرهنگ شد. وي از اساتيد ممتاز دانشگاه تهران و دانشکده هنر است و به تدريس شناخت سبک ها در معماري ايران پرداخت که پس از بازداشت سه ساله ديگر در هيچ دانشگاهي حضور نداشت مگر براي سخنراني و به دعوت دانشجويان. اما در سال هاي غيبت او در دانشگاه، آثار مکتوب بسياري را به رشته تحرير درآورد، کتاب پيشرفت و توسعه بر بنيان هويت فرهنگي از جمله آثار پرخواننده وي است. از دغدغه هاي اخير دکتر ورجاوند به اين موارد مي توان اشاره کرد؛ 1- پيشگيري از آبگيري سد سيوند و بيشترين فعاليت براي مصون ماندن پاسارگاد در مذاکرات خصوصي با برخي از دست اندرکاران اين طرح. 2- حفظ ميراث فرهنگي يکي از دغدغه هاي جدي دکتر ورجاوند بود. زيرا او بر اين عقيده بود که ميراث فرهنگي هر کشور عناصر تشکيل دهنده هويت يک سرزمين است. 3- در خصوص درياي خزر و تاخت و تازهاي کشورهاي همسايه براي استفاده از منابع دريايي ايران، بسيار نوشت و تذکر داد. 4- به هنگام تصميم ايران بر اخراج افغاني ها، برخي از مقامات دولت افغانستان طي ديداري با دکتر ورجاوند از او خواستند که با ميانجيگري از دولت ايران بخواهد که به اخراج افغاني ها از ايران پايان دهد. مقامات افغاني از وي خواستند، مهاجرين افغان را که برخي از آنها بيش از 20 سال سابقه زندگي در ايران را دارند، جزء شهروندان خود بداند و با اين کار به زيان اقتصاد دو کشور عمل نکنند و دکتر ورجاوند به آنها قول داد که تمام تلاش خود را براي پيشگيري از اخراج افغان ها به کار گيرد. 5- ديگر دغدغه زنده ياد پرويز ورجاوند فقط يکپارچگي ايران بود که در مقابل برخي تحرکات قوم گرايي در دانشگاه تبريز حاضر شد و به سخنراني پرداخت که عده اي نيز با پرتاب تخم مرغ از او استقبال کردند و او بدون توجه به اين عمل به سخنان خود ادامه داد و استدلال خود را در اين باره مطرح کرد. کلام آخر آنکه، به روايت دوستان ورجاوند، وي به هنگام اختلاف سليقه هاي سخت و طرح ديدگاه هاي متفاوت، در بين همفکران خود با پيش گرفتن رويه تسامح و مدارا و با طرح استدلال هاي قومي سعي در آرام کردن دوستان و حفظ روابط دوستانه داشت که يکي از مهمترين وجوه مثبت دکتر ورجاوند بوده است. به هر ترتيب پشتکار، صميميت، مدارا با دوستان و حضور کارشناسانه او در حوزه سياست نام او را جاودانه و زحمات و تلاش او را براي سربلندي ايران ماندگار کرده است و همه اين ويژگي ها مي تواند چراغ راهي براي هر ايراني خصوصاً نسل جوان امروز و نيز آيندگان باشد.

---------------------------------------------------------------------------
خاطره ام از دکتر پرویز ورجاوند/ عرفان قانعی فرد
آن موقع برای روز آنلاین - ذوقی و تفننی - می نوشتم . اسمش را شنیده بودم و در بعضی مراسم که حال و حوصله داشتم و مثل مردمان می رفتم از دور و نردیک می دیدمش و از شیک پوشی اش لذت می بردم/ که آخرین خاطره ام از او چنین بود :
----------------------
صبح روز سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۴، خانواده ناصر زرافشان و تعدادي از اعضاي اتحاد دموکراسي خواهان ايران، با تجمع مقابل در اصلي زندان اوين خواهان آزادي ناصر زراٿشان وکيل پرونده قتل هاي زنجيره اي شدند که در اعتراض به ممانعت از معالجه خود در زندان، اعتصاب غذا کرده است.
در چهارمين روز تجمع در مقابل زندان اوين، تعداد شرکت کنندگان در گردهم آيي بيشتر شده است. شرکت در اين تجمع، جزو برنامه روزانه عده اي از اٿراد قرار گرٿته است، که مي کوشند حداقل ۱ – ۲ ساعت در روز را حتماً در حوالي ظهر در آنجا باشند. امروز، اکثر چهره هاي حاضر، نسل سومي کانون نويسندگان هستند، و هر از گاه نيز براي حمايت، چهره اي و با شخصي سياسي- اجتماعي، به تجمع مي پيوند. از ميان حاضران در جمع امروز، با دکتر پرويز ورجاوند گفت و گويي کوتاه انجام دادم که
از او پرسیدم : شما براي چه اينجا آمده ايد؟
براي همدردي با زندانيان سياسي، از جمله دکتر ناصر زرافشان به اينجا آمده ام؛ براي همراهي با کساني به بند کشيده شده اند؛ به اعتبار گفته هايشان و موضع گيري سياسي شان سال هاست در زندانند، و زير ٿشار مانده اند. پديده اي که وجدان هر انسان آزاديخواه و ملي را آزرده مي کند. وظيفه ماست که در همدردي و همراهي با زندانياني که توانسته اند مقاومت کنند، ابراز وجود کنيم تا جامعه جهاني و ايراني، آگاهي يابد که هنوز گروهي در جامعه ايران وجود دارند که به شدت نسبت به مسايل مربوط به پديده آزادي بيان و قلم و انديشه، موضع مي گيرند. گروهي که مي کوشند ٿضايي باز ايجاد شود تا در آن ٿضا، صاحبان درد و انديشه، براي برون شد از بحران و بن بست ٿعلي، جامعه را ياري دهند.
ٿکر مي کنيد تحرکاتي مانند اين تجمع، عملاً نيز به تأثير مشخصي بينجامد؟
تصور بر اين است که قوه قضاييه با سابقه موضع گيري هايش در رويارويي با صاحبان انديشه و قلم در ايران، تنها با اعتراضات دسته جمعي ممکن است گردن به اصلاحي بدهد. ولي کاش اين اعتراض ها و تجمع ها تداوم يابد. به هر حال، چنين اقداماتي تأثير گذار است و سرانجام در آن ٿضاي بسته رخنه مي کند، و به مردم ايران اين پيام را مي دهد که حمايت از چهره هاي صاحب قلم و انديشه غريب واقع نشده و هرچه ٿشار حاکميت بيشتر شود، مقاومت مردمي نيز در اين زمينه بيشتر مي شود.
شما تا چه حد خوش بينيد؟
در تاريخ مشابه اين روزها را باها ديده ايم. سرانجام مقاومت ملي، سلطه خارجي و داخلي را در مسير مناٿع ملي، از سر مي گذراند.
---------------------------------
به هر حال - بدون توجه به اینکه از چه گروهی و حزبی بود - روحش شاد و غریق رحمت باد

-----------------------------------------------------------------------------

در سوک ورجاوند

به مناسبت در گذشت شاد روان دکترپرویز ور جا وند

                     استاد دانشگاه وعضو  رهبری جبهه ملی ایران
 
 
  بر نگردد تیر رفته زشصت!
 
دانشی مرد جبهه ی ملی
          رخت از این جهان فانی بست
از ستمهای چرخ نا میمون
            ساعت قلب او، زکار نشست
آن مهین راد مرد«ورجاوند»
        به« مصدق» مراد خود پیوست
مادر داغدار کشور ما
         دست افسوس می زند بر دست
داغ« اسود»ازین بشد افزون
            بر نگردد تیررفته زشصت
 
                        فریدون ضرغامی «اسود»

-----------------------------------------------------------------------

دوستان گرامی در جبهه ملی

با درگذشت دکتر پرویز ورجاوند، ایرانی آزاده و آزادیخواه، عضو رهبری جبهه ملی، مردم ایران یکی از یاران و یاوران خود در روزگار سخت کنونی مبارزه خود در راه آزادی را از دست دادند. جای او در کنار مردم خالی است ولی یاد و یادبود های او همیشه پایدار خواهد بود.

با احترام

کوروش گلنام

--------------------------------------------------------

من دکتر پرویز ورجاوند را هرگز ندیده ام

اما به تأثیر از نوشته های او و به تأثیر از کنش  و رفتار اجتماعی،  فرهنگی

 و سیاسی وی  در ایران معاصر همواره نام اونزد من  یاد آور

 ارزش های والایی همچون میهن دوستی و آزادی خواهی

 و سعادت مردم سرزمین ما بوده است.

این سوگسرود پیشکش بزرگواری ومِهر راستین و صمیمانهء او به ایران باد!
 

محمد جلالی چیمه (م.سحر)

پــرویــز ورجــاونــد

از بستر ِ کارون

تا قلّهء الوند

وز دامن کرکس

تا ساحل ِ اروند

مام ِ وطن در سوگ

در سوگ ِ یک فرزند

فرزند مِهرآموز

فرزند ِ مهر اومند

یکرنگ و یک سیما

بی مثل و بی مانند

آگاه و دانشور

آزاد و دانشمند

لوح ِ صفایش با

آئینه در پیوند

فرهنگ از او دلشاد

تاریخ از او خرسند

*** 

ای مام ِ میهن را

شایسته تر فرزند

در خانهء اجداد

هست این زمان هرچند

نقدِ هُنر بی قدر

دست ِ خِرَد در بند ؛

بی باک رُو ، زیراک

در عرصهء دیرند *

پاس ِ نجابت را

ایرانیان خواهند؛

یادت به دفتر دوخت

مهرت به جان آکند.

دلبسته با ایران،

ای گوهرین دلبند

پرویز ورجاوند

پرویز ورجاوند!

پاریس ، 11/6/2007

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*  دیرند :  یعنی زمان  ـ    

-----------------------------------------------------------

 

در اندوه دکتر ورجاوند

 و برای ورجاوند

  

دلا زسوگ نرستی رسیده سوگ دگر

 زداغ یاری نرسته رسیده سوز دگر

هوار! ای که هم اندوه روزگار منی

سحر ندیده رسیده سیاه روز دگر

پیاله باز بیاور بمستی چاره  کنم

که غمگنانه بر آرم زسینه شور دگر

دلم گرفته زاندوه و سوگواری ها

نوایی سازکن ای ساقی با سروردگر

هوای غم زده ایست پرکشیده یاردریغ

بخوان زناله ی مستانه، سازوسوزدگر

زخیل رفته اهوراییانٍ ورجاوند

بیا که سینه درانیم داغ و سوگ دگر

چه غربتیست حریفا هوار هق هق ما

بسان اخگر و آتش دلی شرور دگر

فراق یار نشاید مدد رسان ساقی

بپا کنیم از این غم شراب و سور دگر

 

گیل آوایی

11جون 2007

هلند

-------------------------------------

پرویز ورجاوند درگذشت - حسین مجتهدی

خبر کوتاه بود. دکتر پرویز ورجاوند سحرگاه امروز (یکشنبه) درگذشت. همراه دوستی که تلفنی این خبر را داد، گریستیم. مردی که افزون بر نیم قرن در پهنه سیاست، اجتماع و فرهنگ این کشور کوشا، پویا تا واپسین دم زندگانی به چالش و تلاش پرداخت، کالبد خاکی فرو نهاد و به افلاک پر گشاد. چه به تعبیر حکیم بزرگ توس که دکتر ورجاوند دلباخته او بود؛

همه مرگ را ایم برنا و پیر/ به رفتن خرد بادمان دستگیر

در دهه بیست که استبداد سلطنتی راهگشای چکمه های بیگانگان بر خاک میهن بود، غرور ملی نونهالان این مرز و بوم جریحه دار گردیده بود و از این روی اندیشه های میهن گرایانه در سر می پروراندند. دکتر ورجاوند که در آن زمان دانش آموز مدرسه شرف در تهران بود، نیز جذب حلقه پان ایرانیسم گردید.

همگام با آغاز نهضت ملی ایران به دلبستگان پیر محمد احمدآبادی پیوست و تا پایان عمر از این پیوند نگسست. از عضویت در شاخه های دانش آموزی و دانشجویی جبهه ملی ایران تا سخنگویی این جبهه و عضویت در هیات رهبری اش، در کارنامه سیاسی اوست. هنگامی که دانشجوی رشته معماری دانشگاه تهران بود به علت فعالیت های چشمگیرش در جبهه ملی ایران، از آن دانشکده اخراج شد. مجدداً دانشجوی رشته مهندسی نقشه کشی گردید. در مقاطع بالاتر به باستان شناسی گرایش مرمت و مردم شناسی روی آورد. دکترای خود را از سوربن فرانسه در رشته مردم شناسی اخذ کرد. هنگام تحصیل در فرانسه نیز از موثرترین فعالان کنفدراسیون دانشجویی، فراکسیون جبهه ملی بود که در این زمان رابطه نزدیکی نیز با شادروان دکتر علی شریعتی داشت. پس از تحصیل عازم ایران گردید و به فعالیت های علمی - پژوهشی در کنار فعالیت های سیاسی پرداخت. ساواک پیوسته مانع استخدام رسمی او در وزارت آموزش عالی گردید چرا که از سویی در کارنامه سیاسی اش بازداشت و زندان داشت و از سوی دیگر هرگز پیوندش با جبهه ملی ایران قطع نگردیده بود.

پس از انقلاب ، به دعوت شادروان مهندس مهدی بازرگان، سرپرستی وزارت فرهنگ و هنر را برعهده گرفت. از نخستین اقداماتش تعطیل ساختن اداره ممیزی بود.در آن سال ها برای حفظ میراث فرهنگی کوشش های زیادی کرد. با توجه به وجهه و سوابق علمی اش، چهره ای شناخته شده در مراکز فرهنگی - هنری جهانی بود و از این روی وزارت فرهنگ و هنر در زمان او تعاملی مثبت با نهادهای فرهنگی جهانی چون یونسکو داشت.

در کنار شخصیت هایی چون شادروان علی اردلان، حسین شاه حسینی و ادیب برومند به بازفعال سازی جبهه ملی ایران همت گماشت که تا پایان عمر از محوری ترین شخصیت های این جبهه بود. او در زمینه کارهای تخصصی اش نیز، خدمات متعدد و شایانی به دانش باستان شناسی و مردم شناسی در ایران عرضه داشت. از جمله فعالیت های او در رصدخانه مراغه، مسجد ارگ تبریز، گروه باستان شناسی دانشگاه تهران، مجله باستان شناسی، تحقیق پیرامون زندگانی مردم جنوب ایران، ایلات و عشایر و پژوهش در موسسه علوم اجتماعی دانشگاه تهران قابل ذکر است. ده ها جلد کتاب در حیطه های یادشده و صدها مقاله و مصاحبه در زمینه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و علمی، گواهی بر تلاش های خستگی ناپذیر او در این حیطه هاست. آگاهی گسترده و عمیق او بر تاریخ و فرهنگ ایران از سویی، آشنایی با دانش های نوین علمی به شیوه مدرن آن، احساس مسوولیت با تمام وجود در قبال رخدادهای سیاسی ایران و حوزه فرهنگ و زبان پارسی، عملگرایی خردگرایانه و دیدگاه های نظری در عرصه سیاست داخلی و خارجی، مطالعه و پژوهش پیوسته و روز آمد، ذوق و علاقه وافر ادبی و هنری و نیز ویژگی های برجسته شخصیتی که سرچشمه آن معنویتی درونی و به دور از شعار و ریا بود و ریشه در عواطف ژرف انسان گرایانه داشت، از وی فردی ساخته بود که یادآور مردان بزرگ تاریخ است. حلقه سه شنبه های او سالیان سال، رو به مشتاقان فرهنگ و سیاست گشوده بود. بسیاری از جوانان و کوشندگان سیاسی این مرز و بوم، رشد فکری وهویت یابی اجتماعی خود را مرهون این حلقه اند. او در هر حالی حاضر به تعطیل کردن این نشست ها نمی گردید. اندیشه های متکثر را پذیرا بود و در آن حلقه پیر و جوان، کارگر و کارمند، دانشجو و استاد، بازاری و صاحب صنعت همه راه داشتند و آنجا به تبادل اندیشه می پرداختند. او به دور از هر تبختری، شکیبا و رخ گشاده هر نقدی را، حتی اگر گزنده بود می نیوشید و با ادب و مهر پاسخ می گفت. به راستی در سوگش باید مویید که؛ دریغا تهی از تو ایران زمین.

----------------------------------------------------------------

 

مرگ پايان نيست

مهرانگيز کار

پرويز ورجاوند ايراندوست شريف هفته پيش ديده از جهان فرو بست. او با قبلي شکسته و ناخشنود از آنچه بر ايران و ايراني مي گذرد، خاطرات تلخ و شيرين خود را به خاک سپرد. پرويز ورجاوند تا واپسين دم حيات دغدغه آينده ايران را داشت و تا واپسين دم حيات تحت فشار نيروهايي بود که آينده ايران دغدغه خاطرشان نيست و همه خواسته هاي آنها محدود مي شود به زمان حال و حفظ منافع شخصي.

مراسم خاکسپاري پرويز ورجاوند از دو ويژگي برخوردار بود که به مرگ او معناي خاصي بخشيدند. زندگي آرماني و انديشه و اخلاق سياسي پرويز ورجاوند با اين دو ويژگي صورت بندي شد و به جاودانگي پيوست.

نخستين ويژگي اين بود که در مراسم خاکسپاري، نماز ميت را حسن يوسفي اشکوري به جا آورد. روحاني روشن بيني که به بهانه شرکت در کنفرانس برلين پنج سال را در زندان گذراند و متحمل انواع اهانت و تحقير شد. حتي عده اي خواستار حکم اعدامش بودند و سرانجام به خلع لباس روحانيت دادند و او را به خانه فرستادند. به جا آوردن نماز ميت در مراسم خاکسپاري پرويز ورجاوند توسط يک ايران دوست دل شکسته به اندازه کافي بر تداوم زندگي آرماني آن عزيز از دست رفته پس از مرگ مهر تأييد مي گذارد.

اما دومين ويژگي اين بود که پيکر پرويز ورجاوند از ميانه راه به دست زناني حمل شد که از شاگردان و معتقدان راه او بودند. اين رويداد خجسته، مرگ پرويز ورجاوند را به آرزوهاي بزرگي که زنان ايراني نمايندگي مي کنند، پيوند زد. اين رويداد ميراثي است از گنجينه فرهنگي شادروان ورجاوند و زندگي پربار و پرحسرتي که پشت سر نهاد، و همانند عهدي بود که جمعي از زنان ايراني به نمايندگي از بخش بزرگي از جميعت زنان ايراني با آرمان هاي پرويز ورجاوند بستند. عهد و پيمان در گورستان بسته شد، از آن رو که اخذ مجوز براي حضور زنان زنده و مردان زنده در سالن ها و تالارها امري است غيرممکن و چنانکه بدون مجوز گردهمايي اتفاق بيفتد، از دو حال خارج نيست: يا هجوم و حمله را در پي دارد، يا احضار و بازجويي حاضران در جلسه را به اتهام برنامه ريزي براي انقلاب نرم!

بنابراين تا هر زمان که شرايط موجود ادامه يابد، به عهد و پيماني که در گورستان بسته مي شود بايد اميد بست و به آن احترام گذاشت! ادامه تلاش براي مبارزه با پلشتي و سياهکاري، شيادي و ظلم و بيداد اصل واساس عهد و پيماني است که زنان با بر دوش گرفتن پيکر پرويز ورجاوند در گورستان به آن گردن نهادند. عهد و پيماني که خلاصه آن، چنين است:
داد مي خواهيم
اين بيداد را

------------------------------------------------------------------------

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازگشت