|
زندگي سياسي و
علمي پرويز ورجاوند به قلم خودش

متولد 1313 در تهران، بعد از دوره دبستان و دبيرستان و دريافت ششم رياضي و
گذراندن دوره عالي نقشه برداري در سازمان نقشه برداري مشغول به کار شدم.
سپس ششم ادبي را گرفته، در دانشگاه تهران دوره ليسانس باستان شناسي و فوق
ليسانس علوم اجتماعي را طي کرده با گرفتن بورس تحصيلي به کشور فرانسه عزيمت
و دوره انستيتوي انسان شناسي دانشگاه پاريس و مدرسه عالي لوور را گذرانيده،
توانستم دکتراي باستان شناسي را با گرايش درباره معماري ايران در دوران
تاريخي از سوربن دريافت بدارم. از 15 سالگي درگير فعاليت هاي سياسي زمان در
کنار نيروهاي ملي شدم و در 16 سالگي مسووليت روزنامه «دانش آموز» را در
برابر «دانش آموزان» که از سوي حزب توده منتشر مي شد براي طيف ملي برعهده
گرفتم و در روزنامه هايي چون پرچمدار و مجله اميد ايران به نوشتن مقاله و
داستان تاريخي پرداختم. در تمامي دوران فعاليت نهضت ملي شدن صنعت نفت حضور
فعال داشتم. بعد از کودتاي 28 مرداد مورد برخورد و دستگيري قرار گرفتم. در
نهضت مقاومت ملي از تلاشگراني بودم که چندبار دستگير و بازداشت شدم. پس از
آنکه در 1339 به فرانسه رفتم، توانستم جريان جبهه ملي را در اتحاديه
دانشجويان ايراني در فرانسه مطرح و سرانجام جبهه ملي اروپا را با همکاري
تني چند از کوشندگان پايه گذاري کنم که در اولين کنگره مسووليت هيات اجرايي
اروپا برعهده ام گذارده شد و توانستم روزنامه «ايران آزاد» را به عنوان
ارگان جبهه ملي انتشار دهم. همزمان توانستيم کنفدراسيون دانشجويان ايران را
سازماندهي کنيم و تا چند سال آن را در مسير جبهه ملي به پيش ببريم.
در بازگشت به ايران پس از مشکلاتي که با ساواک داشتم، در جريان بررسي تهيه
طرح بازسازي منطقه زلزله زده بوئين زهرا بر اثر تصادف شديد بيش از 4 ماه در
حالت فلج به سر بردم که به ياري يزدان پاک بعد از 8 ماه به تدريج سلامت
نسبي را به دست آوردم. با قبول شدن در امتحان ورودي استادياري دانشگاه
تهران به دليل مخالفت ساواک از استخدام بازماندم ولي با حمايت شادروانان
دکتر سياسي، دکتر صديقي و دکتر صفا اجازه تدريس بدون دريافت حقوق به من
داده شد. در کنار آن مسووليت بخش مردم شناسي و ايلات و عشاير موسسه تحقيقات
علوم اجتماعي دانشگاه تهران برعهده ام گذارده شد و همزمان مسووليت مرکز
آموزش و برنامه ريزي خدمات جهانگردي وابسته به سازمان جلب سياحان را عهده
دار شدم و نخستين گام ها در زمينه تربيت نيروهاي کاردان براي صنعت جهانگردي
برداشته شد. با تشکيل سازمان ملي حفاظت آثار باستاني، با عنوان مشاور عالي
و مسوول بخش تربيت کادر متخصص براي حفظ و مرمت بافت هاي قديمي و مرمت
مجموعه هاي باستاني و تاريخي به فعاليت پرداختم که عمده متخصصان معمار و
باستان شناس سازمان ميراث فرهنگي از دانش آموختگان آن دوره هاي تخصصي به
شمار مي روند. انتشار مجله هاي باستان شناسي و هنر و فرهنگ و معماري به
صورت دوزبانه از فعاليت هاي ديگر من در سازمان ملي حفاظت آثار باستاني به
شمار مي رود. در ضمن به عنوان عضو هيات تحريريه در دو مجله هنر و معماري و
هنر و مردم مشغول به فعاليت بودم. فعال ساختن بخش پژوهش هاي مردم شناسي و
ايلات و عشاير در زمينه پژوهش هاي ميداني و همچنين افزودن پژوهش هاي ميداني
به برنامه هاي رشته باستان شناسي در سطح کارشناسي و کارشناسي ارشد براي
کارآمد ساختن نيروهاي جوان، از ديگر تلاش هايم به شمار مي رود.
انجام بررسي هاي باستان شناسي و مشارکت در کاوش هاي هفت تپه، بيشاپور، تخت
سليمان و مسووليت کاوش هاي رصدخانه مراغه و مشاوره و بررسي درباره نحوه
مرمت و بازپيرايي شمار فراواني از جايگاه هاي عمده باستاني و تاريخي کشور
چون تخت جمشيد، بناهاي دوران صفوي اصفهان، آذربايجان، کاشان، شمال کشور
و... فعاليت هاي مستمري بودند که تا سال 1357 ادامه داشت و بخشي از آنها در
قالب چندصد مقاله در مجله هاي معتبر داخل و خارج و دايره المعارف هايي چون؛
ايرانيکا، دايره المعارف اسلامي، دايره المعارف تشيع، دانشنامه بزرگ فارسي،
دانشنامه زنان ايران و... به چاپ رسيده است. افزون بر آن حدود بيست جلد
کتاب در زمينه هاي انسان شناسي و ايلات و عشاير، جغرافياي تاريخي و آثار
باستاني مناطق مختلفي از ايران، سبک شناسي معماري، باستان شناسي و هنر،
شيوه مرمت بناهاي تاريخي، رابطه فرهنگ و توسعه و... تاکنون از من به چاپ
رسيده است.
مي توان گفت که فعاليت هاي سياسي پس از بازگشت از اروپا در چارچوب تماس با
همفکران جبهه ملي و نيروهاي ملي و تشکيل نشست هاي منظم با نيروهاي جوان
همچنان ادامه داشت و به مناسبت در قالب مصاحبه ها يا مقاله ها در نشريات
معروف بازتاب مي يافت. سرانجام پس از انقلاب به دعوت شادروان مهندس بازرگان
براي مدتي مسووليت وزارت فرهنگ و هنر برعهده ام قرار گرفت. در شرايط آن
زمان که پاسداري از فضاي باز و حمايت از آفرينش هاي هنري در ابعاد گوناگون
کار بسيار مشکلي به شمار مي رفت و حفظ ميراث هاي فرهنگي کشور در آن جو
آشفته ،کوششي خستگي ناپذير را مي طلبيد، با قبول مشکلات بسيار کوشش کردم تا
از ميزان فشارهاي تخريبي کاسته شود و به تلاشگران عرصه فرهنگ و هنر با
تغيير فضاي سياسي کشور اميد ببخشم. در سال 1360 و به ويژه پس از فراخوان
جبهه ملي در 25 خرداد آن سال، من و تني چند از اعضاي دولت موقت که با جبهه
ملي در پيوند قرار داشتيم، دستگير و يک دوران سه ساله زندان را از سر
گذرانديم که عوارض سنگيني بر سلامت من گذارد.
پس از آزادي تلاش هاي وسيعي در زمينه ادامه کارهاي فرهنگي و انتشار کتاب ها
و مقاله هايي جسته شد و تاکنون در موارد گوناگون اوضاع سياسي و جامعه ايران
صدها مصاحبه با رسانه ها انجام گرفته است و تلاش بر آن بوده تا اميد از
جامعه و نسل جوان رخت برنبندد و تلاش دشمنان خارجي نتواند همبستگي ملي و
يکپارچگي کشور را خدشه دار سازد.اميد به آن دارد تا به ياري يزدان پاک
بتوان در قبال معرفي تاريخ و فرهنگ پربار ايران و تشويق جامعه براي
پاسداراي از استقلال و يکپارچگي ميهن توفيق لازم به دست آيد.
عبدالرضا تاجيک؛ «پرويز ورجاوند» باستان شناس و سياستمدار ايراني صبحگاه
شنبه 19 خردادماه در سن 73 سالگي درگذشت. او از جمله اعضاي شوراي رهبري
سازمان «جبهه ملي ايران» بود. سازماني که قدمت فعاليت آن به دوران دکتر
محمد مصدق برمي گردد. ورجاوند از جمله منتقداني بود که همواره دلسوزانه سخن
گفت؛ حتي در هفتم خردادماه و دو هفته پيش از مرگش وقتي در شعبه سوم بازپرسي
دادسراي کارکنان دولت حاضر شده بود. او در سال هاي گذشته از طريق مصاحبه و
انتشار مقاله ديدگاه هاي خود را درخصوص مسائل روز بيان مي کرد. اگرچه بارها
پس از احضار عصازنان مي رفت و از خود دفاع مي کرد. اما پس از هر بازگشتي بر
يکپارچگي و همبستگي ايرانيان تاکيد مي کرد. اين سياستمدار ملي گرا که
فعاليت هاي سياسي خود را از سال هاي نخست وزيري دکتر محمد مصدق آغاز کرده
بود پس از مهاجرت به فرانسه براي تحصيل فعاليت هاي سياسي خود را در چارچوب
کنفدراسيون دانشجويان ايراني ادامه داد. او در اين مقطع نشريه «ايران آزاد»
را به عنوان ارگان «جبهه ملي» منتشر کرد. ورجاوند پس از بازگشت به ايران
همچنان به فعاليت هاي سياسي خود در قالب جبهه ملي ادامه داد تا اينکه با
پيروزي انقلاب در کابينه دولت موقت مهندس بازرگان سکان هدايت «وزارت فرهنگ
و هنر» آن زمان را عهده دار شد. اما آن زمان گروهي تلاش مي کردند تا مسائل
فرهنگي ايران را در بن بست قرار دهند. آنان نمي خواستند چنين نهادي وجود
داشته باشد. تصميم بر آن بود تا اين وزارتخانه در وزارتخانه اي ديگر ادغام
شود. لذا ورجاوند دوبار تصميم به استعفا مي گيرد اما با اصرار مهندس
بازرگان به کار خود بازمي گردد. پس او با گردآوردن چهره هاي فرهنگي در
زمينه هاي مختلف کميته هاي مختلفي را براي تدوين سياستگذاري کلان فرهنگي
ايران تشکيل مي دهد و با وجود مخالفت هاي بسيار در بازگشايي سينماها تلاش
مي کند. ورجاوند در سال 1360 و پس از فراخوان جبهه ملي در 25 خردادماه به
همراه تني چند از فعالان ملي بازداشت شد. او پس از 3سال از زندان آزاد شد و
اقدامات فرهنگي خود را در راستاي اعتلاي فرهنگ ايران زمين افزايش داد.
همانگونه که در گذشته نيز در کنار فعاليت هاي سياسي خود به انجام آن کارها
اهتمام مي ورزيد. «پايه گذاري مرکز برنامه ريزي و خدمات آموزشي و جهانگردي»
از جمله ابتکارات او در آن سال ها است. پس اولين سمتش در زمينه ميراث
فرهنگي، مشاور عالي سازمان ملي حفاظت از آثار باستاني مي شود. در آن سازمان
بود که توانست دوره هاي تخصصي براي باستان شناسان و علاقه مندان معماري
برگزار کند. آنچنان که با پيروزي انقلاب به صدا و سيما مي رود تا براي
برنامه «فرهنگ و مردم» دوره تخصصي برگزار کند. او اما به اين امر اکتفا
نکرده و با راه اندازي مجله «باستان شناسي» - مجله اي با 800 مشترک خارجي-
همزمان با مجله «هنر و معماري» - مهندس اشراق و پيرنيا - همکاري مي کند.
مجله «هنر و مردم» با هيات تحريريه سيمين دانشور، علي بلوکباشي، نفيسي و
ذکا مرکز ديگري بود که ورجاوند با آن همکاري داشته است. او تلاش مي کرد تا
با استفاده از حرفه روزنامه نگاري هنر باستان شناسي و معماري ايران را
معرفي کند. بر اين اساس بود که براي ثبت مجموعه تخت جمشيد در مجموعه آثار
جهاني يونسکو تلاش کرد. هر چند با مخالفت عده اي براي اعمال قدرت مواجه شد.
در اين زمان بود که با اخذ حکمي از آيت الله محلاتي تخت جمشيد را از تخريب
نجات داد. «گروهي متعصب در برابر آثاري که به گمان شان به طاغوت تعلق داشت
به ميدان آمدند. از کاخ گلستان شروع کردند. درگيري بين آنها و وزارت فرهنگ
و هنر زياد بود.» اين گونه بود که او در کهولت نيز باز به آبگيري سد سيوند
اعتراض کرد و سخن از پاسارگاد و ضرورت حفظ آن گفت. باستان شناسي که در کنار
فعاليت هاي سياسي خود از «کميته نجات» براي ميراث فرهنگي ايران گفت.گفتني
است پيکر دکتر پرويز ورجاوند ساعت 9 صبح روز سه شنبه از بيمارستان شهيد
باهنر تشييع مي شود.
-------------------------------------------------------------------------------
بی بی سی
پرويز ورجاوند، باستانشناس و سياستمدار ملی گرا درگذشت
 |
|
| پرويز ورجاوند در حالی درگذشت که رسماً از سوی
دادسرای کارکنان دولت به تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی متهم شده و
پرونده ای عليه وی در اين دادسرا گشوده شده بود |
پرويز ورجاوند، سياستمدار ملی گرا و مورخ و باستانشناس ايرانی در سن
73 سالگی در تهران درگذشت.
آقای ورجاوند سخنگو و عضو شورای رهبری جبهه ملی ايران
بود که از سازمانهای سياسی قديمی و فعال در تاريخ معاصر ايران به شمار می
رود، وی در نخستين دولتی که پس از انقلاب ايران تشکيل شد، سرپرستی وزارت
فرهنگ را به عهده داشت که پس از وی به وزارت ارشاد اسلامی تغيير نام داد.
علی هنری، از اعضای جبهه ملی به بخش فارسی بی بی سی
گفت که پرويز ورجاوند بامداد شنبه نوزدهم خرداد (نهم ژوئن) دچار تنگی نفس
شده و در حال انتقال با آمبولانس به بيمارستان شهيد باهنر نياوران درگذشته
است.
به گفته وی، آقای ورجاوند اخيراً دچار بيماری مرگباری
نبوده اما فشارهای عصبی بر سلامت او تأثير گذاشته بوده است.
پرويز ورجاوند به دليل اظهارنظرهايی که از طريق
مصاحبه يا انتشار مقاله در رسانه ها می کرده و بيانيه هايی که به عنوان
سخنگوی جبهه ملی انتشار می داده در سالهای اخير پی در پی به مراجع قضائی
احضار و مورد بازجويی قرار می گرفته و آخرين بار دو هفته پيش از مرگ در
دادسرای کارکنان دولت حاضر شده بوده است.
آقای ورجاوند در حالی درگذشت که رسماً از سوی دادسرای
کارکنان دولت به تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی متهم شده و پرونده ای عليه
وی در اين دادسرا گشوده شده بود.
پرويز ورجاوند فعاليت سياسی را از سالهای نخست وزيری
محمد مصدق که به نهضت ملی معروف است آغاز کرده و بعداً که برای تحصيل در
رشته باستانشناسی به دانشگاه پاريس (سوربن) در فرانسه رفت، فعاليت سياسی را
در کنفدراسيون دانشجويان ايرانی ادامه داد و نشريه ايران آزاد را به
عنوان ارگان جبهه ملی منتشر می ساخت.
پس از بازگشت به ايران که در دانشگاه تدريس می کرد
نيز همچنان از فعالان جبهه ملی بود و فعاليت او پس از انقلاب و با باز شدن
فضای سياسی ايران در صحنه اصلی تداوم يافت.
در سال 1981، آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری
اسلامی، جبهه ملی را غيرقانونی اعلام کرد و پرويز ورجاوند و شماری ديگر از
فعالان اين جبهه پس از برگزاری ميتينگ بازداشت شدند و او سه سال را در
زندان گذراند.
پس از آزادی از زندان، فعاليت پرويز ورجاوند بيشتر
وجهه فرهنگی پيدا کرد، هرچند بازشدن نسبی فضای سياسی و مطبوعاتی ايران در
دوران رياست جمهوری محمد خاتمی اين مجال را به وی داد که فعالتر از گذشته
به بيان موضعگيريهای جبهه ملی بپردازد.
داوود هرميداس باوند، استاد دانشگاه و عضو شورای
رهبری جبهه ملی به بی بی سی گفت که پرويز ورجاوند در حفظ و بقا و فعال
ماندن جبهه ملی نقش ارزنده ای ايفا کرده است.
فعاليت فرهنگی
پرويز ورجاوند علاوه بر شخصيتی سياسی، چهره ای فرهنگی
نيز بود که البته فعاليت فرهنگی او نيز همسو با انديشه سياسی وی و در
چارچوب دلبستگی به هويت ايرانی و حوزه تمدنی ايرانی بود.
به همين دليل، مقالات و اظهارنظرهايی که از وی منتشر
می شد علاوه بر مسائل ايران، اوضاع افغانستان و آسيای ميانه و قفقاز را نيز
در بر می گرفت.
از از جمله آثار قلمی وی در اين زمينه می توان به
کتابهای ايران و قفقاز،سيمای فرهنگ و تاريخ قزوين در پنج جلد و
توسعه و پيشرفت بر بنيان هويت ايرانی اشاره کرد.
وی به عنوان باستانشناسان مخالفتی جدی با احداث سد
سيوند در تنگ بلاغی استان فارس داشت که بخشی از آثار باستانی اين منطقه را
زير آب خواهد برد اما با وجود مخالفتهای وی و ديگر باستانشناسان و فعالان
فرهنگی، آبگيری سد سيوند چند ماه پيش از درگذشت آقای ورجاوند آغاز شد.
--------------------------------------------------------------
دكتر پرويز ورجاوند، از اعضاي ارشد جبهه ملي ايران صبح امروز دار
فاني را وداع گفت
20 خرداد 1386
دكتر
پرويز ورجاوند، از اعضاي ارشد جبهه ملي ايران صبح امروز دار فاني را وداع
گفت.به گزارش خبرنگار "ايلنا"، پرويز ورجاوند در سال 1313 متولد شد و صبح
امروز در سن 73 سالگي درگذشت. وي فارغالتحصيل رشته باستانشناسي و هنر
از دانشگاه سوربن فرانسه بود و در كابينه مهندس بازرگان مسووليت وزارت
فرهنگ و هنر را برعهده داشت.ورجاوند در سال 1329 به عضويت جبهه ملي درآمد و
با عضويت در جبهه ملي دوم در سالهاي اخير، سخنگويي و عضويت در شوراي
رهبري اين جبهه را بر عهده داشت.ورجاوند استاد ممتاز باستانشناسي و هنر
دانشگاه تهران و رييس بخش ايلات و عشاير در مركز مطالعات اجتماعي دانشگاه
تهران بود.وي پيش از انقلاب و همچنين پس از انقلاب سالهايي را در زندان
گذراند.پرويز ورجاوند آخرين بار براي روز هفتم خرداد ماه سال جاري به شعبه
سوم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت احضار شده بود. اتهام وي در اين پرونده
«نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي» عنوان شده بود.
-----------------------------------------
رادیو فردا
پرويز ورجاوند،
سخنگوی جبهه ملی ایران، درگذشت
پرويز ورجاوند، عضو شورای رهبری و سخنگوی جبهه ملی ايران، صبح روز شنبه،
نوزدهم خرداد ماه، در بيمارستانی در تهران درگذشت.
کوروش زعيم، از اعضای جبهه ملی ايران در مصاحبه ای به راديو
فردا، گفت که علت مرگ آقای ورجاوند «سکته قلبی» بوده است.
پيش از اين منابع خبری جبهه ملی ايران گفته بودند که آقای ورجاوند، بر
اثر فشاری که در زندان در دهه 60خورشيدی تحمل کرده بود، با بيماری های
بسياری دست و پنجه نرم می کند.
آقای ورجاوند که در ماههای اخير با اتهام «نشر اکاذيب به قصد تشويش
اذهان عمومی» رو به رو بود، به دليل مشکلات جسمی در چندين نوبت نتوانست در
دادگاه حاضر شود و هر بار دادگاه او به تعويق می افتاد.
به گفته آقای زعيم، دکتر پرويز ورجاوند در سال 1315خورشيدی متولد شده
بود
وی فارغالتحصيل رشته باستانشناسی و هنر از دانشگاه سوربن فرانسه بود و
در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان، وزارت فرهنگ و هنر ايران را برعهده داشت.
در پی سقوط زودهنگام دولت بازرگان، پروزير ورجاوند نيز همچون بسياری از
همفکرانش از ساختار سياسی قدرت در جمهوری اسلامی ايران خارج شد و در تمام
اين سال ها نقش يک منتقد فعال را ايفا می کرد.
دکتر ورجاوند که در زمان مرگ، بيش از هفتاد سال داشت، استاد باستان
شناسی و هنر دانشگاه تهران و رييس بخش ايلات و عشاير در مرکز مطالعات
اجتماعی دانشگاه تهران بود.
وی در سال 1329 خورشيدی به عضويت جبهه ملی درآمد و به گفته منابع خبری
در اين گروه سياسی، با عضويت در جبهه ملی دوم در سالهای اخير، سخنگويی و
عضويت در هيات رهبری اين جبهه را بر عهده داشت.
آنگونه که کوروش زعيم به راديو فردا گفت، وی در سال 1344 خورشيدی نيز
کنفدراسيون اروپايی جبهه ملی ايران را تاسيس کرد.
دکتر ورجاوند پيش از انقلاب و همچنين پس از انقلاب، سالهايی را در
زندان گذران
-----------------------------------------------------------------------------------
گروه
سياسي، فريد مدرسي؛
پرويز
ورجاوند سخنگو و عضو شوراي رهبري جبهه ملي ايران بامداد روز گذشته بر اثر
«سکته قلبي» درگذشت. او در طول زندگي 73ساله خود همواره به عنوان منتقد
سياسي شناخته مي شد؛ چه قبل از سال 57 و چه پس از آن. چرا که هيچ گاه مشي و
نگاه سياسي او اجازه رخ نمايي در بستر قدرت سياسي نيافت. او از سن 16سالگي
فعاليت سياسي را با عضويت در جبهه ملي همزمان با نخست وزيري دکتر مصدق آغاز
کرد. اگرچه به فرانسه رفت و در رشته باستان شناسي در دانشگاه سوربن مشغول
به تحصيل شد، اما با اين حال در کنفدراسيون دانشجويان ايراني دغدغه هاي
سياسي خود را دنبال مي کرد و نشريه «ايران آزاد» ارگان جبهه ملي را در آن
دوره منتشر کرد. با پيروزي انقلاب 57، منتقدان و مخالفان رژيم پهلوي گرد هم
جمع شدند و رئيس دولت موقت «مهدي بازرگان» شد. با شکل گيري دولت موقت، مدت
کوتاهي ورجاوند در سمت وزير فرهنگ و هنر دولت قرار گرفت اما با استعفاي
مهدي بازرگان او بار ديگر به نقش منتقد سياسي حکومت وقت بازگشت. او پس از
تظاهرات هواداران جبهه ملي در 25 خرداد 60 به همراه ساير اعضاي ارشد اين
تشکل همچون «علي اردلان»، «مهدي غضنفري»، «اسدالله مبشري» و «حسين نايب
حسيني» بازداشت شد و پس از تحمل 3 سال زندان در سال 65 آزاد شد. پرويز
ورجاوند به همراه ساير همفکران خود با آزادي از زندان در منزل «حسين شاه
حسيني» گرد هم جمع شدند و بدون نام بردن از عنوان «جبهه ملي» - به دليل
بدبيني ها نسبت به اين تشکل- به بهانه سالگرد روزهاي تاريخي بيانيه هايي
صادر کردند.آنان با تشکيل «هيات حسن نيت» سعي کردند که برخي برچسب زني هاي
گروه هاي مخالف را خنثي کنند. يکي از بيانيه هاي اين هيات در مورد اظهارات
توهين آميز «ريگان» رئيس جمهور وقت امريکا تاثيري بسزا داشت. ورجاوند به
همراه 8 نفر ديگر از اعضاي جبهه ملي با نام هاي «علي اردلان»، «اديب
برومند»، «کوروش زعيم»، «حسين شاه حسيني»، «حسن لباسچي»، «اسدالله مبشر» و
«ناصر مجللي» اعلاميه خود را تحت عنوان «آقاي ريگان وحشي کيست؟» به زبان
هاي انگليسي و فارسي منتشر کردند که در رسانه ها بازتاب گسترده يي
يافت.ورجاوند همچنين عضو کميته تدوين منشور جبهه ملي شد و به بازنگري در
ديدگاه هاي گذشته اين تشکل پرداخت. او همچنين در کنار فعاليت در جبهه ملي،
جزء حاميان «جمعيت دفاع از آزادي و حاکميت ملت ايران» به حساب مي آمد.او
همواره بدون توجه به فضاهاي سياسي حاکم به ابراز ديدگاه هاي خود براساس
منافع ملي مي پرداخت و شايد تنها دغدغه او همين مساله بود و بر اين اساس
بود که به فعاليت سياسي در جبهه ملي اقدام مي کرد.داوود هرميداس ديگر عضو
شوراي رهبري جبهه ملي درباره او گفته است؛ «پرويز ورجاوند در حفظ و بقا و
فعال ماندن جبهه ملي نقش ارزنده يي ايفا کرده است.»
ورجاوند علاوه بر فعاليت سياسي، به دليل تخصصش در حوزه باستان شناسي، در
اين عرصه هم گام برمي داشت.
مخالفت جدي و فعال او با آبگيري سد سيوند آخرين تلاش او براي رسيدن به آمال
و اهداف سياسي اش براساس تاکيد بر هويت ايراني و تمدن ايرانيان بود.
ورجاوند در حوزه مسائل آسياي ميانه و قفقاز و همچنين افغانستان مقالات و
اظهارنظرهاي کارشناسي و تخصصي ارائه کرده بود. کتاب هاي او در عرصه فرهنگي
- تاريخي «ايران و قفقاز»، «سيماي فرهنگ و تاريخ قزوين» و «توسعه و پيشرفت
بر بنيان هويت ايراني» بود که نشاني از باورهاي ورجاوند را يدک مي کشد.
اين سياستمدار ملي گرا، استاد باستان شناسي و هنر دانشگاه تهران بود و بر
بخش ايلات و عشاير مرکز مطالعات اجتماعي دانشگاه تهران رياست مي کرد. اگر
چه ورجاوند در بيمارستاني در نياوران تهران درگذشت؛ اما ياد و الگوپذيري از
او همچنان پايدار و استوار است.
----------------------------------------------------------------------------------------------
نواي ني
پیرمرد چشم ما بود
|