|
آسيب هاي آبگيري سد سيوند
/مصاحبه راديو صداي امريكا با كورش زعيم
20 اردیبهشت 1386
رامش:
با وجود همه تلاشها براي جلوگيري از آبگيري سد سيوند، آيا اعلام خبر آبگيري
با افتتاح رييس جمهور عجيب نيست، آيا باعث شتابزدگي در مخالفان آبگيري
نشده؟
زعيم: البته ما هيچ شتاب زده نشديم، انتظارش را داشتيم و اين خبر هم يك
حركت طبيعي بود. توجه كنيد كه ما شهروندان ايران نگران ميراث فرهنگي و
تاريخي خود هستيم و سخت تلاش مي كنيم اينها را حفظ كنيم، ولي دولت هم
مسئوليت و مشكلات خودش را دارد. در اينجا يك قرارداد بسته شده با پيمانكاري
كه سالهاست كار انجام داده است. دهها ميليارد تومان هزينه شده كه مبلغ
آنقدر نجومي است كه من نمي خواهم درباره ماهيت آن توي مصاحبه صحبت كنم. در
هر حال، اين پروژه بزرگي است كه هزينه هاي بودجه اي كلان، و اين پيمانكار
كه برخلاف مقررات سازمان مديريت و برنامه ريزي هم پيمانكار وهم مهندس مشاور
ناظر است. مهندس ناظر مستقلي وجود ندارد كه بر كارهاي پيمانكار نظارت كند.
ولي چون پيمانكار بسيار قدرتمند است، مي تواند اين فشارها را بگذارد ]كه سد
آبگيري بشود[ و اكنون در مرحله ايست كه من گمان مي كنم كه ]پيمانكار[ بايد
صورت وضعييت هاي آخرين خود را بگيرد و بايد ]كار را[ تحويل موقت بدهد. تا
آبگيري نشود تحويل موقت نمي تواند انجام شود و، بنابراين، آنها نمي توانند
بقيه پول خود را وصول كنند. البته اين حدس من است.
بنابراين، اينكه رييس جمهور گفته اند كه آبگيري شود و اينكه رييس ميراث
گفته اند و وزير نيرو گفته اند كه آبگيري شود، حدس من اينست كه زير فشار
بسيار بسيار عظيمي از سوي پيمانكار قدرتمند هستند كه آبگيري بشود تا تحويل
موقت انجام بشود و آنها بتوانند بقيه پولشان را وصول كنند و از معركه خارج
شوند. مشكل دولت را هم در اين مورد مي بينم. البته راههايي هست كه مي تواند
انديشه بشود كه از اين دشواري بيرون بيايند، ولي چون آن احساس را كه ما
نسبت به ميراث فرهنگي خودمان داريم آنها ندارند، اين راه آبگيري براي تسويه
حساب به پيمانكار راهي است كه دولت انتخاب كرده. صحبت بسيار جالبي هم رييس
پژوهشي مجلس كرده كه فرموده اند، آبگيري مي كنيم اگر ديديم حضور درياچه
آسيبي به ميراث فرهنگي و تاريخي مي رساند فوري آن را مي خشكانيم!
وقتي شما اين هوشمندي و ذهنيت هايي را كه اكنون حاكم بر كشور هستند بررسي
مي كنيد و مقايسه مي كنيد با آنچه كه بايد باشد، متوجه مي شويد كه اينگونه
اظهرات يا حركتها قابل پيش بيني است و دور از انتظار نيست.
رامش: شما چه اطلاعاتي از اين پيمانكار سد داريد؟
زعيم: من راجع به پيمانكار اطلاعات دقيقي ندارم، ولي در روزنامه خواندم كه
مهندس مشاور و پيمانكار هر دو يك شركت و وابسته به سپاه پاسداران است.
ولي در هر حال، تصميم گيري براي احداث سد در آنجا و پيروي از نقشه اي كه ما
هنوز تصور مي كنيم بهترين و درست ترين نبوده، و ارجاع اين كار هم به مهندس
مشاور و پيمانكار كه يك شركت است ]و آنهم بدون مناقصه[، تصميم هايي است كه
دولت گرفته است. پيمانكار وقتي پيمانش را بست، دولت بايد از آن پيروي كند،
وگرنه مي تواند پيامد حقوقي داشته باشد. ولي خوب اين فشاري كه اكنون احساس
مي كنيم روي وزارت نيروست، روي دولت است، و حتما" روي ميراث فرهنگي هم هست،
و بهمين دليل آقايان حرفهاي ضد و نقيض مي زنند و معلوم است كه حرفها همه از
خودشان نيست، همه احتمالا" بخاطر اينست كه پيمانكار بسيار قدرتمند است و
مقامات در برابرش نمي توانند بايستند.
رامش: به عقيده شما اين آبگيري چه آسيب هايي به ميراث فرهنگي خواهد زد؟
زعيم: زياني كه برآورد ميكنيم دو جنبه دارد. يك جنبه تخريبي است كه ناشي از
آب و بخار آب و مرطوب شدن هواست كه روي آثار تاريخي مي گذارد كه اكنون كشف
شده و موجود است. حتم داريم كه آرامگاه كورش و سازه هاي ديگر كه از سنگهاي
آهكي هستند و در برابر نم هوا مقاومت ندارند، به مرور زمان و آهسته آهسته
تخريب مي شوند. ولي يك نوع تخريب ديگر كه بسيار مهم است، زير آب رفتن آن
منطقه يعني تنگ بلاغي يا تنگ چشمه است كه بستري تاريخي و فرهنگي بسيار كهن
و گسترده است كه بسياري از آثار در آن هنوز كشف نشده. در آنجا از وقتيكه
اعتراض ها آغاز شد و كاوش را دوباره شروع كردند، يعني از همان سال 84 كه
جدي تر به اين كار پرداختند، آثار بسياري يافت شده كه برخي از آنها نه تنها
از زمان هخامنشيان، بلكه ساسانيان و حتي از دوران پس از اسلام، و نيز از شش
تا 5/7 هزار سال گذشته، و غاري كشف شده كه متعلق به 8 تا 10 هزار سال گذشته
است، و همچنين آثاري پيدا شده كه بين 40 تا 250 هزار سال قدمت دارد.
بنابراين، اينها همه ميرود زير آب. تازه آن منطقه ارابه روي هست و احتمالا"
راه شاهي امپراتوري ايران را هم در بر دارد و حتما" آثار ديگري هم پيدا
خواهد شد. كارگاههايي كه براي ارتش كار مي كرده اند، مانند كارگاه فلزكاري،
كارگاه سفالكاري، كارگاههاي توليد و ذخيره آذوقه، شراب سازي كه پيدا شده و
انواع مختلف كارگاههايي كه به نظر مي رسد كه به ارتش ايران سرويس مي دادند.
كارگاه شمشيرسازي، نعل بندي، و كارگاههاي ديگر هم بايد پيدا شوند كه هنوز
دنبالشان نگشته اند. بنابراين، حيف است كه اين منطقه تاريخي كه فرهنگ ما
را، تاريخ ما را، هويت ما را، نه تنها از زمان هخامنشيان، بلكه از زمان
پيدايش تمدن و انسان در بر دارد، زير آب برود، و وقتي زير آب برود، ديگر
بيرون آوردنش بسيار دشوار است و فكر نمي كنم ديگر كسي در آن مورد فكر كند.
دوم اينكه، اصلا" نيازي به اين سد در آنجا نبوده و نيست. دبي آب رودخانه
اجازه نمي دهد كه چنين سدي با آن ابعاد در آنجا پر شود. حق آبه هايي كه
آنجا بايد به زمين هاي پيرامون بدهند، بيشتر آب را به خودش اختصاص مي دهد.
اين آب هرگز به دشت ارسنجان نمي رسد. اين سد همانگونه كه يك پژوهشگر
دانشگاه شيراز در مقاله اش اشاره كرده، به درياجه بختگان آسيب هم مي رساند
و آن را خشكتر و نمكي تر مي كند. به همين دليل، نياكان ما، بويژه در زمان
هخامنشيان، كه از ما باهوشتر و تكنولوژي بهتري ظاهرا" داشته اند، در اينجا
تعداد زيادي بند مي ساختند، بندهاي كم ژرفا كه آب را به حدي نگه دارند كه
بتواند زمينهاي پيرامون را آبرساني كنند.
بنابراين، ما پس از اينهمه سال بياييم سازه اي كه از نظر مهندسي بسيار
بسيار پرسش انگيز است در جايي كه نبايد، بسازيم و نتوانيم ازش استفاده
كنيم. ما هنوز تصور مي كنيم كه اين سد آسيبهاي خودش را خواهد رساند، بخاطر
اينكه بهر حال مقداري خواهند توانست آبگيري كنند، ولي تا حدي كه طراحي شده
هرگز نخواهند توانست آبگيري كنند. همان جمع شدن آب آسيب هاي خودش را خواهد
رساند، مقدار زيادي از اين محوطه باستاني به زير آب خواهد رفت و، از همه
اينها كه بگذريم، اين حركت دولت ]براي آبگيري[، اين بي اعتنايي دولت به
خواست مردم، مثل يك سيلي است به گوش ملت ايران.
|