|
|
بحران در
آستانةسال نو
عيسی خان حاتمی

رئيس آژانس بين المللي انرژي هسته اي با انتشار گزارشي در سوم اسفند -1385-
رسماً سر پيچي جمهوري اسلامي را از قطعنامة 1737 شوراي امنيت تأييد کرد .
در قطعنامة 1737 شوراي امنيت که از جمهوري اسلامي در يک فرصت دو ماهه
خواسته شده بود که غني سازي اورانيوم را متوقف کند
بنا بر اين گزارش جمهوري اسلامي نه تنها به خواست شوراي امنيت مبني بر غني
سازي اورانيوم عمل نکرده بلکه فعاليتهاي خود را در زمينة غني سازي اورانيوم
افزايش داده است . آژانس همچنين اعلام کرده که به دليل همکاري نا کافي
جمهوري اسلامي ,بازرسان امکان پي بردن بيشتر به اقدامات و فعاليتهاي گذشته
جمهوري اسلامي در توسعه تأسيسات هسته ا ي خود ندارند و اين خود نقض قطعنامه
شوراي امنيت است . جمهوري اسلامي در واکنش به اشاره گزارش به «عدم همکاري
کافي» در برخي زمينه گفته است که : جمهوري اسلامي در صورتي براي رفع ابهام
ها با آژانس همکاري خواهد کرد که پرونده هسته اي از شوراي امنيت خارج شود و
فقط در چارچوب آژانس هسته اي سازمان ملل بررسي شود . سر پيچي از عمل به
قطعنامة شوراي امنيت به احتمال فراوان به تصويب قطعنامة سخت گيرانه تري
عليه جمهوري اسلامي مي انجامد .
با توجه به گفته هاي تند مقامات جمهوري اسلامي احتمال اينکه اعضاي ثابت
شوراي امنيت سازمان ملل و آلمان در مورد پيش نويس قطعنامه ديگري عليه ايران
در زمان نه چندان طولاني به توافق برسند ,کم نيست .
به نظر مي رسد که اين گفته هاي تند مقامات جمهوري اسلامي بيش از هميشه قدرت
هاي بزرگ جهاني را عليه ايران متحد کرده است ,و احتمالاً در آستانه سال نو
خورشيدي , ايران بايد در انتظار موج فزاينده اي از فشار هاي سياسي و
اقتصادي چه در چارچوب سازمان ملل و چه خارج از آن باشد .
به علت افزايش گراني و فشارهاي اقتصادي سنگين و نيز نگراني از قطعنامه هاي
شوراي امنيت بر عليه ايران که کمترين آسيب آن تحريم اقتصادي مي باشد و جنگ
رواني که امکان حملة نظامي آمريکا و اسرائيل بر عليه ايران وجود دارد باعث
نگراني شديد در جامعه ايراني و گروه زيادي از حکومتگران شده است .تندرو
هايي که امروزه در ايران قدرت را در دست دارند به هيچ يک ا ز جريان ها و
احزاب وابسته نيستند و به هيچ قسم از بازي هاي سياسي پايبند نمي باشند و با
استفاده از فضاي بسته سياسي که در اواخر دولت آقاي خاتمي در جامعه ايران رخ
داده بود و همچنين ناکارآمدي شعارهاي ارزشي محافظه کاران و بي اعتبار شدن
شعارهاي اصلاح طلبان و با به کار گيري امکانات شهر داري تهران ,با طرح شعار
هاي پوپوليستي ,احساسي و با هدف انگيزش احساسات لايه هاي محروم و فقير
جامعه و اينکه پول نفت بر سر سفره مردم بيايد ، به اين موفقيت نائل آمدند .
کارنامه مديريتي اينان در شهرداري تهران و هم در رياست جمهوري نشان ميدهد
که اينان مديراني ناکارآمد هستند که در مدتي کوتاه توانسته اند بزرگترين و
جدي ترين چالش ها و بحران هاي سياسي و اقتصادي را براي کشور ايجاد نمايند .
طرح موضوع «هولو کاست» چشمگير ترين اقدام ناشيانة آنها بود که در عمل به
تشديد بحران در عرصة جهاني منجر شد .
اساساً جمهوري اسلامي در حيات بيست و هشت سالة خود توانسته با بوجود آوردن
دو بحران به تثبيت موقعيت خود بپردازد و مخالفان خود را سر کوب نمايد .
بحران گروگانگيري و ادامه جنگ پس از پس گيري خرمشهر در همين راستا بود .
زماني هم که بحران فرو کش نمود فشار جامعه سردمداران را ناگزير ساخت به سوي
اصلاحات گام بردارند و اصلاحات نشان داد که خواسته هاي مردم ايران از
چارچوبهاي تعيين شده بسي فراتر رفته و به ناچار مجبور شدند که از روند رو
به گسترش آن جلو گيري نمايند . با اين پيش زمينه دولت کنوني و حاميانش که
به بحران سازي علاقمند و بدان نيازمند هستند به بحراني هدايتي و قابل کنترل
نياز دارند که در پناه ان بتوانند مخالفان را حذف و بر روي بسياري از
مشکلات و بحران هاي داخلي جامعه سر پوش بگذارند .
اما به نظر ميرسد که بحران هسته اي ايجاد شده همانند دو بحران پيشين فرصتي
براي موج سواري به کسي نمي دهد و چون گذشته نميتوان با آفرينش بحران خارجي
بر روي نا بساماني داخلي سر پوش گذاشت زيرا در اين بحران تنگنايي وجود دارد
که به شرح زير مي باشد :
1- ماهيت اين بحران با گذشته متفاوت است و بر خلاف گذشته قابل کنترل و بهره
برداري نيست چون؛
الف- سامانه بين المللي مانند گذشته دو قطبي نيست که بتوان از اين تضاد به
سود خود بهره برداري نمود .
ب- با رفتن پرونده هسته اي ايران از شوراي حکام به شوراي امنيت و صدور دو
قطعنامه بر عليه ايران که باتفاق آراء بوده و قطعنامه سوم هم که بر طبق فصل
هفتم و بند 41 منشور ملل متحد در جريان مي باشد .
ت- حضور بي سابقه ناوگان آمريکايي در منطقه و سر نوشت عراق زنگ خطر را به
صدا در آورده است و نشان ميدهد که بحران از کنترل خارج شود و پيامد هاي
وحشت انگيزي داشته باشد .
ث- در درون حکومتگران نيز گروه هاي هوشمند تر در يافته اند که بايد کاري
انجام داد همگي احزاب و جريان هاي سياسي داخلي بر عليه بانيان ظاهري اين
بحران بسيج شده اند و حتي حمايت جريان هاي سياسي طرفدار ايشان يعني اصول
گرايان را هم از دست داده اند .
ج- مردم اين بار بر خلاف گذشته فريب شعارهاي پوپوليستي را نخورده و با رأي
ندادن به حاميان بحران عملاً شعور سياسي خود را نشان دادند. در سه انتخابات
مهم و هم زمان 24 آذر ماه حاميان بحران که با تمام توان به ميدان آمده
بودند و با استفاده از امکانات دولتي کوشش کردند که سنگر هاي جديدي به دست
آورند در هر سه انتخابات شکست خوردند .
ديپلماسي خارجي کشور نه تنها عزت آفرين نبوده بي مناسب بوده , موجب ايجاد
بحران جدي در عرصه بين الملل شد و در مدت کوتاهي با شعار هاي تو خالي جامعه
جهاني را بر عليه کشور متحد نمود و در کمتر از يکسال شوراي امنيت که مسئول
امنيت جهاني مي باشد دو قطعنامه بر اساس فصل هفتم بر عليه کشورمان باتفاق
آرا تصويب نمود که اين نشانه نا کارآمدي سياست خارجي اينان بود .
- از ديدگاه اقتصادي ,اقدامات نسنجيده و غير کارشناسي دولت کشور را در
آستانه يک فرو پاشي اقتصادي قرار داده است ,همه نخبگان و کارشناسان سياسي و
اقتصادي مي دانند که دولت هيچ استراتژي و برنامه درستي براي اداره کشور
ندارد و مي خواهند با شعارها و رفتارهاي پوپوليستي ,هيجاني و احساسي و غير
کارشناسي مردم را از مشکلات بحران هاي اقتصادي و اجتماعي گريبانگيرشان
منحرف نموئده و اين بحران ها را تحت الشعاع بحران هسته اي و در گيري با
آمريکا و اسرائيل قرار دهند .
و بدينگونه افکار عمومي داخلي را با ياري بحران ساخته شده خارجي به
پشتيباني از خود وادار نمايند .
در اين مورد مانند دو بحران پيشين اينان حامياني هم در کشور هاي خارجي
دارند در بحران گروگانگيري,اين آقاي ريگان و حاميان جنگ طلب او بودند که
بزرگترين استفاده را از اين بحران نموده و با تحريک افکار عمومي آمريکا که
از جنگ ويتنام با روحيه نظامي گري مخالف بود با اهداف جنگ طلبانه خود همراه
نمودند و در بحران جنگ تحميلي هم صدام و طرفدارانشان با تحريک احساس عربي
به تثبيت حکومت صدام انجاميد .
در اين بحران هم جنگ طلبان آمريکايي و اسرائيلي مي خواهند از اين روند به
سود خود بهره ببرند .اما انتقاد کردن بدون ارائه راه حل کاري نا پسند مي
باشد .
لذا ايران براي اينکه بتواند به جرکه کشورهاي هسته اي بپيوندد . بهترين راه
تکميل و راه اندازي راکتور بوشهر مي باشد .
در زمان محمد خاتمي تکميل کارخانه بوشهر و دريافت سوخت هسته اي براي مصرف
در آن را در الويت سياست هسته اي خود قرار داده بود . و به تعليق موقت غني
سازي اورانيوم تن داد تا بدين وسيله از ارجاع پرونده هسته اي به شوراي
امنيت جلوگيري نمايد .
پس از روي کار آمدن دولت جديد در تابستان 1385 , اولويت تکميل کارخانه
بوشهر کاهش يافت و اهميت بيشتر به غني سازي اورانيوم و تلاش براي دست يافتن
به چرخه توليد سوخت هسته اي داده شد .
جامعه اروپا آماده بود با وجود مخالفتها ي آمريکا و اسرائيل ,در برابر
تعليق غني سازي اورانيوم در ايران ,زمينه سياسي تکميل و راه اندازي راکتور
بوشهر را فراهم سازد .
پس بهترين راه حل پرهيز از گفتار تند و عمل خردمندانه در جهت منافع ملي است
که بتوانيم اتحاد نا مبارکي که بر عليه کشور ما انجام گرفته است از بين
ببريم.
با وجود اين حکومتگران تندرو اداره کشور را به شوخي گرفته و براي سودهاي
اندک و با سياست تنش زايي ,کشور را در آستانه بحران بسيار خطر ناکي قرار
داده اند که پيامد هاي غير قابل پيش بيني براي ما خواهد داشت .
مردم ايران در آستانه سال نو روزهاي بسيار سختي را پيش رو دارند و مخاطرات
جهاني که کمترين آن تحريم بين المللي بر عليه ما خواهد بود و در کنار اوضاع
نا بسامان اقتصادي ,آينده اي تاريک را در چشم انداز اين سال نو براي کشور
تدارک ديده اند واين بهايي است که نا خواسته بر ملت ما تحميل شده است .
و هنوز دير نشده بايد نگذاشت که دشمنان ايران به هدف های شوم خود که نابودي
ايران است نايل شوند و همگي ايرانيان بايد کوشش کنند تا اين خطر سهمگين را
از کشور ما دور سازند .
دريغ است ايران که ويران شود
کنام پلنگان و شيران شود
|