تقاطع تمدن ها یا گسل های ژئوپولیتیک- آرسن نظریان


بازنشرنوشته اقای نظریان در سال ۲۰۱۴ در پیوند با یورش اخیرروسیه

شروع بحران در اوکراین

بحران اقتصادی ناشی از فساد همه جا گیر، که به درجات متفاوت دامنگیر اقمار سابق اتحاد شوروی بوده است، در اوکراین نیز سبب نارضایی وسیع مردم و به وجود آمدن حالتی انفجاری در جامعه گردید. اتحادیه اروپا به همراهی بانک جهانی برنامه ای برای اصلاحات اقتصادی و پیوستن به اتحادیه در چارچوب “طرح مشارکت شرقی” به دولت اوکراین پیشنهاد کرد. از طرف دیگر، روسیه، همسایه قدرتمند اوکراین نیز ویکتور یانوکوویچ، رییس جمهوری آنکشور، را تحت فشار قرارداد که به اتحادیه گمرکی اروپا- آسیا به سرکردگی روسیه بپیوندد. اتحادیه هنوز در پروسه شکل گیری است و فعلا چند جمهوری سابق شوروی ازجمله قزاقستان، بلاروسی، تاجیکستان و ارمنستان را در بر می گیرد. جامعه اوکراین، لااقل بخش اوکرایینی زبان آن، بیشتر متمایل به پیوستن به اتحادیه اروپا بود و به اتحادیه گمرکی پیشنهادی آقای پوتین با سوءظن می نگریست.
ویکتور یانوکوویچ، که خود متمایل به روسیه بود، مدتها در تردید و دودلی به سر می برد تااینکه روسیه به عنوان راه چاره موقت وامی ۱۷ میلیارد دلاری به این کشور پیشنهاد کرد. در ۲۱ نوامبر ۲۰۱۳، یانوکوویچ، علی رغم تمایل بخشهای وسیعی از مردم کشورش طرح پیشنهادی اتحادیه اروپا را رد و تصمیم به پیوستن به اتحادیه گمرکی پیشنهادی روسیه گرفت. این تصمیم در واقع جرقه ای شد برای روشن کردن آتش اعتراض ، سپس شعله ورشدن آن، تغییر خشونت آمیز هیات حاکمه اوکراین و نهایتا بحران بین المللی کنونی.
باید گفت که تصویر منفی ای که مردمان اقمار سابق اتحاد شوروی از روسیه کنونی پیدا کرده اند، البته خیلی هم دور از واقعیت نیست. روسیه پوتین الگوی خوبی برای تغییر و تحول جوامعی که در تلاش برقراری نظام عادلانه اقتصادی و اجتماعی هستند، نمی باشد، چنانکه جمهوری هایی که تصمیم به پیوستن به اتحادیه گمرکی گرفتند عموما با مقداری تردید و تعلل و بعضا براثر فشار دولت روسیه به این اتحادیه روی آورده اند. به عنوان مثال، اتحادیه اروپا پیشنهاد مشابهی درچارچوب طرح یادشده به ارمنستان داده بود. از طرف دیگر، دولت به شدت زیر فشار کرملین قرار داشت تا به اتحادیه گمرکی اروپا- آسیا بپیوندد. پس از آنکه روسیه پیشنهاد کرد که در ازای تصمیم ارمنستان به پیوستن به اتحادیه گمرکی قیمت گاز صادراتی به این کشور را کاهش داده خواهد داد، آقای سرژ سرکیسیان، رییس جمهور، همانند همتای اوکرایینی خود، یانوکوویچ، بدون مراجعه به نظر و موضع قاطبه مردم، تصمیم به پیوستن به اتحادیه گمرکی گرفت. البته، در صورت مراجعه هم، به دلایل ژئوپولتیک، اجماع صاحب نظران به احتمال زیاد بر پیوستن به اتحادیه گمرکی با شرط و شروطی می شد. به همین دلیل، در ارمنستان، برخلاف اوکراین اعتراضات وسیع مانند اوکراین صورت نگرفت. لکن، تصمیم رییس جمهوری بدون رجوع به آرای عمومی و قراردادن جامعه دربرابرعمل انجام شده، کاهش مقبولیت او در مردم انجامیده است.
باری، اعتراضات و مخالفتها علیه تصمیم یانوکوویچ عمدتا در شهر کیف، پایتخت اوکراین شکل
گرفت و به دلیل عدم توجه و بی اعتنایی یانوکوویچ به نظر و رای مردم درمدت کوتاهی به
صورت تظاهرات توده ای درآمد. تظاهرات به تدریج از حالت مسالمت آمیز خارج و عمدتا توسط
گروههای دست راستی افراطی به خشونت کشیده شد. اعتراضات حدود سه ماه طول کشید و به کشته
شدن ۹۴ نفر و مجروح شدن حدود ۹۰۰ نفر منجرگردید. دربین کشته شدگان و مجروحین تعداد قابل
ملاحظه ای افراد پلیس هم دیده می شوند.
لازم به یادآوری است که در طول تظاهرات، رهبران و چهره های محافظه کار سرشناس متعدد
غربی، ازجمله سناتور مک کین از امریکا و ویتالی کلیچکو، قهرمان بوکس آلمانی- اوکرایینی، که نه به زبان آلمانی تسلط دارد نه اوکرایینی، دربین تظاهرکنندگان حضوریافته و به تهییج احساسات و یا تشویق به مقابله با پلیس پرداختند (۱).
سرانجام، در ۲۲ فوریه، پس از اخطارگروههای مخالف به رییس جمهور به استعفا،علی رغم
موافقت نامه ای که بین همه طرفهای درگیر امضا شده بود، دولتی موقت زمام امور را در کیف به
دست گرفت.
اشغال مقر ریاست جمهوری و محل سکونت یانوکویچ و درپی آن انتشار تصاویر شیوه زندگی، ناوگان اتومبیلهای لوکس، کشتی بادبانی مجلل و غیره رییس جمهور، بر موقعیت اوکراین از لحاظ درجه فساد در شاخص بین المللی صحه می گذاشت. طبق آمار منتشره توسط “سازمان بین المللی شفافیت” برای سال ۲۰۱۳ ، اوکراین در میان ۱۷۵ کشور درجه ۱۴۴ را از لحاظ شفافیت به خود اختصاص داده است.

پادرمیانی کشورهای اروپایی

در اوج تنشها و برخوردها بین نیروهای پلیس و تظاهرکنندگان، یانوکویچ پیشنهاد مذاکره با گروههای مخالف را داد که با مخالفت آنها مواجه گردید. پاره ای از دول اروپایی اقدام به میانجی گری بین دولت و مخالفین برای خروج از بن بست نموده و وزرای خارجه خود را برای این منظور به کیف فرستادند. در نتیجه، در ۲۱ فوریه، موافقت نامه ای برای انتقال مسالمت آمیز قدرت بین همه طرفهای درگیر منعقد شد که وزرای خارجه سه کشور اروپایی فرانسه، آلمان و لهستان نیز پای آن امضا کردند. اعلام شد که مخالفان به همه خواستهای خود رسیده اند. رئیس جمهور آمریکا، اوباما نیز بلافاصله طی اعلامیه ای موافقت نامه را تایید و از مخالفان خواست که آنرا اجرا کنند.

عوامل تعمیق بحران
کشانده شدن تظاهرات آرام به خشونت و عدم اجرای موافقت نامه

لکن، چند ساعتی بعد از امضای موافقت نامه، مخالفان به یانوکوویچ اخطار دادند که یا استعفا دهد و یا اینکه آماده تصرف مقرش توسط آنها باشد. یانوکویچ به جای رویارویی بیشتر و احتمالا خطرناکتر، کاخ ریاست جمهوری را ترک کرد. خبر به صورت “فرار یانوکویچ” منتشر شد. مخالفان به مقر ریاست جمهوری حمله برده و آنرا اشغال نمودند. در دولت موقتی که درپی این تحولات سریع تشکیل شد، چندین وزارتخانه مهم به حزب فاشیستی سووبودا (آزادی) واگزارگردید. پارلمان اوکراین در ۲۲ فوریه یانوکویچ را عزل و اولکساندر تورچینف، سخنگوی جدید مجلس، را به عنوان رییس جمهور موقت انتخاب کرد.
حزب دست راستی سووبودا (آزادی) علنا عیله یهودیان و روسها شعار داده و در برخوردهای خشونت آمیز با پلیس که منجر به مرگ دهها نفر از هردو طرف گردیده، نقش اساسی ایفا نموده است.
افراد این حزب که به روشنی در تاکتیکهای جنگهای خیابانی آموزش دیده بودند عمومامسئول کشانده شدن تظاهرات آرام به سوی خشونت و عملیات قهری شناخته شده اند.
اگر ادعای مربوط به نقش تک تیراندازان درست باشد، کل مشروعیت دولت جدید را می توان زیر سئوال برد. مکالمه تلفنی افشا شده میان کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و وزیر خارجه استونی، اورماس پائت، حاکی از آنست که ائتلاف درست راستی موسوم به “میدان”، که نیروی اصلی در برخوردهای مخالفان با پلیس بوده، تک تیراندازانی را اجیر کرده بود که به سوی تظاهر کنندگان و نیروهای پلیس، هردو آتش گشوده است. طبق اطلاع پائت، رییس خدمات پزشکی “میدان”، الگا بوگومولتس، که خود پزشک است، تصاویری از قربانیان به وی نشان داده و اظهار داشته است که “قربانیان به شکل مشابه و توسط گلوله های مشابه ای کشته شده اند … واقعا نگران کننده است که آنچه به عنوان دولت ائتلافی جدید روی کارآمده مایل نیست این مساله را پیگیری کند …”(۲).

اقدامات عجولانه دولت موقت

همانطور که اغلب در عمل هم دیده می شود، تصمیمات و اقداماتی که در حالت غلیان عاطفی و یا سراسیمگی اتخاذ یا اعمال می شود، عموما زیان آور و مخرب به حال منافع و مصالح کشور است. در تحولات مورد بحث اوکراین، نفوذ خارج از تناسبی که گروههای دست راستی افراطی در دولت موقت به دست آوردند، نیز به نوبه خود مزید بر علت شد.
به استثنای صدور فرمان آزادی خانم یولیا تیموشنکو، نخست وزیر پیشین، که در زندان به سر می برد، دولت جدید درهمان روزهای اول قوانینی را به فوریت به تصویب رساند که اوضاع را بحرانی تر کرد. ازجمله، قرار بازداشت یانوکوویچ به اتهام “کشتار جمعی” مردم اوکراین، که طبق موافقت نامه منعقد میان همه طرفها رییس جمهور قانونی کشور به شمار می رفت، لغو موقعیت زبان روسی به عنوان زبان اول در منطقه ای که اکثریت سکنه به آن زبان صحبت می کنند و انحلال دادگاه عالی قانون اساسی و غیره (۳).

تایید سریع و بلاشرط دولت موقت توسط غرب

اتحادیه اروپا و ایالات متحده که شاهد این اوضاع بودند، تحولات جدید را تایید و به سرعت و به طور بلاشرط دولت موقت را به عنوان دولت قانونی به رسمیت شناختند.
وجود گروهی فاشیست در دولتی در اروپا بعد از جنگ دوم جهانی سابقه نداشته و برکناری و استیضاح و احیانا محاکمه یانوکوویچ، رییس جمهور قانونی، نیز مراحل قانونی خود را طی نکرد. نیروهای مخالف موافقت نامه ای را که خود پای آن امضا کرده بودند، زیرپا گذاشتند و به اقدامات خشونت آمیز ادامه دادند. عدم توجه به این قانون شکنی ها و تایید و شناسایی سریع دولت موقت به توسط اتحادیه اروپا و امریکا ازنظر روسیه بخشی از برنامه منزوی کردن آنکشور توسط غرب بود. روسیه تغییر هیات حاکمه در کیف را مقدمه خروج اوکراین از حوزه نفوذ خود و باز شدن راه برای ورود بعدی نیروهای ناتو در پشت مرزهایش تلقی می کرد. به همین جهت، فدراسیون روسیه دولت جدید اوکراین را به رسمیت نمی شناسد و آنرا دولت کودتای دست راستی ها می نامد.
این رویدادها،همچنین بازتابی بسیار منفی در بخش روسی یا روس زبان اوکراین برجای می گذاشت که خاطرات تلخی از دوران سلطه فاشیستها بر اوکراین داشتند.

مشروعیت دولت موقت

با توجه به اوصاف و مراتب بالا، این سئوال مطرح می شود که آیا می توان تحولات اوکراین را انقلاب و دولت موقت را دولت مشروع برآمده از انقلاب نامید؟ آیا این دولت واقعا نماینده خواست همه مردم اوکراین است؟ اگر چنین است سکنه نواحی شرقی و جنوبی آن (صرفنظر از شبه جزیره کریمه که حدود ۶۰ در صد جمعیت آن روس زبان و هوادار روسیه است) نیز می بایستی از آن حمایت می کردند، در حالی که ما عکس آنرا شاهد هستیم. بعلاوه، برخلاف مورد جمهوری اسلامی که تقریبا بلافاصله پس از روی کارآمدن، به حق یا به ناحق، توسط همه قدرتهای بزرگ شناخته شد، روسیه و چین و بسیاری کشورهای دیگر دولت جدید اوکراین را به رسمیت نشناخته اند.
به هرصورت، درغیاب نیروی دیگری در اوکراین، به ناچار دولتی که عملا قدرت را دردست دارد، طبق رسم و سنت بین المللی دولت قانونی شناخته می شود.

باری، در زمانی که روسیه هنوز سرمست موفقیت چشمگیرش در برگزاری بازی های المپیک سوچی بود، تحولات اوکراین با چنان سرعتی پیش رفت که کرملین را غافلگیر کرد. با خلع یانوکوویچ از قدرت پوتین احساس کرد که جای پایی در اوکراین ندارد. بنابراین، به سرعت به فکر استفاده از اهرمهای فشار سیاسی و نظامی با استفاده از کارت تاریخی کریمه افتاد.

شبه‌جزیره کریمه یک جمهوری خودمختار در جنوب اوکراین است. شبه جزیره از سال ۱۷۸۳ مقر پایگاه دریای روسیه برای ناوگان او در دریای سیاه بوده است..در سال ۱۹۵۴ دولت شوروی به رهبری نیکیتا خروشچف که خود اوکراینی بود، شبه جزیره کریمه را به عنوان نشان برادری سوسیالیستی به اوکراین هدیه داد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، قراردادی بین فدراسیون روسیه و جمهوری مستقل اوکراین در ۱۹۹۱ بسته شد که به موجب آن روسیه اجازه می یافت به صورت اجاره ای در بندر سواستوپل پایگاه دریایی و تعداد ۱۱۰۰۰ سرباز داشته باشد. حدود ۶۰ درصد ساکنان کریمه روس و بقیه اوکرایینی، تاتار و قومیتهای دیگر هستند. از دست رفتن این پایگاه استرتژیک دریایی برای روسیه فاجعه امیز خواهد بود، زیرا راه او به آبهای آزاد را عملا خواهد بست.

ابتدا، پوتین از پارلمان خواستار تصویب اجازه کاربرد (محدود) نیرو در رابطه با بحران اوکراین گردید. پارلمان مطیع نیز به تقاضای او پاسخ مثبت داد. همزمان، نیروهای مسلحی که هیچگونه نشان نظامی یاعلامت کشوری نداشتند، پارلمان کریمه را تحت محاصره در آوردند. شبه جزیره اکنون تحت اشغال این نیروهاست. گرچه روسیه اعلام می کند که این نیروها به ارتش او تعلق ندارند، تردید کمی وجود دارد که آنها جزو قوای نظامی روسیه هستند یا از آن دستور می گیرند. طبق اعلام دولت اوکراین، تا این تاریخ روسیه حدود ۳۰۰۰۰ نیروی مسلح در کریمه و اطراف آن مستقر کرده است. پارلمان کریمه که در اختیار نیروهای طرفدار روسیه است رای به الحاق شبه جزیره به اینکشور داده و روز ۱۶ مارس را برای همه پرسی راجع به این موضوع تعیین نموده است.

آخرین تحولات

دولت جدید کیف اعلام نموده که هیچکدام از تصمیمات پارلمان کریمه بعد از تصرف آن توسط نیروهای روسی یا هوادار روسیه در ۲۷ فوریه را قانونی نمی داند. دولتهای غربی نیز اقدامات روسیه را محکوم و در فکر برقراری تحریمهایی علیه روسیه هستند.

افراد مسلحی که پادگانها و ادارات دولتی در شبه جزیره کریمه را اشغال کرده اند روز جمعه، ۷ مارس، اجازه ورود به یک هیات پنجاه نفری از ناظران سازمان امنیت وهمکاری اروپا به کریمه را ندادند. آقای باراک اوباما، رییس جمهور امریکا، تاکنون چند بار با پوتین، رییس جمهور روسیه تماس تلفنی داشته و پیشنهادهایی برای حل بحران مطرح کرده، که نتیجه ای در کاهش بحران نداشته است. روسیه اصرار می ورزد که بحران کنونی را کشورهای غربی به وجود آورده اند و اینکه بحران کریمه نباید بر روابط عادی روسیه و امریکا اثر بگذارد.
دولت جدید کیف به نیروهای مسلح خود آماده باش داده و نیروهای ذخیره را به خدمت فراخوانده است. همچنین، به دفعات متعدد روسیه را فراخوانده است تا اشغال خاک اوکراین را متوقف و نیروهایی را که درپی بحران به کریمه فرستاده از شبه جزیره خارج سازد. این فراخوانها گوش شنوایی نزد روسها ندارد و دولت اوکراین هم ظاهرا کار دیگری از دستش ساخته نیست.
با نزدیک شدن تاریخ اعلام شده پارلمان کریمه برای همه پرسی انتظار می رود که تنشها یالا گیرد. در روزهای اخیر تظاهراتی در دونتسک، در شرق اوکراین، که مرکز هواداران روسیه است، صورت گرفته که کشته و زخمی هم به دنبال داشته است.

احتمالات موجود

۱ – رویارویی نظامی بین اوکراین و روسیه – تقریبا هیچکس درباره راه حل نظامی فکر نمی کند، گو اینکه روسیه و ایالات متحده به تحرکات و رزمایشهای نظامی در خشکی و دریا در اطراف اوکراین دست زده اند. لکن، اگر برخوردی بین نیروهای اوکراینی و روسی روی دهد، بدون کمک و پشتیبانی مداوم خارجی، ارتش اوکراین، به احتمال قریب به یقین، ظرف مدت کوتاهی درهم کوبیده خواهد شد و روسیه با اتکا به نیروهی قهریه به هدفهای خود خواهد رسید.

۲ – عقب نشینی روسیه: غیرمحتمل. روسها نیروهای خود را برای چند روز مرخصی به کریمه نفرستادند. مساله فقط حمایت ادعایی از حقوق روس زبانان کریمه هم نیست. همانطور که گفته شد، مهمترین پایگاه دریایی روسیه برای دسترسی به آبهای گرم در بندر سواستوپل قرار دارد و ترس اساسی روسیه آنست که در صورت روی کارآمدن دولتی غیردوست در کیف، این پایگاه حیاتی را از دست بدهد. بنابراین، روسیه بدون کسب امتیازات و تضمینهایی در کریمه مشکل نیروهایش را از آن خارج سازد.

۳ – عقب نشینی روسیه با کسب امتیازات – حالتی که بیش ازهمه محتمل است. گزینه های مختلفی ممکن است دراین حالت پیش آید: الحاق شبه جزیره کریمه به خاک روسیه از طریق همه پرسی، حالتی که مورد ترجیح سکنه روسی زبان شبه جزیره است، که درواقع برگشت به اوضاعی مشابه موقعیت پیش از ۱۹۵۴ خواهد بود. دوم، تبدیل کریمه به یک کشور نیمه مستقل یا منطقه خودمختار با پیوند نزدیک با روسیه (دولت پوشالی)؛ سوم، اعلام بندر سواستوپل به عنوان جزیی از خاک روسیه طی موافقت نامه ای با حکومت کیف، مثل ترتیباتی که ایالات متحده در گوانتانامو با دولت کوبا دارد. بالاخره، گزینه های مشابه یا بینابینی راهم نباید از نظر دورداشت.

۴ – رویارویی نظامی با غرب

چنانچه هیچ یک از احتمالات بالا تحقق نیابد، رویارویی نظامی روسیه و غرب در دستور کار قرار خواهد گرفت. چنین احتمالی، البته بسیار بعید به نظر می رسد و لزومی هم به بحث راجع به پی آمدهای آن برای همه طرفها و برای جهان به طورکلی نیست. عبارت معروف یکی از نخست وزیران انگلیس (۴) درزمان جنگ سرد و خطر رویارویی هسته ای بین بلوک شرق و غرب دایر براینکه “یا ما با اتحاد شوروی زندگی می کنیم یا همراه او ازبین می رویم”، هنوز هم تا حد زیادی مصداق دارد، گواینکه روسیه امروز، شوروی آن زمان نیست.
اما، مهم است عواملی که به بوجودآمدن اوضاع و احوال فعلی کمک کردند شناخته شوند.

عوامل موجد بحران
الف – روسیه پوتین

بعد از دوران هرج ومرج ناشی از فروپاشی اتحاد شوروی، فدراسیون روسیه تحت رهبری ولادیمیر پوتین به برکت منابع سرشار نفت و گازش شاهد سطحی از احیای اقتصادی و ثبات سیاسی بوده است. اما سیر این کشور در جهت دموکراسی و عدالت اقتصادی و اجتماعی چندان امیدبخش نبوده. فساد بازمانده از دهه های آخر نظام سوسیالیستی شوروی همچنان دامنگیر جمهوری های سابق شوروی می باشد و فدراسیون روسیه احتمالا یکی از بدترین نمونه های آنست.
یکه تازی پوتین در صحنه سیاست داخلی روسیه و فرونشاندن صداهای مخالف با توسل به روشهای مستبدانه توسعه و رشد نهادهای دموکراتیک در روسیه را کند و باردیگر قدرت را در یک فرد متمرکز ساخته است. همینطور، رویای پوتین برای احیای عظمت امپراطوری روسیه، از جمله تحت لوای اتحادیه گمرکی جمهوری های مشترک المنافع، نیز مزید بر علت شده و روسیه را از مسیر اصلاحات درونی و رشد قانونمدارانه منحرف نموده. بعلاو، تداوم و بقای مجموعه جمهوری های مشترک المنافع به میزان زیادی درگرو روابط اوکراین و روسیه خواهد بود. روسیه از دست رفتن اوکراین را به مثابه ضربه ای مهلک به حیثت و وزنه خود تجربه خواهد کرد. باتوجه به این تفاصیل، اوکراین را باید خط قرمز روسیه در اروپای شرقی به حساب آورد که پوتین ظاهرا از دست دادن آنرا به هیچوجه برنمی تابد.

ب – گسترش لگام گسیخته اتحادیه اروپا

گسترش مداوم و بی محابای اتحادیه اروپا و در پی آن استقرار ناتو در مناطق نفوذ سنتی روسیه به روشنی ناخشنودی شدید روسیه را به دنبال داشته و بی ملاحظگی بیش ازحد در این خصوص می تواند به بحرانهای جدی مثل گرجستان و بحران فعلی اوکراین دامن بزند.
قول و وعده های (بعضا) رایگانی که اتحادیه اروپا و غرب در مورد کمک به احیای اقتصادی و حمایت از اینکشورها در صورت پیوستن به غرب می دهند، غالبا امیدهایی غیرواقعی در رهبران و مردم اینکشورها به وجود می آورد که گاهی به جای حل بحران به تشدید آن منجر می شود.
حمایت مالی و اخلاقی از جانب غرب ممکن است اوکراینی ها را شاد سازد، اما کافی برای احیای اقتصاد بیمار اوکراین و تضمین ثبات آنکشور نخواهد بود.
بعلاوه، خود اتحادیه اکنون مثل سابق مشتاق پذیرفتن اقمار سابق شوروی نیست. باربارا فون او- فریتاگ، مشاور دولت آلمان درمورد روسیه از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ درباره عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا چنین نظری داده است: “… عضویت کشوری مثل اوکراین در اتحادیه اروپا، که هنوز در فساد بازمانده از عصر شوروی دست و پا می زند، امری کلا غیرواقع بینانه است” (۵ ).
از طرف دیگر، واردکردن اوکراین به اتحادیه اروپا این خطر را دارد که حدود ۱۴ ملیون روسی زبان سکنه شرق اوکراین (ازمجموع ۴۶ ملیون نفر جمعیت) را، که بیشتر متمایل به مسکو هستند تا اتحادیه اروپا، رنجیده خاطر و ناراضی گرداند.

ج – گسلهای ژئوپولیتیک

بحث بالا ما را به مساله دوراهیی که اوکراین و کشورهای باصطلاح “حایل” با آن مواجه هستند می کشاند. اوکراین کشوری در میان حوزه های نفوذ قدرتهای جهانی است. چنین کشوری برای بقا و ثبات خود چاره ای جز حفظ موازنه ای حساب شده در سیاست خارجی خود نسبت به این قدرتها ندارد. روسیه بزرگ ترین شریک تجاری اوکراین است و این کشور برای تامین منابع انرژی خود تقریبا به طور کامل به روسیه وابسته است. حمایت مالی و اخلاقی- سیاسی غرب ممکن است بسیاری از اوکرایین ها را شاد سازد، اما کافی برای احیای اقتصاد ورشکسته او نخواهد بود. همانطور که …، سفیر سابق ایالات متحده در شوروی سابق اظهار داشته، “امکان ندارد که اوکراین، به دلیل تاریخ، موقعیت جغرافیایی و پیوندهای طبیعی و اقتصادی اش با روسیه، بدون روابط دوستانه یا حداقل، رابطه غیرخصمانه با آنکشور، به کشوری متحد، باثبات و مرفه تبدیل گردد (۶).
درواقع، کشورهای حایل که در تقاطع تمدنها و فرهنگها یا گسلهای ژئوپولتیک قراردارند، برای ادامه بقا و ثبات خود به یک معنی بار حفظ موازنه و صلح منطقه ای و یا حتی جهانی را هم باید به دوش بکشند. لکن، قدرتهای محاط، به عکس، در صورت بروز رویارویی جدی بین خودشان به راحتی می توانند این کشورها را قربانی منافع خودشان کنند، چنانکه در مورد گرجستان اینکار را کردند.

مساله اساسی اینجاست که موقعیت ژئوپولیتیک اینکشورها طوری است که تلاش آنها برای برقراری نظام دموکراتیک در کشور به طرز چاره ناپذیری به منافع و رقابتهای قدرتهای بزرگ گره می خورد. این وضعیت کار رهبران سیاسی اصلاح طلب را در این دسته از کشورها را به میزان قابل توجهی مشکل (و پیچیده) می سازد، اما البته، نه غیرممکن.
چنانچه در روسیه نظامی مردمسالار به جای دولت پوتین برسرکار بود، اصلاحات اجتماعی و اقتصادی در اینکشورها آسانتر و بسیاری از مشکلات روسیه نیز، ازجمله نگرانی های استراتژیک مشروع آن، امکان حل وفصل سهلتری می یافتند. اما، واقعیت اینست که نمی دانیم آیا زمانی نظامی قانونمدار عاری از فساد در روسیه برقرار خواهد شد یانه. می توانیم به وقوع چنین امری در آینده امیدوار باشیم، اما این انتخابی است که نهایتا مردم روسیه باید به عمل آورند. به هرتقدیر، عقل سلیم حکم می کند که تاآنزمان همه طرفهای درگیر واقعیت روسیه را آنچنانکه هست بپذیرند. توجه شود که پذیرفتن واقعیت به معنای صحه گذاشتن برآن نیست. شیوه ایست برای به حداقل رساندن عوامل بازدارنده برای رشد و پیشرفت ورفاه عمومی. راه حلها و مسیرهای رشد می تواند همزمان شامل شیوه های قانونمدار برای نیل به عدالت سیاسی و اقتصادی و یک سیاست خارجی باشد که همسایه قدرتمندی مثل روسیه را به خصومت وا ندارد. این چالشی است که رهبران این کشورها باید به آن پاسخ گویند.

نهایتا، موافقت نامه ای بین المللی که طی آن تمامیت ارضی اوکراین و حقوق استراتژیک مشروع فدراسیون روسیه در کریمه، طبق هنجارها و عرف حقوق بین الملل، توسط همه طرفهای درگیر تضمین شده باشد، می تواند به بحران موجود خاتمه داده و اوضاع را به حالت عادی برگرداند.

۲۳ اسفند ۲۰۱۴

پیوندها:
۱٫ www.mirror.co.uk
۲٫ www.presstv.com
۳٫ rt.com
۴٫ احتمالا وینستون چرچیل.
۵٫ www.bloomberg.com
۶٫ jackmatlock.com

تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد
بازنشر مقالات با ذكر مأخذ آزاد است