اقبال اقبالی: هفت تپه، چالش شیخ، شاه، چپ قومگرا و زمینه صعود سوسیال دمکراسی


اندیشه و مشی سیاسی تا هنگامی می تواند پیشرو بماند که خود را در کوره پراتیک اجتماعی صیقل دهد. مرگ اندیشه و مشی سیاسی با رکود و ایستائی در نقد آن در پراتیک اجتماعی آغاز می شود. بازبینی، بازتعریفی، نقد دیالکتیکی و بروز (ابدیت) شدن، نیروی محرکه پیشرفت بوده و اختلال در این پروسه، دیر یا زود به ارتجاع می انجامد.

با تاکید بر اهمیت نقد دیالکتیکی با شاقول پراتیک اجتماعی، به وضعیت مشخص می پردازم. پا در زمین نقد اندیشه ها و مشی های سیاسی در ایران و بویژه خوزستان می نهیم. سه نگرش اندیشه و مشی سیاسی در امروز ایران در جدال هستند.

۱) سیاست اسلام سیاسی و حفظ سلطه اسلام بر ایران و ایرانیان. این اندیشه و سیاست در سطح جهانی به شکست رسیده و در ایران آبروباخته تر و منفورتر شده است.

۲) مشی سیاسی ملت سازی در ایران، سیاستی است که با گفتار فریبنده، سیاست انشقاق در جامعه بر اساس خون، زبان، تعلقات قبیله ای و قومی را زیر پرچم ایجاد نظام فدرال در کشور دنبال می کنند. کنشگران این مشی سیاسی محافلی در خارج از کشور و طیف ناهمگون از فاشیست های قوم پرست تا کمونیست های دو آتشه که همین سیاست ویرانگرانه را بر پیشانی مرامنامه های خود حک کرده و چپ می گویند (در سخن همسو با دمکراسی) و راست (دوش بدوش فاشست های نژادپرست) عمل می کنند.

۳) اندیشه و مشی سیاسی سوم، کوشش دارد با بر بنیاد تحلیل های مشخص سیاسی، تاریخی و اجتماعی از جامعه ایران و یاری از تازه ترین تجارب انسان امروز، وضعیت را تبیین کرده و راه پیشروی جامعه و کشور را تدارک ببیند. دو اندیشه و مشی سیاسی قومی و ایدئولوژیک (دینی یا سکولار)، از خاستگاه آرمان ها و آرزوهای گذشته های دور موقعیت قبایل حرکت می کنند ویا در اندیشه آینده ای رویائی، جاده را برای فاشیست های قومی پهن می کنند.

در همینجا لازم به یادآوری می باشد که چپ ایدئولوژیک زمانی خم شد تا حکومت اسلامی بر کول او سوار شود و ۴۰ سال جهل و جنایت را به جامعه ما تحمیل کند، اکنون نیز همان چپ ایدئولوژیک دو شقه شده و گروهی آماده اند تا به قوم پرستان و گروه دیگر به شاهپرستان سواری بدهند.

در هفته های اخیر، مبارزات کارگران هفت تپه و .. مردم خوزستان زیگنال های جامعه ایرانی را برای محافل، گروهها و احزاب و کنشگران سیاسی فرستاده که قاعدتن بایستی آنها را بهوش بیاورند.

۱-مبارزات مردم نه قومی، نه نژادی، نه ایدئولوژیک، بلکه از خاستگاه شهروند جامعه ایران و معطوف به کسب آزادی، داد، دمکراسی و لائیسیته است. بنابراین محافلی که بر سر فدرالیسم متشکل شده اند، باید دریابند که مسئله جامعه ایرانی، نه تبارشناسی شهروندان و گروه خونی آنها و آشتی دادن مردم حول یک پیمان نامه قومی – قبیله ای، بلکه ایجاد نظامی بر بنیاد جمهوریت، داد، دمکراسی و لائیسیته برای شهروندان کشور، ورای تعلقات تباری، دینی و ایدئولوژیک آنهاست.

در شرایط ایران کنونی تنها دشمنان آزادی، دمکراسی و ملت کوشش می کنند تا مبارزات سیاسی، اجتماعی مردم را به بیراهه های قومی – دینی بکشانند و با شکاف در همبستگی ملی، آب به آسیاب حکومت اسلامی بریزند.

اگر قومپرستان و چپ های سنتی از شعار حق تعیین سرنوشت خلق ها سخن بگویند، و نیروئی باشد که از آنها شنوائی داشته باشد، صفوف کارگران هفت تپه، اهواز … از هم خواهد گسست و مبارزه مشترک به جنگ علیه یکدیگر تغییر خواهد کرد.

۲- تئوری سیاسی “فدرالیست”ها به دلیل خصلت ارتجاعی آن، به آشفتگی در میان مردم دامن می زند و مانع ایجاد همبستگی ملی جامعه ایرانی می باشد. این اندیشه سیاسی نه پایگاهی در جامعه دارد و نه می تواند کسب کند.

مبارزات کارگران هفت تپه که بسرعت از پشتیبانی فولاد اهواز، کارگران کردستان، دانشجویان تهرات، شمال و .. برخوردار شد، به مبارزات شهروندان ارتقاء یافته است. حرکت هفت تپه ادامه مبارزات شهروندان ایذه در بهمن ۱۳۹۶ و پاک کردن شهر از حضور نیروی وابسته به حکومت اسلامی (هرچند کوتاه مدت) و در شکل دیگری می باشد. مردم در پراتیک اجتماعی خود به نفی حکومت اسلامی و اداره شورائی رسیده اند. مطالبات کارگران هفت تپه و مردمان آن دیار در حکومت اسلامی تحقق پذیر نیستند و دستیابی به آنها مشروط به براندازی رژیم اسلامی است.

هنگام آن است که حکومت اسلامی را بشیوه “هفت تپه ای” ها در محیط کار و به سبک “ایذه ای ها” در محیط زیست بچالش کشید. یعنی خلع قدرت از حکومت را از بدنه آن آغاز کرد و در تداوم خود، هسته های اصلی هرم را محاصره و ستاد رهبری نظام را بر سر دوراهی تسلیم یا انقلاب گذاشت.

کارگران هفت تپه از اداره شورائی سخن گفتند و این شعار ناقص و آسیب پذیر است. در شرایط کنونی باید گامی فراتر رفت و حرکت خود را در مدار مبارزه سراسری سیاسی، اجتماعی و ملی تبیین کرد. نهادهای (مهستان های) خودمدیریت دمکراتیک و لائیک در سطوح گوناگون کارخانه ها، ادارات، محلات، شهرها و استان ها، ابزارهای فلج کردن حکومت اسلامی، تدارک قدرت از درون جامعه و پیشروی برای سازماندهی نظم نوین هستند. در جامعه ای که قرار است بر بنیاد اراده اکثریت اداره شود و رهبری سیاسی هیچ طبقه، قشر، مذهب و ایدئولوژی جایگزین اراده شهروندان کشور نگردد (جمهوری خودمدیریت پارلمانی لائیک دمکراتیک)، نهادهای خودمدیریت دمکراتیک لائیک سامانه های تشکل جامعه شهروندی بوده که اقشار گوناگون مردم را در دل خود جای داده و با مرزهای روشن با حکومت دینی، قومی و استبدادی، بستر همبستگی و شکوفائی ملی را فراهم می سازند.

جوامع بشری قرن بیست و یکم، تجارب سوسیالیزم آمرانه، شوراهای حزبی، بوروکراتیک، ایدئولوژیک و اسلامی را پشت سر نهاده و اکنون ما در عصر پاسخگوئی سوسیال دمکراتیک و لائیک به نیازهای جوامع بشری قرار داریم و باید سامانه متناسب با شرایط کنونی را انتخاب کنیم تا بری از کاستی های شوراهای آمرانه و پوپولیستی باشد.

۳-هفت تپه تبلور “جنبش اقدام در خیابان”

مطلوب ترین شکل گذر از رژیم اسلامی، برچیدن نقشه مند و هدفدار آن توسط نهادهای قوام یافته سیاسی – اجتماعی خودمدیریت لائیک و دمکراتیک است.برای نهادینه سازی دمکراسی در جامعه، بایستی بر بخش آگاه جامعه بعنوان موتور براندازی حکومت اسلامی و استقرار جمهوری ایران، سرمایه گذاری سیاسی کرد.

وجوه مشخصه این بخش را می توان چنین تبیین کرد که؛ نه به دنبال جنبش های پوپولیستی آرمانگرایانه ایجاد جامعه توحیدی، کمونیستی و قومی روان می شود و نه تسلیم شرایط بیدادگرانه می گردد. کوشش آن ناظر بر مبارزه بی وقفه برای کسب و تعمیق آزادی و دمکراسی در جامعه و بموازات آن دامن زدن به فرهنگ و ارزش ها و کاربرد سیاست های سوسیال در جامعه برای سازندگی و ارتقاء زندگی شهروندان است.

جنبش اقدام در خیابان از کف کارخانه، اداره، محله و خیابان آغاز می کند و سیاست سوسیال و لائیک دمکراتیک میهن دوستانه را برای بنای دنیای بهتر پیگیری می کند. در شاهراه آزادی ایران و ایرانیان، بدون تردید از پشتبانی همفکران جهانی خود بهره خواهد برد. زیرا پیکار برای زندگی بهتر، در همراهی و همسوئی با کاروان جهانی میسر است.

مردم در خیزش دیماه ۱۳۹۶ و همچنین مبارزات کارگران و مردم هفت تپه، اهواز و .. مهر باطل بر سه اندیشه و مشی سیاسی شیخ و شاه و چپ قومگرا کوبیدند و در پراتیک اجتماعی نشان دادند که نه تنها از شیخ و شاه، بلکه از کمونیست های قومگرا هم ۱۰۰ سال جلوتر هستند.

ما اکنون به دوره اقدام برای تغییر و سازندگی از خاستگاه سوسیال دمکراتیک در ایران گام گذاشته ایم. نیروی سوسیال دمکراسی که عمدتن در طیف جمهورخواهان لائیک دمکرات قرار دارند، اکنون از این شانس برخوردار هستند تا پوپولیسم چپ، راست و فاشیسم دینی و قومی را نقد کنند و جامعه را برای پذیرش برنامه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سوسیال دمکراتیک آماده سازند.

ما که از خانواده چپ آمده ایم و جامعه ما که زخم های پیامدهای ۴۰ ساله جنبش ارتجاعی پوپولیسم اسلامی را بر تن دارد، شوربختانه هنوز از مقاومت بقایای پوپولیسم رنج می بریم. هنوز گروه های هستند که برنامه استقرار سوسیالیسم در یک کشور تا خرخره گرفتار در عقب ماندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در تخیلات خود می پرورانند. استعداد آنها در تقسیم عادلانه فقر، عقب ماندگی و اعمال اراده بوروکرات های حزبی بنام طبقه کارگر است.

ما می توانیم با تبیین سیاسی مطالبات مشترک جنبش های مختلف سیاسی – اجتماعی در جامعه، کوشش کنیم تا بیانگر شعور سیاسی بخش پیشرو جامعه ایرانی باشیم و شور آزادیخواهی را بسمت پذیرش برنامه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی سوسیال دمکراتیک جهت دهیم و شانسی به پوپولیسم برای به انحراف بردن مبارزات مردم ندهیم. از سوی دیگر با پی ریزی سامانه “جبهه سیاسی جمهورخواهان دمکرات و لائیک” و “جنبش اقدام در خیابان”، بستر روشنگری، سازماندهی و همبستگی ملی برای براندازی حکومت اسلامی و ساختن ایران نو را مهیا کنیم.

مبارزات جاری شهروندی در ایران، سیاست های شیخ، شاه، چپ ایدئولوژک و چپ قومگرا را بچالش کشیده و مساعدترین بستر برای قدرت گیری سوسیال دمکراسی در ایران فراهم شده است. زمان را دریابیم!

۰۷٫۱۲٫۲۰۱۸

اقبال اقبالی

تنها مطالب و مقالاتی که با نام جبهه ملی ايران - ارو‌پا درج ميشود، نظرات گردانندگان سايت ميباشد
بازنشر مقالات با ذكر مأخذ آزاد است