به بهانه انتخابات فرمايشى و غير دموكراتيك پيش رو در ايران- كاووس ارجمند


اى قوم به حج رفته كجائيد كجائيد
معشوق همين جاست بيائيد بيائيد
گر صورت بى صورت معشوق ببينيد
هم خواجه و هم خانه و هم كعبه شمائيد
ده بار از آن راه بدان خانه برفتيد
يك بار از اين خانه بر اين بام بر آييد
آن خانه لطيف است نشان هاش بگفتيد
از خواجه آن خانه نشانى بنمائيد
يك دسته گل كو ، اگر آن باغ بديديد ؟
يك گوهر جان كو ،  اگر از بحر خدائيد؟
با اين همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس كه بر گنج شما ، پرده شمائيد
مولانا ( ديوان شمس)
من از درياى بى كران دانش مولانا همواره توشه ها بر  مى گيرم و بويژه در اين نوشتار كه او حال و هوا و حكومت شريعتمداران و ريا كارى آنها را در بهره كشى و فريب مردم عامى با ابزار دين در نزديك به هزار سال پيش چنان فيلسوفانه و شفاف به نقد مى كشد  و به سخره نيز مى گيرد كه گوئى شرائط امروز مردم ايران را در دوره پست مدرنيسم  بيان مى كند و گلايه دارد.
اين روز ها تنور انتخابات نمايشى و فرمايشى ” اين قوم به حج رفته ” در ايران بسيار گرم و شعله ور است و به نوعى مردم نيز به هيجان تازه همسو گرديده اند ، شوربختانه مردم ايران در گردابى گرفتار آمده اند كه بسيار نفس گير و طاقت فرساست و براى رها شدن از اين گرداب آنها همواره به بى تدبيرى و بلاتكليفى روى آورده و مى آورند، و اين  به جاى چاره انديشى و رهائى از اين گرداب و نيستى است !!!  .
در هر دوره از انتخابات ، حاكميت با فريب كارى از يكى از ابزارهاى كشورهاى دموكراتيك  و متمدن يعنى  ( انتخابات ) سود مى جويد ولى با فريبكارى  كامل آنرا به يك خيمه شب بازى تبديل مى كند و مردم را به پاى صندوق هاى رآى مى كشاند و هر بار و پس از هر انتخابات مردم از نتيجه كار غمگين و دل افسرده مى گردند و حتا خود را سرزنش مى كنند ولى ريا كارى حاكمان به اندازه اى گشاد و فراخ است كه هر بار رژيم از همين شگرد هاى فريب كارانه براى پايدارى خود بهره مى گيرد و مردم نيز هر باره در دام فريب و ريا كارى  گرفتار مى آيند و به پاى صندوق ها مى روند و رژيم نيز اين زد و بند هاى پشت پرده را بزك مى كند و به جهانيان مى گويد اين مردم هستند كه نظام را نگهداشته اند و انتخاب خود مردم است و ما از ملت و در انتخابات كاملآ آزاد پشتيبانى مى شويم و دوباره و چند باره در بر همان پاشنه مى چرخد و كشور در بن بست دائم گرفتار مى آيد ، لذا به باور من انتظار بهبودى در اينگونه شرائط يك انتظار بيهوده است و اين اشتباه بزرگ مردم ايران مرا به ياد شعر مشهور سعدى شيرازى بنام ( مور و طاس لغزنده ) مى اندازد كه درست شرح حال و روزگار مردم امروز ايران است .
داستان ” طاس لغزنده ” چنين است كه موريا نه اى وجود دارد بنام لغزنده كه يك حفره قيفى شكل در خاك بسيار نرم و يا ماسه مهندسى مى كند و خودش نيز در ته طاس قيفى شكل در كمين مى نشيند و مور بيچاره اى كه از آن نزديكى گذر مى كند ليز مى خورد و در ته طاس قيفى شكل مى افتد و مور هرچه تلاش مى كند تا از دام خود را رها كند بيشتر در ماسه فرو مى رود و خوراك موريا نه مى شود ، در حاليكه به گفته سعدى شيرازى :
چو در طاس لغزنده افتاد مور
رهاننده را چاره بايد نه زور
و اشاره سعدى شيرازى به اين نكته بسيار مهم است ، سعدى مى گويد زمانى كه ما در گردابى گرفتار آمده ايم بايد بجاى آنكه به هر ريسمانى براى رهائى خود  از آن گرداب چنگ بزنيم ، ابتدا بايد انديشه كنيم و  با خرد راه حل اساسى براى برون رفت از بحران را بيابيم و گرنه مرگ تدريجى و نيستى اجتناب نا پذير خواهد بود . لذا نتيجه گيرى من از پند و اندرز سعدى در اين مرحله از تاريخ حساس و پر تنش كشورمان اين است كه ما بايد بدنبال راهكار خردگرايانه و اساسى باشيم و نه سر خود را به در و ديوار بكوبيم و يا چنان تسليم قضا و قدر گرديم كه رشته تدبير از دست ما خارج گردد . و يكى ديگر از بيچارگى هاى مردم ايران آنست كه تعدادى بعنوان روشنفكر چپ گرا ، ملى مذهبى و محافظه كارانى كه بدنبال لفت و ليس هاى اقتصادى  هستند مانند دكتر امير احمدى و باند او با فوكول و كراوات و با گستاخى در تهران ظاهر و كانديد مى شوند و مردم را به حمايت از رژيم  تشويق مى كنند و يا در لباس استانيليست هاى ديروز و رفورميست هاى امروز مانند آقاى فرخ نگهدار و يا روزنامه نگار رژيم شاهنشاهى و روزنامه نگار رژيم اسلامى ” آقاى مسعود بهنود ” در ايستگاه هاى سخن پراكنى BBC , راديو فردا ، صداى آمريكا و ديگر رسانه هاى غربى ميز گرد مى گذارند و به مردم پيشنهاد مى كنند كه به اصلاح طلب ها رآى بدهيد و اگر اين كار را نكنيد آدم هائى چون رئيسى و يا قالى بأف خواهند آمد و روزگار شما بسيار سخت تر از اين خواهد شد.
به هر روى اختيار با خود مردم ايران است كه در انتخابات شركت كنند و يا نكنند و من بنام يك سكولار دموكرات مصدقى و طرفدار پرهيز از خشونت براى رسيدن به دموكراسى در ايران بر اين باور هستم كه راه كنار زدن حكومت اسلامى از قدرت تنها از راه صندوق رآى و انتخابات آزاد امكان دارد ولى نه در اين نظام ولايتى و كاملآ بسته ،قبيله اى و غير دموكراتيك و به باور من كنار زدن حكومت اسلامى و از راه دموكراسى مستقيم ( رفراندوم و يا همه پرسى)  و زير نظر سازمان ملل و نهاد هاى بين المللى امكان پذير است و ديگر راه هاى انقلابى و يا درخواست از بيگانگان براى لشكر كشى به ايران و زير هر نام حركتى ضد ملى و خروجى آن يا از نوع حكومت هاى پينوشه در شيلى است و يا جنگ داخلى و تجزيه ايران كه به باور من هيچ ايرانى ميهن دوست و دموكرات خواهان آن نيست .
شركت در رفراندوم براى كنار زدن حكومت اسلامى آرى ، ولى شركت در انتخابات فرمايشى و انتخاب ميان بد و بد تر هر گز.
اهورا مزدا سرزمين ايران را از دروغ ، جنگ و خشكسالى بپا
سنگ نوشته داريوش بزرگ در تخت جمشيد
كاووس ارجمند ١١ ماى سال ٢٠١٧
سوئد
  Twitter        Facebook        Google+        Balatarin        نسخه چاپی نسخه چاپی
تنها مطالب و مقالاتي که با نام جبهه ملي ايران - ارو‌پا درج ميشود نظرات گردانندگان سايت ميباشد